تبليغاتX
دریا
دریا



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم مهر 1388 توسط دریا



نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم مهر 1388 توسط دریا
دعای نماز گودر به امامت لامپی:
- خدایا به همه ما اینترنتی ارزانی کن که در لحظه شات داون، بر بی ثمری عمری که همه‌ش به یه دانلود هفتصد مِگی گذشته افسوس نخوریم
+ الهی آمین
- خدایا سرعت دانلود اینترنت ما را از سرعت سوزن هارد ما افزونتر فرما
+ الهی آمین
- خدایا چنان کن سرانجام کار، تو وایرلس باشی و ما همه کاربرات والسلام علیکم و إی دی إس إل و برکاته
+ خدایا خدایا تا انقلاب وب سی / از نهضت گودری / محافظت بفرما
رسولی سوارکار / به لطف خود نگه دار
از سرعت سوزن هارد ما بکاه و / بر سرعت اینترنت او بیفزا



http://www.google.com/profiles/105817758053208827358?hl=en
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 توسط دریا

www.FoXBax.Blogfa.Com

خانوم شماره بدم پاره میکنی؟

2- خانوم ببخشید مستقیم از كدوم طرفه

3- خانوم شماره ی کفشمو بدم؟

4- (در برخورد با چنتا دختره زیبا) هنوز فصله هلو نشده

5- (در برخورد با چنتا دختره کم سن) اِ مهد كودك تعطیل شد شما اومدین بیرون.

6- حاج خانومم ماچ خانوم

۷- آهای خانوم كجا كجا

۸- از اون بالا كفتر می‌آید

۹- آخ چشم ..فدات بشم

۱۰- نازتو بخورم ..شب شام نخورم

11- خانونم شما دو تا سه قلوئید؟

13- این روزها همه به من شماره می‌دهند شما چطور

12- دهات چه خبر؟

14- فدات و بخورم

15- قربونت بچسبم

16- فدات بگردم

17- خودت مگه خواهر مادر نیستی؟

18- خانوم جیگرتو واسم بلوتوث میکنی؟

19- جیگرتو یواشکی بخورم

20- ببخشید شما چقدر شبیه دوست دختره آیندهء من هستین

21-هندونه بیار قاچ کنم لباتو بیار ماچ کنم (NEW)

اینم چند تا متلک که به دخترهای دماغ عملی میتونید بندازید!

1-خانوم شما بینیتونو ختنه کردید؟

2-خانوم شما دماغتونو مدل خوکی عمل کردید؟

3-خانوم میاید دماغامون عوض؟

4-اینو صافکاری کرده که بعدا درخت بکاره

5-اینو دماغشو تازه خریده برچسبش و نکنده

6-خانوم کلیه هاتو فروختی دماغتو عمل کردی؟

7-دماغت پریوده نوار بهداشتی گذاشتی روش؟

8-میبخشید خانوم دماغتونو خر گازگرفته؟

9-ده بار دیگه دماغت وعمل کنی تازی میشی مثل اِبی

10-خانوم بینیتون افتاده چسب زدین؟

11-خواستی ماشین بخری وانت بخر بینیت و بندازی عقب


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط دریا
در راستای اینکه بحران بی شوهری در جامعه امروز به وجود آمده کلیه خانمهای محترم می تونن از روش های زیر استفاده کنن و البته مراقب باشن که سوءاستفاده نکنن .

۱ـ روش کوزه ای : همان روش قرن های قدیم که دختر کوزه به دوش به سمت رودخانه می رفت پسر به کوزه می خوره کوزه بشکست و بعد چنین گفته اند که : اگر با من نبودش هیچ میلی ... چرا ظرف مرا بشکست لیلی

نتیجه گیری : بحران ازدواج حال حاضر بخاطر لوله کشی شدن آبه .

۲ـ روش عرفانی : چهل شبانه روز جلوی خونه رو آب و جارو میکنی و ده تا شمع روشن می کنی شکلات بین مردم تقسیم می کنی تا مرد آرزوهات بیاد.

نتیجه گیری : در صورت کمبود شمع می تونین فانوس هم روشن کنین .

۳ـ روش سوسکی : بخاطر ترس از یه سوسک که حتی می تونی خودت اون رو تو خونه یا کوچه کار بزاری همچین محکم می پری تو بغلش و بهش می چسبی که هیچ جور نتونه تو رو از خودش جدا کنه .

نتیجه گیری : با تشکر از کلیه سوسک های محترم
مقیم مرکز و حومه .

