سلام بر دوستان عزیز و ارجمند 🌺 🌺 🌺، متاسفانه به دلیل خشکسالی چند سال اخیر و سردی هوا و کمبود مواد غذایی در بیابان های اطراف یزد، انواع و اقسام حیوانات به حاشیه شهری نزدیک شدند، دیروز یک گروه تور برای زیارتگاه چک چک داشتم که صبح از ابتدای جاده چک چک بعد از اردکان، دسته دسته کوک (کبک) در حاشیه جاده بودند، تا خود چک چک، که مسافرین حیرت زده شده بودند و میپرسیدند چقدر یزد کبک داره! و براشون توضیح می دادم که از بدبختی و گرسنگی مجبور شدند بیان نزدیک شهر و جاده، از این بدتر زمانی بود که داشتیم بر میگشتیم، نزدیک به شش الی هفت موتور سوار که هم افغانی بودند و هم اردکانی در حال شکار این پرندگان بودند که از راننده خواستم نگه دارد تا با آنها صحبت کنم، زمانی که ون ایستاد، چندتا از جوانان افغانی خود را به ما رساندن جهت فروش کبک، متاسفانه در کوله پشتی خود نزدیک به ده الی دوازده کبک سر بریده بود، متاسفانه ابتدای جاده چک چک، اردوگاه افغانی هاست، به هر حال باهاشون صحبت کردیم ولی میدانم که تاثیر ندارد، چونکه نه سوادی داشتند و نه شغلی و همینطور مزه پول از فروش کبک ها هم زیر دندانشان رفته است، به همین خاطر هم قرار گذاشتيم با چند تا از دوستان مقداری گندم تهیه کنیم و در بیابان های اطراف اردکان و چک چک بریزیم و از آن جاییکه خودروی مناسب برای این کار نداریم، در این جا مطرح کردم از دوستان اگر کسی ماشین مناسبی دارد و تمایل دارد که در این کار با ما باشد، اعلام کرده تا هماهنگ کنیم و در همین هفته یک روزی را مشخص کنیم و انجام بدیم، با تشکر محبوب 🌺🌺🌺🌺
البته مطلب فوق را دوستی در کانالش گذاشته بود
دوشنبه هشتم آذر ۱۳۹۵
+ 21:58
+ دریا
+
فقط می خواستم عکس این گله رو بذارمو بگم بهار مختص بعضیا نیست و اسم بهار واقعا قشنگه
بعدش دیدم این مطلب درباره گل لادنو نمیشه ازش گذشت
پس بهارتون پیشاپیش مبارک

میتوان از گل لادن برای راحتی دفع، مقابله با سرماخوردگی و مراقبت از مو استفاده کرد.
اگر جز افرادی هستید که جعبهی کمکهای اولیهتان را پر از داروهای رنگ و ورانگ نمیکنید، اگر اعتقادی به داروهای امروزی ندارید و به قول بنده خدایی آنها را گچ میدانید و اگر طرفدار داروهای گیاهی و طبیعی هستید این مطلب به دردتان میخورد. میخواهیم 3 خاصیت گل لادن را بازگو کنیم.
لوئی چهاردهم دستور داد این گل را به خاک فرانسه وارد کردند تا از قابلیت تزئینی آن استفاده کنند. اما باید بدانید که این گل علاوه بر رنگهای زیبا و دل انگیز آن خواص درمانی نیز دارد. میتوان از این گل لادن برای راحتی دفع، مقابله با سرماخوردگی و مراقبت از مو استفاده کنید.
گل لادن برای راحتی دفع
دانههای خشک گل لادن خواص ملینی دارد. در واقع این دانهها عمل دفع را راحتتر میکند. 70 گرم دانهی خشک گل لادن را پودر کنید. 150 گرم عسل به آن اضافه کنید. هر روز تا زمانی که حالتان بهتر شود 3 قاشق چایخوری میل کنید.
گل لادن برای مقابله با سرماخوردگی
سرماخوردگی، سرفه، برونشیت و غیره. گل لادن مانند یک پزشک مهربان به سراغ درمان گلو و سینهی شما میرود. گلبرگها و برگهای خشک گل لادن را دم و میل کنید. این دم کرده تب شما پایین میآورد و خواب راحتی به شما هدیه میدهد.
دانههای خشک گل لادن خواص ملینی دارد. در واقع این دانهها عمل دفع را راحتتر میکند
گل لادن برای مراقبت از مو
یکی دیگر از خواص گل لادن یاری رساندن به موهای آسیب دیده است. گل لادن باعث درخشندگی و تقویت موها میشود و با ریزش آنها مقابله میکند. برای این کار داخل یک لیتر آب یک مشت برگ، گلبرگ و دانه های خشک لادن را ریخته و به مدت 15 دقیقه بجوشانید. اجازه دهید این جوشانده خنک شود. موهایتان را با شامپوی همیشگیتان شستشو دهید و این محلول را روی موهایتان بریزید. 10 تا 15 دقیقه صبر کنید و آب بکشید.
یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱
+ 11:46
+ دریا
+
افزایش حجم شایعات مربوط به پایان جهان در سال ۲۰۱۲، مروجان این شایعات، تنها به این که چنین چیزی در پیشگوییهای «نوستر آداموس» و قوم «مایا» آمده، بسنده نکرده و در پی منتسب کردن آن به منابع علمی، به ویژه ناسا برآمدند.
همین امر، این سازمان را بر آن داشته تا در پایگاه اینترنتی خود، مهمترین پرسشها و ابهامها درباره ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ و نیز پاسخ به آنها را منتشر نمایند.
