تبليغاتX
دریا
دریا
 

دو خط موازى زاییـده شدند . پسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید. آن وقت دو ‏خط موازىچشمشــان به هم افتاد. و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد. و مهر یکدیگر را در ‏سینه جای دادند. خط اولى گفت:ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی ‏از هیجان لــرزید. خط اولی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ‎ .‎
من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم ،یا خط کنار ‏یک نردبام. خط دومی گفت: من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ ‏شوم ،یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خـــلوت‎.‎
خط اولی گفت: چه شغل شاعـــرانه اى. و حتمأ زندگی خوشی خواهیــم داشـت‎.‎
در همین لحظه معلم فریاد زد: دو خط موازی هرگز به هم نمىرسند و بچه ها تکرار ‏کردند: دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند‎.‎
دو خط موازی لـرزیدند. به همدیگــر نگـاه کردند. و خط دومی پقی زد زیر گریـه‎ .‎
خط اولی گفت: نه این امکان ندارد . حتمأ یک راهی پیدا میشود .خط دومی گفت: ‏شنیدی که چه گفتند؟ هیچ راهی وجود ندارد. ما هیچ وقت به هم نمی رسیم. و دوباره ‏زد زیر گریه. خط اولی گفت: نباید نا امید شد. ما از این صفحه کاغذ خارج می شویم و ‏دنیا را زیر پا می گذاریم. بالاخره کسی پیدا میشود که مشکل ما را حل کند. خط دومی ‏آرام گرفت. و اندوهنک از صفحه کاغذ بیرون خزید. از زیردر کلاس گذشتند. و وارد حیاط ‏شدند. و از آن لحظه به بعد سفرهای دو خط موازی شروع شد. آنها از دشتها ‏گذشتند ..... ، از صحراهای سوزان ..... ، از کوههای بلند ..... ، از دره های عمیق .......، ‏از دریاها ....... ،از شهرهای شلوغ‎.....‎
سالها گذشت ؛
و آنها دانشمندان زیادی را ملاقات کردند. ریاضیدان به آنها گفت: این محال است.هیچ ‏فرمولی شما را به هم نخواهد رساند. شما همه چیز را خراب میکنید. فیزیکدان گفت: ‏بگذارید از همین الآن نا امیدتان کنم. اگر می شد قوانین طبیعت را نادیده گرفت، دیگر ‏دانشی به نام فیزیک وجود نداشت. پزشک گفت: از من کاری ساخته نیست، دردتان بی ‏درمان است. شیمی دان گفت: شما دو عنصر غیر قابل ترکیب هستید. اگر قرار باشد با ‏یکدیگر ترکیب شوید ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد. ستاره شناس ‏گفت: شما خودخواه ترین موجودات روی زمین هستید. رسیدن شما به هم مساوی ‏است با نابودی جهان. دنیا کن فیکون می شود . سیـارات از مدار خارج می شوند. کرات با ‏هم تصادم میکنند. نظام دنیا از هم می پاشد . چون شما یک قانون بزرگ را نقض کرده ‏اید. فیلسوف گفت: متاسفم... جمع نقیضین محــال است‎.‎
و بالآخره به کودکی رسیدند. کودک فقط سه جمله گفت: شما به هم میرسید. نه در ‏دنیاى واقعیات. آن را در دنیاى دیگری جستجو کنید...... دو خط موازی او را هم ترک کردند. ‏و باز هم به سفرهایشان ادامه دادند. اما حالا یک چیز داشت در وجودشان شکل میگرفت. ‏‏«آنها کم کم میل به هم رسیدن را از دست میدادند.» خط اولی گفت: این بی ‏معنی است. خط دومی گفت:چی بی معنی است؟ خط اولی گفت:این که به هم ‏برسیم. خط دومی گفت: من هم همینطور فکر میکــنم. و آنها به راهشان ادامه دادند‎.‎
یک روز به یک دشت رسیدند. یک نقاش میان سبزه ها ایستاده بودو نقاشی میکرد.خط ‏اولی گفت:بیـا وارد آن بوم نقاشی شویم و از این آوارگی نجات پیــدا کنیم‎.‎
خط دومی گفت: شاید ما هیچوقت نباید از آن صفحه کاغذ بیرون می آمدیم. خط اولی ‏گفت:در آن بوم نقاشی حتمأ آرامش خواهیم یافت. و آن دو وارد دشت شـدند.روی دست ‏نقاش رفتند و بعد روی قلمش. نقاش فکری کرد و قلمش را حرکت داد‎.‎
و آنها دو ریل قطار شدند که از دشتی می گذشت. و آنجا که خورشید سرخ آرام آرام ‏پایین می رفت ، سر دو خط موازی عاشقانه به هم میرسید‏‎.‎

 

و یه کامنت:


زیبا بود ولی از نظر اقلیدوس

هندسی اقلیدسی از بی رحم ترین هندسه هاست !! چرا که در آن هیچ وقت دو خط موازی به هم نمی رسند !!!

