باران و دریا

اگر وزیر آموزش و پرورش میشدم

هیچ امتحانی را قبل از ساعت نه صبح برگزار نمیکردم

شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۲ + 10:57 + دریا +



بیرونم بچه‌هام خونه بابام هستن، حسنا زنگ زده بهم، گریه‌‌کنان، میگم چی شده؟ 😱، میگه بابا امیر بهم شیرکاکائو نمیده، شیرکاکائوها رو داده به علی، شیرنارگیلو میده به‌من😭
واقعا مشکلات بچه‌های من کیلی کیلی نایس هستش. گفتم گوشی رو بده به باباامیر، گوشی رو داد، یکم بابامو نصیحت کردم که باباجان اول باید به دختر توجه کنی بعد به پسر، اول به حسنا بده شیرکاکائو رو بعد علی. گفت اول برا حسنا ریختم یه لیوان، ولی نورا همشو خورد😂 نورا نقش اسرائیل رو داشت در این داستان

مشکل ما تو بچگی چیا بود مشکل بچه‌هامون چیاست؟😐 ما بچه بودیم زنگ میزدیم به بابامون میگفتیم بابا دایی با چوب زد کبودمون کرد 😂😭 بابامم میگفت خوب کاری کرده، تا تو باشی شیطونی نکنی. من بچه‌ بودم خیلی شیطون بودم همش هم تو کوچه بودم، داییم مسئول تربیت ما بود، تربیت خشنی رو انتخاب کرده بود، طبق نظریه فروید و پیاژه و شمربن ذی‌الجوشن عمل می‌کرد 😂 ولی خدایی میترسیدیم ازش، دست به خطا نمیزدیم. درمجموع برآیندش مثبت بود

خلاصه برم به مشکل عظیم بچه‌هام رسیدگی کنم و نقش سازمان عفو بین الملل رو ایفا کنم و برای اینکه دعوا نشه و به عدالت نزدیکتر باشه همه شیرکاکائوها رو خودم بقولم

حسین‌دارابی 👈 عضوشوید
@hosein_darabi

جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 9:4 + دریا +



‍ اگرچه #روان‌شناسی و #تربیت همیشه بر این باور بوده‌اند که کودک موجودی شاد و بدون #تعارض است و #رنج‌های بزرگ‌سالان را نتیجه سختی‌ها و بار واقعیت فرض کرده‌اند، اما باید ادعا کرد که درست برعکس است. آنچه در مورد #کودک و #بزرگسال از طریق #روان‌کاوی می‌آموزیم نشان می‌دهد که تمام رنج‌های زندگی بعدی در بیشتر موارد تکرار همان رنج های قبلی است و هر کودکی در سال‌های اول زندگی میزان رنج بی‌اندازه‌ای را پشت سر می‌گذارد.

پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 19:44 + دریا +



مادر و دختر

در اکثر مواقع وقتی زن ها در طی روانکاوی متوجه این موضوع میشوند که اخلاق و شخصیتشان شبیه مادرشان است بی اندازه عصبی شده و با حالتی پر از انزجار و خشم اعتراض می کنند که: "ولی من هیچ وقت دلم نمیخواد شبیه مادرم باشم". وقتی میپرسم چرا؟ آنها لیستی بلند بالا از اخلاقیات بد و تنفرانگیز مادرشان را به تفصیل گزارش می دهند. برخی از آنها هم علنا می گویند که هیچ علاقه ای بین آنها و مادرشان وجود ندارد.
اما چرا باید اکثر زن ها نسبت به مادرانشان تا این حد عصبانی بوده و وجود آنها را بی ارزش بشمارند؟ به باور من هر قدر که مادرها تمایل دارند که پسرشان "مرد" بار بیاید و در برابر مردانگی او مقاومتی نشان نمی دهند، به همان میزان میلی بسیار قدرتمند و مخرب برای سرکوب کردن زنانگیِ دخترانشان در آنها هست که هر گونه بروز تمایلات زنانه در آنها را منع می کنند. از همان ۵-۴ سالگی که دخترها میل به آرایش کردن و پوشیدن لباسهای زنانه را پیدا می کنند مادر در برابر این رفتار نمادین دخترش می ایستد و مانع انجام این اعمال زنانه در او می شود. کمترین و خفیف ترین نوع سرکوبی آنها هم با این جمله اعمال می شود که: "اینا واسه سن تو نیست! هر وقت بزرگ شدی میتونی آرایش کنی!"
کار در نهایت به جایی می رسد که بسیاری از مادرها رابطه ی عاشقانه ی دختر با پدرش را نیز نوعی تهدید تلقی کرده و ناخودآگاه فرصت عشق بازی دختر با پدرش را از او می ستانند -حتی اگر خودشان رابطه ی چندان خوبی با همسر خود نداشته و از او قطع امید کرده باشند. پدر هم که یا ترس از دست دادن همسرش را دارد یا از خشم های زنش می ترسد، معمولا چندان مقاومتی نشان نداده و دخترش را از این رابطه ی ارضا کننده محروم می سازد. دخترها کاملا می فهمند که عامل قطع این ارتباط کیست؛ پس بیشتر از قبل از مادر خشمگین شده و او را عامل اختگی و شکست خود می بینند. از همه مهمتر اینکه در صورت داشتن برادر، دیدن تفاوت فاحش برخورد مادر با پسرش و عشق بی پایانی که مادر نثار او می کند، به تدریج دختر را به جایی می رساند که باور کند مادرش هیچ عشقی به او نداشته و از او متنفر است. حتی گاهی برخی از دخترها تا مدت های طولانی تصور می کنند که فرزند این خانواده نیستند و سر راهی اند!
از طرفی نیش و کنایه های بی پایان مادرها به دخترانشان و دخالت های بیشمار آنها در خصوصی ترین مسائل زندگی آنها، مهر تایید دیگری می شود بر این باور دخترها.