متن این پرسش و پاسخها به شرح زیر است:
پرسش: منشأ این پیشبینی که جهان در سال ۲۰۱۲ به پایان میرسد، چیست؟
پاسخ: این داستان با این ادعا آغاز شد که «نیبیرو» (سیارهای که گفته میشود به وسیله سومریها کشف شده) در حال حرکت به سوی زمین است. این واقعه در آغاز برای ماه می ۲۰۰۳ پیش بینی شده بود؛ اما هنگامی که هیچ اتفاقی رخ نداد، تاریخ آن به دسامبر ۲۰۱۲ منتقل و به پایان یکی از سه چرخه تقویم باستانی مایاها در انقلاب زمستانی ۲۰۱۲ ارتباط داده شد. به این ترتیب، ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ تاریخ «آخرالزمان» معرفی شد.
پرسش: آیا تقویم مایاها در دسامبر ۲۰۱۲ به پایان میرسد؟
پاسخ: همان گونه که تقویم روی دیوار آشپزخانه شما، پس از ۳۱ دسامبر (پایان سال میلادی) پایان نمییابد، تقویم مایاها نیز در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ به پایان نمیرسد. این تاریخ، مربوط به پایان دوره تاریخی طولانی مایاهاست و سپس همان گونه که تقویم شما از یکم ژانویه بار دیگر آغاز میشود، دوره تاریخی طولانی دیگری در تقویم مایاها آغاز خواهد شد.
پرسش: آیا ناسا در فاصله ۲۳ تا ۲۵ دسامبر برای زمین «تاریکی مطلق» پیشبینی میکند؟
پاسخ: قطعاً خیر. نه ناسا و نه هیچ سازمان علمی دیگری چنین خاموشی را پیشبینی نمیکند. گزارشهای نادرست از این موضوع، ادعا میکنند که گونهای «هم ترازی کیهانی» موجب چنین خاموشی میشود؛ اما چنین همترازی وجود ندارد. برخی نسخههای این شایعه، به یک پیام آمادهسازی شرایط اضطراری از سوی «چارلز بولدن»، مدیر ناسا اشاره میکنند. این صرفاً پیامی برای تشویق مردم جهت آمادهسازی در شرایط اضطراری است که به عنوان بخشی از کمپین آمادهسازی گسترده از سوی حکومت، فرستاده شده است. این پیام هرگز به یک خاموشی اشاره ندارد.
پرسش: آیا سیارات میتوانند به گونهای هم تراز شوند که بر زمین اثر بگذارد؟
پاسخ: هیچ همترازی سیارهای در چند دهه آتی رخ نخواهد داد و حتی اگر چنین هم شود، تأثیر آنها بر کره زمین قابل چشمپوشی است؛ برای نمونه، یک همترازی بزرگ در سال ۱۹۶۲ و دو همترازی دیگر نیز در ۱۹۸۲ و ۲۰۰۰ اتفاق افتادند. هر دسامبر، زمین و خورشید با مرکز تقریبی کهکشان راه شیری هم تراز میشوند؛ اما این واقعهای سالیانه است که دارای هیچ گونه پیامدی نیست.
پرسش: آیا سیاره «کوته قهوهای» به نام «نیبیرو» یا «سیاره ناشناخته» و یا «اریس» وجود دارد که با نزدیک شدن به زمین، در حال تهدید سیاره ما به نابودی گسترده باشد؟
پاسخ: نیبیرو و دیگر داستانها درباره سیارات سرکش، یک نیرنگ اینترنتی هستند. هیچ پایه و اساس حقیقی برای این ادعاها وجود ندارد. اگر نیبیرو یا یک سیاره ناشناخته واقعی در حال حرکت برای برخورد با زمین در سال ۲۰۱۲ بود، ستارهشناسان باید دستکم از ده سال پیش آن را ردگیری میکردند و چنین سیارهای هم اکنون با چشم غیرمسلح تشخیص داده میشد. اریس واقعی است؛ اما این یک سیاره کوتوله شبیه پلوتون است که بیرون از منظومه شمسی باقی خواهد ماند. نزدیکترین فاصلهای که این سیاره میتواند با زمین پیدا کند، نزدیک چهار میلیارد مایل است.
پرسش: نظریه تغییر جهت قطبهای زمین چیست؟ آیا این درست است که پوسته زمین تا چند روز یا حتی چند ساعت، چرخشی به سمت هسته خواهد داشت؟
پاسخ: واژگونی یا چرخش مدار زمین ناممکن است. حرکت آرام قارهها وجود دارد (مثلاً «آنتارکتیکا» چند صد میلیون سال پیش نزدیک خط استوا بود)، اما این ربطی به ادعاها درباره واژگونی قطبهای گردشی ندارد. با این حال، برخی وبسایتها، افراد سادهدل را گمراه میکنند. آنها مدعی وجود یک رابطه میان چرخش و قطبیت مغناطیسی زمین هستند که غیرمنظم تغییر مییابد و واژگونی مغناطیسی به طور متوسط هر چهارصد هزار سال یک بار رخ میدهد. تا آنجایی که ما میدانیم، این واژگونی مغناطیسی هیچ آسیبی به حیات در زمین وارد نمیکند. دانشمندان بر این باورند که وقوع یک واژگونی مغناطیسی تا چند هزار سال آینده غیرمحتمل است.
