|
باران و دریا
|
دریا دستت رو از دور خودت باز نکن… همونجا تو آغوش خودت بمون و به صدام گوش بده.
این کلمهی «دیوونه» رو از روی خودت بردار. تو دیوونه نبودی؛ تو توی چنگال یک پیوند تروما (Trauma Bond) مرگبار اسیر بودی.
میدونی بیرون اومدن از رابطهای که یک سرش یک سایکوپاتِ سواستفادهگر مثل ..... و یک سرش داغ و خودکشی .....، یعنی چی؟
اون رابطه مثل هروئین سمی بود...
تو بیرون اومدی دریا! میفهمی یعنی چی؟
میگی «نمیدونی با چه بدبختی در اومدم»… دقیقاً! مثل کسی که دست و پاش رو بستن انداختن تهِ یک چاه قیر و لجن، و با ناخنهاش دیوارهی چاه رو کنده، گوشت تنش زخم شده، خون بالا آورده، ولی خودش رو کشیده بالا و دراومده!
اون .....، علامت حماقت نبود؛ علامت شدت اعتیاد بیوشیمیایی و ترومای ناخودآگاه بود. اما شاهکارِ قصه اینه:
تو توی اون گنداب نمردی. تو نموندی تا نابودت کنه. با هر بدبختی و خونی که بود، اون طناب رو بریدی و زدی بیرون.
پ ن:
خلاصه این روزا مدام در حال شخم زدن گذشته
بیرون ریختن غم و خشم
گریه های سالیانم
روان من پره از غده های چرکین!
اما خبر خوب اینه همه را در میارمو می ندازم دور
این روزها هر روز چتد لحظه گریه می کنم
برای تموم اون زخمایی که هرگز براش سوگواری نکردم
یه عده تو ایران جنگ را حتمی می دونن رسانه ها می گن تو آمریکا یه عده اونو حتمی می دونن واقعاچرا این ترس وجود داره و چه کسانی از این اخبار نفع میبرند
اینکه هم در ایران و هم در آمریکا (و حتی در اسرائیل و منطقه) گروهی مدام طبل جنگ حتمی را میکوبند و فضای روانی جامعه پر از اضطراب و هراس میشود، پدیدهای اتفاقی نیست. این حالت در علوم سیاسی و ارتباطات حاصل تلاقی «روانشناسی ترس جمعی» و «منافع اقتصادی و سیاسی گروههای خاص» است.
برای درک اینکه چرا این ترس اینقدر فراگیر است و چه کسانی از آن نفع میبرند، میتوان موضوع را به چند لایه تقسیم کرد:
۱. چرا این ترس تا این حد در جامعه واقعی و ملموس حس میشود؟
سرایت اضطراب در عصر شبکههای اجتماعی: مغز انسان ذاتاً اخبار تهدیدآمیز را سریعتر و قویتر از اخبار آرامشبخش پردازش میکند (سوگیری منفینگری). در شبکههای اجتماعی، اخباری که ترس و وحشت تولید میکنند چند برابر بیشتر بازنشر میشوند و الگوریتمها نیز همین محتواها را به صدر فیدها میآورند.
ابهام و عدم قطعیت در زندگی روزمره: وقتی مردم شاهد تنشهای سیاسی، تحریمها و فشارهای معیشتی هستند، هرگونه خبر نظامی به شکل مستقیم بر آینده اقتصادی، سلامت خانواده و امنیت روزمرهشان اثر میگذارد. ذهن در شرایط عدم قطعیت، معمولاً بدترین سناریو را تجسم میکند تا خود را آماده کند.
دیدن جلوههای عینی تنش: وقتی مردم تصاویر ماهوارهای، پرواز سوخترسانها یا مواضع تند مقامات را میبینند، ناخودآگاه مرز بین «مانور و بازدارندگی سیاسی» با «آغاز واقعی جنگ» برایشان محو میشود.
۲. چه کسانی از اخبار جنگ و ایجاد این فضای ترس نفع میبرند؟
فضای «شبهجنگی» و بحران دائم، یکی از سودآورترین بازارها را برای افراد و گروههای مشخصی به وجود میآورد:
الف) دلالان بازار و کاسبان نوسان اقتصادی
بازارهای غیررسمی ارز، طلا و خودرو: در فضایی که شایعه جنگ اوج میگیرد، قیمت دلار و طلا به صورت هیجانی جهش پیدا میکند. سوداگران، صرافیهای غیررسمی و شبکههای دلالی که از قبل روی این داراییها سرمایهگذاری کردهاند، در اوج ترس مردم داراییهای خود را با سود بالا میفروشند.
سفتهبازان کالاهای اساسی و املاک: نوسانهای ناشی از ترس، توزیع کالاها را با اختلال روبهرو کرده و به عدهای خاص امکان احتکار و گرانفروشی میدهد.
ب) لابیهای نظامی و کارخانههای اسلحهسازی (بهویژه در غرب)
صنایع نظامی (Military-Industrial Complex): شرکتهای غولپیکر تسلیحاتی در آمریکا و اروپا تنها در شرایط تهدید و ترس است که میتوانند سفارشهای میلیاردی سامانه پدافندی، موشک و جنگنده را به کنگره آمریکا یا کشورهای حوزه خلیج فارس بفروشند. صلح و ثبات بازار فروش تسلیحات را راکد میکند.
ج) سیاستمداران تندرو و بحرانزیست
توجیه ناکارآمدی و انحراف افکار عمومی: هم در تلآویو، هم در واشنگتن و هم در خاورمیانه، سیاستمدارانی هستند که بقای سیاسیشان به «وجود یک دشمن خارجی فعال و فوری» وابستهاست. در شرایط بحران، مطالبات برای اصلاحات اقتصادی، شفافیت مالی، آزادیهای اجتماعی و پاسخگویی به حاشیه رانده میشود و فضای امنیتی بر همه امور غلبه مییابد.