به نظر می رسد که بسیاری از مادرها با تمام قدرت باروری و بخشندگی ذاتی ای که در روحشان موج می زند، اما نوبت به دخترشان که می رسد وجودشان خالی می شود از هر چه که می توان نامش را "نثار کردن" گذاشت. به قول فروید آنها همچون راهبه هایی دخترها را تا قبل از ازدواج هم از پدر و هم از هر مرد دیگری دور می کنند و از آنها می خواهند که امیال جنسی و عاطفی زنانه ی خود را خفه کنند. این در حالی است که اگر متوجه رابطه ی مخفیانه ی پسرشان با دخترها شوند هر قدر هم‌ مذهبی و متعصب باشند، معمولا خیلی آشفته نشده و به شکل جدی او را منع نمی کنند. در حقیقت مادرها در اکثر موارد مانع لذت بردن پسرانشان نمی شوند.
دقیقا همین تضادها، تعارض ها و پیچیدگی های بیشمار در شخصیت زنان است که فروید را به جایی رساند که در پایان عمرش بگوید من بعد از ۳۵ سال تحقیق و روانکاویِ زنان مختلف، در آخر نتوانستم بفهمم که زنان کیستند و از زندگی دقیقا چه می خواهند

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 23:15 + دریا +



سلام و احترام
با توجه به هماهنگی های بعمل آمده با مشاور محترم مدیر کل در امور بانوان در خصوص برگزاری همایش جوانی جمعیت،
تمامی مراقبین سلامت،
مشاورین،
مربیان پرورشی
و افراد مجرد آموزشگاه ها
به این همایش دعوت شده اند.

من واقعا نمیدونم هرچی باره اینا میخان بذارن رو دوش معلم

الانم میخوان در مورد زاییدن صحبت کنن

حرفی نیس

ولی اول باید شوهر خوب واسه مجردا پیدا کنید

نگران نباشید نسل بعدی اگه نفری ده تا بچه بیارن حله

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 21:10 + دریا +


شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
(قسمت سی و ششم )
منزل ششم :حیرت

حیرت در لغت بمعنی : « سرگـردانی ، حیران و متحیر » میباشد و در اصطلاح عرفان امریست که وارد می شود برقـلب عــارف در موقع تامل و حضور و تفکر . در مـــرحله وادی « حیرت » ، در دل سالک « تامــل ، تفـكر ، حضور، حـيرت و سرگردانی » وارد میشود و او را متحير می سازد و در طــوفان فكرت و معرفت سرگـردان و غــرق می شود .
در اين مرحله در دل عاشق و اهل الله در وقت تامل و تفكر و حضور، حيرت و سرگرداني وارد مي شود و آنگاه او را متحير مي سازد و در طوفان فكرت و معرفت سرگردان مي شود و هيچ باز نداند.
در حقیقت سالک به وادی آزمایش وارد می شود . حیرت مر حله ای ست بسیار صعب و سهمگین ، و آن را تحمل کردن دو صد من استخوان می خواهد . در این وادی وقتی عارف در پرتو نور خداوندی قرار می گیرد و آن را مشاهده می کند دچار تحیر و سرگشتگی می شود چرا که خداوند در وهم ها و تصورات بشری نمی گنجد .

بعد از آن وادی حیرت آیدت
کار دایم درد و حسرت آیدت

هر نفس اینجا چو تیغی با شدت
هر دمی اینجا دریغی باشدت

در اينجا سالك از خود و تمام ما سوا بى‏خبر و غافل گردد و نمى‏داند كه هستند يا نيستند؟ فانى اند يا باقى؟ در اين مرحله دل سالك را امواج حكمت فرا گرفته و رازهاى غيبى و گنجينه ‏هاى الهى، برايش پديدار مى‏گردد و اسرار معنوى- بدون تصرف انديشه و دخالت خيال- بر زبانش جارى مى‏شود.
ادامه دارد...