۴ـ روش تیپ : انواع تیپ های مختلف روی خودت پیاده می کنی بیست و دو کیلو لوازم آرایش روی خودت خالی می کنی و سعی میکنی تا آنجا که ممکن است لباس ها مورد توجه باشند طوری که هرکس که تو خیابونه مجبور بشه حتما یک بار شما را نگاه کنه بعد گوشه خیابون می ایستی تا شوهر مناسب سوارت کنه .

نتیجه گیری : خطر احتمال از بین رفتن آبروی چندین و چند ساله تان وجود دارد اما چون به خاطر ازدواج است مسئله نیست این دفه !

۵ ـ روش خر خونی : تو کلاس و مدرسه و دانشگاه نمره بیست کلاس می شی بالاخره تو کل سال های مدرسه یه خر خون دیگه پیدا میشه که بیاد سراغت و باعث بشه که نترشی .

نتیجه گیری : اگه شوهر پیدا نشد تا مقطع دکترا ادامه بدین و بعد ترک تحصیل کنین.

۶ ـ روش مایه داری : با دوستان توی انواع پارتی های شبانه و پیست های اسکی و باشگاه های بیلیارد و بولینگ هر کوفت و زهر مار دیگری که می تونی شرکت می کنی و حواست فقط به یه شوهر مناسب هست تا چیز های دیگه .
 
نتیجه گیری : سعی کنین همیشه چند میلیون در کیف خود داشته باشین.

۷ـ روش مذهبی : توی انواع مجالس مختلف مذهبی شرکت می کنی توی هیچ چیز کم نمی آری جایی نیست که مراسمی باشه و تو اونجا نباشی تا بالاخره یه شوهر گیرت بیاد .

نتیجه گیری : التماس دعا خواهر .

۸ ـ روش فامیلی : یه کاغذ بر می داری و اسم تمام پسرهای فامیل از سن پنج تا پنجاه ساله رو که ازدواج نکردنن رو روش می نویسی بعد شروع به بررسی و تفکیک می کنی و اونهایی که شرایط را دارن رو انتخاب می کنی و یه برنامه ریزی برای عملیات تاکتیکی که بلاخره یه کدوم رو خفت کنی .

نتیجه گیری : می تونین روی یه بچه پنج ساله برای بیست سال آینده برنامه بریزین

۹ ـ روش نامردی : جلوی یکی از این ماشین های پلیس یه دفعه می پری پسره رو می گیری تو بغلت و دستت رو میکنی تو دستش و ازش... (سانسور )
می گیری تا بعد از تعهد توی کلانتری مجبور بشه که باهات ازدواج کنه. البته این روش برای اونهایی است که از کلیه روش های بالا نا امید شده اند.

نتیجه گیری : در تعهد نامه کلانتری حتما مقدار مهریه را ذکر کنین

 
 
عرض کنم
واقعن کهههه
 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه دوم فروردین 1388 توسط دریا
1) اگه بهتون زنگ زد (در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتون ) بگین سلام حمید جون. بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟ 
می تونین این سیر رو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.

2) بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم دختری با کفشهای کتانی یا عروس فراری رو ببینید.

3) تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعاً جبهه بگیرین وباهاش دعوا کنین ، با کلماتی از قبیل مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟ یا یه همچین چیزایی، ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.

4) آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.

5) عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمۀ خالۀ پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.

6) موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.

7) همین که تو ماشین بغل دستش نشستین ، شروع کنین به عطسه کردن و از بوی ادکلن چن صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ، ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.

8) وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید، بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و ۴ ساعت و ۴۰ الی ۴۸ دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید.

 

ساناز


نوشته شده در تاريخ یکشنبه یازدهم اسفند 1387 توسط دریا
الف ) چون خانوم ها ناخن بلند دارند ولی آقایان ندارند !

ب ) چون خانوم ها کفش پاشنه ۱۵ سانتی دارند ولی آقایان ندارند !

ج ) چون خانوم ها جیغ دلخراش دارند ولی آقایان ندارند !

د ) چون خانوم ها اگر با استفاده از مهمات فوق هم زورشان به شوهرشان نرسد ، فقط کافیست سرشان را از پنجره بیرون کنند و از مردم کمک بخواهند تا ظرف ایکی ثانیه ، 15 مرد قلچماق به طرف شوهرشان حمله ور شوند ، ولی آقایان اگر بمیرند هم کسی به دادشان نمی رسد !