ولی در هندسه تا اقلیدسی نظیر
هندسه ریمانی یا هندسه محدب
ویا
هندسه لپاچسفکی یا هندسه مقعر

همیه خطوط موازی همدیگر رو قطع می کنند !! در واقع باید قطع کند چرا که در این صورت نظام هستی دچار تناقض و تلاطم و در نهایت از هم پاشیدگی خواهند شد ...



پس ای خطوط موازی عاشق هم بشوید و بدانید که روزی به هم خواهید رسید .

 

عشق حقیقی

 


نوشته شده در تاريخ سه شنبه نهم تیر 1388 توسط دریا
 

نماز جمعه نرفته بودیم که رفتیم
به خطبه های آقا با دقت گوش نداده بودیم و هیس هیس نکرده بودیم که دادیم و کردیم
سر پشت بوم الله اکبر نگفته بودیم که گفتیم
توی قرآن و حوادیث دنبال فکت نگشته بودیم که گشتیم
در مراسم سالگرد شهدای هفتم تیر شرکت نکرده بودیم که کردیم
از کنار پسر بهشتی ایستادن احساس دلگرمی نکرده بودیم که کردیم
با شعار "بهشتی، کجایی، موسوی تنها شده" شُر شُر اشک نریخته بودیم که ریختیم
از وسط 2000 نفر آدم به خون تشنه با اعتماد به نفس و نگاه عاقل اندر سفیه رد نشده بودیم که شدیم
باتوم نخورده بود توی سر و پشت گردنمان.. که خورد.

نوشته شده در تاريخ دوشنبه هشتم تیر 1388 توسط دریا
 

اثبات کمی و کیفی تقلب در انتخابات

 