#حیرت

@sserfan

وادی ششم: حیرت

بعد ازین وادی حیرت آیدت
کار دایم درد و حسرت آیدت

مرد حیران چون رسد این جایگاه
در تحیر مانده و گم کرده راه

هرچه زد توحید بر جانش رقم
جمله گم گردد ازو گم نیز هم

گر بدو گویند: مستی یا نه‌ای؟
نیستی گویی که هستی یا نه‌ای

در میانی؟ یا برونی از میان؟
بر کناری؟ یا نهانی؟ یا عیان؟

فانیی؟ یا باقیی؟ یا هر دویی؟
یا نهٔ هر دو توی یا نه تویی

گوید اصلا می‌ندانم چیز من
وان ندانم هم، ندانم نیز من

عاشقم، اما، ندانم بر کیم
نه مسلمانم، نه کافر، پس چیم؟

لیکن از عشقم ندارم آگهی
هم دلی پرعشق دارم، هم تهی

عارفم اما ندارم معرفت
بی صفت گشتم نگشتم بی صفت

(منطق الطیر)

#شعر_عطار

@sserfan

شرح هفت شهر عشق عطار نیشابوری
(قسمت سی و هفتم )

منزل ششم :حیرت

ادامه...
این شراب مدام،که شرابش روی یار و پیاله اش چشم مست باده خوار است ،دم به دم سالک را در مستی و بی خبری و بی خویشی فرو می برد و هر لحظه حیرت بر حیرتش می افزاید و بدین سان سالک از منزل توحید به وادی حیرت می رسد.
وادی حیرت میخانه ای است که دو در دارد،دری به توحید باز میشود و در دیگر به منزل فنا راه دارد و سالک از در توحید بدین میخانه وارد می شود .

این حیرت چنان است که به مصداق حدیث "من عرف الله کل لسانه " یعنی هر که خدا را شناخت زبانش بند آمد ؛ از گفتار فرو می ماند.

در وادی حیرت جمله اضداد جمع ،و همه محالات حال می شوند .شب و روز آفتاب و ماه و زهر و شکر و بهار و خزان در هم می آمیزند و سالک را در خود گم می کنند. چنانکه
گر از او پرسند هستی یا نه ای
سربلند عالمی؟پستی ؟که ای ؟

گوید اصلا من ندانم چیز من
وین ندانم هم ندانم نیز هم

از سوی دیگر وادی حیرت تمام دریغ و حسرت است :
یکی دریغ و آه که چرا تاکنون از چنین باغ و بهاری محروم بوده است، و یکی دریغ که نمی تواند آنچه را چشیده بر زبان آورد و مردمان را خبر کند و هر دم می گوید :" یا لیت قوم یعلمون یعنی ای کاش قوم من می دانستند ". که :
چه شکرهاست در آن شهر که قانع شده اند
شاهبازان طریقت به مقام مگسی؟

در عین حال که سالک حضور معشوق را پیوسته احساس می کند و در لحظه هایی به درازی ابدیت او را می بیند اما معشوق میان ظهور و خفا و حقیقت و خیال در رفت و آمد است ،گاه ماه است و گاه عکس ماه،گاه در زمین گاه در آسمان ،و سالک هر دم چون طفل در پی گنجشک پریده بدین سوی و آن سوی می نگرد و او را می جوید .
و چون سالک در میخانه حیرت مست شد از در دیگر وارد بیابان فقر و فنا میگردد.
منبع :مقالات استاد حسین الهی قمشه ای


#حیرت

@sserfan

دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 19:31 + دریا +


سفر به این قشنگی
من و تو همسفراشیم
ما مسافرای عشقیم
میمیریم از هم جداشیم
چه بهارای قشنگی
که اومد تو خونه ما
چه هوایی تازه میکرد
دلای دیوونه ما

همسفر خسته نباشی
خدا عزتت بده
پاسخی به این همه مهر و مهبتت بده
همسفر خسته نباشی
خدا عزتت بده
پاسخی به این همه مهر و محبتت بده

گفتی آرزوی قلبت رو بگو
آرزوی تو رو داشتم آرزو
تو بودی عشق بزرگ رویاهام
پی تو دنیا رو کردم جستو جو
اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود
تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود
اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود
تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود

همسفر خسته نباشی
خدا عزتت بده
پاسخی به این همه مهر و مهبتت بده
همسفر خسته نباشی
خدا عزتت بده
پاسخی به این همه مهر و محبتت بده