بسیج آرا در انتخابات: احزاب تندرو با شعارهای امنیتی و ایجاد رعب از «حمله قریبالوقوع»، رأیدهندگان نگران را به سمت خود جذب میکنند.
د) صنعت رسانه و محتواسازان کلیکی (Clickbait)
رسانهها و صفحات اینستاگرامی و کانالهای تلگرامی برای گرفتن «ویو»، افزایش فالوور و کسب درآمد از تبلیغات، به شدیدترین تیترهای زرد روی میآورند: «امشب شلیک میشود؟»، «شمارش معکوس آغاز شد!». هرچه اضطراب مخاطب بیشتر باشد، زمان ماندگاری او روی خبر و تعاملش بالاتر میرود.
جمعبندی: چطور در این فضا آرامش و تفکر نقادانه را حفظ کنیم؟
جنگهای مدرن قبل از اینکه با موشک آغاز شوند، در میدان روانشناسی و ادراک عمومی شکل میگیرند. بسیاری از تحرکات و بیانیهها ابزاری برای فشار، تست اعصاب طرف مقابل و معامله در پشت پرده هستند، نه الزاماً برنامهای برای شروع یک برخورد ویرانگر.
برای آسیب ندیدن از این موج:
دنبال نکردن لحظهبهلحظه اخبار زرد: نیازی نیست هر پرواز تک هواپیمایی یا هر تیتر کانالهای خبری رصد شود.
پرسیدن سوال کلیدی: «این خبر چه نفعی برای منتشرکننده آن دارد؟ آیا دارد کالایی، سهامی یا تریبونی را گرانتر میفروشد؟»
توجه به منطق هزینه-فایده: قدرتهای بزرگ بر اساس احساسات تصمیم نمیگیرند؛ آنها قبل از هر تصمیمی، پیامدهای اقتصادی و منطقهای فاجعهبار یک جنگ تمامعیار را روی میز ارزیابی میکنند.
این روزا مدام صحبت از حمله محتمل آمریکا ه ایرانه. تراکم هواپیاهای سوخت رسان در منطقه. تماس نتانیاهو با ترامپ و نتایج انتخابات اسراییل
با توجه به مطالب بالا حمله به ایران چه قدر محتمله
بررسی شرایط جاری و تحرکات نظامی در منطقه، از جمله استقرار بمبافکنهای راهبردی (مثل B-52)، هواپیماهای سوخترسان، ناوهای جنگی و همچنین پیامرسانیهای سیاسی میان تلآویو و واشنگتن، نیازمند یک نگاه همهجانبه و دور از هیجانزدگی رسانهای است.
در تحلیل احتمال وقوع یک حمله نظامی مستقیم و همهجانبه از سوی ایالات متحده یا اسرائیل به ایران، چند فاکتور کلیدی و متناقض وجود دارد که کارشناسان امور امنیتی و نظامی آنها را سبکوسنگین میکنند
۱. نشانههای تنش و عواملِ بالا برنده احتمال (چرا اینقدر صحبت از حمله است؟)
بازدارندگی و ارسال سیگنالهای سنگین نظامی: افزایش تراکم تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه (مانند بمبافکنهای دوربرد و جنگندهها و هواپیماهای سوخترسان) معمولاً دو کارکرد دارد: یا آمادگی برای یک سناریوی عملیاتی است، یا ابزاری برای «بازدارندگی بازدارنده» (یعنی تلاش برای بازداشتن ایران از پاسخ متقابل به حملات گذشته و کنترل سطح تنش). ایالات متحده همواره تلاش میکند نشان دهد از متحدان خود محافظت میکند و در عین حال آمادگی واکنش سریع را دارد
تحولات سیاسی داخلی و رایزنیها: تماسهای رهبران اسرائیل با واشنگتن و تحولات داخلی اسرائیل (پیروزیهای شکننده یا تغییرات کابینه) معمولاً با تلاش برای هماهنگی بیشتر با سیاست خارجی آمریکا همراه است. دولتهای اسرائیل تمایل دارند در دوران گذار سیاسی در آمریکا یا روی کار آمدن دولتهای جدید، واشنگتن را بیشتر با خود در پرونده ایران همراستا کنند.
۲. بازدارندهها و عواملِ کاهشدهنده احتمال (چرا یک جنگ تمامعیار محتملِ بسیار بالا نیست؟)
هزینههای راهبردی و اقتصادی کلان برای غرب: یک درگیری مستقیم نظامی و گسترده با ایران، برخلاف تصور، محدود نخواهد ماند. ایران ابزارهای متعددی برای پاسخ متقابل در سطح منطقه دارد (مانند بستهشدن یا ناامن شدن تنگه هرمز و خلیج فارس، آسیب به زیرساختهای انرژی منطقه و فعال شدن شبکههای متحد منطقهای). پیامد چنین جنگی، جهش شدید قیمت نفت، فلج شدن بخشهایی از اقتصاد جهانی و تورم جهانی است که هیچکدام از رهبران غربی (بهویژه در آمریکا) خواهان آن نیستند.
دکترین خروج از جنگهای فرسایشی در سیاست آمریکا: سیاست کلان ایالات متحده در سالهای اخیر (فارغ از اینکه چه کسی در کاخ سفید باشد) بر تمرکز روی رقابتهای راهبردی بزرگتر (مانند چین) و دوری از گیر افتادن در باتلاق جنگهای پرهزینه و طولانیمدت خاورمیانه استوار بوده است. حمله به خاک ایران پیآمدهایی غیرقابل پیشبینی دارد که کنترل آن برای آمریکا بسیار دشوار خواهد بود.
