تبليغاتX
دریا
دریا
 

دختر فیلیپینه واقعن چاقه . دو تا بچه هاش رو گذاشته پیش مادرش توی فیلیپین تا اینجا بتونه با شوهرش کار کنه و زندگی بهتری برای بچه هاش فراهم کنه. من با خودم فکر میکنم یعنی پول در اوردن اونقدر ارزش داره که یک بچه 5 ماه اش رو دور از خودش نگه داره. بعد فکر می کنم یاسمین که دو تا دستاش کامل سوخته , این دختر فیلیپینه که خیلی چاقه و اون دختر چینیه که هیچی از آشپزی نمیدونه آیا هیچ وقت شوهرشون با زنهای دیگه مقایسشون نکرده یا هی چاقی وایراداشون رو به رخشون نکشیده؟ که مجبور بشن خودشون رو لاغر کنند , پوستشون رو ترمیم کنند یا آشپزی یاد بگیرین؟
یعنی یک زن می تونه تمام دستاش سوخته باشه, کلی چاق باشه, یک ذره آشپزی بلد نباشه و تمام وقتش رو توی کارش بذاره ولی زندگیش خوب باشه.
بعد من هی ترازوم رو برمیدارم زنهای ایرانی رو میذارم توی یک کفه ترازو , دختر فیلیپینه که داره از چاقی می ترکه, دختر مالاییه که تمام دستش سوخته و اون دختر چینیه که هیچ وقت آشپزی نکرده رو میگذارم توی اون کفه ترازو و میزان خوشبختی اشون رو باهم می سنجم.
بعد با خودم فکر می کنم ما ایرانی ها چه دردی داریم که هی می خواهیم زیباتر, خوش اندام تر, خوش تیپ تر باشیم . اصلن کی اولین بار این مزخرفات رو به ذهن ما وارد کرده که باید زیبا باشیم, شیک باشیم از هر انگشتمون هزار هنر ببره و جوری غذا بپزیم که طرف انگشتشم باهاش بخوره!
چرا من یادم نمیاد هیچکی بهم یاد داده باشه که لازم نیست مثل مانکنهای تبلیغاتی باشی, لازم نیست هی قرص و دارو بخوری تا پوستت از صافی برق بزنه, که هرچقدر هم زیبا و لاغر و خوش اندام نباشی , بیست سال دیگه که پوستت پر از چروک شد طرف فیلش یاد هندوستان میکنه و چشمش دنبال یک لاغر زیبای دیگه می گرده پس بهتره خودت باشی؛ بهتره از بودنت لذت ببری بدون اینکه نگران این باشی که زیاده از حد لاغری یا زیاد از حد چاقی یا پوستت خوب یا بد شده. اینکه تو فقط باید خودت باشی باید از زنده بودنت لذت ببری, باید سفر کنی اونقدر که وقتی از دنیا رفتی بگی دمت گرم گاد جون عجب چیزهایی آفریدی...
باز فکر می کنم کی قراره تقاص همه این باورهای غلط توی این همه سال ما رو پس بده؟ گناه ایجاد این همه باورهای غلط آخر به پای کی نوشته می شه؟
.
دختر فیلیپینه داره برمی گرده کشورش یک هفته بچه هاش رو ببینه. به جای فکر کردن به این چپزها سعی می کنم خودم رو بذارم جای اون و به جاش احساس خوشحالی کنم, بدون اینکه ترازوی آدم کِشیم و کفه هاش فکر کنم...

 

http://maryami.com/


نوشته شده در تاريخ شنبه سی و یکم مرداد 1388 توسط دریا
 

تحقیقات جالب یک غیرمسلمان درمورد تاثیرات

از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه "الله" با آن شروع می‌شود،

از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه

اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد...