 

۲- چرا آقایان زمانیکه با همسر خود قصد ورود و یا خروج از دری را دارند ، می گویند خانوم ها مقدمند و اجازه می دهند که اول همسرشان از در عبور کند ؟!

الف ) چون حدس می زنند که پشت در ، یک دره ای ، خندقی ، گودالی ، چیزی باشد !

ب ) چون احتمال می دهند که از لب پنجره بالای در ، یک گلدان سنگی در حال سقوط باشد !

ج ) چون گمان می کنند که پشت در ، یک حیوان درنده و گرسنه باشد !

د ) چون می ترسند که اگر آنها زودتر بروند خانومشان در را پشت سر آنها ببندد و دیگر هم باز نکند !  

۳ - شما فکر می کنید که اگر روزی همسر مردی از طبقه شصتم ساختمانی سقوط کند و در طبقه پنجاه و هشتم با دست ، میله ای که از دیوار ساختمان بیرون آمده را بگیرد و در هوا معلق بماند ، این مرد برای نجات همسرش چه اقدامی انجام خواهد داد ؟!

الف ) سریعا با استفاده از اره برقی در صدد جدا نمودن میله از ساختمان بر می آید !

ب ) یک عدد سوسک و یا موش را بر روی دست همسرش می گذارد !

ج ) یک طناب پوسیده را برای بالا کشیدن همسرش به طرف او می اندازد !

د ) با به خطر انداختن جان خودش ، هر طور که شده همسرش را نجات می دهد و سپس اینبار طوری او را هل می دهد که دیگر به هیچ عنوان نتواند دستش را به جایی بند کند ! 

۴ – چرا معمولا در تصادفات رانندگی ، میزان صدمه ای که به خانوم ها وارد می شود بیشتر از آقایانی است که مشغول رانندگی می باشند ؟!

الف ) چون ۵ دقیقه قبل از وقوع سانحه ، آقا خودش را از خودرو به بیرون پرت کرده است !

ب ) چون قبل از وقوع سانحه ، کمربند ایمنی خانوم دستکاری شده بوده تا عمل نکند !

ج ) چون در اینگونه تصادفات ، راننده حتی الامکان سعی کرده که خودرو اش از سمت راست با خودروی روبرویی برخورد کند !

د ) چون بعد از سانحه مشخص شده که علت تشدید جراحات وارده به خانوم ، مواد محترقه ای بوده که به دلایل نامعلوم توسط فردی ناشناس در زیر صندلی او تعبیه شده بوده تا با کوچکترین ضربه ای منفجر شود !

 

اینجا


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیستم آذر 1387 توسط دریا

مادرم به نجوا گفت: «هیس! عزیزم. مواظب باش بابا را بیدار نکنی!
این حرف هم برایم تازگی داشت و آن طور که بویش می‌آمد از «صحبت کردن با بابا» هم جدی‌تر بود. زندگی بدون گفت و شنود‌های اول صبح برایم تصور نکردنی بود.
جدی پرسیدم: «چرا؟»
- برای این‌که طفلکی بابا خسته است.
دلیلش به نظرم اصلا قانع کننده نبود و از دلسوزی او  و از «طفلک بابا» گفتنش دلم به هم خورد. همیشه از این جور تملق گفتن‌ها بدم می‌آمد و به نظرم می‌رسید این کار تزویر و ریاست.
بی‌اعتنا گفتم: «که این‌طور» بعد با چرب زبانی ادامه دادم: «مامان، می‌دانی دلم می‌خواهد امروز با هم کجا برویم؟»
مادرم آه کشید و گفت: «نه، عزیزم.»
«دلم می‌خواهد با هم لب رودخانه برویم تا با تور تازه‌ام ماهی بگیرم، بعد می‌خواهم به مغازة فاکس‌اند هاوندز بروم و بعد...»
مادرم باعصبانیت نجوا کرد: «مواظب‌باش بابا را بیدار نکنی!» و

بقیه  رو از اینجا بخونید

خیلی خنده دار بود

از اینجا و هفتان هم لینک داده بود.