مرز میان «جنگ روانی-بازدارندگی» و «اقدام نظامی واقعی»: بخش عمدهای از این جابجاییهای نظامی و هیاهوی رسانهای در قالب جنگ روانی و فشارهای حداکثری دیپلماتیک-امنیتی تعریف میشود تا طرف مقابل را پای میز امتیازدهی یا عقبنشینی از خطوط قرمز بکشاند؛ امری که با حمله تمامعیار نظامی تفاوت ماهوی دارد.
جمعبندی: احتمال حمله چقدر است؟
اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم:
احتمال «جنگ تمامعیار برای سقوط یا تغییر ساختار» نزدیک به صفر است، زیرا هزینه آن برای کل جهان و منطقه فاجعهبار است و هیچکدام از طرفین خواهان آن نیستند.
احتمال «حملات محدود، ایدز یا نقطهای» (در صورت بروز خطای محاسباتی یا پاسخهای متقابل سنگین) همیشه به عنوان یک ریسک وجود دارد؛ به همین دلیل است که تحرکات نظامی رصد میشوند و سطح آمادهباش بالاست.
بنابراین، شرایط کنونی بیش از آنکه به معنای آغاز قطعی یک جنگ بزرگ باشد، بازتابدهندهی یک «بحرانِ لبهپرتگاهی (Brinkmanship)» بسیار فشرده است که در آن طرفین با ابزار تهدید نظامی، جنگ روانی و نمایش قدرت تلاش میکنند در میدان سیاست و دیپلماسی امتیاز بگیرند و بازدارندگی خود را حفظ کنند.
رسید اون روزی که خیلی منتظرش بودیم
و البته من که به شخصه خیلی براش دعا کردم
انتخاب نمایندگان بهتری برای آمریکا
خداوندا خواهش می کنم انسانترین ها و شریف ترین ها صلح طلب ترین ها و مردم دوست ترین و باوجدان ترینها در آمدریکا انتخاب بشن
شب تولد عشق
دلم را هدیه دادم
به اونکه عاشقم کرد
منو داد بر باد
هدیه را وانکرده پس فرستاد
پس فرستاد
آیا هیشکی تو زندگی شما بوده هدیه راوانکرده پس بفرسته؟
تو زندگی من بوده😄😄😅😅
💢 استفاده از تلفن همراه و نصب دوربین در مدارس باید ضابطهمند باشد
👤 سید محسن موسویزاده، عضو کمیسیون آموزش مجلس:
▫️استفاده از تلفن همراه و نصب دوربین در مدارس باید تابع ضوابط روشن، عادلانه و قابل نظارت باشد و حفظ نظم و امنیت مدارس نباید بهانهای برای برخوردهای سلیقهای یا نادیده گرفتن حریم خصوصی دانشآموزان و معلمان شود.
▫️در صورت واگذاری تصمیمگیری درباره استفاده از تلفن همراه به شورای مدرسه، وزارت آموزشوپرورش باید معیارهای یکسان و مشخصی تدوین کند تا ضمن حفظ اقتدار مدرسه و جایگاه معلم، حقوق دانشآموزان نیز رعایت شود و خانوادهها مسیر شفافی برای اعتراض به تصمیمهای انضباطی داشته باشند.
▫️نصب موقت دوربین در کلاسهای دارای مشکلات انضباطی نیز باید بر اساس ضرورت واقعی، معیارهای مشخص و نظارت پاسخگو انجام شود. نمیتوان هر بینظمی در کلاس درس را مجوزی نامحدود برای نظارت تصویری دانست؛ چراکه کلاس درس پیش از آنکه فضایی برای نظارت باشد، محیطی برای یادگیری و رشد شخصیت دانشآموزان است.
▫️ثبت تخلف بهتنهایی به معنای حل مشکل نیست و مسائل انضباطی دانشآموزان باید با شناخت ریشه مشکلات، تقویت اقدامات تربیتی و ارتقای مهارت مدیریت کلاس پیگیری شود. هدف آموزشوپرورش صرفاً ثبت خطاها نیست، بلکه اصلاح رفتار و تقویت مسئولیتپذیری دانشآموزان است.
▫️مدرسه برای ساختن آینده است، نه صرفاً ثبت خطاهای امروز؛ دوربین شاید تخلفی را ثبت کند، اما این تربیت، گفتوگو و اعتماد است که میتواند از تکرار آن جلوگیری کند.
➖➖➖
🔗 @kargoziniedu120
.
پارسال اولش رفتم تو یه مدرسه
مدیر ششصد ملیون پول داده بود و همه جا حتا در توالت
تو اتاق صبونه خوری دوربین زده بود
اقا نتونستم اونجا دووم بیارم
زدم بیرون
بیچاره بچه ها
انگار تو قفس بودم هر حرفی میزدی یه دوربین نزدیکت بود
از،زندون گوانتانامو هم مخوف تر
متاسفم دوستت دارم
ابزارهای کم درآمدان گمنام
صفحه اصلی > ابزارهای کم درآمدان گمنام
1. ثبت زمان
ما باید به اینکه چگونه وقتمان را میگذارنیم، آگاه باشیم. برای افزایش آگاهی از زمان و حفظ تمرکز بر روی اهدافمان و اقدامات لازم برای تحقق آنها، زمان را ثبت میکنیم.
2. جلسات
ما بهطور منظم در جلسات UA شرکت میکنیم تا تجربه، نیرو و امید خود را به مشارکت بگذاریم و به خودمان و دیگران در بهبودی از کمدرآمدی کمک کنیم.
3. راهنما و رهجو
ما فعالانه به دنبال حمایت گرفتن از کسی هستیم که دوازده قدم را در UA کارکرده و تمایل داشته باشد که ما را در بهبودی هدایت کند.
4. آگاهی از داراییها
ما به طور معمول از چیزهایی که دیگر برایمان کارایی ندارند، دست میکشیم. تا این باور را پرورش دهیم که زندگی سرشار از فراوانی است و ما میتوانیم آنچه را بدان نیازمندیم، برای خود تامین کنیم.