 
یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان اخیرا تحقیقی در دانشگاه آمستردام
انجام داده و به این نتیجه رسیده که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب
 آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند می‌گوید: پس از انجام تحقیقاتی

 سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند، به این نتیجه

 رسیدم که ذکر کلمه جلاله "الله" و تکرار آن، موجب آرامش روحی می‌شود

و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم

 و ترتیب می‌دهد.
    وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم

 از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم

از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن

 ذکر "الله" کردم و نتیجه باز هم همان بود. خودم نیز از این نتیجه به شدت

غافلگیر شدم زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر

 و عجیب بود.
    این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف

 که کلمه "الله" با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده

 و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس

به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم "الله" است نیز باعث

برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که

در کلمه "الله" تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است.

اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه

قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.
     به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید:

 "الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب".

 با توجه به اینکه در ماه شعبان و در آستانه ماه مبارک رمضان به سر می‌بریم،

نیک است ذکر نام جلاله را فراموش نکنیم.

 

سلامت

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 توسط دریا
 

 

گاهی نمیشه گفت که چیزی چی هست

اما میشه گفت که چیزی چی نیست

مثلا عشق مسلما تردیدهای مردانه در آزمایش زن با بی اعتنایی برای تشخیص صبرش نیست.

تزلزل برای یافتن دلایل شکست های قبلی هم نیست

عشق در بردارنده همزمان منافع و داشتن معشوق نیست بلکه دقیقا جایی معنا می شه که کسی بتونه به خاطر کسی دیگه از منافع خودش بگذره

پش اگه جایی دلتون می خواد کاریو انجام بدین که به نفعتونه و در عین حال کسی هست که به نوعی مانعه و شما با زهم کار خودتونو انجام می دین سرو کار داشتن با عشق رو فراموش کنید

دنیای مردانه دنیای عشق نیست

دنیایی هست که برای اثبات برنده بودن و رسیدن به خواسته ها همه چیز زیر پا گذاشته میشه


نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 توسط دریا

آیا تا کنون هیچ شی را عاشقانه نگریسته ای ؟

 

شاید بگویی آری ، چرا که نمی دانی که نگریستن عاشقانه به یک شی یعنی چه . شاید با شهوت به اشیا نگاه کرده ای ، این چیز دیگری است . کاملا فرق دارد ، درست نقطه مقابل آن است . نخست ... سعی کن تفاوت را درک کنی .

 

چهره ای زیبا ، بدنی زیبا ، تو به آن نگاه می کنی و احساس می کنی که عاشقانه به آن می نگری ولی چرا به آن نگاه می کنی ؟ آیا مایلی از آن چیزی به دست آوری ؟ آن عشق نیست و شهوت است . آیا می خواهی از آن بهره بکشی ؟ آن گاه شهوت است و عشق نیست . آن هنگام در واقع ، تو فکر می کنی که چگونه از آن استفاده ببری ، چگونه آن را تصاحب کنی ، چگونه از آن بدن وسیله ای بسازی برای خوشوقتی خودت .

 

شهوت یعنی : چگونه از چیزی برای خوشوقتی خودت استفاده کنی و عشق یعنی ، خوشوقتی تو ابدا مطرح نیست . در واقع ، شهوت یعنی چگونه چیزی به دست آوری و عشق یعنی چگونه چیزی ببخشی . این دو درست نقطه مقابل هم هستند .

 

اگر چهره ای زیبا ببینی و به آن عشق احساس کنی ، احساس بی درنگ تو در آگاهی ات این خواهد بود که چگونه می توانی این چهره را خشنود کنی ، چگونه این مرد یا این زن را خوشحال کنی . در این جا خودت اهمیتی نداری .

 

در عشق دیگری مهم است اما در شهوت مهم تو هستی . در شهوت تو فکر می کنی دیگری را وسیله خوشحالی خودت قرار دهی ، در عشق فکر می کنی که خودت چگونه وسیله شوی .

 

عشق تسلیم است و شهوت یک تهاجم .

 

تو حتی در شهوت نیز از عشق سخن می گویی . پس فریب نخور !!!!!!!!! به درون بنگر ، آن گاه به این ادراک خواهی رسید که در زندگی حتی یک بار نیز به کسی یا چیزی عاشقانه نگاه نکرده ای .