من گذشتم از دیارم واسه تو
از همه دارو ندارم واسه تو
به جز این صدا و یک عشق بزرگ
دیگه من هیچی ندارم واسه تو
اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود
تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود
اون روزا که زندگی جز گرفتاری نبود
تو بودی که خستگی به تنم کاری نبود

پاسخی به این همه مهر و مهبتت بده
همسفر خسته نباشی
خدا عزتت بده
پاسخی به این همه مهر و محبتت بده
همسفر خسته نباشی
خدا عزتت بده

دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 9:21 + دریا +


یک موضوع مهم
هنر رها کردن به موقع را بیاموزیم تا به خود و دیگران لطمه نزنیم (عدم وابستگی و دلبستگی)
رها نکردن به موقع از وابستگی ناایمن خبر می دهد.و مشکل‌ساز می شود...

پسرتان را رها کنید اولویت او باید همسرش باشد فقط قلبتان برایشان باز باشد .
دخترتان را رها کنید اولویت او همسر و زندگی اش هست با شام و ناهار هر روزه او را پیش خود نگه ندارید از دور او را مراقبت کنید.
نوه ها شیرین هستند اما آنها را رها کنید قرار نیست نقش فرزندان شما را بازی کنند بگذارید در کنار پدر و مادرشان بزرگ شوندفقط محبت کنید و آغوشتان همیشه باز باشد کافیست.
عشق تان را رها کنید، اگر دوست اش دارید اگر او به کس دیگری علاقه دارد.

کارتان را رها کنید اگر دوست اش ندارید و مدام در کارتان تحقیر می شوید و شما را در محل کار نمی خواهند.

لباس هایی که مدتی ست نمی پوشید را رها کنید و به کسی هدیه بدهید.
کینه خواهر و برادر را رها کنید در شرایط ناگوار آنها به داد شما خواهند رسید.
باورهای غلط را رها کنید تا جایی برای افکار و ایده های خوب باز شود.
کسی را که دوست دارید رها کنید تا آزادانه در کنار شما بماند. همان ورود به عشق حقیقی...

"پرنده زیبا در قفس خواهد مرد"
چسبیدن مدام شما به کسی یا چیزی که دوست اش دارید شما و رابطه تان را از بین خواهد برد. همان درخواست انرژی نوع دو...

طلب خیر

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 0:25 + دریا +




هر آن که جانبِ اهلِ خدا نگه دارد
خُداش در همه حال از بلا نگه دارد

حدیثِ دوست نگویم مگر به حضرتِ دوست
که آشنا، سخنِ آشنا نگه دارد

دلا مَعاش چنان کن که گر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دستِ دعا نگه دارد

گَرَت هواست که معشوق نَگْسَلد پیمان
نگاه دار سرِ رشته تا نگه دارد

صبا بر آن سرِ زلف ار دلِ مرا بینی
ز رویِ لطف بگویش که جا نگه دارد

چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت؟
ز دستِ بنده چه خیزد؟ خدا نگه دارد

سر و زر و دل و جانم فدایِ آن یاری
که حقِّ صحبتِ مهر و وفا نگه دارد

غبارِ راهگذارت کجاست؟ تا حافظ
به یادگارِ نسیمِ صبا نگه دارد

حافظ

شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 6:50 + دریا +


عشق ، نوعی میلاد است.
اگر پس از عشق ، همان انسانی باشیم
که پیش از عشق بودیم،
به این معناست
که به قدر کافی دوست نداشته‌ایم...

اگر کسی را دوست داشته باشی،
با معناترین کاری،
که می‌توانی به خاطر او انجام بدهی،
تغییر کردن است....!

باید چندان تغییر کنی
که
" تو ، از تو بودن ، به در آیی "....

#الیف_شافاک
📚ملت عشق

شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 6:45 + دریا +


با سلام

یکی از ناعادلانه و خطرناکترین انتخابات انتخابات شوراهای شهره

دفعه قبل میخواستم بیام و مطلبی دراین باره بنویسم و راه حلهایی بدم

اگر توانی بود ادامه میدم و اگر نه به همین مختصر اکتفا میکنم

جهل آمیز ترین انتخابات انتخابات شوراهاست

یکدفعه یک عده ای عکس هاشون را توی خیابون علم میکنند

بعد اصلا معلوم نیس بر چه مبنایی یک دفعه یک عده از کجا لیست میدن

و آدمی که معلوم نیست کی هست چی هست حقیقتا بدون هیچ سابقه مدیریتی میشه مسیول شورای شهر

بعد کلیه امکانات و تصمیم گیری ها درباره عده زیادی از مردم در اختیارش قرار می گیره

فارغ از کلیه اختلالات شخصیتش

سابقش

رفتارهای گذشتش

ومردم هم گاهی به خاطر قیافش گاهی به خاطر اسمش بهش رای میدن

من خودم بارها انسانهایی را دیدم که در حوزه انتخابیه شورای شهر سرگردون بودن و نمیدونستن به کی باید رای بدن

و اصلا کی چی هست؟

چه طور با چنین انتخابات ناآگاهانه ای میخوایم کشورمون پیشرفت کنه؟؟

نتیجش چی شده؟

به تاراج رفتن منابع

افزایش فساد

برنامه های غیر اصولی

نابود شدن طبیعت

رانتها

رشوه ها

و دلال بازی

چرا چون یک عده سود جو با ترفند میان و منابع را در اختیار می گیرن...