پرسش: آیا زمین در سال ۲۰۱۲ با خطر برخورد یک شهاب سنگ روبهروست؟
پاسخ: زمین همواره در معرض تأثیرات ستارههای دنبالهدار و شهابهای آسمانی بوده، ولی یک اصابت بزرگ، واقعهای بسیار نادر بوده است. آخرین مورد از این دست، ۶۵ میلیون سال پیش رخ داد که به نابودی دایناسورها منجر شد. امروزه، ستارهشناسان ناسا در حال انجام پژوهشی با نام «پایش محافظت فضایی» هستند تا هر ستاره دنباله دار نزدیک زمین را، بسیار پیش از برخورد، شناسایی کند.
همه این کارها آشکار و در پرتو کشفیاتی انجام میگیرد که روزانه در وبسایت «دفتر برنامه اشیای نزدیک زمین ناسا» منتشر میشود. به این ترتیب، شما خود میتوانید به روشنی ببینید که برخورد هیچ شیئی با زمین در سال ۲۰۱۲ پیش بینی نشده است.
پرسش: دانشمندان ناسا چه احساسی نسبت به ادعاهای پایان جهان در سال ۲۰۱۲ دارند؟
پاسخ: در همه ادعاهایی که درباره فاجعه و یا تغییر بزرگ در ۲۰۱۲ مطرح میشود، جایگاه علم کجاست؟ چه شواهدی وجود دارد؟ در حقیقت هیچ شواهدی در این زمینه نیست و درباره همه این اظهارات افسانهای ـ خواه در کتابها آمده باشد یا فیلمها، مستندها و یا اینترنت ـ ما نمیتوانیم این حقیقت ساده را تغییر دهیم. هیچ شواهد معتبری برای هیچ یک از اظهارات مطرح در حمایت از رخدادهای غیرمعمول در دسامبر ۲۰۱۲ وجود ندارد.
پرسش: آیا خطری از جانب یک توفان بزرگ خورشیدی در سال ۲۰۱۲ هست؟
پاسخ: فعالیت خورشیدی، یک چرخه معمول دارد که نقطه اوج آن، هر یازده سال یک بار است. در نزدیکی این نقاط اوج، اشعههای خورشیدی میتوانند موجب برخی اختلالات در ارتباطات ماهوارهای شوند؛ هرچند مهندسان آموختهاند، چگونه دستگاههای الکترونیکی بسازند که در برابر اشعههای خورشیدی مقاوم باشد، ولی هیچ خطر خاصی در سال ۲۰۱۲ وجود ندارد. نقطه اوج بعدی خورشیدی در فاصله زمان ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ رخ خواهد داد که پیشبینی میشود، یک چرخه خورشیدی متداول باشد که هیچ فرقی با چرخههای پیشین در طول تاریخ ندارد.
سه روز تاریکی مطلق زمین(کسوف سه روزه در دی ماه 91)
با فیزیک اشتی کنیم
جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
+ 12:49
+ دریا
+
معجزه قلب"
قلب شما نوعی تلمبه معجزه آساست
که خون را در بدن شما به جریان درمی اورد
و اما چه تلمبه حیرتزایی! قلب در هر تپش تقریبا نصف لیوان خون را در بدن پخش میکند
و در هر دقیقه برابرست با 8 لیتر و یا هشت بطری یک لیتری

و در هر ساعت حدود 500 لیتر یا 500 بطری یک لیتری
و روزانه حدود 10.000 لیتر خون بوسیله این تلمبه درون رگهای شما هدایت میشود.اگر هر وان حمام حدود 200 لیتر باشد حدود 50 وان حمام را در روز پر میکند

و در طول عمر 60 ساله به طور متوسط قلب یک انسان 250.000.000 لیتر خون را تلمبه میکند. اگر هر استخر المپیک حدود 1.500.000 لیتر باشد پس در طول عمر 60 ساله قلب حدود 170 استخر المپیک را با خون پر خواهد کرد

که برابر است با 8500 تانکر تریلر.

اگر تانکر ها در یک ردیف در جاده قرار بگیرند طول آنها به 13 کیلومتر میرسد.
قلب روزانه صدهزار بار برای شما میتپد ،
نه برای دعوا
و درگیری
و استرس
و غم و غصه
و حسادت
و رقابت و دلهره
و نگرانی و همه بدی های دیگر
شاد و آرام و شکر گذار باشیم چون . . .
هنوز برای دل خودش میتپد!
منبع
دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:10
+ دریا
+

این زن و شوهر خوش ذوق، سالیانه صدها پوند برای کاشت بذر و پرورش شکوفههای رنگین گلخانه خود هزینه می کنند.
بسیاری از افراد، خانه رویایی خود را در داشتن مساحت و امکانات زیاد توصیف می کنن و روح و فضای معنوی آن برایشان خیلی اهمیت ندارد، اما آنهایی که در این خانه ها زندگی کرده اند اهمیت چنین موضوعات غیرمادی را بهتر درک می کنند.
زندگی در یک منزل و سکونت در خانه ای که در و دیوار آن غرق در گل و گیاه باشد، رویایی شیرین است که بسیاری افراد، آنرا تجسم می کنند اما یک زن و شوهر در شمال انگلیس حدود 26 سال تلاش کرده اند تا رویایی را به واقعیت تبدیل کنند.
آن و رابین استرنج در طول این 26 سال همه عمر شیرین و لذتبخش خود را برای به وجود آوردن خانه ای پوشیده از گل های رنگارنگ صرف کرده اند که به نظر می رسد در جهان بی نظیر باشد.
این باغ دیدنی که پوشیده از گلهای متنوع و رنگ های مختلف است شاید نظیر آن را بتوان در داستانهای خیالی یافت.