 

دومین تفاوتی که باید درک شود این است ... اگر عاشقانه به چیزی مادی یا بی جان نگاه کنی ، آن شی به یک شخص تبدیل می شود . اگر به آن عاشقانه نگاه کنی ، آن گاه عشق تو کلیدی می شود تا هر چیزی را به شخص تبدیل سازد . اگر به یک درخت عاشقانه بنگری ، درخت یک شخص می گردد .

 

هر گاه عاشقانه به چیزی نگاه کنی ، آن چیز یک شخص می شود و برعکس . هر گاه با چشمانی شهوانی به شخصی نگاه کنی ، آن شخص به یک شی تبدیل می شود . برای همین است که چشمان شهوانی دافعه دارند . چرا که هیچ کس نمی خواهد شی شود . وقتی به همسرت با چشمان شهوانی می نگری او احساس ازردگی می کند . در واقع تو چه می کنی ؟ تو یک شخص را ، یک شخص زنده را به وسیله ای بی جان تغییر می دهی . تو می پنداری که چگونه استفاده کنی و آن شخص کشته می شود .

 

چشمان شهوانی دافعه دارند و زشت هستند .

 

وقتی با عشق به کسی نگاه کنی ، او والا می گردد . یگانه می گردد . ناگهان او یک شخص می شود . یک شخص را نمی توان با دیگری جایگزین کرد ولی یک اشیا را می توان جایگزین کرد . یک شی قابل جایگزینی است ولی یک شخص جایگزینی ندارد . او یکتا و یگانه است .

 

عشق همه چیز را یگانه می کند . به همین سبب تو بدون عشق ، هرگز احساس نمی کنی که شخص هستی . تا زمانی که کسی عمیقا دوستت ندارد ، هرگز احساس نخواهی کرد که موجودی یگانه هستی و به راحتی می توان تو را تغییر داد و جایگزین کرد .

 

در رابطه شهوانی ، همه چیز شی هست و این غیر انسانی ترین کارهایی است که انسان می تواند انجام دهد : تبدیل شخصی به شی .

 

وقتی عاشقانه می نگری ، خودت را فراموش کن . خودت را کاملا فراموش کن . برای امتحان یه یک گل نگاه کن و خودت را به تمامی از یاد ببر . بگذار گل باشد و خودت کاملا غایب باشی . گل را احساس کن ، آن گاه عشقی عمیق از آگاهی تو به سمت گل روانه می گردد . تو به وجد می آیی و آن گل ، یک شخص می گردد .

 

به موضوع دیگری نپرداز . با یک گل سرخ یا با چهره معشوقت باقی بمان . تنها با قلبت بمان . با این احساس که چه کنم تا معشوق شادتر و معشوق تر باشد ؟ و وقتی چنین باشد ، تو غایب خواهی بود ، هرگز به خودت توجه نخواهی کرد .

 

وقتی به خودت توجه نداری ، خالی می گردی ، فضایی درونت آفریده می شود . وقتی ذهنت کاملا به دیگری متوجه می گردد ، آن گاه درونت خلا ایجاد می شود .

 

با معشوق ، انسان به تمامی ناتوان می گردد ، این را به یاد بسپار . هر گاه عاشق کسی باشی ، احساس عجز کامل می کنی . درد عشق همین است : فرد نمی تواند احساس کند که چه بکند . او مایل است همه کار بکند ، می خواهد تمامی کائنات را به معشوق ببخشد ، ولی چه می تواند بکند ؟

 

تو تهی هستی و به همین سبب عشق به یک مراقبه عمیف تبدیل می گردد . در حقیقت ، اگر کسی را دوست داشته باشی ، به هیچ مراقبه دیگری نیازی نیست ولی چون در واقع کسی عاشق نیست ، به 112 تکنیک نیاز دارد و حتی شاید این ها هم کافی نباشد . خود عشق بزرگ ترین تکنیک است ولی عشق مشکل است و حتی ناممکن .

 

عشق یعنی خود را آگاهی رها کردن و در همان مکان ، جایی که نفس تو وجود داشته ، دیگری را جای دادن . جایگزینی خودت با دیگری یعنی عشق . گویی که اینک تو نیستی و فقط دیگری هست .