اما سوال اینجاست

راه حل چیست؟

و ما چه طور می توانیم اینقدر غیر اصولی مسئولیتها را به افراد واگذار کنیم؟؟

البته قبول دارم گاهی افراد بسیار خوب و دلسوزی هم به این حوزه راه پیدا می کنند

اما واقعا افراد بر چه اساسی به تعداد زیادی از مردمی که نمیشناسند باید رای بدن؟

راه حل بهتون میدم

جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 6:20 + دریا +



اولین آسیب جدی : تقویت رو حیه دروغگویی و کسب مهارت در آن

توجه داشته باشید که صرف زمان زیاد برای این بازی می‌تواند به نتیجه‌ ناخوشایند تبحر در دروغ‌گویی منجر شود. که این موضوع به ویژه در باره نوجوانان باید مورد توجه بیشتری قرار گیرد.

در تحلیل مافیا بر شخصیت بازی کنندگان باید اظهار داشت که یکی از موانع دروغگویی به اصطلاح باز نشدن باب آن برای افراد است که در این بازی انسان مجبور می شود به کرات دروغ بگوید و چنانچه بخواهد در نقش مافیا از دروغ اجتناب کند به راحتی شناسایی می شود.

دومین آسیب جدی : باز شدن روحیه دروغگویی به دوستان یا خویشاوندان است

در تحلیل اجتماعی بازی باید اظهار داشت که بدلیل اینکه همبازی ها در مافیا اغلب از دوستان ، خانواده و یا بستگان می باشند و ما مجبور می شویم به آنها دروغ بگوییم

نا خود آگاه رابطه و دوستی ما با آنها بسمت دروغگویی می رود و این حرمت که بواسطه راستگویی و صداقت بین ما بوده خدشه دار می شود.

سومین آسیب جدی : نقش ها روی قضاوت افراد تاثیر می گذارد

به نظر بنده فردی که در این بازی خوب نقش مافیا را بازی کند در ناخود آگاه افراد بر چسب تبحر در دروغگویی می خورد که این به روی قضاوت افراد در زندگی واقعی تاثیرخواهد گذاشت

از دیگر ضررهای مافیا

۱- افزایش پارانویا: سو ظن به افراد

۲- کاهش اعتماد به خصوصدر نوجوانان

۳- حال بد هنگام بازی: بازی برای شادمانی است و افراد تایمی را به جنگ می گذرانند

۴- توسعه بی رحمی: یادددادن حذف توسط مافیا

۵- توسعه فساد: آموختن خلافکار بودن به عده ای

این بازی توسط عوامل شیطان بارگزاری شده است.

و اسم آن رفتن به سمت خلافکاری است

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 17:32 + دریا +


حقیقت اینه که

وجود شهرک صنعتی

و کارخانه های متعدد فولاد در مسیر اشکذر شهر یزد را بسیار آلوده کرده

و وجود یک باغشهر در ورودی یزد بسیار لازم و ضروریه

و حذف اون واقعا به نفع هیچکس نیست

مسیولان بی کفایت ما به عوض اینکه از این باغشهر برای پیشرفت و گسترش اقتصاد استفاده کنن میخوان این ریه تنفسی را هم نابود کنن

در حالی که مردم نجیب این شهر سالیان متمادی با کمترین دستاورد و بیشترین زحمت این باغها را حفظکردند.

ظرفیتهای فراوان تفریحی و تاریخی در این منطقه وجود داره که هرگز اونطور که باید بهش توجه نشده

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 10:8 + دریا +


🔹اعضای شورای شهر شاهدیه از ناهماهنگی و کم کاری برخی دستگاه‌ها در شهر شاهدیه به عنوان باغشهر و ریه تنفسی شهر یزد گلایه کردند

🔸باغداری درشاهدیه صرفه اقتصادی ندارد/کم‌کاری دستگاه‌ها بیخ گوش یزد


🎙حسین سلطانی، عضو شورای شهر شاهدیه:
▫️امامزاده سلطان یکی از ورودی‌های شهر شاهدیه است اما اداره اوقاف همکاری لازم برای ساماندهی این ورودی را ندارد و تنها به فکر کسب درآمد از موقوفات این امامزاده است.