این زن و شوهر خوش ذوق، سالیانه صدها پوند برای کاشت بذر و پرورش شکوفههای رنگین گلخانه خود هزینه می کنند و بسیاری از مردم و جهانگردان برای داشتن عکسی با منزل آنها، ساعت ها راه صرف می کنند تا به این منطقه برسند./باشگاه خبرنگاران
منبع
یکشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۱
+ 23:36
+ دریا
+
صبح روز چهارشنبه 14 تیر 1391، نقطهٔ عطفی در تاریخ علم بود. چراکه پس از گذشت 48 سال از ارائه نظریه هیگز و تلاش دانشمندان برای کشف ذره هیگز، سرانجام در کنفرانس خبری که صبح چهارشنبه در مقر شتابدهنده بینالمللی ذرات (سرن) و با حضور گستردهٔ دانشمندان مرتبط با پروژه و خبرنگاران برگزار شد، خبر از دیده شدن ذرهای با ویژگیهای بسیار نزدیک به ذره هیگز داده شد.
مطابق شواهد و نشانههایی که از آشکارساز سی. ام. اس (CMS)، يكي از دو آشكارساز مهم شتابدهنده LHC یا «برخورد دهنده بزرگ هادرونی» بدست آمده است، ذره آشکار شده دارای انرژي 3/125 گيگا الکترون ولت با قطعیت آماری 9/4 سیگما است. در مقابل، دیگر آشکارساز مهم شتابدهنده، یعنی آشکارساز اطلس نیز مقدار انرژی ذره آشکار شده را 5/126 گیگا الکترون ولت و با قطعیت آماری 5 سیگما را نشان میدهد.
این نتایج هرچند به معنی کشف ذره هیگز نیست و فقط شواهدی است که نشان میدهد که ذره هیگز میتواند وجود داشته باشد. مقدار سیگمای نزدیک به عدد 5 نشان میدهد که زمان زیادی تا کشف قطعی آن نیست. چراکه از نگاه فيزيكدانان، برای اعلام کشف آن باید مقدار قطعیت آماری آن حداقل به 5 سیگما برسد. با این حال انتظار میرود در اواخر پاییز امسال، با سه برابر شدن مقدار دادههای آشکارسازها، به طور قطعی وجود ذره هیگز تایید شود.
بوزون هیگز آخرین ذرهٔ کشف نشده در مدل استاندار ذرات بنیادی است که بر اساس این مدل، باعث جرمدار شدن دیگر ذرات بنیادی در عالم ميشود و میتوان گفت منشاء جرم در دیگر ذرات بنیادی است. طبق مدل استاندارد، اگر بوزون هیگز وجود نداشت، تمامی ذرات بنیادی در عالم بدون جرم میشدند و ميتوانستند با سرعت نور در فضا جابهجا شوند. در این صورت کهکشانها و ستارهها و همهٔ اجسامی که ما در محیط اطرافمان آنها را میبینیم و لمس میکنیم، به وجود نمیآمدند.
برای کشف و دیدن ذره هیگز و دیگر ذرات بنیادی زير اتمي بر روی زمین، نیاز به شتابدهندههای بسیار قوی است. از جمله این شتابدهندهها، شتابدهنده LHC یا «برخورد دهنده بزرگ هادرونی» است که در حال حاضر بزرگترین و گرانترین آزمایشگاه ساخته دست بشر است. این شتابدهنده به شکل حلقهای با محیط 27 کیلومتر، در عمق 100 متری زمین و در مرز مشترک سوییس و فرانسه قرار دارد. مهمترین هدف از ساخت شتابدهنده، جستوجو برای کشف ذره هیگز بود که براي اين كار ذرات هادرونها (مثل پروتونها) را با استفاده از میدانهای مغناطیسی بسیار قوی، شتاب داده و سپس آنها با سرعت نزدیک به سرعت نور و انرژی بسیار زیادی در حد 8 ترا الکترون ولت، به هم برخورد میدهند تا بتوانند با تجزیه و متلاشی شدن پروتونها، دیگر ذرات بنیادی از جمله ذره هیگز را کشف کنند. اين شتابدهنده قادر است بیش از 40 میلیون دستهٔ پروتونها را در هر ثانیه به هم برخود دهد. در این شتابدهنده، از چهار آشکارساز در چهار نقطهٔ مختلف شتابدهنده استفاده شده است که دو آشکارساز سی. ام. اس و اطلس توانستند به شواهدی از وجود ذره مشابه با ذره هیگز دست یابند.
در گروه آشکارساز CMS، حدود سه هزار نفر از فیزیکدانان و مهندسان از 35 کشور و 150 دانشگاه و موسسه تحقیقاتی حضور دارند و ایران نیز از سال 2000 همکاری خود را با این گروه آغاز کرد. مسئولیت همکاری ایران با گروه CMS به عهده پژوهشکده ذرات و شتابگرها در مرکز پژوهشهای دانشهای بنیادی (IPM) است که در طی دوازده سالی که از اين همكاري میگذرد، ساخت بخشهایی از آشکارساز، ثبت دادهها و تایید کیفیت دادههای برخورد، پالایش دادهها و در آخر تحلیل دادههای حاصل از برخورد، از جملهٔ این همکاریها بوده است.
نویسنده: محمدحسين الماسي
شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۱
+ 1:7
+ دریا
+

تو اين پائيز زيبا يكي از جاهايي كه مي توانيد برويد و از ديدن مناظر آن لذت ببريد روستاي زيباي كندلوس است.روستاي كندلوس در دامنههاي سر سبز و رويايي منطقه کجور مازندران قرار دارد. روستاي کندلوس با آب و هواي ييلاقي در گذشته به ميخساز معروف بوده است. روستاي کندلوس چهره قديمي خود را حفط كرده است .جداي از طبيعت بكر و زيباي روستا ٬ كندلوس داراي يك موزه مردم شناسي و اشياي باستاني ست كه ديدن آن را به شما توصيه مي كنم. براي اقامت نيز داراي مهمانسراي زيبائيست .