نوشته شده در تاريخ جمعه یکم تیر 1386 توسط دریا

هر چيزي راكه ميخواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نمي خـواهيـد!" قــوانين مــورفي مــجموعه اي از قوانين حاكم بر زندگي هستند كـه اكثر آنها از بدبيني نـشات گـرفتـه و جـنـبـه شوخي دارند امـا بسياري از آنها نيز واقعيت هستند.
قوانين مورفي توسط شخصي بنام كاپيـتـان ادوارد مورفي مهندس نيروي هوايي، در سـال 1949 پـا بـه عـرصه حضور گذاشت. وي هنگامي كه روي پروژه اي در نيـروي هـوايـي مشغول بررسي روند كار بود متوجه شد كه تراسفورماتوربه صـورت نـادرسـتي سيم پيچي شده در مـورد تكنسين مربوطه چنين گفت:"اگر اين تكنسين راهي باشه تا بتونه كـارشـو درسـت انـجـام نده، اون راهو پيدا ميكنه." قـوانين
مورفي اكنون افزون بر هـزاران قانون مي بـاشد كـه توسط افراد گوناگون در سراسر جهان گرد آمده و مـجـموعـه اي ازقـوانـيـن حـاكـم بر زنـدگي هسـتند كـه اكثر آنها از بدبيني نشات گرفته و جنبه شوخي دارند امـا بسـياري از آنها نيزعينيت و واقعيت دارند. اكنون به برخي از اين قوانين توجه كنيد:

1- اگـر قـرار بـاشه كاري خراب بشه و درست پيش نره، حتما خراب مي شـه آن هـم در نامناسبترين زمان!
2- اگر احتمال داشته باشه چندين كار خراب بشه، آن كـاري كه بيشترين ضرر را خواهد زد درست پيش نخواهد رفت!
3- همه چيز در حال بدتر شدن است!
4- لبخند بزنيد فردا همه چيز بدتر و وخيمتر خواهد شد.
5- احتمال آنكه يك شيء آسيب ببيند نسبت مستقيم دارد با ارزش آن!
6- همه كارها بيشتر از آنچه تصور ميكنيد بطول خواهد انجاميد!
7- اگر شما تصميم به انجام كاري ميگيريد پيش ازآن لازم است ابتدا كار ديگري را انجام دهيد!
8- هر راه حلي مشكل جديدي پديد مي آورد!
9- شما هنگام صبحانه خوردن هيچگاه نميتوانيد تعيين كنيد كدام طرف نان را بايد كره بزنيد!
10- هرگاه جسم بـا ارزشي از دست شما به زمين مي افتد به غير قابل دسترس ترين مكان ميرود (حلقه برليان يا داخل سطل زباله مي افتد و يا در چاه فاضلاب)!
11- شما هر موقع دنبال چيزي مي گرديد هـميشه در آخـرين مـكاني كه آن را جستجو ميكنيد مي يابيدش!
12- هيچ اهميتـي ندارد كه شما به چه اندازه دنبال جنسي بگرديد به محض آنكه آن را خريديد آن را در مغازه اي ديگر ارزانتر خواهيد يافت!
13- همواره در خيابان در هنگام رانندگي ماشينها در لاين ديگر سريعتر حركت ميكنند!
14- زماني كه دستگاه معيوب خود را نزد تعميركار مي بريد كاملا بي عيب و درست كار خواهد كرد!
15- هر فردي راهي براي ثروتمند شدن در ذهنش دارد كه عملي نميباشد!
16- هر چيز خوب در زندگي يا غير قانوني است ويا غير اخلاقي و يا چاق كننده!!
17- هر كسي پول بيشتري دارد حكمراني ميكند!!
18- هيچ عمل نيكي بدون مجازات نخواهد ماند!!
19- هرگاه شما چيزي را در جاي امني قرار ميدهيد تا گم نشود ديگر هيچگاه نميتوانيد پيدايش كنيد!
20- در ورزش گلف بهترين ضربه ها هميشه زماني زده ميشود كه تنها باشيد و بدترين آن هنگامي كه در جمعي بازي مي كنيد و يا با فردي بازي ميكنــيد كه ميخواهيد او را با بازي خود تحت تاثير قرار دهيد!!
21- هر چيزي را كه مي خواهيد، نميتوانيد داشته باشيد و آنچه را كه داريد نميخواهيد!
22- احتمال آنكه كاري را كه انجام ميدهيد ديگران ببـينند نـسب مسـتقيم دارد با ميزان احمقانه بودن كار شما!
23- سنگين بودن ترافيك نسبت مستقيم دارد با ميزان عجله شما براي زود رسيدن به مقصد!
24- هنگام ورود به پمپ بنزيـن جـايگاهـي را كه انتخاب مي كنيد هميشه طولاني تر از جايگاه هاي ديگر خواهد بود.
25- هيچ اهميتي ندارد من كجا ميروم، من آنجا هستم!
26- هر كسي ميتواند مدرك دانشگاهي بگيرد اما صاحب عقل نخواهد شد!
27- زباله از خلاء بيزار است آنقدر انباشته ميگردد تا فضاي موجود را پر كند!
28- هرگاه كفش نو را براي اولين بار به پا كنيد همه پايشان را روي آن خواهد گذاشت!
29- زماني كه مي خواهيد لكه روي شيشه پنجره را پاك كنيد هميشه لكه سمت ديگر شيشه ميباشد!
30- قانون بقاء كثيفي: براي تميز كردن هر چيزي چيز ديگري بايد كثيف گردد!!
31- اگر امري احتمال دارد اتفاق بيافتد و خيلي هم خوشايند باشد،هرگز اتفاق نخواهد افتاد!
32- اگر حق با شما باشد هيچكس حرف شما را باور نخواهد كرد!
33- قوانين مانند تار عنكبوت مي باشند تنها افراد ضعيف و فقيران به دام آن ميافتند در صورتي كه ثروتمندان و صاحبان قدرت آن را پاره كرده و ميگريزند!!
34- دو عنصر در طبيعت فراوان ميباشند: يكي هيدروژن و ديگري حماقت!!
35- جاده رسيدن به موفقيت همواره در دست ساختمان است!
36- هرگاه چيـزي را دور بياندازيد به محض آنكه ديگر به آن دسترسي نداشته باشيد به آن نياز پيدا خواهيد كرد!
37- كار تيمي همواره ضروري مي باشد چون به شما اجازه مي دهـد تـا در صورت بروز مشكل فرد ديگري را نكوهش كنيد!
38- احتـمـال آنـكه طـرف ناني كه به آن كره ماليده شده است بروي فرش بيافتد نسبت مستقيم دارد به قيمت فرش!
39- شما هيچگاه نمي توانيد با نگاه كردن به خطـوط راه آهـن، بـگويـيد كه قطار از كدام سمت خواهد آمد!
40- 0 = ثابت = عقل*زيبايي*در دسترش بودن
(معادله يـافتـن همسر بـه ايـن مفـهوم كـه هيـچ دختـر و زني وجود ندارد كه هر سه اين خصوصيات را دارا باشد)!!
41- ماشيني كه روبروي شما در حركت است هميشه سرعتش از شما كمتر است!
42- هر چه عقيده اي مسخره تر باشد احتمال موفقيت آن بيشتر مي باشد!!
43- افرادي كه مي توانند بهترين نصيحت ها را بكنند، نصيحت نمي كنند!!
44- دود سيگار هـمواره به سمت افراد غيـر سيـگاري حـركت خواهد كرد، بدون توجه به سمت وزش باد!
45- جاي پارك مناسب ماشين هميشه سمت ديگر خيابان ميباشد!
46- براي هر عملي يك انتقاد برابر و مخالف آن وجود دارد!!
47- دوستان مي آيند و مي روند اما دشمنان انباشته ميگردند!
48- هرگاه به دروغ به رئيس خود بگوييد كه علت تاخير شما پنچر شدن چرخ ماشينتان بوده روز بعد چرخ ماشين شما پنچر خواهد شد!
49- تقريبا داخل شدن به كاري از خارج شدن از آن آسانتر است!
50- هيچ چيز هيچگاه بهتر نشده و نخواهد شد!