▫️افزایش بی رویه جمعیت اتباع افغانستانی در شاهدیه، مسائل فرهنگی و اجتماعی بسیاری در این شهر به وجود آورده است.

▫️در حال حاضر سه ورزشگاه در شهر شاهدیه وجود دارد که یکی از آنها ورزشگاه ۶ هزار نفری است که به یکی از تیم های والیبال یزد واگذار شده و هیچ عایدی جز مزاحمت های ترددی برای مردم شاهدیه ندارد.

🎙محمد جعفر میرجلیلی عضو شورای شهر شاهدیه:
▫️اینکه جهاد کشاورزی به نگهداری باغ های شاهدیه تاکید دارد، قابل قبول نیست زیرا باغداری در این شهر دیگر به صرفه نیست.

▫️با اشاره به مشکلاتی که خشکسالی در کشاورزی و باغداری شاهدیه ایجاد کرده است، به دلایل مختلف، انار تولیدی در شاهدیه اکنون انار درجه۲ است که این انار کیلویی ۲ هزار تومان از باغدار خریداری می شود درحالی که هزینه برداشت انار هر کیلو ۱۵۰۰ تومان است.

▫️برای برخی باغ ها چاره ای جز تغییر کاربری نیست اما باید با مستندات و طی مسیر قانونی این اقدام انجام شود./ یزدآنلاین

🆔 @yazdonline | یزد آنلاین
https://eitaa.com/joinchat/3213558028Ce10991195

اینکه یک شورای شهر نزدیک بین سودجو و بی درایتی هم بر شهر ما حاکم باشن و باغهایی که اجداد ما با زحمت بسیار در دل کویر ایجاد کردند برای منفعت طلبی مادی نابود کنند هم قابل قبول نیست

متاسفم لطفا منو ببخش متشکرم دوستت دارم

برای مسیولان سود جو رشوه گیر کوتاه بین بسته فکر ناشایسته منابع نابود کن بی درایت و کوته فکر و منفعت طلب

متاسفم لطفا منو ببخش متشکرم دوستت دارم

آقای بکش کنار بذار باد بیاد

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 10:0 + دریا +


⁉️ چرا باید ببخشیم؟

دلیلش برای ما بسیار ساده است.

⛔اگر نبخشیم، هرگز آزاد نخواهیم بود.

⛔بدون اینکه ببخشیم، هرگز بخشیده نخواهیم شد

⛔با زنجیری جدانشدنی به اشتباهاتمان متصل‌خواهیم‌ماند.

⛔قادر نخواهیم بود خودمان را آزاد کنیم و سیاه‌چال تاریک گذشته را رها کنیم و در نور عشق قدم برداریم.

اگر ما به این قسمت برنامه‌ی بهبودی‌مان توجه لازم را بکنیم، با تاکید خاصی خواهیم گفت:《با رهاکردن رنجش‌هایمان، ما تمایل پیدا می‌کنیم تمام خطاهای واقعی یا غیرواقعی کسانی را که در حق ما اشتباه کرده‌اند، ببخشیم و آنها را رها کنیم.》

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 7:33 + دریا +


🍁

✨🌸✨

در مواقع شادے، ستایش "خــدا"
در مواقع سخت، یافتن "خــدا"
در مواقع آرام، پرستش "خــدا"
در مواقع دردناک، اعتماد به "خــدا"
و در تمامی مواقع شکر "خــدا"
را فراموش نکنیم!

┏━━━━━━┓

پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 6:23 + دریا +


✍🏼 چه زیبا میگوید جبران‌خلیل جبران:

✨ با هم باشید؛
اما بگذارید در با هم بودن شما فاصله‌ای
باشد وبگذارید نسیم در میان شما بورزد.

✨ یکدیگر را دوست بدارید؛
اما از عشق زندانی برای یکدیگر نسازید،
بگذارید عشق، جایی در ساحل روحتان
باشد..

✨ پیمانه‌های یکدیگر را پر کنید؛
اما از یک پیمانه ننوشید...

✨ از نان خود به یکدیگر ارزانی کنید،
اما از یک قرص نان نخورید...

✨باهم‌بخوانید وبرقصید وشادکام‌باشید،
اما به حریم تنهایی یکدیگر تجاوز نکنید..

✨همچون تارهای عود باشید؛
که‌جدا ازهم اما بایک نوا مترنٌم‌ می‌شوند!

✨قلبهایتان را به هم هدیه کنید؛
اما یکدیگر را به اسارت در نیاورید..
زیرا تنها دستان زندگی است که برقلبهای
شما حاکم است....

✨در کنار یکدیگر باشید،
اما نه چندان نزدیک، زیرا ستونهای معبد
دور از هم قرار دارند... و درخت بلوط و
سرو در سایه یکدیگر رشد نمی کنند...

