سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱
+ 19:53
+ دریا
+
سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱
+ 19:52
+ دریا
+
سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱
+ 19:48
+ دریا
+
نمي دوام ديرزمانيست يا اندك زمانيست كه شايسته سالاري در مملكت به باد فنا رفته است. يك مشت گوريل رئيس شده اند كه نمي دانم شبيه كدام طيف هستند.
جدن زندگي براي مردمان خوب سخت مي شود. جايي كه مي گويند نخواهند ماند يا به آلمان يا به كشوري ديگر خواهند رفت
اين را كه مي گويم دفعه اول نيست مي بينم
واقعا رفتارهاي ضد انساني در محيط شغلي افزايش يافته
بهترين اساتيد را وادار به رفتن كرده اند
حالا هم سر بزنگاه رئيس دانشگاه عوض مي كنند
كه چه
خود شيريني
آيا سخنراني امام در بهشت زهرا اولين بار مبني بر رايگان شدن آب برق گاز منجر به چنين زيستني شده است؟
زماني خارجي ها چپاول مي كردند حالا داخلي ها
بدترين نقدي كه مي توان بر دولت داشت فارغ از همه افتخارات صنعتي و اقتصادي از دست رفتن سرمايه هاي انساني و فرهنگ جامعه است و رفتن ايران به سمت سرمايه داري
فدا كردن رودخانه و هوا براي برق
فدا كردن قناعت براي زرق و برق
راستي ساختن اينهمه پاساژ از اهداف اسلام است؟
يا ايجاد شدن اينهمه مرغ فروشي در دوران تهديد به قحطي
چه مردمي با كدام فرهنگ تربيت شده اند؟
يا مسخره كردن انسان ها به خاطر ظاهرشان
واقعا زيستن در اين دنيا تلخ است
تلخ
چرا اسوه اخلاق ايران بايد رفتني شود؟
سه شنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۱
+ 18:31
+ دریا
+

شعر ،
ردیف وقافیه نمی خواهد !
بوی آغوش تو ،
هر دیوانه ای را
شاعر می کند….!!!!
اینجا
یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱
+ 11:50
+ دریا
+
فقط می خواستم عکس این گله رو بذارمو بگم بهار مختص بعضیا نیست و اسم بهار واقعا قشنگه
بعدش دیدم این مطلب درباره گل لادنو نمیشه ازش گذشت
پس بهارتون پیشاپیش مبارک

میتوان از گل لادن برای راحتی دفع، مقابله با سرماخوردگی و مراقبت از مو استفاده کرد.
اگر جز افرادی هستید که جعبهی کمکهای اولیهتان را پر از داروهای رنگ و ورانگ نمیکنید، اگر اعتقادی به داروهای امروزی ندارید و به قول بنده خدایی آنها را گچ میدانید و اگر طرفدار داروهای گیاهی و طبیعی هستید این مطلب به دردتان میخورد. میخواهیم 3 خاصیت گل لادن را بازگو کنیم.
لوئی چهاردهم دستور داد این گل را به خاک فرانسه وارد کردند تا از قابلیت تزئینی آن استفاده کنند. اما باید بدانید که این گل علاوه بر رنگهای زیبا و دل انگیز آن خواص درمانی نیز دارد. میتوان از این گل لادن برای راحتی دفع، مقابله با سرماخوردگی و مراقبت از مو استفاده کنید.
گل لادن برای راحتی دفع
دانههای خشک گل لادن خواص ملینی دارد. در واقع این دانهها عمل دفع را راحتتر میکند. 70 گرم دانهی خشک گل لادن را پودر کنید. 150 گرم عسل به آن اضافه کنید. هر روز تا زمانی که حالتان بهتر شود 3 قاشق چایخوری میل کنید.
گل لادن برای مقابله با سرماخوردگی
سرماخوردگی، سرفه، برونشیت و غیره. گل لادن مانند یک پزشک مهربان به سراغ درمان گلو و سینهی شما میرود. گلبرگها و برگهای خشک گل لادن را دم و میل کنید. این دم کرده تب شما پایین میآورد و خواب راحتی به شما هدیه میدهد.