 

سارتر می گوید که دیگری جهنم است و حق با اوست . او درست می گوید زیرا که دیگری فقط برای تو جهنم می آفریند ولی همچنین او اشتباه می کند ، زیرا اگر دیگری بتواند جهنم باشد ، می تواند بهشت هم باشد ، کافی است با عشق نگاه کنیم . هر زن و شوهر برای یکدیگر جهنم می سازند زیرا هر یک می کوشد تا دیگری را تصاحب کند . غافل از اینکه تنها تصاحب اشیا ممکن است ، نه تصاحب اشخاص !

 

اگر عاشق باشی ، حتی نگاه خیره بسیار زیباست ، زیرا خیره شدن تو ، او را یک شی نمی سازد . آن گاه می توانی مستقیم به چشمان او نگاه کنی . آن گاه می توانی عمیقا وارد چشمان دیگری شوی . تو او را به یک شی تبدیل نمی کنی ، بلکه نگاه تو از راه عشق ، از او یک شخص می سازد . برای همین است که تنها نگاه خیره عاشقان زیباست و گرنه خیره نگریستن زشت است .

 

هرگاه شخصی را به یک شی تبدیل کنی ، عملی غیراخلاقی مرتکب شده ای ولی اگر سرشار از عشق باشی ، در آن لحظه سرشار از عشق ، این پدیده ، این برکت با هر موضوعی روی خواهد داد و تو زندگی می بخشی .

 

هنگامی که معشوق به تصاحب در آید ، عشق رفته است . آن گاه معشوق تنها یک شی خواهد بود . می توانی از او استفاده کنی ، ولی برکات هرگز برنمی گردند ، زیرا آن برکات فقط زمانی می آمدند که او یک انسان بود ، دیگری آفریده شده بود ، شخص را در دیگری آفریده بودی و دیگری نیز ، شخص را در تو آفریده بود . هیچ کدام شی نبودید . هر دو ذهنیت هایی بودید که با هم تلاقی کرده بودند دو انسان که ملاقات کرده اند ، نه یک انسان و یک شی .

 

اگر بدانی که تو نیستی و آگاهی ات با عشقی عمیق به سوی دیگری حرکت کرده باشد به درختان ، به آسمان ، به ستارگان ، به هر کس ، وقتی که تمام آگاهی ات تو را ترک گفته و به سوی دیگری رفته باشد در آن غیبت نفس ، برکات نازل می شوند .

 

مجله روانشناسی - جامعه

اردیبهشت 83

 

 

نی نی 2

 

http://www.cloob.com/club/article/show/clubname/four_effects_of_skavelshin/articleid/363296


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط دریا


 

 

ایستادن بوسیله ی نشستن

ایستادن بوسیله ی نشستن

آفریقایی- آمریکایی های Montgomery  هفتاد درصد مسافران اتوبوس را تشکیل می دادند,ولی Rosa Parks هنوز در سال 1955 مشکل برای نشستن بر روی صندلی داشت.این قانونی بود که به او می گفت باید جایت را به مرد سفید پوست بدهی.و این دلیل بازداشت وی در اتوبوس Montgomery Bus Boycott بود.1 سال بعد این قانون حذف شد و این بانو بعنوان مادرحرکت حقوق مساوی انسانی شناخته شد.




ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیستم مرداد 1388 توسط دریا
 

خواص مواد غذايي به ترتيب حروف الفبا
 

آهن

عسل

اسيد فوليک

فلفل

ازگيل

فندوق

انجير

فسفر

آب ماست

قارچ

انگور قهوه
انار کدو
آلبالو کاهو
اسفناج کشک
آويشن کيوي
بابونه کرفس
باقلا کدو حلوايي
بادام - بادام زميني کنگرفرنگي
به کلم
بادنجان گل گاوزبان
پرتغال گل خطمي
پسته گلابي
پتاسيم گيلاس
پياز گوجه فرنگي
توت گوشت
توت فرنگي گندم
تمشک گريپ فروت
ترخون گشنيز
تربچه گردو
تخم مرغ ليموشيرين
جعفري ليموترش
جو مارچوبه
جوانه   ماهي
چغندر  ميگو
چاي موز
خاويار ماست
خاکشير منگنز
خرما منيزيوم
دارچين مواد معدني
ريحان نمک
زردچوبه نعنا
زردآلو نخود
زرشک نارنگي
زيتون ويتامين A
زيره ويتامين B1
زعفران ويتامين B2
سيب ويتامين B3
سير ويتامين  B5
سويا ويتامين B6
سيب زميني ويتامينB9
سديم ويتامين B12
سياه دانه ويتامين C
شير ويتامين D
شيرين بيان ويتامين E
شلغم ويتامين K
شکلات هلو
عدس  هويج

عناب

يونجه
http://www.iranmania.com/nutrition/dietrecipes/thin/default.asp

نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط دریا
 

وزن ايده آل و مناسب خود را بيابيد
لطفا جدول زير را به دقت پر کنيد

مشخصات خود را بصورت کامل پرکنيد و سپس روی کليد محاسبه کليک کنيد تا وزن ايده آل و طبيعی خود را بيابيد 

 

وزن:

 

 

قد:

 يا   

 

سن:

يا  سال 

 

جنسيت:

  

نتيجه محاسبات را مشاهده کنيد

جرم حجمی بدن شما kg/m2     

    وزن مجاز از نظر پزشک   

تغيير وزن شما بر اساس
استخوان بندی بدن شما

                       وزن ايده آل 

                  برای تناسب اندام

 
   

 داخل تغذيه ايران مانيا

http://www.iranmania.com/nutrition/foodstuff/calorie/


نوشته شده در تاريخ دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط دریا
 

 

atelopus-ghurbaghe.jpg

 

 

قورباغــه دلقک



ادامه مطلب...

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم مرداد 1388 توسط دریا
 

هر بار که در زندگیم زمین خوردم هنگام بلند شدن تکه ای از زمین را با خودم برداشتم...
امروز دیگر زمینی برای زمین خوردن من نیست!


نوشته شده در تاريخ شنبه دهم مرداد 1388 توسط دریا
 

این هم هدیه مهرانه بانو یت به عبارتی گل بانو برای من

که سه ساعتو اندی رویش زحمت کشیده

و به خاطر سلایق من رنگ های متفاوتی را امتحان نموده

گل بانو می رسونه و خیلی هم از شما ممنونه

فعلا بدورد


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه هشتم مرداد 1388 توسط دریا
 

انگار از هاله‌اي از سختي در اومدم. چيزي كه مي‌گذره. از چند روز گريه كردن و دندون درد. در به سر بردن يك آشفتگي. تنها چيزي كه بايد مراقبش بود اينه كه از حس آزادي جدا نباشيم. چيزي، هيچ چيز نبايد ما رو در حصار قرار بده. و من نمي‌تونيم و نمي‌خوام در حصار چيزي باشم. و بايد مراقب لحظه‌هايي باشم كه دارم دستي دستي خودمو اسير مي‌كنم.

حقيقت اينه كه من ديگه اون روياي يكي دوسال پيش نيستم. نه نيستم. چيزي در من گشته و تغيير كرده. اما خب گاهي به خاطر عادت به بعضي چيزها دست به كارهايي مي‌زنم. ديگه دلم خيلي چيزها رو نمي‌خواد. خيلي از چيزها ديگه براي دلم مهم نيستن يا ديگه اونقد اهميت ندارن. و سوال اينجاست كه آيا اصلا چيزي هست كه برايم واجد اهميت باشه؟

دلم مي‌خوام يه دستوري بدم مبني بر اينكه

 هيچ چيزهيچ اهميتي نداره.