خلاصه گزارش چتم هاوس
   
چتم هاوس، موسسه غیر وابسته امور بین الملل بریتانیا در گزارشی به تحلیل نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بر مبنای آمار اعلام شده از سوی وزارت کشور پرداخته است.
این گزارش به سرپرستی علی انصاری، مدیر مرکز مطالعات ایرانی دانشگاه سنت اندروز و با همکاری دانیل برمن و توماس رینتول از همین مرکز تهیه شده است.
این گزارش بر مبنای آمار استان به استان اعلام شده وزارت کشور در دو انتخابات اخیر ریاست جمهوری و آمار رسمی مرکز آمار ایران در سال 2006 تهیه شده است.
گزارش این موسسه تحقیقاتی بریتانیا می گوید که در دو استان مازندران و یزد که از آنها به عنوان دو استان محافظه کار یاد کرده، درصد مشارکت مردم بیش از صد درصد گزارش شده است.
در سطح استانی نیز هیچ ارتباطی میان افزایش مشارکت با چرخش آرا به سوی محمود احمدی نژاد دیده نمی شود که این مساله، تصور موجود مبنی بر پیروزی آقای احمدی نژاد با حضور گسترده اکثریت خاموش محافظه کار را با چالش مواجه می کند.
طبق این گزارش، در یک سوم استان ها، نتایج رسمی اعلام شده نیازمند آن است که آقای احمدی نژاد نه تنها آرا تمام محافظه کاران دور قبل، بلکه آرا میانه روها و تمام رای دهندگان جدید را علاوه بر 44 درصد آرا رای دهندگان اصلاح طلبان را به دست آورده باشد.
 این گزارش می گوید در سال 2005، به مانند سال 2001 و سال 1997 کاندیداهای محافظه کار و به خصوص محمود احمدی نژاد آشکارا در مناطق روستایی فاقد محبوبیت بود. این که نواحی روستایی همواره به محافظه کاران رای می دهند، یک توهم است. این ادعا که امسال هم آقای احمدی نژاد بیشتر آرای مناطق روستایی را از آن خود کرد، بر خلاف این داده ها است.
بی نظمی ها در میزان مشارکت آرا
در دو استان میزان مشارکت فراتر از صد درصد است و در چهار استان نیز این میزان بالای نود درصد گزارش شده است. هیچ ارتباطی میان افزایش تعداد شرکت کنندگان و چرخش آرا به سمت آقای احمدی نژاد دیده نمی شود.
در سال 2005 و در انتخابات آن دوره، شکافی میان میزان مشارکت دیده می شد. در هفت استان ایران میزان مشارکت زیر شصت درصد و در ده استان بالای هفتاد درصد بود. در سال 2009 تنها دو استان زیر زیر هفتاد درصد است و 24 استان دیگر بالای هشتاد درصد گزارش شد. با این آمار تفاوت های منطقه ای در میزان مشارکت دیگر دیده نمی شود.
طبق گزاش چتم هاوس، ارتباط چشمگیری میان افزایش مشارکت مردم در انتخابات در یک استان و چرخش آرا به سمت آقای احمدی نژاد دیده نمی شود. فقدان این ارتباط باعث می شود تا این استدلال که آرا اکثریت محافظه کاران خاموش باعث پیروزی محمود احمدی نژاد شده، با مشکل رو به رو شود.
این گزارش می گوید در مورد آمار اعلام شده نیز نگرانی هایی وجود دارد. در دو استان یزد و مازندران، نتایج اعلام شده نشان می دهد که آرا به صندوق ریخته شده در روز انتخابات، بیشتر از میزان واجدان شرایط است و در چهار استان میزان مشارکت بیش از نود درصد است.
این گزارش می افزاید در کشوری که استفاده از رای مردگان مرسوم است، استفاده از شناسنامه متوفیان برای ریختن رای بیشتر به صندوق ها به صورت گسترده در جریان است. این امر مشکل ساز است اما غیر منتظره نیست. چنین مشکلی با احمدی نژاد شروع نشده است.
رای احمدی نژاد از کجا آمد؟
گزارش چتم هاوس می گوید طبق آمار رسمی اعلام شده، آقای احمدی نژاد در این انتخابات سیزده میلیون رای بیشتر از دوره پیش به دست آورده است.
با فرض اینکه او توانسته تمامی 11.5 میلیون رای سال 2005 خود را نگه دارد، این سیزده میلیون رای اضافی از سه منبع می تواند به دست آید.
حدود 10.6 میلیون شهروندی که در سال 2005 رای ندادند اما در این انتخابات شرکت کردند.
6.2 میلیون نفری که در انتخابات دور پیش به رفسنجانی رای دادند.
10.4 میلیون نفری که در دور پیشین انتخابات به نامزدهای اصلاح طلب رای دادند.
برای اینکه این آمار اعلام شده درست باشد، آقای احمدی نژاد باید تمام رای دهندگان جدید را به خود جذب می کرد، آرای هاشمی رفسنجانی را به خود اختصاص می داد و 44 درصد آرا رای دهندگان به اصلاح طلبان در دوره پیش را از آن خود می کرد.
طبق گزارش چتم هاوس، این نکته حائز اهمیت است که در برخی از استان ها، مهدی کروبی، روحانی اصلاح طلب در سال 2005 رای بالایی به دست آورد و آمار اعلام شده دولتی حاکی از آن است که حامیان دور پیشین او این بار به او یا آنگونه که انتظار می رفت به میرحسین موسوی رای نداده اند و به آقای احمدی نژاد متمایل شده اند.
برای بسیاری از اصلاح طلبان این وضعیت غیر محتمل است. مهدی کروبی یک اصلاح طلب شناخته شده و معروف است و دیدگاههایی بر خلاف آقای احمدی نژاد در مسایل سیاسی، فرهنگی، آزادی ها، مدیرین اقتصادی و سیاست خارجی دارد.
آیا مناطق روستایی نشین از احمدی نژاد حمایت می کنند؟
اگرچه بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که قبل و پس از انتخابات اخیر آقای احمدی نژاد در مناطق روستایی محبوب و پرطرفدار بوده اما آمار انتخابات سال 2005 این امر را نشان نمی دهد. بلکه آمار انتخابات دور پیش نشان می دهد که آقای احمدی نژاد رای خود را در آن سال عمدتا از مناطق شهری و حومه شهری به دست آورد.
طبق گزارش چتم هاوس، آمار نشان می دهد که بر خلاف آنچه رسانه های غربی می گویند روستانشینان، هوادار محمود احمدی نژاد نیستند. بسیاری از جمعیت روستایی ایران ترکیبی از اقلیت های قومی است. لرها، بلوچ ها، کردها و اعراب از جمله این اقوام هستند.
 این قومیت های ایرانی یا معمولا به نفع نامزدهای اصلاح طلب رای داده و یا به فردی از قوم خود رای داده اند. رای آنها در انتخاب خاتمی در سال 1997 و 2001 مهم بود و در سال 2005 نیز عمدتا به مهدی کروبی و مصطفی معین رای دادند.
این گزارش می افزاید در این حال آمار سال 2009 نشاندهنده تغییر ناگهانی در این مساله است. این آمار نشان می دهد که آرا مهدی کروبی که در نواحی قومی پرطرفدار است از میان رفته و حتی در لرستان، زادگاه او آرا او از 440247 در سال 2005 به 44036 در سال 2009 رسیده است و 50.9 درصد آرا به سمت آقای احمدی نژاد چرخش یافته است و او 47.5 درصد آرا اصلاح طلبان در دور پیش را به خود اختصاص داده است.
Complete Report in English
Press Briefing: Iran's Election Turmoil Main
Press Briefing: Iran's Election Turmoil Vido
 خلاصه نتیجه تحقیقات دانشگاه کلمبیا.
آمار و روانشناسی؛ یک تحقیق علمی در بررسی «تقلب» در انتخابات ایران
برند ببر و الکساندر ساکو، دانشجویان مقطع دکترا در رشته علوم سیاسی دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده نتیجه یک تحقیق ریاضی را در مورد انتخابات ایران منتشر کرده‌اند. این تحقیق که در بسیاری از رسانه‌های غربی بازتاب پیدا کرد با روشی تحلیلی، نگاهی به آمار و نیز روان‌شناسی به مواردی اشاره می‌کند که می‌تواند دلیلی برای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری ایران باشد.