دانههای خشک گل لادن خواص ملینی دارد. در واقع این دانهها عمل دفع را راحتتر میکند
گل لادن برای مراقبت از مو
یکی دیگر از خواص گل لادن یاری رساندن به موهای آسیب دیده است. گل لادن باعث درخشندگی و تقویت موها میشود و با ریزش آنها مقابله میکند. برای این کار داخل یک لیتر آب یک مشت برگ، گلبرگ و دانه های خشک لادن را ریخته و به مدت 15 دقیقه بجوشانید. اجازه دهید این جوشانده خنک شود. موهایتان را با شامپوی همیشگیتان شستشو دهید و این محلول را روی موهایتان بریزید. 10 تا 15 دقیقه صبر کنید و آب بکشید.
یکشنبه بیست و هفتم اسفند ۱۳۹۱
+ 11:46
+ دریا
+
تعریف توکل : راغب اصفهانی درباره معنای توکل می فرماید: اگر کلمه توکل با «لام » بیاید به معنای تولی و عهده دار شدن سرپرستی می باشد مثل توکلت لفلان می باشد یعنی من متولی و عهده دار سرپرستی فلانی شدم و اگر با علی بیاید بمعنای اعتماد کردن می باشد مثل توکلت علی فلان یعنی اعتماد کردم بر فلانی(1) در روایتی پیامبر(ص ) از جبرئیل می پرسند: «ما التوکل علی الله عزوجل ؟ فقال : العلم بان المخلوق لایضر و لاینفع و لایعطی و لایمنع و استعمال الیاس من الخلق فاذا کان العبد کذالک لم یعمل لاحد سوی الله و لم یرج و لم یخف سوی الله و لم یطمع فی احد سوی الله فهذا هو التوکل ؛ توکل برخدای عزوجل چیست ؟ جبرئیل عرض کرد: علم داشتن به این که مخلوق نه زیانی می رساند ونه سودی می بخشد و نه می دهد و نه باز می دارد و به کار گرفتن یائس از خلق (یعنی آن یائس باطنی (ناامیدی) را که نسبت به مردم دارد در عمل و خارج نشان دهد)پس هر گاه بنده چنان باشد برای احدی غیر از خدا کار نمی کند و جز خداامید ندارد و از غیر او ترسی ندارد و در احدی غیر از خدا طمع ندارد این همان توکل است در تمام این فقرات توکل به معنای لازم آن گرفته شده است مثلا" وقتی انسان علم دارد که مخلوق نه ضرری می رساند و نه سودی می بخشد که فقط بر خدای تعالی اعتماد داشته و کارش را به او واگذار کرده (2) پس توکل بر خدا یعنی اعتماد کردن بر خدای تعالی و واگذار کردن کار به او و تسلیم اراده و مشیت او بودن و هیچگونه اعتماد و تکیه نداشتن و استقلال ندادن به اسباب غیر از مسبب الاسباب یعنی حضرت حق تعالی . البته واضح است ک معنای توکل آن نیست که انسان به دنبال اسباب کار نرود زیرا تمامی کارها با اسباب انجام می گیرند ولی فقط باید بداند که اسباب از خود چیزی نداشته و هرگز مستقل نمی باشند و تنها تکیه گاه خدای تعالی می باشد. (3).
مراحل توکل :
توکل را می توان بطور کلی بر سه قسم تقسیم کرد:
1- توکل زبانی :
یعنی آن توکلی که فقط با زبان گفته می شود توکلت علی الله (برخداتوکل کردم ) این توکل از ارزش معنوی برخودار نیست .
2- توکل اعتقادی :
یعنی آن توکلی که ناشی از این اعتقاد است که واقعا" همه کاره خداوند تبارک و تعالی است و حقیقتا" او تکیه گاه همه چیز و همه کس است با توجه به این اعتقاد توکل بر خدای تعالی می شود و سپس بر کاری اقدام می گردد این توکل از ارزش معنوی برخودار است که اکثر مسلمان ها می توانند با توجه به این مرحله توکل کارهای خود را آغاز کنند.