به چهره خودم در آيينه روبرو نگاه مي‌كنم. گاهي به شدت نااميد مي‌شمو و اشك مي‌ريزم و گاهي سرخوش مي‌شم اون‌هم به شدت و يادم مي‌آد كه اينها جزيي از جنبه تعادل هست. همونطور كه روز و شب چرخه كاملو تشكيل مي‌دن و وجود ما هم همونطور كه توش رشدهاي فزاينده هست پس‌رفتو درجا زدن هم هست و خوشحالم دراين حوالي چيزي در قلبم زنده هست به اسم عشق كه گاهي گمش مي‌كنم.

گاهي در غبار تاريكي و آزردگي عشق رو فراموش مي‌كنم ولي يادم نمي‌ره برم دست به دامان سلطان عشق بشم و اون دوباره برام پرده‌ها رو كنار مي‌زنه و همه اون چيزي كه باعث غبار شده رو يادم داده پاك كنم.

و بايد تيرگي‌هاي عظيم رو بشورمو و بشورم چيزهايي كه لطافت را كم كرده.

مدت‌هاست مشغول شستنم و حالا خوشحالم كه كمي حتي اگه شده كمي از حجم تيرگي كاسته شده.

سياه‌چاله‌هاي هولناكي در وجودم كه از اون‌ها آگاهم و خوشحالم كه گاهي در پرده روشني چيزي شاد و آروم ته دلم مي‌بينم و گاهي چنان در بند سياهي مي‌شم كه مي‌خوام به قعر سقوط كنم.

و با اين حال امروز............

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه پنجم مرداد 1388 توسط دریا
 

 

http://i38.tinypic.com/29ynj1u.jpg


1- پایان دنیا نزدیک است. اگر فقط بتوانید یک نوع از حیوانات را نجات دهید، کدام را انتخاب می‌کنید؟

 


الف : خرگوش

ب : گوسفند

پ : گوزن

ت : اسب


2- به آفریقا رفته‌اید. به هنگام بازدید از یکی از قبیله‌ها، آنها اصرار می‌کنند که یکی از حیوانات زیر را به عنوان یادگاری با خود ببرید. کدام را انتخاب می‌کنید؟

 


الف : میمون 

ب : شیر

پ : مار 

ت : زرافه


3-
فرض کنید خطای بزرگی انجام داده‌اید و خداوند برای مجازات شما تصمیم گرفته است که به جای انسان، شما را به صورت یکی از حیوانات زیر در آورد. کدام را انتخاب می‌کنید؟

 


الف : سگ 

 ب : گربه

پ : اسب

ت : مار



4- اگر قدرت داشتید که یک نوع از حیوانات را برای همیشه از روی کره زمین نابود کنید، کدام را انتخاب می‌کردید؟

 

 

الف : شیر

ب : مار

 پ : تمساح

 ت : کوسه
 


5- یک روز، با حیوانی برخورد می‌کنید که می‌تواند با شما به زبان خودتان صحبت کند. دلتان می‌خواهد که کدامیک از حیوانات زیر باشد؟

 

الف : گوسفند

 ب : اسب

پ : خرگوش 

 ت : پرنده



6- در یک جزیره دور افتاده، تنها یک موجود زنده به عنوان همدم و همراه شما وجود دارد. کدامیک را انتخاب می‌کنید؟

 

الف : انسان 

 ب : خوک 

 پ : گاو

 ت : پرنده



7- اگر قدرت داشتید که هر نوع حیوانی را اهلی و دست‌آموز کنید. کدامیک از حیوانات زیر را به عنوان حیوان خانگی خودتان انتخاب می‌کردید؟

 


الف : دایناسور

ب : ببر

 پ : خرس قطبی

 ت : پلنگ


8- اگر قرار بود برای 5 دقیقه به صورت یکی از حیوانات زیر در می‌آمدید، کدامیک را انتخاب می‌کردید؟

 

الف : شیر

ب : گربه

پ : اسب 

 ت : کبوتر
 



تحلیل:

 

1- در زندگی واقعی، برای چه نوع آدمهایی جذابیت و کشش دارید.


الف: خرگوش? کسانی که دارای شخصیت دوگانه هستند، به سردی یخ در ظاهر اما به گرمی آتش در باطن


ب: گوسفند? مطیع و گرم


پ: گوزن? زیبا و آداب دان


ت: اسب- کسانی که غیرقابل جلوگیری، بی‌بند و بار و آزاد هستند.