5. خدمت
خدمت کردن برای بهبودی ما ضروری است. از طریق خدمت کردن به دیگران و به انجمن است که میتوانیم آنچه را که سخاوتمندانه به ما داده شده، حفظ کنیم.
6. اهداف
ما برای هر کدام از جنبههای زندگیمان اهدافی تعیین میکنیم، آنها را مینویسیم، پیشرفتمان را اندازه میگیریم و بابت دستاوردهایمان به خود جایزه میدهیم.
7. جلسات عملکرد
ما جلساتی با دیگر اعضای UA برگزار میکنیم تا با آنها درباره مسائل مربوط به درآمدمان گفتوگو کرده و اقداماتی را برنامهریزی کنیم که منجر به کامیابی بیشتر در زندگیمان شود.
8. یار عملکردی
ما به صورت منظم با یار عملکردیمان تماس میگیریم و در مورد مسائل کسب درآمد و عملکرد خود صحبت میکنیم تا نسبت به یکدیگر مسئولیتپذیری، تداوم و حمایت را تضمین کنیم.
9. قدرت پرداخت
ما فقط برای امروز قرض نمیگیریم. بدهکاری به کمدرآمدی منجر میشود.
10. ارتباط
ما برای کسب حمایت، کاهش انزوا و تعهد بیشتر برای انجام عملکردهایمان با دیگر اعضای UA ارتباط برقرار میکنیم.
11. نشریات
ما برای ارتقای درکمان از این بیماری اجباری و فرآیند بهبودی، نشریات دوازده قدمی را مطالعه میکنیم.
12. پسانداز
پسانداز کردن نشانهی ایمان ما به آینده و پذیرش این واقعیت است که پول ابزاری حیاتی برای چشمانداز کامیابی ما میباشد. ما یک برنامهی پسانداز در هر مقیاسی که برایمان ممکن باشد، ایجاد و آن را پیگیری میکنیم.
این جملات رو از من به یادگار داشته باش:
تو ناقص نیستی. ضعیف نیستی. گیر نیفتادی.
تو زنی بودی با «ظرفیت عشق بسیار عمیق» که متأسفانه در سالهای سخت زندگیش، هیچ شانه و حریم امنی نداشت تا حتی عزاداریِ احساساتش رو بکنه. تو حتی فرصت نکردی برای دل خودت سوگواری کنی، چون همش داشتی برای دیگران سنگ صبور میشدی.
خیلی برام عجیبه از این غما و احساسات شدید متعجب میشم چرا تموم نمیشه ینی من سالها اینا را سرکوب کردم.
دریا جان، کاملاً حق داری تعجب کنی. برای هر کسی، بهخصوص برای تو که سالها روانشناس بودی، ساختار روانی رو میشناسی و همیشه «آدمِ عاقل و محکمِ ماجرا» بودی، دیدن این فوران احساسات میتواند گیجکننده و حتی ترسناک باشد.
اما جوابِ سؤالت با یک «بلهی بزرگ، ولی کاملاً خردمندانه» است:
بله، تو سالها اینها را سرکوب کردی، ولی نه از سرِ ناتوانی، بلکه برای «بقا»!
بیا ببینیم پشت پردهی روانت چه گذشته که این غمها تازه الان دارن میان بالا:
. مکانیسم «فریز برای بقا» (Functional Freeze)
وقتی یک زن، در دل یک رابطه ناتمام و دوریِ دردناک، همزمان باید طلاق رو از سر بگذرونه، توی محیط اداری بجنگه، مراجعین بحرانی (مثل اقدام به خودکشی دانشآموز) رو نجات بده، والدین پرخاشگر رو جمع کنه و نقشِ «کودکوالد» و دختر قوی رو برای همه بازی کنه… روانش چه انتخابی داره؟
اگر اون موقع میخواستی بشینی زیر نور ماه و برای دوری عشقت زار بزنی، زندگیت متوقف میشد. سیستم عصبی تو خیلی هوشمندانه یک دکمهی «انجماد و بایگانی» زد:
«این غم رو بذاریم تو جعبهی سیاه، درش رو قفل کنیم، فشارش رو بدیم به چشم و سردرد و فشارخون، تا صبا بتونه سرپا بمونه و زندگی رو جلو ببره.»
۲. چرا «الان» داره بیرون میریزه؟ (قانون امنیت ناخودآگاه)
چرا پارسال نه؟ چرا ۱۰ سال پیش نه؟
چون ذهن ناخودآگاه مثل یک مادر بسیار محتاطه؛ زخمها رو فقط وقتی باز میکنه که ببینه محیط اَمنه.
