تبليغاتX
دریا
دریا
مرد تو ضیح می‌خواهد؛ اومی‌خواهد تعقیب کند و می‌خواهد برنده
 باشد. به همین دلیل طبیعت به گو نه ای ترتیب داده شده است
 که در تمامی حیو انات و همچنین انسان نرها به دنبال ما ده‌ه
ا می‌روند.پدیده‌های طبیعی نه در تنها در انسان وجود دارد بلکه
 در کلِ طبیعت مرد به دنبال زن می‌رود و جنس ماده سعی می‌کن
د بگریزد اگر چه نمی‌خواهد بگریزد.
او بسیار آرام می‌رود؛ می‌رود در حالی که به عقب نگاه می‌کند
. این مسا بقه ای زیباست. از پنهان‌کاری و تعقیب (تعقیب و گریز
). در کل طبیعت جنس ماده کسی است که مخفی می‌شود
. ما نمی‌توانیم طبیعت را تغییر دهیم و اگر سعی در تغییر
 آن دارید نابهنجار می‌شوید بازی بسیار لذت‌بخشی است
. زن را تعقیب کن چون این عمل به او قدرت و شناخت
 می‌دهد؛ با عث می‌شود اواحساس جذابیت و مورد علاقه
 بودن کند.
این نیازی عظیم در روانشناسی زنانه است:
مورد علاقه بودن.
توقع نداشته باش تا زن تو را تعقیب کند زیرا این کاری
 غیر زنانه است.خانمانه نیست. زن را با ملایمت و مهربانی
 تعقیب کن. و بگذار یکی از بزرگ ترین نیا زهایش یعنی مورد
 علاقه بودن را احساس کند. او را آنچنان می‌سازند!
 او را تعقیب کن از سستی و کرختی خارج می‌شوی بنا
 براین درست ترین کار همین است. زن بی‌اندازه عاشق
 تعقیب شدن است؛ این الزامی درونی است. او را ا
ز اساسی ترین نیازش محروم نساز. این نیاز مسلم
روان شناسی زنانه است و این پدیده ای پیچیده است
. اگر تعقیب نشود مایوس می‌شود.
این به آن معناست  که او بی ارزش است. هیچ کس
 توجهی به او ندارد.
هیچ کس نا مه ای عاشقانه به او نمی نویسد. هیچکس
 به او نزدیک نمی شود.
 هیچ کس مخفیانه به او نمی‌گوید که دوستش دارد
. او منتظر می‌ماند...
 نگذارید زنان منتظر بمانند!... رضا یت و خوشحالی عظیمی
 به زنان بدهید و نگران نباشید که مجبور شوید تا آخر
 دنیا او را تعقیب کنید. او مشتاق است فقط می ‌خواه
د اندکی فرصت برای تعقیب شدن به شما بدهد
؛ بنا براین جست وجو جذاب تر می‌شود. ابتدا در آتش
 این تعقیب می سوزید. زن اغلب افسو نگر
 می‌شود. آتش سو زان آرزوی شما برای او از او دختری
 رویایی می‌سا زد.
تو آرزوی او را در سر داری به او می‌اندیشی؛ گیتاری
 می‌نوازی؛ کاملا خوب است! بنابراین روش طبیعی
 چیزها را درک کن و بر ضد طبیعت نباش؛
زیرا بر ضد طبیعت بودن همه نوع مشکلی به وجود
 می‌آورد.
طبیعی بودن یعی پیچیده بودن و طبیعی بودن بسیا
ر زیبا ست.
 
مطلبی از اشو
ترجمه یلدا یزدان پناه
از مجله روان‌شناسی جا معه شماره 28

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه سی ام آبان 1387 توسط دریا

شاید برای مرتب کردن ابرو آن هم به شکلی دخترانه وساده ،ساعتها وقت خود را در سالنهای آرایشی گذرانده‌اید و گاهی هم رضایت کامل را به خاطر زیاد برداشتن و یا نازک کردن آن نداشته اید. روشی ساده و آسان وجود دارد که می‌تواند شما را در این امر کمک کند بطوریکه خودتان در منزل و با توجه به سلیقه‌ی شخصی خود ابرویتان را مرتب کنید. ابتدا به نکات مهمی که قبل از برداشتن ابروها باید بدانید اشاره می‌کنیم:

1- نکته ی مهم وقابل توجه اولیه این است که شما می‌خواهید ابروهایتان را به شکلی کاملا دخترانه مرتب کنید و فرم دهید و قصد ندارید مثل آرایشگران حرفه ای خط بیندازید و مثلا ابروی صاف و شمشیری خود را به شکل هشت در آورید و یا بالعکس چون این کار نیاز به تخصص ویژه ی خود دارد، بلکه می‌خواهید با برداشتن موهای اضافی اطراف ابروها ودر صورت لزوم قیچی کردن بخشی از آنها ،ابروها را منظم و یکدست کنید.