2- در فرایند ابراز عشق و درخواست ازدواج، کدام رویکرد برای شما خوشایندتر و موثرتر است.


الف: میمون ? مبتکر و باذوق که هیچگاه احساس خستگی نکنید.


ب: شیر- سرراست، صاف و پوست کنده به شما بگوید که دوستتان دارد.


پ: مار- دمدمی مزاج، پر نوسان، نفس گرم و عشق سرد


ت: زرّافه- صبور، هرگز شما را رها نکند.



3- دلتان می‌خواهد معشوقتان چه عقیده‌ای در باره شما داشته باشد.


الف: سگ- باوفا، صادق، ثابت قدم


ب: گربه- شیک و زیبا


پ: اسب- خوش بین


ت: مار- انعطاف‌پذیر



4- چه اتفاقی باعث می‌شود که شما رابطه‌تان را قطع کنید/ از چه خصوصیتی بیش از همه نفرت دارید.


الف: شیر- متکبر و خودخواه، امر و نهی کن


ب: مار- هیجانی و دمدمی مزاج، نمی‌دانید چگونه او را خوشحال کنید.


پ: تمساح- خونسرد، بیرحم، سنگدل

 

ت: کوسه- ناامن



5- دوست دارید چه نوع رابطه‌ای با او برقرار سازید.


الف: گوسفند- سنتی، بدون آن که چیزی بگوئید او بفهمد چه می‌خواهید، ارتباط برقرار کردن از طریق قلب‌ها.


ب: اسب- هر دو بتوانید درباره همه چیز با هم صحبت کنید، هیچ چیز مخفی در میان نباشد.


پ: خرگوش- رابطه‌ای که همیشه خود را گرم و عاشق او حس کنید.


ت: پرنده- رابطه‌ای پایدار و طولانی و بالنده



6- آیا به او خیانت می کنید.


الف: انسان- شما به جامعه و اخلاقیات احترام می‌گذارید، پس از ازدواج هیچ کار خلافی نمی‌کنید.


ب: خوک- نمی‌توانید در مقابل تمایلاتتان مقاومت کنید، به احتمال زیاد خیانت می‌کنید.


پ: گاو- خیلی سعی می‌کنید که چنین کاری نکنید.


ت: پرنده- شما هرگز نمی‌توانید استوار و ثابت قدم باشید، شما واقعاً برای ازدواج مناسب نیستید و نمی‌خواهید تعهدی بپذیرید.



7- درباره ازدواج چه فکر می‌کنید.


الف: دایناسور- شما خیلی بدبین هستید و فکر می‌کنید این روزها دیگر ازدواج سعادتمندانه وجود ندارد.


ب: ببر- شما به ازدواج به صورت یک چیز گرانبها فکر می‌کنید. پس از آن که ازدواج کردید، پیوند زناشویی و همسرتان را بسیار باارزش و گرامی می‌دارید.


پ: خرس قطبی- شما از ازدواج می‌ترسید، فکر می‌کنید آزادیتان را از شما خواهد گرفت.


ت: پلنگ- شما همیشه طالب ازدواج بوده‌اید ولی در واقع، شناخت دقیقی از آن ندارید

8- در این لحظه، به عشق چگونه فکر می‌کنید.


الف: شیر- شما همیشه تشنه عشقید و می‌توانید هر کاری برای آن بکنید اما به راحتی در دام عشق نمی‌افتید.


ب: گربه- شما خیلی خودمحور و خودخواهید. شما فکر می‌کنید عشق چیزی است که می‌توانید به دست آورید و هرگاه که خواستید آن را دور بیاندازید.


پ: اسب- شما نمی‌خواهید در قید و بند یک رابطه پایدار قرار بگیرید. به هر چمن که رسیدی گلی بچین و برو


ت: کبوتر- شما به عشق به صورت یک تعهد دو طرفه فکر می‌کنید

 

 

جوابای من قرمزا هستن


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه یکم مرداد 1388 توسط دریا
Blog Skin