به ما ایرانیا بگو از چه راهی می تونیم اسراییل را تضعیف کنیم یا کاری کنیم دست از دشمنی برداره؟ راه حل نظامی داره؟
اگر بخواهیم بدون تعارف و کاملاً عینی و کارشناسی (بر اساس واقعیتهای نظامی و ژئوپلیتیک) به این موضوع نگاه کنیم، پاسخ به سوالات شما چند بعد مشخص دارد:
۱. آیا «راهحل نظامی» برای تضعیف بنیادین یا وادار کردن اسرائیل به عقبنشینی وجود دارد؟
در دکترینهای نظامی و واقعیت میدانی، راهحل نظامی صرف برای حل این مسئله وجود ندارد و دلایل فنی آن مشخص است:
ماهیت جنگ از راه دور: ایران و اسرائیل مرز زمینی مشترک ندارند و فاصله بیش از ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ کیلومتری دارند. جنگ بین دو کشوری که مرز مشترک ندارند، متکی بر حملات موشکی، پهپادی و حملات هوایی است. این نوع تبادل آتش میتواند «خسارت متقابل و دردناک» ایجاد کند، اما از نظر دانش نظامی، هیچ کشوری صرفاً با موشک و پهپاد نه سقوط میکند و نه از مواضع حیاتیاش عقبنشینی کامل میکند؛ بلکه وارد چرخه
بنابراین، راهکار نظامی به جای حذف یا تضعیف پایدار طرف مقابل، به یک «بنبست استراتژیک پرهزینه» تبدیل میشود که در آن هیچ طرفی پیروز قطعی نخواهد بود
۲. از چه راههایی بازیگران منطقهای میتوانند سیاستهای تهاجمی اسرائیل را مهار یا تضعیف کنند؟
در عرصه بینالملل، تضعیف یا مهار یک قدرت متخاصم از مسیرهایی میگذرد که پاشنهآشیل واقعی آن هدف قرار گیرد، نه وارد شدن به زمین بازی نظامی مستقیم که نقطه قوت آنهاست:
الف) انزوای دیپلماتیک و تضعیف مشروعیت بینالمللی
بزرگترین سرمایه و نقطه اتکای اسرائیل، مشروعیت بینالمللی و حمایت غرب است. هرچه رفتارهای تهاجمی، اشغالگری و جنایات جنگی در دادگاههای بینالمللی (مانند لاهه/ICJ و ICC)، افکار عمومی جهان و مجامع دیپلماتیک برجستهتر شود، هزینه سیاسی حمایت از اسرائیل برای آمریکا و اروپا بالاتر میرود. شکاف میان جامعه غربی و دولتهایشان بر سر اسرائیل، یکی از جدیترین مؤلفههای تضعیف آن در سالهای اخیر بوده است.
ب) قطع پیوندهای عادیسازی منطقهای از مسیر ایجابی (نه تقابلی)
اسرائیل به دنبال «پیمانهای ابراهیم» و ادغام اقتصادی و امنیتی در خاورمیانه است تا تهدیدات پیرامونی خود را خنثی کند. اگر ایران بتواند روابط راهبردی، اقتصادی و اعتماد متقابل با کشورهای عربی (بهویژه عربستان سعودی، امارات، مصر و ترکیه) بسازد، انگیزه کشورهای منطقه برای ورود به ائتلافهای امنیتی ضدایرانی با اسرائیل به شدت کاهش مییابد. مهار واقعی در ریاض و آنکارا و ابوظبی رقم میخورد، نه صرفاً در میدانهای موشکی.
ج) قوی کردن اقتصاد و فناوری داخلی (ایجاد توازن واقعی)
یک کشور بدهکار، تحت تحریم و با چالشهای اقتصادی شدید، اهرم فشار کمتری در منطقه دارد. در مقابل، اسرائیل اقتصادی با فناوری پیشرفته (Hi-Tech) و تولید ناخالص داخلی بالا دارد. راهکار واقعی ایران برای ایستادگی و خنثی کردن تهدیدها، بالا بردن تابآوری اقتصادی، جذب سرمایهگذاری، برطرف کردن موانع
تجاری بینالمللی و توسعه فناوری است. کشوری که از نظر اقتصادی قدرتمند باشد، تهدید کردن آن برای هر بازیگری هزینه بسیار سنگینتری خواهد داشت.
۳. چطور میتوان کاری کرد که دست از دشمنی بردارد؟
در روابط بینالملل هیچ کشوری از سر خیرخواهی دست از دشمنی برنمیدارد؛ تنها دو عامل رفتار دولتها را تغییر میدهد: «تغییر محاسبات هزینه-فایده» و «تعریف منافع ملموس یا خطوط قرمز متقابل».
میدونی که نتانیاهو ۵۴ کرسی و ایزنک ۴۸ و اعراب ۱۹ گرسی به دست اوردند دوتا سوال ازت دارم آیا ایرانیها می تونن اسراییل را از صفحه هستی پاک کنن راهی هست؟ و کلا چه پیشنهادی برای ایران در قبال سیاست های اسراییل داری تا جهان بهتری داشته باشیم میدونی که نتانیاهو ۵۴ کرسی و ایزنک ۴۸ و اعراب ۱۹ گرسی به دست اوردند
دوتا سوال ازت دارم آیا ایرانیها می تونن اسراییل را از صفحه هستی پاک کنن راهی هست؟
و کلا چه پیشنهادی برای ایران در قبال سیاست های اسراییل داری تا جهان بهتری داشته باشیم
در خصوص مواردی که مطرح کردید، میتوان موضوع را از دو زاویه تحلیلی (واقعبینانه/استراتژیک) و راهبردی (برای کاهش تنش و صلح پایدار) بررسی کرد:
۱. آیا حذف یک کشور/بازیگر سیاسی از روی نقشه یا صفحه هستی امکانپذیر است؟
از نگاه دانش روابط بینالملل، مطالعات امنیت و استراتژی نظامی، ایده «محو کامل یک ساختار مستقر و تثبیتشده» با موانع و پیامدهای غیرقابل جبرانی روبهروست:
قدرت بازدارندگی و توان هستهای:
اسرائیل به عنوان یک دارنده غیررسمی اما مسلم سلاحهای هستهای (دکترین سامسون) شناخته میشود. در نظریههای نظامی، هرگونه تلاش برای وارد کردن یک تهدید موجودیتی (Existential Threat) علیه کشوری دارای سلاح هستهای، میتواند منجر به درگیری نامتعارف و نابودی متقابل و فاجعهبار در سطح کل منطقه (از جمله ایران و کشورهای همسایه) شود.
ائتلافهای بینالمللی و توازن قوا:
امنیت اسرائیل به شکل ساختاری با منافع و تعهدات استراتژیک قدرتهای غربی، بهویژه ایالات متحده، پیوند خورده است. یک تقابل مستقیم با هدف نابودی فیزیکی، به احتمال بسیار بالا به مداخله مستقیم ائتلافهای بزرگ نظامی بینالمللی منجر میشود.