این مقاله تحلیلی با اتکا بر دو روش آزموده شده، نتایج انتخابات ایران را بررسی می‌کند و احتمال خطا در آن تقریبا نیم درصد است:

از زمان اعلام پيروزی محمود احمدی نژاد در انتخابات رياست جمهوری ايران اتهام ها در مورد تقلب بزرگ در رای گيری رو به افزايش بوده است. برخلاف نظرسنجی و پيش بينی ها او در شهرهای بزرگ از جمله تهران نيز که محبوبيت چندانی ندارد به پيروزی رسيد. حتی در تبريز و آذربايجان شرقی نيز که استان زادگاه ميرحسين موسوی است رای بالاتری به دست آورد.

از موارد ديگرسوءظن به آرای ناچيز مهدی کروبی در زادگاه اش استان لرستان اشاره می شود. رای نامزد محافظه کاران در انتخابات سال ۲۰۰۵ در اين استان بسيار اندک بود ولی اين بار آقای احمدی نژاد حدود ۷۱ در صد آرا را در اين استان به دست آورده است. نکته مشکوک ديگر اين است که باوجود ترکيب متنوع آرا در استان های مختلف اين بار درصد رای محمود احمدی نژاد در تمام استان ها يکسان است.

تمام اين موارد به وقوع يک تقلب بزرگ و سازمان‌يافته اشاره دارند و بسياری از صاحبنظران احتمال می دهند که نتايج آرا به شکل پنهانی توسط وزارت کشور دستکاری شده است. البته علاوه بر شواهد مطرح شده ما می توانيم بر اساس جمع‌بندی و تحليل سيستماتيک از ارقام وجود تقلب را ثابت کنيم.

محور اول در اين سيستم تحليل ارقام مربوط به نتيجه اعلام شده در رای گيری است، شامل تعداد آرا هر نامزد در هر استان و به خصوص دو رقم آخر در هريک از اين اعداد است. به عنوان مثال اگر آقای کروبی در استان اصفهان ۱۴۵۷۹ رای به دست آورده ما در اين بررسی عددی فقط روی دو رقم آخر که ۷ و ۹ است تمرکز می کنيم.

اين ممکن است کمی عجيب به نظر آيد چون معمولا دو رقم آخر در يک عدد چندين ده هزاری اهميت چندانی ندارد. اما نکته مهم اين است که در يک رای گيری قاعدتا شمار آرا هر حوزه و يا استان می بايست به ارقام متفاوتی ختم شود، مثلا ۱ يا ۲ ، ۳ ، يا هر عدد محتمل ديگر. به اين ترتيب اگر در يک انتخابات شمار آرا اکثر حوزه ها و استان ها به عدد ۵ ختم شود شک زيادی را در مورد تقلب بر می انگيزد.

اما چرا رقم های تقلبی يا ساختگی هميشه متفاوت و عجيب هستند؟ دليل آن اين است که انسانها در جعل ارقام ناشيانه رفتار می کنند. در تحقيقات روانشناسی رفتاری ثابت شده که هر گاه از کسی بخواهيم که ارقامی را به طور نامنظم خلق کند هميشه از برخی اعداد بيشتر از اعداد ديگراستفاده خواهد کرد.

با استفاده از اين سيستم چه نتيجه ای می توان از آرا در انتخابات ايران گرفت؟

 
در آمار رسمی که وزارت کشور ايران منتشر کرده است ميزان رای هريک ازچهار نامزد در ۲۹ استان اعلام شده که در مجموع می شود ۱۱۶ عدد. اين ۱۱۶ عدد بسيار مشکوک به نظر می آيند. در بسياری از موارد رقم آخر اين اعداد ۷ است در حالی‌که تعداد بسيار کمی عدد ۵ در رقم آخر ديده می شود. قاعدتا هر يک از اعداد ۰ تا ۹ بايد در رقم پايانی حدود ده درصد از شمار آرا پديدار شوند. در حاليکه آمار رسمی نشان می دهد که عدد ۷ رقم آخر ۱۷ درصد از اين ارقام است در حاليکه عدد ۵ فقط در ۴ درصد از آمارها رقم آخراست. احتمال بروز يک چنين تفاوتی در ميزان پديداری اعداد در رقم آخر ارقام در انتخاباتی سالم بسيار ناچيز است.