 

 

کلوب فنگ شویی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386 توسط دریا

با تشکر از دوست خوبم محبوبه.

 

سوال: چرا مرغ از خيابان رد شد؟

 

ــ داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است

.

ــ همينگوي: براي مردن. در زير باران

 

.

ــ اينشتين: رابطهء مرغ و خيابان نسبي است

 

.

ــ سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمال‌شدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش
بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد

 

.

ــ پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند.
توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از
خيابان رد ميشود؟

 

 

ــصادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر

 

.

ــ شيرين عبادي: نبايد گمان کرد که رد شدن مرغ از خيابان به خاطر اسلام بوده است. در تمام دنيا پذيرفته شده که اسلام کسي را فراري نميدهد

 

.

ــ روانشناس: آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟

 

ــ نيل آرمسترانگ: يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها

 

.

ــ حافظ: عيب مرغان مکن اي زاهد پاکيزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

 

.

ــ کافکا: ک. به آن سوي خيابان کثيف رفت. مرغ اين را ديد و به سوي ديگر خيابان فرار کرد، ضمن اينکه به ک. نگاهي بي‌توجه و وحشتزده انداخت. اين ک. را مجبور کرد که دوباره به سوي ديگر خيابان برود، تا مرغ را با حضور فيزيکي خود مواجه کند و دست‌کم او را به احترامي وادارد که باعث گريختن مجدد او شود، کاري که براي مرغ دست کم از نظر اندازهء کوچک جثه‌اش دشوارتر مينمود

 

.