كوچه پس كوچه هاي پائيزي آن لطافت و زيبايي خاصي دارد.
براي رفتن به كندلوس جاده زيباي كرج چالوس را طي كرده و هفت كيلومتر بعد از مرزون آباد به فرعي سمت راست پيچيده و اين راه پر پيچ و خم زيبا را را حدود 40 كيلومتر ادامه مي دهيد تا به روستاي كندلوس برسيد.
در راه به تابلوهاي راهنما جهت انتخاب مسير درست دقت كنيد .هر چند اگر اشتباه هم برويد چيزي جز زيبايي نمي بينيد. روستاهاي زيبا و هوايي كه در پائيز نم نم بارون به آن طراوت و شادابي وصف ناشدني مي دهد.
ما كه موقع برگشت از كندلوس٬ به كجور هم رفتيم .اميدوارم به شما خوش بگذرد.




موزه مردم شناسي روستاي كندلوس

منبع
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۰
+ 22:7
+ دریا
+
درخت پرنده آسمان
سبلان كوه مقدس
«سبلان» درآذربایجان سر به فلک کشیده و مقدسترین کوه ایران است. گفته میشود که مزار یکی از پیامبران در قله سبلان قرار دارد و بنا بر باورهای مردم، این مزار، مزار زردشت است. متون کهن فارسی هم به رابطه سبلان و زردشت اشاره دارند و آن جا را مکان نیایش و عبادت زردشت میدانند.
ذکریای قزوینی مینویسد: «زردشت از شیز (شهری در کنار دریاچه چیچست ارومیه) به سبلان رفت و در آن جا عزلت اختیار کرد و کتابی موسوم به اوستا آورد.» مولف ناشناخته «هفت کشور»، مضمون بالا را به این صورت آوردهاست: «زردشت حکیم از آذربایجان بود و در کوه سبلان که کوهی مشهور باشد پانزده سال مجاور شد، زند و پازند بساخت و دعوت آغاز کرد.» «ویلیامز جکسن» مولف کتاب «زردشت پیامبر ایران باستان» در سفرنامهاش مینویسد: «سبلان همان کوهی است که به گمان من آن را باید با کوه دو مصاحب مقدس مذکور در اوستا که در آن جا زردشت با اهورا مزدا راز و نیاز کرده یکی دانست.» شادروان «ابراهیم پور داوود» جایگاه سبلان را برای زردشتیان همانند کوه تور برای یهودیان میداند که در آن جا ده فرمان بر حضرت موسی نازل شد. در حدیث آمدهاست که از پیامبر پرسیدند سبلان چیست؟ فرمود: «کوهی است بین ارمینیه و آذربایجان و بر آن چشمهای است از چشمههای بهشت و در آن قبری است از قبرهای انبیا.»
سبلان؛ زیارتگاه
دکتر محمد میرشکرایی در مقاله «سبلان، کوه بزرگ و مقدسترین کوه ایران» مینویسد: «تا چند دهه پیش، بسیاری از مردم کوهپایه نشین سبلان با نیت زیارت راهی کوه میشدند و وقتی باز میگشتند، خویشان و همسایگان و آشنایان به دیدنشان میرفتند و زیارت قبولی میگفتند و گاهی هدیهای هم برای زایر از زیارت کوه آمده میبردند. رسم رفتن به دیدار کسانی که از سفرهای زیارتی بر میگردند در همه مناطق ایران معمول بودهاست و هنوز هم رواج دارد. وجود این رسم در مورد راهیان سبلان، بیانگر این است که سبلان در فرهنگ مردم محل با همه معنای کلمه، یک زیارتگاه است.
نقل ساعدی در کتاب «خیاو» هم نشان از همین معنا دارد که میگوید چوپانان به کسانی که راهی بالای کوه هستند سفارش میکنند که پاک باشند و دریاچه را آلوده نکنند.» سبلان کوهی که از بهشت آمدهاست.
مردم منطقه بر این باورند که سبلان یکی از هفت کوه بهشت است. در این باره روایتی دارند که: روزی روزگاری در جایی که امروز سبلان قرار گرفتهاست، شهری بود با مردمانی متجاوز و آلوده به گناه. خداوند برای آنها پیامبری فرستاد تا هدایتشان کند. اما آنها همچنان نافرمانی کردند. پس خداوند از فرشتگانش خواست که یکی از کوههای بهشت را روی شهر مردمان گناهگار قرار دهند. از میان کوههای بهشت، تنها سبلان داوطلب این کار شد. یکی از فرشتگان، سبلان را بر بالهای خویش قرار داد و به زمین آورد و در هنگامی که پیامبر با پیروانش برای عبادت از شهر خارج شده بودند، کوه را روی شهر قرار داد.
میرشکرایی معتقد است: «این قصه با ساختاری کم و بیش همانند در تمام منطقه اطراف سبلان روایت میشود. بنابر یکی از روایتها، مردمانی که در این شهر زندگی میکردند از قوم لوت بودند و فرشتهای که کوه را بر بال خود به زمین آورد «جبرئیل» بود. در این روایت رد پای تغییرات دوره اسلامی به روشنی پیداست.»