به عنوان مثال در انتخابات رياست جمهوری آمريکا با نگاهی به آرا باراک اوباما و جان مک کين از هر ايالت می توان ديد که تکرار هر عدد در رقم آخر ميزان آرا هر ايالت حداکثر ۱۴ درصد و حداقل ۶ درصد بوده است. قاعدتا در ۷۰ درصد از انتخابات سالم اعداد مربوط به شمارش آرا بايد در يک چنين چارچوبی باشد.

اما اين تمام ماجرا نيست. روانشناسان دريافته اند که انسان ها در خلق ارقامی که حاصل کنار هم گذاشتن دو عدد متناوب نباشد، مثل ۶۴ و يا ۱۷ بسيار ضعيف‌اند و بيشتر اعدادی را تکرار می کنند که دو رقم آن اعداد متناوب هستند مثل ۲۳ و يا ۶۷. برای سنجش اين موضوع ما دو رقم آخر اعدادی را که به عنوان شمارش آراء در هر استان اعلام شده است را بررسی کرده ايم. در حالت عادی که تقلبی نشده باشد و ارقام خود بخود شکل می گيرند قاعتا ۷۰ درصد از دو رقم آخر بايد حاصل کنار هم قرار گرفتن اعداد نامتناوب باشند.

اما در ارقام اعلام شده از سوی وزارت کشور چنين چيزی نيست و فقط ۶۲ درصد از دو رقم آخر اعداد نامتناوب هستند. اين ممکن است با ميزان طبيعی که ۷۰ درصد است فاصله چندانی نداشته باشد اما بايد توجه کرد که يک چنين نتيجه ای فقط در ۴ و ۲ دهم در صد از رای گيری های سالم امکان پذير است.

در آزمون اول ما که به تنوع رقم آخرين اعداد مربوط می شد آرای محسن رضايی از سايرين عجيب تر به نظر می آيد و در آزمون دوم که به فقدان اعداد نا متناوب در دو رقم آخر آمار مربوط می شود، آرای محمود احمدی نژاد ازهمه غير عادی تر به نظر می رسد.

هريک از اين دو آزمون به طور جداگانه شواهدی ارائه می دهند حاکی از اينکه احتمالا آمار منتشر شده توسط وزارت کشور ايران ساختگی و يا دستکاری شده اند. ولی در نظر گرفتن نتايج هر دو سنجش تقريبا شکی باقی نمی گذارد. اين احتمال که در يک انتخابات سالم رقم آخر آمار تا اين حد تکرای باشد و همزمان دو رقم آخر آمارها فاقد ميزان معقولی از اعداد نامتناوب باشد تقريبا نيم درصد است. به عبارت ديگر احتمال سلامت رای گيری و درست بودن آمار تقريبا يک در دويست است.
The Devil Is in the Digits  Columbia University
The Devil Is in the Digits  Columbia University WashingtonPost

 

 

 

برگرفته از یک ایمیل


نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم تیر 1388 توسط دریا

مقدمه

امروزه در جهان روشها و اسلوب متعددی در انجام مراقبه یا مدیتیشن وجود دارد. هرچند در روش و شیوه‌هایی که استفاده می‌شود، تفاوت بین انواع مراقبه دیده می‌شود، ولی در واقع هدف نهایی آنها یک هدف مشترک است و منجر به این می‌شود که در یک نقطه مشترک با هم تلاقی کنند. از این رو توجه به تفاوت آنها در روش چندان اهمیتی ندارد و آنچه بایست مورد توجه قرار گیرد، وحدت باطنی آنهاست. فرد مراقبه کننده یکی از روشها را انتخاب می‌کند و با مهارت پیدا کردن در یکی از این روشها به راحتی می‌تواند شیوه‌های دیگر را نیز بکار بگیرد و از آنها استفاده کند.

اینکه فرد کدام روش را برگزیند و از کدام نوع مراقبه کار خود را شروع کند، هیچ قانون قطعی وجود ندارد. هر روشی که خود فرد شخصا احساس راحتی و اطمینان با آن می‌کند، همان بهترین نقطه شروع است. بعد از مدتی که بطور جدی در آن راه کار شد، می‌توان روشهای دیگر را نیز امتحان کرد. پس مهم نیست کدام روش را برمی‌گزینند، همه آنها در نهایت به یک جا می‌رسند. یکی از استادان عرفان می‌نویسد: « خداوند یکی را با فریاد برمی‌گزیند، دیگری را با آواز و سومی را با زمزمه. »

اما یک راه ساده وجود دارد که اطمینان حاصل کنید، روشی که انتخاب کرده‌اید، برای شما مناسب هست یا نه؟ برای اینکار به احساسات و حالات خود بعد از انجام تمرین توجه کنید (تاثیرات مراقبه). بطور طبیعی بعد از اتمام تمرین باید احساس سر حالی و نشاط بکنید. بعد از تمرین از خودتان بپرسید که حالا نسبت به قبل از انجام مدیتیشن چطورید؟ اگر کاری که می‌کنید، درست باشد و شیوه انتخابی مناسب شخص شما باشد، پاسخ شما سرحالی و نشاط شما را نشان خواهد داد. در غیر این صورت بهتر خواهد بود روشهای دیگر را نیز امتحان کنید.