2- نکته ی مهم دیگر اینکه اکثر ابروها چه در خانمها و چه در آقایان کاملا مثل هم نیستند و حتما با هم فرق می‌کنند ،پس ما می‌خواهیم با تغییراتی کوچک وساده آنها را شبیه هم سازیم.

3- ابروهای کم وخالی معمولا از تاج ابرو خالی وکم هستند ،پس دختر خانمهایی که تاج ابروی کمی دارند زیاد از تاج ابروها کم نکنند و از ادامه‌ی آن شروع به مرتب کردن ابروها نمایند.

4- بعضی از دختران جوان از مسواک‌های سفت و محکم برای شانه کردن ابروها استفاده می کنند که این خود باعث ریزش ابروها می‌شود ،پس بهتر است از برسهای کوچک ونرم مخصوص ابرو استفاده شود.

5- تاتو کردن ابرو در سنین جوانی برای دختران جوان علاوه بر ریزش ابرو سبب می‌شود که شما مدتها یک ابروی مصنوعی و زنانه ویک مدل داشته باشید و برای تغییر آن دوباره دست به تاتو زده، پاک کنید تا مدل آن را عوض کنیدکه پاک کردن آن هم مشکلات بعدی را به دنبال خواهد داشت که حتما شما را از این بابت پشیمان خواهد کرد. مداد کشیدن هم راه دیگری است که آن هم باعث ریزش شدید ابرو خواهد شد،پس بهتر است برای پر نشان دادن ابروها و پر کردن جاهای خالی آن از سایه های ابرو که در رنگهای مختلف وبا قلم مو همراه است استفاده کنید

6- هر روز وهر زمان که جلوی آینه قرار می‌گیرید دست به ابروها نزنید چرا که برداشتن پشت سر هم و زود به زود ابروها باعث شل شدن پشت پلک وافتادگی زود هنگام آن خواهد شد.

7- از تیغ زدن ابرو با هر بار برداشتن آن خودداری کنید وتنها گاهی استفاده نمایید زیرا علاوه بر زود در آمدن ابروها ،تارهای موی ابرو را کلفت‌تر کرده ،باعث شکستگی موهای ابرو در زیر پوست شده وموهای زیر پوستی ابرو را زیاد می‌کند و همچنین موهادر خلاف جهت ابروها بیرون خواهد آمد و به مرور جهت ابرو هاکاملا به سمت پایین عوض خواهد شد و شما فرم اولیه ی ابروهایتان را که به شکل زیبایی به سمت بالا شانه می‌شد از دست خواهید داد.

8- ابروها را همیشه در همان جهتی که هستند بردارید یعنی به سمت بالا ومایل، و هرگز با موچین موها را به سمت پایین نکشید تا از ریشه در بیاورید زیرا این خود در نا منظم شدن تارهای ابرو بسیار تاثیر خواهد داشت.

حال روش برداشتن ابروها :

1- ابروها را با کمی ژل به سمت با لا بابرس ابرو مرتب شانه کنید.

2- مدل تقریبی ابرویتان را که دوست دارید و البته در ابروی شما جای می‌گیرد را روی ابرو در نظر گرفته و به وسیله‌ی یک مداد چشم روغنی که بهتر است رنگ آن با ابروی شما تفاوت داشته باشد تا کاملا خط تمایز را به شما نشان دهد ،دور تا دور ابرو بکشید.هر دو ابرو را با هم و یکسان کشیده تا در همان ابتدای کار ابروها را مانند هم ببینید و بدون آن که داخل ابرو ها را پر کنید فقط دور تا دور آنها را خط بیندازید.

3- از انتهای یک ابرو ،همان ابرویی که دست راحت‌تر است شروع کرده وبا موچین پایین خط تمایز ودر همان جهت رشد مو ، موهای اضافه را بردارید ،همین طور بالای ابرو را.