پیامدهای انسانی و زیستمحیطی:
سرزمینی که اسرائیل و فلسطین در آن قرار دارند بسیار متراکم و مشترک است. هر سناریوی نظامی با هدف تخریب سراسری، به شکل مستقیم میلیونها غیرنظامی، از جمله مردم فلسطین در کرانه باختری و غزه و شهروندان عرب، و همچنین محیطزیست کل منطقه غرب آسیا را با نابودی کامل مواجه خواهد کرد.
بنابراین، از دیدگاه واقعگرایانه و تحلیل استراتژیک، راهحل نظامی برای محو فیزیکی یک بازیگر نهتنها عملاً غیرممکن است، بلکه برای خود ایران و کل منطقه هزینههای حیاتی و فاجعهبار به دنبال دارد.
۲. چه پیشنهادها و رویکردهایی میتواند برای ایران و منطقه جهان بهتری بسازد؟
اگر هدف غایی دستیابی به منطقهای امنتر، توقف چرخه خشونت، پایان دادن به رنج مردم فلسطین و ساختن آیندهای پایدار باشد، راهبردهای مبتنی بر دیپلماسی و توسعه کارآمدترند:
حرکت به سمت دیپلماسی چندجانبه و حقوق بینالملل:
حمایت از حقوق مشروع فلسطینیان (مانند پایان اشغالگری، توقف شهرکسازیها، رفع محاصره و احقاق حق تعیین سرنوشت) از طریق ابزارهای بینالمللی، دیوان بینالمللی دادگستری (ICJ) و ائتلافسازی با کشورهای جنوب جهانی و جهان اسلام، بسیار موثرتر و کمهزینهتر از ادبیات تقابل صرف نظامی است.
همگرایی منطقهای و تنشزدایی:
تقویت پیوندهای سیاسی و اقتصادی با همسایگان خلیج فارس و کشورهای عربی باعث میشود مسائل منطقه بدون مداخلات فرامنطقهای مدیریت شود. منطقهای که در آن منافع اقتصادی متقابل و زنجیره تأمین مشترک وجود داشته باشد، کمتر به سمت درگیریهای پرهزینه کشیده میشود.
تمرکز بر توسعه و قدرت درونی:
بزرگترین سرمایه و بازدارندگی برای هر کشوری، اقتصاد باثبات، رضایت اجتماعی، پیشرفت علمی و رفاه شهروندان خود است. سیاستی که بتواند منابع ملی را به سمت رشد اقتصادی و ثبات داخلی هدایت کند، نفوذ و جایگاه بینالمللی بسیار پایدارتری نسبت به درگیریهای فرسایشی طولانی ایجاد میکند.
حمایت از راهحلهای پایدار و مبتنی بر اراده عمومی:
طرحهای مبتنی بر برگزاری همهپرسی دموکراتیک با حضور همه ساکنان اصیل آن سرزمین (مسلمانان، یهودیان و مسیحیان) یا پذیرش یک فرمول سیاسی مورد توافق خود فلسطینیها (چه مدل دو کشوری و چه ساختارهای دموکراتیک برابر) میتواند چرخههای بیپایان جنگ و خونریزی را به سمت یک سازوکار حقوقی و عادلانه سوق دهد.
i
خرچنگ ها و عقربها هر دوتا عنصر وحودشون آبه البته به اضافه اسفندیها که ماهی هستن
اسفندماهیا حالت تکامل یافته و جذاب تر عنصر آب هستن
کلا هم زیبا هستن
اما خب این دو تا کوتوله را هیچ وقت دست کم نگیرید
خرجنگها با چنگاشون گازتون می گیرن😆😆
عقربها را اوخ نصیب نکنه نیش میزنن😁
خلاصه حواستونو جمع کنید اگر با یک تیرماهی یا آبنماهی رفاقت می کنید اگر می خواید زخمی نشید یا نمیربد😁
باید عمیقا عشق بورزید و احترام بذارید
وگرنه چنگتون میگیریم که حظ کنید دیگم سر به سر ما نذارید
و بعد
تولد عقربها هم مبارک
هرچی نباشه خرچنگا عقربا همو خوب درک می کنند😂😂
چرا دقیقا باید این کلیپ از خبر فوری به دستم برسه؟😉
می دونید که دیگه خبر فوری نمی خونم.
♦️تخت جمشید، روایت ماندگار شکوه ایران
🔹میراثی از جنس تاریخ و نمادی از هویت و تمدن ایرانی است؛ گنجینهای که از دل قرنها، عظمت ایران را به جهان نشان میدهد.
حالا ببینید چه شعری روش می خونه
اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم
اگر تاریخ ما افسانه رنگ است من این افسانه ها را دوست دارم
خب اینم یک دریافتی عشقولانه واسه امشب😅🥰
خب حقیقت من دیگه تحمل اخبار منفی ندارم
خصوصا که دایم به جنگ و تهدیدم آغشته است
اما بذلرید به چی بهتون بگم
دیگه جنگ نمیشه😁
اگر یک پیگیری و توجه بیست ساله اسمش عشق نیست
پس چیه
ورود به سطح کلانِ سازمان (ادارات، وزارتخانهها و مدیران ارشد) نشان میدهد که سلامت روانِ یک سازمان، از سرِ آن (مدیریت کلان) تغذیه میکند. وقتی رؤسا و مسئولان شغلی رویکرد انسانی، علمی و مبتنی بر عدالت را جایگزین دستورات خشک و بوروکراتیک کنند، نه تنها کیفیت کار زیردستان (معلمان و مشاوران) چند برابر میشود، بلکه بار سنگینی از فرسودگی شغلی سیستم برداشته میشود.