روش ذهنی در مراقبه

این روش تمریناتی را شامل می‌شود که انسان بیشتر آنها را در مغزش انجام می‌دهد، یعنی بدون حرکات بدنی. البته استفاده از کلمه ذهنی برای این روش به این معنی نیست که اثری روی شرائط فیزیولوژیکی بدن ندارند، بلکه به این لحاظ اصطلاح ذهنی به آن اطلاق می‌شود که در انجام آنها بکار بردن اعضا و ماهیچه‌ها لازم نیست و فرد در حالی به انجام تمرین می‌پردازد که در یک حالت ثابت قرار گرفته است.

روش ذهنی خود شامل مراقبه‌های ساختاری و بی‌ساختار می‌شود.

مراقبه ساختاری

مدیتیشن ساختاری آنهایی هستند که با دقت و ظرافت مشخص و در زمان معلوم برای فعالیتهای درونی خاص انجام می‌گیرند. مدیتیشن لوتوس و شمارش تنفس از این دسته هستند.

مدیتیشن ساختاری خود به سه دسته بیرونی ، میانی و درونی تقسیم می‌شود. در نوع بیرونی تمرین با موضوعی بیرونی شروع می‌شود. روش تفکر یک مدیتیشن ساختاری بیرونی است. در این روش شی خاصی انتخاب می‌شود و در فاصله‌ای از چشمها قرار داده می‌شود، فرد باید تلاش کند نگاه خود را متمرکز بر شی نگه دارد و هر زمان که نگاهش منحرف شد، می‌تواند با جمله یا عبارتی مثل « خوب حالا برگرد به راهت »، دوباره نگاهش را روی شی متمرکز کند. نگاه نباید به یک نقطه خاص از شی متمرکز باشد، بلکه کل یک شی نگریسته می‌شود و به این طریق فرد ذهن خود را روی شی متمرکز نگاه می‌دارد.

روش مدیتیشن حباب یک نوع روش ساختاری درونی است. در این روش فرد خود را در حالتی تجسم می‌کند که ته یک دریاچه صاف نشسته است. می‌دانید که چگونه حبابهای بزرگ به آرامی از میان آب بالا می‌آیند. هر فکر ، احساس و درکی به صورت حبابی در نظر گرفته می‌شود که از فضای دید شما رد می‌شود و خارج می‌گردد. بعد به همین صورت ادامه می‌دهید. هیچکدام از حبابها تعقیب نمی‌شوند. فقط آن را نگاه می‌کنید و سپس همانطور که از فضای دید شما می‌گذرند، منتظر بعدی می‌شوید.

روش تراوا ، نیلوفر آبی هزار برگ ، ذکر یامانترا ، من کیستم ، سماع صوفیه ، آگاهی حسی و پناهگاه امن از جمله روشهای ساختاری مراقبه هستند.
  • شمارش تنفس :

    تنفس خود را تا شماره چهار بشمارید و پس از آن دوباره شروع کنید. تمام سعی و تلاش شما باید متمرکز بر کاری باشد که انجام می‌دهید. فقط و فقط باید به این شمارش توجه کنید و هر بار که فکر دیگری در ذهن شما خطور کرد، تلاش کنید مجددا روی شمارش نفسهای خود تمرکز کنید. در این روش تعقیب طرز عمل و برنامه عمل بسیار مهم است و لازمه‌اش مراقبت و توجه واقعی است.

مراقبه بی‌ساختار

در روشهای بی‌ساختار ذهنی موضوع مشخصی انتخاب می‌شود و فرد تلاش می‌کند ذهن خود را معطوف به مسائل پیرامون این موضوع نگه دارد. موضوع انتخابی ممکن است یک کلمه باشد، یا یک عبارت یا یک سوال مشکل. هدف از این نوع روش آزاد کردن ذهن در یک زمینه مشخص است تا فرد بتواند در این زمینه رشد کند. هدفمندی و داشتن اراده در تمرکز روی موضوع آن را از افکار ساده و گیج کننده معمولی متمایز می‌سازد.

در مدیتیشن ساختاری ابتدا ذهن و اراده تقویت می‌شود و سپس به آرامی و تدریجا زندگی احساسی فرد تحت تاثیر قرار می‌گیرد، اما در مراقبه‌های بی‌ساختار مساله برعکس خواهد بود.

روش قلبی در مراقبه

در این روش بر نقش عشق و احساس تاکید می‌شود. مریدان این روش معتقدند هرچه انسان آزادتر ، بی‌دردسرتر و کامل‌تر باشد، بیشتر می‌تواند بر موانع رشدش که در اثر تعلیم و تربیت غلط و تجربیات اولیه‌اش بوجود آمده، غلبه کند و بیشتر می‌تواند بطور طبیعی دوست بدارد و بهتر با دیگران رابطه برقرار کند.
در برخی روشهایی که به عنوان روش قلبی طبقه بندی می‌شوند، روی عشق به دیگران تاکید می‌شود. در برخی روی عشق به خود و در برخی دیگر روی عشق به خداوند. در نهایت همه به یک جا می‌رسند که عشق به هر سه است.