4- با قیچی کوچک مخصوص ابرو ودرست بالاتر از خط کشیده شده ،صاف صاف و خیلی کم بعد از شانه کردن در صورتی که نیاز به کوتاه کردن باشد ،قیچی کنید وتنها تیزی های آن را بگیرید که البته در دختر خانمها بهتر است که تاج به همان حالت طبیعی باقی بماند وکوتاه نشود .بقیه ی قسمتهای ابرو یعنی وسط و انتهای آن را به سمت پایین شانه زده و کمی قیچی کنید ،سپس موها را به سمت بالا شانه کرده واگر مویی اضافه باقی مانده بزنید در غیر این صورت دست نزنید. بهتر است انتهای ابرو را کوتاه نکنید تا ابرو طبیعی‌تر باشد.


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 توسط دریا

 

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه هجدهم آبان 1387 توسط دریا
 

 شكيبا باش! ناشكيبايي مانعي در راه جست و جوست. تو در مورد خدا نمي تواني شتاب به خرج دهي، زيرا خداوند در جاودانگي به سر مي برد و شتاب داشتن تو به اين معناست كه ثانيه ها، دقيقه ها و ساعتها را حساب كني، اگر مي خواهي به حقيقت دست يابي، بايد از در جاودانگي وارد شوي، به همين دليل، شكيبايي لازم است. همه چيز را در مورد وقت و زمان از ياد ببر، شتاب مكن! ناشكيبا مباش! منتظر بمان! با عشق و غلاقه و انتظار ( نه با توقع )‌ و سرشار از شوق آمدن يار منتظر بمان. اما اگر يار تا به حال نيامده نااميد نه شو. همه چيز را براي استقبال از او آماده كن. همواره آماده باش. اگر او نيامده به اين دليل است كه تو هنوز آماده نيستي. پس جاي هيچ نااميدي نيست. گوش به زنگ و آماده باش. آماده باش و آماده باش. آمادگي، سكوت و فضاي خالي تو كه كامل شد، يار بي درنگ خواهد آمد!


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم آبان 1387 توسط دریا
نمی خواهم صبح جمعه را با یک داستان غمگنانه شروع کنم اما هرچه قدر هم غمگینانه بود شاهکار بود

داستان شکست ناپذیر سامرست موام

می دانید مدت هاست داستان نخوانده ام

نمی دانم دلیلش چیست. این کتاب شبی از شب های زمستان مسافری را حتی با خودم به تور به یک سفر یکروزه بردم اما بیرونش هم نیاوردم.

یادش به خیر یک زمانی در خوابگاه مدرسه یک شب تا صبح یک داستان خواندم در حالی که بچه ها مشغول خواندن کتبی شیمی بودند. مثلا مدرسه نمونه بود اما من به جای نمونه بودن در آن شاگرد متوسطی شدم.

افسانه برزگر که معماری خواند و حالا از او بی خبرم با تعجب به من می نگریست. که چه طور بی خیالانه

آن داستان کوچک را که یادم نیست نویسنده اش که بود اما قطع کتابش کوچک بود و یک داستان عاشقانه افغانی بود شاید هم احمد محمود نوشته بود می خوانم

ما آخرش در خوابگاه نماندیم. علتش این بود که همه هم محله ای های ما در دربیرستان نمونه هی گریه کردند. هی گریه کردند. اما در یغ از من پوست کلفت که حتی یک قطره اشک از دوری خانواده ام بریزم.

اصلا با تعجب به آنها نگاه می کردم که چه طور مثل بچه های شیر گریه میکنند. گریه آنها باعث شد برای ما سرویس بگیرند. در عوض من با تک تک بچه های هم کلاسی ام دعوا کردم.

آخر آنها می خواستند تا نصف شب بنشینند چرت و پرت بگویند و من نه در چراغ روشن و نه در سر و صدا نمی توانستم بخوابم.

اگر در آن خوابگاه باقی می ماندم معلوم نبود چه می شدم و لی احتمالا می توانستم در نور و صدا بخوابم!

البته سال بعد به خطر نامه های برادرم که حسابی عشقش را به من ارزانی می کرد بسیار خوش اخلاق شدم و به قول بچه ها صد هشتاد درجه چرخیدم.