سبلان کوه مقدس
میرشکرایی معتقد است که: تقدس یک امر فرهنگی است و تقدس یک کوه دو سبب اصلی متمایز اما در پیوند با یکدیگر دارد: نخست وجود مزارهای مقدس، زیارت گاهها و پیکرههای مقدس و دوم، وجود باورهای کهن و اعتقادات دینی درباره عوارض طبیعی در بخشهایی از کوه و یا درباره تمامی و کلیت آن. او میگوید:«آثار دست ساز انسانی پیرامون سبلان، مثل امامزادهها، زیارتگاهها، برجها و قلعهها و سه سنگ نبشته یکی مربوط به دوره اورارتویی در نزدیکی سراب، یکی به خط پهلوی در نزدیکی مشکین شهر و یک چارتاقی (آتشکده) سنگی مربوط به دوره ساسانی در شهرها و روستاهای اطراف سبلان قرار دارند. در برابر، بسیاری قصهها، باورها، اعتقادات و رسوم درباره سبلان و قسمتهای مختلف آن همچون قلهها، صخرهها و سنگها در خاطر کوهپایه نشینان و عشایر سبلان باقی ماندهاست. از این رو سبلان در گروه دوم از طبقهبندی کوههای مقدس قرار میگیرد.»
سوگند به سبلان
میگویند یکی از نشانههای تقدس سبلان سوگند به آن است، نام سبلان هنوز یکی از مهمترین سوگندهای ساکنان اطراف کوه و عشایر کوچنده شاهسون به شمار میآید. سوگند را به عنوان «سولطان ساولان» یاد میکنند چرا که کوه بدین نام شناخته میشود. اهالی باور دارند که وقتی نام سبلان برده میشود به ویژه وقتی به آن سوگند یاد میکنند، مار از شکارش دست میکشد.
سلطان سبلان
قله «سلطان» یا «سبلان» که همه کوه نیز به همین نام نامیده میشود بلندترین قله سبلان است و بیشتر باورها به این قله مربوط میشود. در کنار قله دریاچهای به همین نام قرار دارد. به قول غلامحسین ساعدی: «چون چشمی باز، همیشه بینهایت آسمان را مینگرد و زایران مومن وقتی به بالای سبلان میرسند به دریاچه سجده میبرند.» دریاچه بیشتر ماههای سال پوشیده از یخ است. میگویند هنگام باز شدن یخها، گرداب عظیمی در آن پدید میآید که هر آنچه را در دریاچه وجود دارد به ژرفای تاریک و ناپیدای آن میکشاند. مردم روایتی دارند از درویشی که عصایش در این گرداب میافتد و سالها بعد آن را در کربلا در دست کسی میبیند. او میگوید که عصا را از آب فرات گرفتهاست. درویش نشان مهری در زیر آن را میدهد و عصایش را میگیرد. این قصه به صورتهای مختلف در سایر نقاط ایران درباره جریان آبهای زیرزمینی نیز وجود دارد. اما در اینجا نکته قابل توجه، تقدس هر دو مکان دریاچه سبلان و شهر کربلاست.
باورهای مردمی
میگویند بر چکاد بلند سبلان، هر سپیده دم بانک خروسی با سر زدن سپیده به گوش میرسد و همزمان با آن سه چشمه کوچک آشکار میشود، یکی زعفرانی رنگ، یکی شیری رنگ و دیگری به رنگ آب. اولی از شربت شیرینتر، دومی از شیر گواراتر و سومی از اشک زلالتر. اما این چشمهها جز به چشم پاکان نمیآیند. میگویند در ساحل دریاچه، حضرت سلیمان، جام یاقوت بزرگی را با زنجیر بستهاست. این جام را اگر خوب نگاه کنی در کف دریاچه میبینی و اگر دلی پاک و اعتقادی کامل داشته باشی جام به سطح آب میآید و میتوانی از آن آب زندگانی بنوشی و کسانی را که طمع در ربودن آن کنند با خود به قعر دریاچه میکشاند. بنابراین ویژگی بیمرگی و عصاره جاودانگی نیز بر عناصر تقدس سبلان افزوده میشود. دومین قله سبلان «حرم» نام دارد که یک صخره پر شیب است. در ایرن «حرم» به معنای مکان زیارتی است. بنابراین، نام حرم به خودی خود نشان از تقدس و حرمت دارد. مردم بر این باورند که قله حرم ویژه زنان است و مردان اجازه نزدیک شدن به آن یا بالا رفتن از آن را ندارند. حتی زنان باردار به سبب این که شاید فرزند پسر در شکم داشته باشند نباید به آن نزدیک شوند. میگویند در ستیغ حرم، زیارتگاهی است و در آن چراغی هست که همیشه روشن است. اما برای این که چراغ را ببینی باید دلی پاک داشته باشی. میگویند در جناغ حرم سنگنبشتهای از دوره بابک وجود دارد که روی آن نوشتهاست:«به اندازه شنها و سنگهای سبلان در این جا از سپاهیان خلیفه کشتیم.»
میگویند روزی که برفهای ساوالان آب شود، قیامت در خواهد گرفت.
منبع ویکی پدیا
دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰
+ 13:6
+ دریا
+
ميراث فرهنگي ايران و کارنامه اسفنديار رحيم مشايي
سونامي دوّم
سرقت بيسابقه گنجينههاي هخامنشي و صفوي
انتقال استوانه بدلي کورش به ايران
ديروز، پنجشنبه، وبگاه «نداي انقلاب»، که به برخي «نهادهاي مطلع» وابسته است، خبري حيرتانگيز منتشر کرد [+] و اندکي بعد وبگاه «روزنامه جوان»، وابسته به دفتر سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، نيز آن را درج نمود. [+] اين مطلب عجيب تاکنون بازتاب گسترده خبري نيافته است. گفته ميشود مطلب فوق بر اساس يافتههاي تيم بازجويي از دستگيرشدگان موسوم به «جريان انحرافي» بوده و بر اساس مدارک قابل اثبات و استناد است.