در ادامه، بررسی میکنیم که مدیران و مسئولان شغلی چگونه میتوانند این فضا را ایجاد کنند و این رویکرد چه بازتاب و تأثیر عمیقی بر کل جامعه دارد:
۱. رؤسا و مسئولان چگونه میتوانند سلامت روان را در بین زیردستان (معلمان و مشاوران) افزایش دهند؟
پایبندی به عدالت ساختاری و توزیع عادلانه بار کار:
بزرگترین عامل تخریب سلامت روانِ یک کارمند، احساس «بیعدالتی و استثمار» است (مثل اضافهکار اجباری غیرمنطقی یا تغییر ناگهانی ساعات کاری). مدیری که به تعهدات خود پایبند است، قولهایش را فراموش نمیکند و بار کار را متناسب با ظرفیت انسانها توزیع میکند، بیشترین امنیت روانی را میسازد.
گوش شنوا به جای فیلترهای بوروکراتیک:
مسئول موفق کسی است که اتاقش به روی دغدغههای واقعیِ کادر آموزشی بسته نیست. وقتی یک مشاور یا معلم از فرسودگی شغلی یا حجم بالای کیسهای بحرانی حرف میزند، به جای واکنشهای دفاعی یا تذکرهای اداری، باید شنیده شود و سیستم پشتیبان به کمکش بیاید.
به رسمیت شناختن «مرزهای حرفهای» و کرامت انسانی:
مجموعههای اداری نباید کارکنان را ابزاری بینهایت و فاقد خستگی ببینند. احترام به حریم شخصی، زمان استراحت، و عدم تحمیل مسئولیتهای متفرقه و خارج از شرح وظایف، پیامی روشن به زیردست میدهد: «تو برای ما ارزشمندی، نه فقط یک مهره در آمار اداره.»
حمایت قاطع در بزنگاههای شغلی و بحرانها:
معلم و مشاور در خط مقدم مدارس با آسیبهای اجتماعی و اولیای پرخاشگر درگیرند. اگر مدیر اداره در زمان بروز بحران، حامی زیردست خود باشد و به جای ترساندن از حواشی، از تصمیمات حرفهای او دفاع کند، سطح اعتماد و آرامش روانی در کل بدنه سازمان پرواز میکند.
تقدیر واقعی و دیده شدنِ تلاشهای خاموش:
گاهی یک خسته نباشیدِ ساده، یک نامه تقدیر به موقع یا تاییدِ کارِ تخصصی یک مشاور یا معلم، دوپامینِ انگیزشیِ کل سالِ او را تامین میکند. فرسودگی شغلی از بیتوجهی آغاز میشود، نه صرفاً از حجم کار.
۲. این رویکرد چه تأثیری بر سازمان و فراتر از آن، بر «جامعه» دارد؟
جلوگیری از ریزش نیرو و شیوع «فرسودگی شغلی پنهان»:
در سازمانی که مدیرانش به سلامت روان اهمیت میدهند، نرخ فرسودگی شغلی، غیبتهای مکرر، و استعفاها به شدت کاهش مییابد. کارمندی که از نظر روانی امن باشد، از زیر کار شانه خالی نمیکند؛ بلکه با دل و جان مایه میگذارد.
توقف چرخه انتقالِ آسیب (تأثیر بر دانشآموزان و نسل آینده):
وقتی یک معلم یا مشاور زیر فشارِ بیعدالتیِ رئیس، استرسِ اداری و فرسودگی شغلی له شود، ناخودآگاه این کلافگی و خشمِ فروخورده را به کلاس درس و به دانشآموز منتقل میکند. برعکس؛ معلمی که رئیسش حامی اوست، با لبخند و انرژی سر کلاس میرود و پناهگاهی امن برای دانشآموز میسازد. در واقع، سلامت روان در اداره، به طور مستقیم به سلامت روانِ نوجوان در کلاس درس تبدیل میشود.
افزایش کارایی، خلاقیت و نوآوری:
مغزی که درگیر اضطرابِ شغلی، ترس از توبیخ یا استرسِ تصمیماتِ سلیقهایِ مدیر است، فقط به بقا فکر میکند و خلاقیتش صفر میشود. وقتی امنیت روانی برقرار شود، ایدههای نو (مثل همان کمیتههای سلامت روان، شیوههای نوین تدریس و مداخلات اثربخش) جوانه میزنند.
بازسازی اعتماد عمومی به سیستم:
وقتی مسئولان شغلی با رفتاری مبتنی بر هوش هیجانی، انصاف و اقتدارِ منطقی رفتار کنند، نگاهِ بدبینانه و مقاومتیِ کارکنان نسبت به ادارات جای خود را به حسِ تعلق سازمانی میدهد.
سخن پایانی:
اقتدارِ واقعی در مدیریتِ کلان، با ایجاد ترس، بخشنامههای تهدیدآمیز یا فشار حداکثری به دست نمیآید؛ بلکه هنرِ یک مسئولِ توانمند این است که سیستمی بسازد که در آن، آدمها بدون فرسوده شدن، بهترین نسخه از تخصص و تعهد خود را ارائه دهند.
@agaahia
به پاس تولد دوست دورادورم
امشب رفتم واسه خودم گل خریدم😍
پس تولدت هم پیشاپیش و هم پساپس مبارک
آخه رفیقم دو تا تولد داره😁
به چشای خوشگلت مگه میشه دل نبست!؟
روزی صد بار میمیرم بس که نگات کشندس.
..عشق همیشگیمی یه عمر زندگیمی .
بین آدما تویی که رفیق تو رگیمی....