"دریـا دلان" 💚

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 10:39 + دریا +



اردیبهشت بی تو برایم جهنم است..
اردی جهنمی که همیشه پر از غم است..

#مهدی_جان

ـ•------✾-🌿🌺🌿-✾------•ـ

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 7:18 + دریا +



و گفت:
اگر دوزخ را به من بخشند،
هرگز هیچ عاشق را نسوزم!
از بهر آنکه عشق؛ خود،
او را صد بار سوخته است...

#تذکره‌الاولیا_عطار

ـ•------✾-🌿🌺🌿-✾------•ـ

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 7:16 + دریا +


معجزه فارسی
تنها زبانی که میشه 19 تا فعل رو کنار هم گذاشت و جمله معنی داری داشته باشیم!
(داشتم میرفتم دیدم گرفته نشسته گفتم بذار بپرسم ببینم میاد نمیاد دیدم میگه نمی‌خوام بیام می‌خوام بگیرم بخوابم

------

هخامنشیان صاحب ۵۰ میلیون نفر از جمعیت یک صدو دوازده میلیون نفری جهان در زمان خود بودند ، این باعث راهیابی این امپراطوری به کتاب گینس با عنوان بزرگترین امپراطوری جهان شد.

--‐---

ایرانیان باستان دروغگویی را بدترین عیب ها میدانستند و حتی از قرض خواستن خوداری میكردند، چراكه ممكن بود مقروض مجبور به دروغ گفتن شود!

دروغ نگوييم
حتی به نیت سیاست

----‐--

ابوریحان بیرونی ۶۰۰ سال قبل از گالیله میدانست که زمین گرد است و ۵۰۰ سال قبل از کوپرنیک میدانست که زمین به دور خورشید میچرخد! او همچنین در کتاب التفهیم حالات مختلف قرارگیری ماه نسبت به خورشید را هم ترسیم کرده است!

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 6:11 + دریا +


یـارب..🙏🌺
یارب ز شـراب عشق سرمستم کن
یکبـاره به بنـد عشـق پابسـتم کن

ازهرچه زعشق خود، تهیدستم کن
درعشق خودت نیست‌کن وهستم‌کن

با توکل به اسم اعظمت﷽
روزمان آغاز میکنیم
الهی به امید تو....🙏🌺

سلام صبحتون بخیرو پراز شادی 😊🌸

سلام سلام سلام

سه شنبه نوزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 6:7 + دریا +


⚠️بفرستید برای پدرها و دخترها !


پدری که همیشه سکوت کرده و ارتباط عاطفی و جسمی با دخترش برقرار نمی کند و فضای ارتباطی با دخترش کمرنگ و سرد است حاصل ارتباطش میشود :

دختری ساکت و سلطه پذیر !
چرا که احساس می کند مورد توجه مردی نیست (اولین عشق هر دختری پدر اوست ) بهمین علت درون خود حس اعتماد و امنیت نداشته و خود را کافی و دوست داشتنی نمی داند !
و در این بین اگر کسی او را دوست بدارد و به او توجه کند احساس خطر کرده و تدافعی عمل می کند .
از بیان خواسته ها و مطالبات خود عاجز است و آرزوها و آمالش را حق خود ندانسته و رنج و تلخی برایش شیرین است .چنین دخترانی در تمام زندگی منزوی بوده و براحتی صید عقده های صیادان میشود

⚠️بفرستید برای مادرها و پسرها !


پسری که در چمبره خواسته های مادر است و مادر مدام او را کنترل می کند خشم خود را فروخورده و در فانتزی آن خشم را نگاه میدارد و همیشه افسرده و وابسته به مادر باقی می ماند و مطیع و تسلیم محض میشود و برای هر رفتار و عملی از مادر خود اجازه می گیرد چون از اینکه مادر آزرده شود وحشت دارد !
این پسر در بزرگسالی هم بخشی مرده را در درون خود حمل می کند و امیدهایش هرگز به واقعیت بدل نمیشود و رویاهایش همیشه در سکوت خواهند ماند !

چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 20:41 + دریا +


▪️‍"معلم" از نگاه زنده یاد "استاد محمد بهمن بیگی" ...

محمد بهمن بیگی بنیان گذار آموزش عشایری

روحش شاد و یادش گرامی

معلمی تنها شغلی است که آرزویش را دارم

اما نه هر کسی مدرک معلمی گرفته، معلم است و نه هر کسی مهر نظام پزشکی گرفته است، پزشک.

خوب و بد در هر جا و در هر لباسی وجود داشته و خواهد داشت.