ــ بيل کلينتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم

 

.

ــ فردوسي: بپرسيد بسيارش از رنج راه، ز کار و ز پيکار مرغ و سپاه

 

.

ــ ناصرالدين‌شاه: يک حالتي به ما دست داد و ما فرموديم از خيابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد

 

.

ــ سهراب سپهري: مرغ را در قدمهاي خود بفهميم، و از درخت کنار خيابان، شادمانه سيب بچينيم

 

.

ــ طرفدار داستانهاي علمي - تخيلي: اين مرغ نبود که از خيابان رد شد. مرغ خيابان و تمام جهان هستي را ? متر و ?? سانتيمتر به عقب راند

 

.

ــ اريش فون دنيکن: مثل هر بار ديگر که صحبت موجودات فضاييست، جهان دانش واقعيات را کتمان ميکند. مگر آنتنهاي روي سر مرغ را نديديد؟

 

 

ــ جرج دبليو بوش: اين عمل تحريکي مجدد از سوي تروريسم جهاني بود و حق ما براي هر نوع اقدام متقابلي که از امنيت ملي ايالات متحده و ارزشهاي دموکراسي دفاع کند محفوظ است

 

.

ــ سعدي: و مرغي را شنيدم که در آن سوي خيابان و در راه بيابان و در مشايعت مردي آسيابان بود. وي را گفتم: از چه رو تعجيل کني؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگويم و اگر گويم انکار کنم

 

.

ــ احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشه‌هاي ذهن خويش، ميجويم. من، ميمانم. و مرغ، ميرود، به آن سوي خيابان. و من، تهي هستم، از گلايه‌هاي دردمند سرخ

 

.

ــ رنه دکارت: از کجا ميدانيد که مرغ وجود دارد؟ يا خيابان؟ يا من؟

 

 

ــ لات محل: به گور پدرش ميخنده! هيشکي نمتونه تو محل ما از خيابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آي نفس‌کش

 

 

ــ بودا: با اين پرسش طبيعت مرغانهء خود را نفي ميکني

 

.

ــ پدرخوانده: جاي دوري نميتواند برود

.

ــ فروغ فرخزاد: از خيابانهاي کودکي من، هيچ مرغي رد نشد

.

ــ ماکياولي: مهم اينست که مرغ از خيابان رد شد. دليلش هيچ اهميتي ندارد. رسيدن به هدف، هر نوع انگيزه را توجيه ميکند

 

.

ــ پاريس هيلتون: خوب لابد اونور خيابون يه بوتيک باحال ديده بوده

 

.

ــ هيتلر: اگر ارادهء ما همچنان قوي بماند، مرغ را نابود خواهيم کرد! فولاد آلماني از خيابان رد خواهد شد

 

 

ــ احمدي‌نژاد: خيابان و فناوري رد شدن از خيابان که کشورمان از آن برخوردار است حاصل رشد علمي جوانان ايران و حق ملت ايران است. ما به رد شدن از خيابان ادامه خواهيم داد. موج معنويت و بيداري در دنياي اسلام، به اميد خدا به زودي اين مرغ را از دامان دنياي اسلام پاک خواهد کرد.

 

 

!!!!!!!!!!ــ فردوسي پور : چه ميـــــــــکــنه اين مرغه

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم اسفند 1385 توسط دریا

زن جوانی که از زندگی جنسی بی‌روح و کسل کننده با شوهرش نگران بود

بالاخره شوهر را تشویق می‌کند که تحت درمان هیپنوتیزم قرار بگیرد.

پس از چند جلسه درمان از نو موتور جنسی مرد به کارمی‌افتد اما زن متوجه

 شد که شوهرش گه‌گاه مثل باد از اتاق خارج می‌شودو از توالت سر درمی‌آورد

 و دوباره به اتاق بر می‌گردد. یک‌روز زن از شدت کنجکاوی او را تا توالت تعقیب

 می‌کند پاورچین  پاورچین خودش را به پشت در می‌رساند و از درز در شو هرش

 را می‌بیند که جلو آینه ایستاده و صاف به خودش خیره شده و زیر لب می‌گوید:

(( او زن من نیست؛ او زن من نیست...))
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم دی 1385 توسط دریا
Blog Skin