خبر فوق نه تنها حاکي است که «بخش قابل توجهي از ميراث فرهنگي کشور به صورت پنهان به خارج از کشور ارسال شده» بلکه استوانه معروف کورش، که در ازاي انتقال گنجينه آثار باستاني دوران هخامنشي و صفوي، براي نمايش به ايران آورده شد نيز جعلي است.
گزارش فوق را، به دليل اهميت فوقالعاده آن، عيناً نقل و سپس توضيحات خود را درج ميکنم:
گزارش «نداي انقلاب» درباره شبکه قاچاق ميراث فرهنگي ايران:
«ويژه: معلم خصوصي جريان انحراف، قاچاقچي عتيقه!
پنجشنبه ، 24 شهريور 1390
دستگاههاي امنيتي با اين باند برخورد کنند.
با منصوب شدن نزديکان جريان انحرافي در سازماني که مسئوليت حفظ تاريخ ايران را به عهده دارد و واگذاري پستهاي حساس به افرادي که داراي صلاحيتهاي اوليه نيز نبودند خسارتهاي جبرانناپذيري بر ميراث فرهنگي وارد شده است.
به گزارش نداي انقلاب، در خصوص خارج کردن برخي از اقلام قديمي و تاريخي کشور توسط جريان انحرافي، سرنخها به خانم آ. الف. رسيده و نامبرده دستگير شده و اعترافاتي نيز در اين زمينه داشته است. وي گفته است بخش قابل توجهي از ميراث فرهنگي کشور به صورت پنهان به خارج از کشور ارسال شده، برخي از اين اقلام به عنوان امانت، برخي به صورت قاچاق و برخي به صورت رسمي از کشور خارج شده است. نامبرده بنا بر اظهارات برخي نزديکان ليدر جريان انحراف به علت مسلط بودن به زبان انگليسي معلم خصوصي يکي از چهرههاي برجسته جريان انحراف بوده است.
در همين خصوص، يکي از اتهامات جدّي در خصوص اين جريان و افراد دستگير شده نيز قاچاق اشياء عتيقه از کشور و به فروش رساندن آنها در خارج از کشور است که توسط نهادهاي امنيتي در حال پيگيري ميباشد.
نامبرده از نزديکان اين جريان، که مدتي نيز در يکي از پستهاي مهم سازمان مورد نظر مشغول کار بوده است، با ارتباطگيري با برخي از قاچاقچيان بينالمللي و داخلي از جمله دادود. ر. و رضا. ع. سعي در فروش اشياء عتيقه ميراث فرهنگي داشته است.
اين باند، که بسيار مدعي تاريخ و مکتب ايران ميباشد و حتي منشور جعلي کوروش را مدتي به تهران آوردند و با برگشت آن مقدار زيادي عتيقهجات را از کشور خارج کردند، بنا بر اظهاراتشان از سه طريق، پروتکلهاي تبادلي ناقص و غيرشفاف، پروتکلهاي امانت اشياء عتيقه پر ابهام و قاچاق پنهاني اشياء، اقدام به خروج عتيقهجات از کشور نمودهاند.
بجاست نهادهاي امنيتي، که اين روزها به شدت مشغول بررسي پرونده اختلاس 3000 ميليارد توماني عناصر وابسته به جريان انحراف هستند، با توجه به اين سخن مهم رئيس جمهور مبني بر "برخورد متخلف در هر لباسي" بررسي ويژهاي نيز روي پرونده خروج عتيقه از کشور داشته باشند تا خداي ناکرده اين ميراث کهن ملت با تمدن ايران همچون 3000 ميليارد تومان به باد فنا نرود.»
پيشينه ماجرا:
ماجراي انتقال گنجينههاي دوران هخامنشي و صفوي به بريتانيا، به بهانه برگزاري نمايشگاه «امپراتوري فراموش شده» در لندن، و در ازاي آن انتقال استوانه کورش به ايران براي نمايش، معروف است. اين نمايشگاه در روز جمعه 18 شهريور 1384/ 9 سپتامبر 2005 در موزه بريتانيا با حضور اسفنديار رحيم مشائي، معاون رئيسجمهور ايران، و جک استراو، وزير خارجه بريتانيا، افتتاح شد. در اين نمايشگاه 400 اثر دوره هخامنشي به نمايش گذارده شد که 80 قطعه آن از ايران به لندن انتقال يافته بود.
اندکي پس از انتقال گنجينه منحصر بفرد آثار دوران هخامنشي به لندن، ترتيب انتقال گنجينه دوران صفوي نيز داده شد. اين دو مجموعه (هخامنشي و صفوي)، بينظيرترين مجموعههاي آثار باستاني به جاي مانده در ايران است که هماره چشم طمع سارقين و قاچاقچيان بينالمللي به دنبال آن بوده است.
بدينسان، در 29 بهمن 1387 نمايشگاه آثار دوره صفوي نيز در موزه بريتانيا گشايش يافت. براي اين نمايشگاه نفيسترين آثار دوره صفوي، از جمله دهها قطعه آثار وقفي شاه عباس کبير براي بقعه شيخ صفيالدين اردبيلي و دهها نسخه کتب نفيس خطي خطاطان شهير دوره صفوي، از ايران به لندن انتقال يافته بود. عجيب است که در مراسم گشايش اين نمايشگاه نيز همان جک استراو حضور يافت در حاليکه سمت کنوني وي، وزير دادگستري، به موضوع ارتباط نداشت.