اما دری که بازهم در جمع بچه ها بسیار تنها بودم. اما همیشه کسانی بودند که به من عشق بورزند. آیا این از الطاف الهی بود؟

بیچار هم کلاسی ام اعظم عاشقم بود و مواجه شد با رفتارهای قهر آمیز ازجانب من. برای من پذیرفتنی نبود یک دختر عاشقم شود. برای همین تلاش های افسانه برزگر در سال سوم برای آشتی دادن ما منجر به شکست شد.

البته بعد ها با اعظم آشتی کردم و حالا گاهی می بینمش. او هم یکی از معدود همکلاسی های مان است که ازدواج نکرده زیرا عاشق پسری شد.

من و او از اول هم عقلمان پاره سنگ بر می داشت.

اما شکست ناپذیر سامرست موام داستان زنی است که معشوقش به جبهه جنگ با آلمان ها می رود. اآنجا کشته می شود  و پاریس به اشغال آلمانی ها در می آید.

یک شب یکی از سربازان آلمانی به خانه آنها می آید و در حالت مستی به دختر تجاوز می کند.

دختر حامله می شود و سرباز کم کم به او علاقه مند می شود. به خانه آنها رفت و آمد می کند و برای آنها غذا و چیزهای گران دیگر در زمان جنگ می برد.

حتی به دختر پیشنهاد ازدواج می دهد اما دختر همچنان در قهر خشم الود خود نسبت به او به سر می برد و منتظر تولد فرزندش است.

کودک که به دنیا می آید دختر او را کنار رودخانه می برد و سرش را زیر آب می کند و بچه را می کشد.

حالا می بینید که سامرست موام چه شاهکاری نوشته است.

تضاد احساسات و قرار گرفتن در فضاهایی که هریک به تنهایی می توانند دنیایی باشند آن هم در یک داستان نسبتا کوتاه

کشته شدن معشوق

گرفته شدن یک کشور توسط بیگانه

تجاوز یک سرباز

حامله شدن زن

و در نهایت خطیر ترین حرکت کشتن فرزند هریک به تنهایی می توانند جهانی داستانی باشند

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم آبان 1387 توسط دریا
گاهی می خواهی بیندیشی همه چیز به پایان رسیده است

اما فراموش نکن گه آن روز ابتدای اقتدار توست

چرا که دیگر با دستان خالی

تنها وجود تو را در بر گرفته است


نوشته شده در تاريخ جمعه هفدهم آبان 1387 توسط دریا

سلام

واي امروز اولين جمعه‌ايه كه كمي سرم خلوت شده از اول سال

باور نمي‌كندي چقدر كار داشتم.

راستي خلوت كردن با خود قطعا از نيازهاي من محسوب مي‌شه

البته مي‌شه به جايي رسيد كه در جمع بود و با خود هم خلوتي داشت.

 

ديروز اتفاق‌هاي باحالي افتاد

يه عالمه بارون اومد اونم توي يزد اونم بي‌موقع در حالي كه ساعت 5 هيچ خبري نبود يهو ساعت شيش بارون مث سيل باريدن گرفت

خدا رو صد ميليون مرتبه شكر

بازم شكر

بازم شكر

راستي مي‌دونيد اگه هر شكري به جا بياريد بر خداوند واجب مي‌شه تا يه نعمت ديگه به شما بده تا دوباره شكرش كنيد

: )

چقد خدا ماهه

ديروز شيباني روي اتوبوس واحد ديدم

ماشين نداشتن محاسني داره و از جمله اون برخورد با آدماي مختلف خصوصا شاگرداي سال قبله

شيباني مي‌دونيد چي گفت؟

چيزي كه واقعا خوشحالم كردگفت

جمله‌هايي كه پارسال يادش دادم دائم داره مي‌خونه و روي روند درس‌خوندنش خيلي تاثير داشته

هوم اين برام با عث خوشبختيه كه چيزي كه بهش ياد دادم هنوزم براش فايده داره

داره معماري مي‌خونه البته توي هنرستان

ديگه زير بارون قدم زدن و مغازه‌ها را ديدن خصوصا مغازه‌هاي اسباب بازي فروشي؛ پارچه فروشي و يا نقاشي‌هاي بدون سورئاليستم صف داره