3- توکل قلبی:
یعنی آن توکلی که از حالات بلکه از ملکات فاضله نفس انسانی گشته است و شاید حدیث شریف زیر به این مرحله عالی از توکل اشاره داشته باشد: علی بن سوید می گوید از امام موسی بن جعفر(ع ) درباره این آیه شریفه «و من یتوکل علی الله فهو حسبه » هر کس بر خدا توکل کند خدا او را بس است پرسیدم حضرت فرمود: «التوکل علی الله درجات منها ان تتوکل علی الله فی امورک کلها فما فعل بک کنت عنه راضیا" تعلم انه لا یائلوک خیرا" و فضلا" و تعلم ان الحکم فی ذالک له فتوکل علی الله بتفویض ذالک الیه وثق به فیها و فی غیرها؛ توکل بر خدا دارای درجاتی است از جمله اینکه در تمام کارهایت برخدا توکل کنی پس هر چه خدا با تو انجام داد (و اراده حکمت آمیزش بر هر چه تعلق گرفت ) راضی باشی علم و یقین داشته باشی که او از هیچ خیز و فضلی دریغ نکند و نیز علم و یقین داشته باشی که حکم و فرمان در این جهت با اوست پس با واگذاری کار به او بر او توکل کن و به او در کارهای خود و کارهای غیر خود وثوق (اطمینان و آرامش ) داشته باش (4). در این حدیث به دو مقام بلند معنوی که از ارکان ایمان هم هستند اشاره شده است :
1- مقام رضا
2- مقام تفویض .
توکل قسم اول از آن منافقین است زیرا صرفا" توکل زبانی است و باطن بدان اعتقادی ندارد توکل قسم دوم بهره عامه مسلمانان است و توکل قسم سوم ویژه موئمنان واقعی است که دستیابی به آن بسیار مشکل و در درازمدت می باشد و هر کس به این مقام و مرحله سوم رسید متوکل واقعی می باشد. دستاورد توکل : توکل ثمرات زیادی دارد که پاره ای از آنها عبارتند از :
1- قوت قلب :
امام علی (ع ) می فرمایند: اصل قوه القلب التوکل علی الله (5) ریشه قوت قلب توکل برخداست و این ثمره بلندی است که انسانی چنین از صلابت ، استقامت در کارها برخورار است .
2- قوت ایمان :
امام رضا(ع ) می فرمایند: من احب ان یکون اقوی الناس فلیتوکل علی الله هر کس دوست دارد قوی ترین مردم باش پس باید بر خداتوکل کند. (6) بنابراین هر کس توکل بیشتری داشته باشد از قوت ایمان بیشتری برخوردار است بزرگی این ثمره هم بر کسی پوشیده نیست .
3- رام شد دشواری ها و آسان گشتن اسباب :
امام علی (ع ) می فرمایند: «من توکل علی الله ذلت له الصعاب و تسهلت علیه الاسباب ؛ هر کس بر خدا توکل کند سختی ها برایش رام و اسباب و علل در مقابلش آسان می گردد.(7)
4- شکست ناپذیری :
امام محمدباقر(ع ) می فرماید: «من توکل علی الله لایغلب و من اعتصم بالله لایهزم ؛ هر کس بر خدا توکل کند مغلوب نمی گردد و هر کس به خدا چنگ زند شکست نمی خورد.
منبع
جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
+ 12:50
+ دریا
+
افزایش حجم شایعات مربوط به پایان جهان در سال ۲۰۱۲، مروجان این شایعات، تنها به این که چنین چیزی در پیشگوییهای «نوستر آداموس» و قوم «مایا» آمده، بسنده نکرده و در پی منتسب کردن آن به منابع علمی، به ویژه ناسا برآمدند.
همین امر، این سازمان را بر آن داشته تا در پایگاه اینترنتی خود، مهمترین پرسشها و ابهامها درباره ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ و نیز پاسخ به آنها را منتشر نمایند.
متن این پرسش و پاسخها به شرح زیر است:
پرسش: منشأ این پیشبینی که جهان در سال ۲۰۱۲ به پایان میرسد، چیست؟
پاسخ: این داستان با این ادعا آغاز شد که «نیبیرو» (سیارهای که گفته میشود به وسیله سومریها کشف شده) در حال حرکت به سوی زمین است. این واقعه در آغاز برای ماه می ۲۰۰۳ پیش بینی شده بود؛ اما هنگامی که هیچ اتفاقی رخ نداد، تاریخ آن به دسامبر ۲۰۱۲ منتقل و به پایان یکی از سه چرخه تقویم باستانی مایاها در انقلاب زمستانی ۲۰۱۲ ارتباط داده شد. به این ترتیب، ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ تاریخ «آخرالزمان» معرفی شد.