اگر به اختیارم بود؛

اولا بهترین ها، باهوشترین ها، خلاق ترین ها، دلسوز ترین ها، توانمند ترین ها را به کسوت معلمی در می آوردم،

اگر به اختیارم بود؛

بالاترین امکانات رفاهی و والاترین شأن اجتماعی و برترین دستمزدها و پاداش ها را نصیب معلمان می کردم

اگر به اختیارم بود؛

خیلی ها را می گفتم توان معلم بودن بیش از ظرفیت شماست بفرمایید حرفه ای دیگر

اگر به اختیارم بود ؛

تمامی معلمان را به صورت دوره‌ای و دقیق ارزیابی می کردم آنان که جنبه این کار را داشتند برای ادامه تحصیل به معتبرترین کالج های جهان می فرستادم حداقل برای چهار سال تا پیشرفته ترین سیستم های آموزشی دنیا را تجربه کنند

اگر به اختیارم بود؛

از کلاس اول تا ششم ابتدایی هر معلم را با دانش آموزان اش به کلاس بالاتر می فرستادم و پایان شش سال ابتدایی تمام استعدادهای هر دانش آموز را جداگانه ثبت و ضبط می کردم

با تیمی کارشناسی و خبره، رشته های پیشنهادی برای هر دانش آموز را به ترتیب اولویت پيش روی دانش آموز و خانواده اش می گذاشتم

اگر به اختیارم بود؛

تنها گروهی که از جنگیدن برای دفاع از کشور معاف می کردم معلمان بودند

اگر به اختیارم بود؛

بزرگترین نشان خدمت کشور را به برترین معلم سال می دادم

اگر به اختیارم بود؛

بهترین معلمان و باتجربه ترین آنها را با خدمت بالای بیست سال و با بالاترین دستمزدها برای دانش آموزان ابتدایی انتخاب می کردم،

اگر به اختیارم بود؛

کسب مقام مدیریت یک مدرسه ابتدایی را سخت ترین و والاترین مقام مدیریتی کشور می کردم،

اگر به اختیارم بود؛ معلم برترین شخصیت تاریخ سرزمین ام بود.

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 10:47 + دریا +


🌺قشنگ ترین روز خـدا

💞بزرگداشت پاک ترین

🌺شغـــــل دنـــــیا

💞بر شـــریف ترین

🌺بندگان خـــــدا

💞مـــــبارک بـــاد..

🌺روزتان مـبارک بـاد

🌹☘️🎂🍯😘

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 10:46 + دریا +


بودا میگوید:
اگر با همسر مرد دیگری همبستر شوی
با دردسر همبستر شده ای
خواب تو منقطع میشود
شرافت خود را از دست میدهی
به تاریکی سقوط میکنی

این سخن بودا را نباید به شکلی سطحی نگاهش کرد، باید به درک عمق این سخن رسید
در مورد همسر مردی دیگر چه میتوان گفت؟
حتی زن و یا شوهر خودت کفایت میکند تا تمام زندگی ات آشفته شود اگر به آن‌ درک واقعی نرسیده باشی.

بودا میگوید:
آیا هنوز از این پدیده آگاه نشده ای؟
آیا زن خودت کافی نیست تا تو را هشیار سازد؟
آیا شوهر خودت کافی نبوده تا به این بازی توقعات و انتظارات احمقانه از یکدیگر پایان بدهید؟
ولی ذهن پیوسته ادامه میدهد.
ذهن میگوید: این زن خوب نیست، شاید زنی دیگر خوب باشد. کسی چه میداند؟ شاید با این زن جور نیستم، شاید با زنی دیگر جور بشوم و خوشبختی را بچشم. اما بدان که تو نمیتوانی با هیچکس خوشبخت باشی، زیرا خوشبختی هیچ ربطی به دیگری ندارد، خوشبختی چیزی است که تو باید در درونت آن را خلق کنی. تو میتوانی خوشبختی ات را با دیگری سهیم شوی، اما نمیتوانی آن را از دیگری طلب کنی.
بودا میخواهد بگوید اگر در دیگری به دنبال خوشبختی باشی همیشه به دنبال دردسر خواهی بود. هرگاه که برای خوشبختی خودت به دیگری وابسته باشی، درخواست دردسر کرده ای، آنگاه تو تبدیل به موجودی وابسته خواهی شد. و وابستگی همان دردسر است
آنگاه با دردسر همبستر شده ای
آنگاه دیگری تبدیل به جهنم میشود و با وابسته شدن به دیگری تو یک برده خواهی شد...
و اینگونه خواب تو منقطع میشود
آرامش تو برهم میخورد
استراحت تو از دست میرود
زندگی ات یک اختلال دائمی میشود
زیرا تو سعی داری از دیگری بهره کشی کنی و دیگری نیز میکوشد از تو بهره کشی کند، آنگاه شرافت خود را از دست میدهی، وقارت، زیبایی ات و صداقت تو از دست خواهد رفت.

اوشو

شنبه نهم اردیبهشت ۱۴۰۲ + 8:46 + دریا +