روش بدنی در مراقبه

در این روش شخص می‌آموزد تا نسبت به بدنش و حرکات آن آگاهی یابد و با تمرین درجه این آگاهی را بالا ببرد تا آنجا که در زمان مدیتیشن این آگاهی تمام صحنه ذهن را پر می‌کند. شناخته شده‌ترین روشهای بدنی عبارتند از: هاتایوگا ، تای چی و سماع دراویش. روشهای گیندلر و الکساندر روشهایی هستند که در غرب برای آگاهیهای حسی بوجود آمده‌اند. در این روش عوامل مختلف بدنی با یکدیگر و مخصوصا با شخصیت هم آهنگی می‌یابد.

روش عملی در مراقبه

در این روش فرد می‌آموزد که چگونه در طول انجام یک کار یا فعالیت دنیا را درک و با آن ارتباط پیدا کند. از این راه در شرق استفاده بیشتری شده است و از مهارتها فعالیتهایی مثل تیراندازی ، تزئین گل ، گلیم بافی ، کاراته استفاده گردیده است.

شخص می‌آموزد که چگونه به صورت عارف در جریان زندگی حضور داشته باشد و فعالیتهای خود را انجام دهد و توجه خود را تنها معطوف به آن نگه دارد و متوجه هیچ محرک دیگری نباشد. منظور از این روش ، مهارت پیدا کردن در آن عمل خاص نیست، بلکه هدف اصلی رشد و توسعه شخصیت انسانی است.

مباحث مرتبط با عنوان

 

رشد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط دریا

 

اصولاً مدي تيشن روشهاي بسيار زيادي دارد و در تمام اديان، مكتبها، فرهنگ ها و ملل مختلف شيوه هاي مختلف مدي تيشن وجود دارد. با اينهمه مدي تيشن هاي اصيل و موثر معمولا در كشور هند پايه گذاري شده است، البته در ايران نيز از قرن ها قبل شيوهای مراقبه وجود داشته است. ولي كشور هند توانست روش هاي مدي تيشن خود را طبقه بندي كرده و به كشورهاي ديگر گسترش و اشاعه دهد. بعنوان مثال: روش هندي TM  يا ساهاجا مدي تيشن را امروزه در جهان ميليون ها نفر در كشورهاي مختلف تمرين مي كنند. متخصصين روانشناسي و متافيزيك در غرب نيز با استفاده از دانش مشرق زمين توانسته اند مدي تيشن هاي ويژه اي را ابداع كنند. مثل: دانش"سايكو سيبرنتيك" با استفاده از تصاوير ذهني در حالت ريلكس كه به آن مدي تيشن شهودي مي گويند يا روش دروني "خوزه سيلوا".

 

روشهاي مدي تيشن به ۴ دسته تقسيم مي شوند:

1- شهودي           

 2- آگاهي به قسمتي از بدن            

 3- تعمقي               

 4- مانترا

مدي تيشنهاي شهودي: در اين روش مدي تيشن، پرتو جو بدن خود را شل و ريلكس كرده و تصاوير ذهني ويژه اي را در ذهن خلق مي كند. چون در حالت ريلكس ضمير ناخودآگاه فعال مي شود، هر نوع تصوير ذهني مورد قبول انسان قرار مي گيرد.

فوائد مدي تيشن شهودي:

1- كسب آرامش و از بين بردن افكار منفي   

 2- رسيدن به اهداف و خواسته ها        

 3- كسب سلامتي خود و ديگران

 

در ارتباط با كسب سلامتي خود و ديگران از طريق شهودي بايد گفت امروزه از شيوه هاي گوناگون مراقبه شهودي در رفع انواع بيماري هاي جسمي و روحي حتي لاعلاج استفاده هاي وسيعي مي شود. پایه روش انرژي درماني ژاپني (ريكي) يا شيوه درماني خوزه سيلوا اصولاً بر مدي تيشن هاي شهودي است.

 

مدي تيشن آگاهي به قسمتي از بدن:

در اين روش پرتو جو به حالت نشسته(لوتوس) مي نشيند و به قسمتي از بدنش توجه مي كند(نه تمركز). او مي تواند: به تنفس، ضربان قلب، سقف دهان، بالا و پايين رفتن شكم و ....توجه مي كند. توجه به بدن باعث از بين رفتن افكار مختلف و آرامش فكري مي شود. البته در اين نوع مراقبه، توجه به تنفس كه در آیين ذن به آن تاكيد زيادي مي گردد از تمام آنها مهمتر است. چون توجه به تنفس باعث عميق تر شدن تنفس شده و باعث ايجاد تغييرات مثبت مواد شيميايي در بدن و فوائد بسيار ديگري مي شود. دانشگاه هاروارد آمريكا حدود 20 سال در زمينه اثرات تنفس عميق در تمرينات دروني مشرق زمين تحقيق كرد و به نتايج شگفت آور و مثبتي دست يافت.