هشدار دکتر محمدقلي مجد و پيامدهاي آن:
دوشنبه اوّل ارديبهشت 1384 دکتر محمدقلي مجد، محقق نامدار ايراني مقيم واشنگتن و نويسنده کتاب «تاراج بزرگ: آمريکا و غارت ميراث فرهنگي ايران»، [+] ايميل زير را برايم ارسال کرد:
«... در روزنامه اطلاعات خواندم که قرار است مقدار زيادي از اشياء باستاني هخامنشي در موزههاي ايران را براي نمايش به موزه لندن بفرستند. اينجور بهنظر ميرسد که اين آقايان مسئول يا مغز خر خوردهاند يا خائن هستند. به هيچ عنوان صلاح نيست که اين اشيا از ايران خارج شوند چون ديگر برنميگردند. تمنا دارم که مسئولين را هشيار کنيد. کتاب من خيلي چيزها را روشن ميکند...»
در پيامد اين هشدار، در يادداشت 8 تير 1385 اقدامات فوق را «وحشتناک» توصيف کردم و نوشتم:
«در طول سه سال اخير نه تنها هيچ اقدامي از سوي ايران براي بازگردانيدن آثار باستاني اماني در موزه شيکاگو صورت نگرفت بلکه در يک اقدام وحشتناک بخشي از گنجينه موجود در ايران نيز به بهانه نمايش در لندن به خارج انتقال يافت.»
چهارشنبه 22 تير 1384 مجدداً نوشتم:
«روزنامه کيهان امروز از ارسال محمولهاي ارزشمند از آثار باستاني ايران به لندن خبر ميدهد... به راستي، چه تضميني براي بازگشت "عين" اين محموله، نه "بدل" آن، به ايران وجود دارد؟... آيا در ميان مقامات مسئول ايران کسي نيست که بتواند با اين هرج و مرج مقابله کند و دليل اين اقدام خطرناک، مشکوک و غيرقابل توجيه را جويا شود؟»
و سرانجام، در 12 خرداد 1388 مقاله مفصلي نوشتم با عنوان «ميراث فرهنگي ايران و کارنامه اسفنديار رحيم مشايي» [+] و برخي شياديهاي پسپرده انتقال گنجينههاي هخامنشي و صفوي به لندن را بيان کردم از جمله هياهوي هدفمندي که به بهانه «سد سيوند» و با ادعاي دروغين نابود شدن آرامگاه کورش به دليل احداث سد فوق، به راه انداخته شد. نوشتم:
«امروزه، پس از تعمق فراوان، دريافتهام که همزماني اين جنجال با انتقال آثار دوره هخامنشي به لندن تصادفي نبوده است. در واقع، با برانگيختن جنجال آرامگاه کورش ميخواستند هر گونه توجه و برانگيختن احتمالي حساسيت منفي نسبت به انتقال آثار دوره هخامنشي به لندن را تحتالشعاع اين غوغا قرار دهند.»
و در پايان اينگونه هشدار دادم:
«کانونهاي متنفذ سياسي- مالي بريتانيا در زمينه سرقت آثار باستاني و ميراث فرهنگي جهان داراي پيشينه طولاني و شهرت فراواناند. اين کانونها با دولت بريتانيا پيوند تنگاتنگ دارند. بيهوده نيست که لندن بهعنوان مرکز اصلي خريد و فروش آثار عتيقه و ميراث فرهنگي جهان شناخته ميشود. سري به «موزه بريتانيا» بزنيد و ابعاد حيرتانگيز اين سرقت را، که از سده هيجدهم ميلادي آغاز شده، ببينيد. کدام عقل سليم ميتواند بپذيرد که حدود هشتاد قطعه نفيس و منحصربهفرد دوره هخامنشي و صدها قطعه نفيس و منحصربهفرد دوره صفوي از موزههاي ايران به لندن انتقال يابد و سالم به ايران بازگردد؟ از ديدگاه من، و قطعاً بسيار کسان که با اين حوزه آشنايي دارند، بخشي از آنچه به ايران بازگشته، ارزشمندترين بخش آن، "بدل" است نه اصل.»
و اين درخواست را مطرح کردم:
«با توجه به توضيحات فوق، ضرور است شخصيتها و نهادهاي فرهنگي علاقمند به ميراث تاريخي ايران کميتهاي بيطرف و غيردولتي تشکيل دهند و توسط کارشناسان صالح و خوشنام داخلي و خارجي اين اشياء را مورد بررسي قرار دهند تا شبهه سرقت و تعويض آنها مرتفع شود.»
در مورد انتقال استوانه کورش به ايران، از همان ابتدا کليپهايي در وب منتشر شد که جعلي بودن استوانه منتقل شده به ايران را ثابت ميکرد. من نيز ترديد نداشتم که انتقال سهل و ساده اين استوانه به ايران بخشي از برنامه تبليغاتي «فريب بزرگ» است و شيئي فوق استوانه واقعي کورش نيست بلکه بدل آن است.
اينک، با اطلاعات منتشر شده از سوي وبگاه «نداي انقلاب» با واقعيت تلخ و تکاندهنده ديگر مواجهيم. اين پديده را، پس از ماجراي «سونامي مالي- بانکي» معروف به «اختلاس سه ميليارد دلاري»، بايد دوّمين سونامي ناميد. از نظر من، اهميت اين ماجرا حتي بيش از سوءاستفادههاي عظيم مالي- بانکي است زيرا اشياء از دست رفته ميراث منحصر بفرد تاريخ ايران بوده است.
منبع
سه شنبه بیست و نهم شهریور ۱۳۹۰
+ 7:31
+ دریا
+