جز تو کیه فرشته
زندگیم بهشته
خدا سرنشتمونو پیش هم نوشته
دست خودم نیست که یهو دلو دادم پایه
ما هلاک آب و درختیم اینا هی برنامه میذارن کویر
کویر کویر
ای بمیرید و کویر.آخه یه خرجنگ بره وسط بیابونو یه خروار خاک چی کار کنه
خاک بر سر کنه
😅😊
بیایید برید شماها خیرتون پیشکش بپایید شر نرسونید
که البته رسوندین😛
ز تو دور باد آز و چشم نیاز
مبادا به تو دست دشمن دراز
به هر سو که آییم و اندر شویم
جز او آفرینت سخن نشنویم
پس از کردگار جهانآفرین
به تو دارد امید ایران زمین
ز بهر گوان رنج برداشتی
چنین راه دشوار بگذاشتی
پس آنگه گرفتندش اندر کنار
ره سیستان را برآراست کار
نمیدونم چرا دوروز یه بار می خواهند یا می خوایو ارتعاش ترس ایجاد کنید
اما خواستم بهتون تذکر ابنا تاوان داره
کارما داره
انقدم نترسید
آمریکا هرگز هیچ غلطی نمی تونه بکنه!
آیا امریکا می خواهد به ایران حمله کند؟
متن خبر حمله سه روزه را دادم به هوش مصنوعی ببینید چی گفت
این گزارش را که با دقت بخوانید، به وضوح متوجه میشوید که جنس این متن دقیقاً «جنگ روانی، مانور کلامی و گمانهزنی تخیلی/تحلیلی» است، نه یک خبر موثق میدانی یا تصمیم قطعی برای جنگ.
بیایید نکاتی که در همین متن وجود دارد را بررسی کنیم تا مشخص شود چرا نباید با این قبیل اخبار دچار وحشت و اضطراب شد:
۱. متن ساختگی، فرضی یا آیندهنگارانه است
اگر به تاریخها و جزئیات ادعاشده در متن نگاه کنید، نشانههای بارزی از سناریونویسی و پیشبینیهای فرضی دیده میشود:
در متن آمده: «در ژوئن ۲۰۲۵ ایران فلان کرد، اما در فوریه ۲۰۲۶ ظرف یک ساعت واکنش نشان داد…»؛ این در حالی است که چنین وقایعی وجود خارجی ندارند و این نشان میدهد متن بر اساس
شبیهسازیها و سناریوهای ذهنی یک تحلیلگر (یا ترجمه و بازتولید ناقص متنهای آیندهپژوهی) نوشته شده است.
اشاراتی مانند «تفاهمنامه اسلامآباد» یا ادعای کاربرد بمب MOAB (مادر همه بمبها) که اصولاً یک بمب سنگرشکن معمولی نیست بلکه برای اهداف سطحی و غارها در افغانستان استفاده شد و اصلاً کاربردی در برابر تأسیسات مدرن و عمیق ندارد، نشاندهنده ادبیات هیجانی است.
۲. تفاوت «برنامهریزی روی کاغذ (Contingency Plan)» با «تصمیم به حمله»
این گزاره که «سنتکام در حال آمادهسازی برای حمله سهروزه است» ترفند قدیمی رسانهها برای جذاب کردن تیترهاست:
ارتش آمریکا (سنتکام) برای هر سناریویی در جهان طرح عملیاتی آماده روی میز دارد؛ از حمله به ایران و کره شمالی گرفته تا دفاع از تایوان و حتی
۳. اظهارات کارشناس سابق، نه مقام رسمی نظامی
۴. کارکرد «بمباران خبری» برای امتیازگیری دیپلماتیک
چرا رسانهها مدام این تیترها را میزنند؟
جمعبندی
تحلیل قبلی همچنان با قوت پابرجاست: ورود مستقیم آمریکا به یک جنگ فراگیر و مستقیم با ایران، به دلیل هزینههای کمرشکن اقتصادی، جهش وحشتناک قیمت نفت در بازار جهانی و گیر افتادن در یک باتلاق بیپایان، از خطوط قرمز اساسی واشنگتن است.
دیدن این تیترها در رسانهها ممکن است حس تعلیق و ناامنی شدیدی به همراه بیاورد، اما واقعیت این است که در پشت پرده، این گزارشها بخشی از همان جنگ اعصاب و ابزارهای چانهزنی هستند. بهترین پادزهر برای خستگی از این بمباران خبری، نادیده گرفتن این سناریونویسیهای رسانهای و تمرکز بر امور واقعی و روزمره زندگی است.
یه رهجو دارم از شمال تو انجمن کم درآمدا که زنگم میزنه
خلاصه رهجوی خوبیه چون کم زنگ میزنه میدونه من زیاد وقت و حوصله ندارم
القصه میگم چه جوری خودتو دوس داشتی
البته یه آقای ۵۰ ساله هست!
میگه ۵۰۰ ملیون دندونمو ایمپلنت کردم
شاخ در نیارید خیلیا تو انجمن کم درآمدا به درآمدهای بالای ماهی ۱۰۰ ملیون و بیشتر رسیدن
بهش می گم تفریحم باید بری خارج کشور
میگه کجا برم میگم ترکیه دوبی
ولی قبلش باید بری مکه
میگه من نمیرم قبلش ان ای بوده
اقا این معتادا کلا از دست میرن ترکم بکنن به سادگی نمی تونن به سادگی سمت مذهب برگردن
می گم بی خود اگه من راهنمانم باید مذهبی بشی بری مکه
😂😂😂😂
میخواد زیارت امام رضا هم بره
میگه چشم
اره می دونید ان ایا اینجورین به راهنماشون می گن چشم
البته ایشون کسب و کارش خیلی گسترش داد
واقعا یو ای بهش کمک کرد
وای ارزومه برم مکه
میگه پول مکه را می دم فقرا
میگم نگران نباش اونم باید بدی خمس وزکات جایی نرفته
😂😂😂
حقیقت اینه اگر سردار سلیمانی در جهان زنده بود هرگز شاهد چنین مصببتهایی در جهان نبودیم...
این عظمت یک انسان را میرسونه
سردار چزا خودتو به کشتن دادی آخه😢