 

مدي تيشن تعمقي:

در اين روش مراقبه، پرتو جو به يك عبارت فكر مي كند تا به مرحله بی فكري دست يابد. اين عبارت مي تواند جمله اي منطقي يا غير منطقي باشد. اگر اين عبارت غير منطقي باشد به آن كوان يا معما مي گويند كه اغلب در مكتب"ذن" يا"بودا" مورد استفاده قرار مي گيرد. مثلا: استاد به پرتو جو مي گويد:"چرا يك دست صدا ندارد؟"پرتو جو در ابتدا در ابتدا از نیمکره چپ مغز استفاده کرده و به جواب هاي منطقي مي رسد و آنها را براي استاد بيان مي كند كه مورد قبول واقع نمي شود. سپس بتدريج مي آموزد چگونه از نيمكره راست خود كه منطقه شهود ذهن است استفاده نموده و به جواب مورد نظر دست يابد. اصولا هدف طرح كوان اين است كه پرتو جو نيمكره راست خود را كه آرامش شهود و خلاقيت را توليد مي كند، فعال سازد.

 

مانترا مدي تيشن:

روش هاي مانترا مدي تيشن اصولا بر تكرار ذكر تاكيد دارند و 3 نوع مي باشند:

1- مدي تيشن متعالي(TM)         

 2- ماها مدي تيشن          

 3- ذكر نامهاي خداوند

 

مدي تيشن متعالي(TM):

اين روش توسط  يكي از اساتيد علوم باطني هند بنام:"ماهاريشي ماهش يوگي" ابداع و در سال 1958 توسط وي در كشورهاي غربي مطرح شد و در مدت زمان كوتاهي با موفقيت تمام شناخته و گسترش يافت. اصول این روش، ذکری خاص است که پرتو جو از استاد TM می گیرد و در حالت نشسته آن را تکرار می کند. به مرور زمان پرتو جو با تکرار ذکر به لایه های زیرین ذهن رسیده و به نوع چهارمی از آگاهی بنام آگاهی کیهانی دست می یابد.

 

ماها مديتيشن:

اين شيوه توسط استاد بزرگ هندي" شري باگاوان رامانا ماهاريشي" پايه گذاري شده است. ماها مديتيشن بر پايه تكرار ذكر: " من كيستم؟" مي باشد.

پرتوجو بايد در حالت نشسته اين ذكر را تكرار و بر روي آن تفكر كند. ذكر "من كيستم؟" ذهن را زير و رو كرده و به منشأ خود باز مي گرداند و در نتيجه تجزيه و تحليل ها يا بعبارتي نشخوارهاي ذهني نابود مي شوند. پرتوجو با استمرار در تمرينات مي تواند به " خود برتر" يا " من بزرگ" خويش دست يابد. كسب شادي و آرامش واقعي يكي ديگر از اهداف ماهامدي تيشن است.

 

ذكر نامهاي خداوند: شايد بتوان گفت در بين روشهاي مانترا مدي تيشن و كلاً در تمام شيوه هاي  مراقبه، ذكر نامهاي خداوند، بعنوان موثرترين روش شناخته مي شود. ذكر نامهاي پروردگار باعث تصويه روح و ذهن گشته وجود سالك را تطهير و در نهايت او را به خدا نزديك و متصل مي سازد. قرآن نيز مي فرمايد: " براي هر چيز جلائيست و جلا و جلوه دلها به ذكر خداي تعالی است. اصولا ذكر نامهاي خدا كه در واقع نوعي عبادت مي باشد، در تمام مذاهب: مسیحی، هندو، بودیسم و بويژه اسلام وجود دارد و به آن تاكيد فراوان شده است. چون خداوند و نامهاي مباركش منشا تمام خوبي هاست.

نكته مهم : مدي تيشن روشهاي متعدد و فراواني دارد و روشي كه بر روي ديگري تاثير دارد شايد بر شما تاثير نداشته باشد و بالعكس. چون فركانس ذهني همه افراد با هم  يكي نيست و تفاوت دارد، از اين رو هر نوع مدي تيشن بر فركانس ذهني افرادي معين تاثير مطلوب مي گذارد.

شما مي توانيد براي فراگيري عملي تمام شيوه هاي مدي تيشني كه تا به حال گفته شد با نويسنده يا مؤسسه متافيزيك بصيرت تماس حاصل فرمائيد.

                                                                                                           به قلم استاد موللي

 

http://www.basyrat.com/index.php?option=com_content&task=view&id=36&Itemid=49


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه چهارم تیر 1388 توسط دریا
Blog Skin