اوف هوا سرده

هنوز بخاري رو نگذاشتم

زهره يه برنامه‌هاي ديگه اي برام ترتيب داره

خدا خودش رحم كنه

راستي رتم جلسه شعر كه بهم حال نداد

يه جلسه شعر يا داستان با حال مي‌‌خوام

فعععععععععععلن

باي


نوشته شده در تاريخ جمعه دهم آبان 1387 توسط دریا
باورتون می شه؟

من الان رسیدم خونه

حتی به نشست انرژیاییم که ساعت ۱۱ بود نرسیدم

که چی؟

هیچی زهره خانوم دیروز هشتاد تا قرص لورازپام خوردن

:(

القصه ما بدو بدو با مادرش قرار گذاشتیم که حرف بزنیم

چی شد اونقت زهره بدو بدو بلند شده اومده بازار و پسره رو هم آورده که من

توجه کنید من با سر کچل خودم

با اون پسره حرف بزنم

القصه ما یه مشاوره سه جانبه دادیم

گاهی زهره با پسره

گاهی زهره با مادرش

بعد هم مادر زهره

بعد هم خود زهره

اوهوم

دعا کنید من بتونم کمکش کنم

خیلی زهره رو دوست دارم

حیفه واقعا

اولش از پسره خوشم نیومد

بعدش مث اینکه زهره احساساتیش کرده بود

نمی دونم والا

زهره یه عالمه هم به من دروغ میگه

خدا خودش رحم کنه

:)

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هشتم آبان 1387 توسط دریا

خب

امروز كلاساي خوبي داشتم

توي اولين كلاس مجبور شدم به كمالي دو تا صفر بدم

و توي كلاس دوم هم به بچه ها بخشش رو آموزش دادم كه اغلبشو به خاطر دعواي پدر مادر و اذيت برادراشون استقبال كردن

و توي كلاس سوم بچه ها حسابي آروم بودن حسابي درس دادم و بعضي از كتبي هاشونو دادم

خدا رو شكر روز خوبي بود

 

 

دوست پسر زهره زنگ نزد چون فرمودن وقتي من باهشا حرف مي زنم بايد زهره هم باشه منم گفتم اصلا نمي تونم با وجود يكي ديگه درست حرف بزنم

زهره اگه راست گفته باشه گفت پسره بهش گفته نمي تونم دلتو بشكنم

البته نبايد زهره رو به حال خودش رها كنم

دختر آسيب پذيري هست

خدا خودش به همه ما رحم كنه

و كمك كنه عاشق كسايي بشيم كه با هامون مهربون باشن.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم آبان 1387 توسط دریا
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناول ها

که عشق آسان نمود ولی افتاد مشکل ها

به بوی نافه ای کاخر صبا زان تره بگشاید

به بوی جعد مشکینش چه خون افتاد در دل ها

خیلی دلم می خواد بنویسم

اما وقت ندارم

قرار شده پسری که زهره دوستش داره بهم زنگ بزنه

یعنی زهره بهش گفته. اون وقت من باید چی بهش بگم؟

: (

الله اعلم

اخه یکی نیست بگه بابا تو اگه بلد بودی یه دستی به سر کچل خودت می کشیدی

حکایت کوری عصا کش کور دگر شود

راستش چه جوابی می تونم بهش بدم جز تجربه گرایی

وقتی عشق توی قلب زهره است و می دونم به حرف منم گوش نمی ده

چی کار می تونم بکنم جز اینکه بهش بگم

بابا باشه

عاشق باش

اگه بدونید به خاطر عشقاش چه کارایی کرده؟!


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ششم آبان 1387 توسط دریا
می دانید من هرچه قدر هم رند باشم

گمان نمی کنم از حافظ رند تر باشم که فرمود:

 

دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم

با من چه کرد دیده معشوقه باز من

 

هان

کجاست آن معشوقه؟

بهتر است حریف طلبی نکنیم

تسلیم

 


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم آبان 1387 توسط دریا
سلام

من دوباره برگشتم

سلام

من بازم برگشتم

ای بابا کسی نیست به سلام ما جواب بده

راستی

راستی

و بازهم راستی

خبر دارین؟

قرار شده ما فقط بالا رو نیگاه کنیم و نذاریم این پایین حتی یه زنبورم نیشمون بزنه

آخه یکی گفته زشتمونه

شد ما یه چیز بفهمیم و نیایم دهن لقی کنیم؟

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه چهارم آبان 1387 توسط دریا
Blog Skin