پرسش: آیا تقویم مایاها در دسامبر ۲۰۱۲ به پایان میرسد؟
پاسخ: همان گونه که تقویم روی دیوار آشپزخانه شما، پس از ۳۱ دسامبر (پایان سال میلادی) پایان نمییابد، تقویم مایاها نیز در ۲۱ دسامبر ۲۰۱۲ به پایان نمیرسد. این تاریخ، مربوط به پایان دوره تاریخی طولانی مایاهاست و سپس همان گونه که تقویم شما از یکم ژانویه بار دیگر آغاز میشود، دوره تاریخی طولانی دیگری در تقویم مایاها آغاز خواهد شد.
پرسش: آیا ناسا در فاصله ۲۳ تا ۲۵ دسامبر برای زمین «تاریکی مطلق» پیشبینی میکند؟
پاسخ: قطعاً خیر. نه ناسا و نه هیچ سازمان علمی دیگری چنین خاموشی را پیشبینی نمیکند. گزارشهای نادرست از این موضوع، ادعا میکنند که گونهای «هم ترازی کیهانی» موجب چنین خاموشی میشود؛ اما چنین همترازی وجود ندارد. برخی نسخههای این شایعه، به یک پیام آمادهسازی شرایط اضطراری از سوی «چارلز بولدن»، مدیر ناسا اشاره میکنند. این صرفاً پیامی برای تشویق مردم جهت آمادهسازی در شرایط اضطراری است که به عنوان بخشی از کمپین آمادهسازی گسترده از سوی حکومت، فرستاده شده است. این پیام هرگز به یک خاموشی اشاره ندارد.
پرسش: آیا سیارات میتوانند به گونهای هم تراز شوند که بر زمین اثر بگذارد؟
پاسخ: هیچ همترازی سیارهای در چند دهه آتی رخ نخواهد داد و حتی اگر چنین هم شود، تأثیر آنها بر کره زمین قابل چشمپوشی است؛ برای نمونه، یک همترازی بزرگ در سال ۱۹۶۲ و دو همترازی دیگر نیز در ۱۹۸۲ و ۲۰۰۰ اتفاق افتادند. هر دسامبر، زمین و خورشید با مرکز تقریبی کهکشان راه شیری هم تراز میشوند؛ اما این واقعهای سالیانه است که دارای هیچ گونه پیامدی نیست.
پرسش: آیا سیاره «کوته قهوهای» به نام «نیبیرو» یا «سیاره ناشناخته» و یا «اریس» وجود دارد که با نزدیک شدن به زمین، در حال تهدید سیاره ما به نابودی گسترده باشد؟
پاسخ: نیبیرو و دیگر داستانها درباره سیارات سرکش، یک نیرنگ اینترنتی هستند. هیچ پایه و اساس حقیقی برای این ادعاها وجود ندارد. اگر نیبیرو یا یک سیاره ناشناخته واقعی در حال حرکت برای برخورد با زمین در سال ۲۰۱۲ بود، ستارهشناسان باید دستکم از ده سال پیش آن را ردگیری میکردند و چنین سیارهای هم اکنون با چشم غیرمسلح تشخیص داده میشد. اریس واقعی است؛ اما این یک سیاره کوتوله شبیه پلوتون است که بیرون از منظومه شمسی باقی خواهد ماند. نزدیکترین فاصلهای که این سیاره میتواند با زمین پیدا کند، نزدیک چهار میلیارد مایل است.
پرسش: نظریه تغییر جهت قطبهای زمین چیست؟ آیا این درست است که پوسته زمین تا چند روز یا حتی چند ساعت، چرخشی به سمت هسته خواهد داشت؟
پاسخ: واژگونی یا چرخش مدار زمین ناممکن است. حرکت آرام قارهها وجود دارد (مثلاً «آنتارکتیکا» چند صد میلیون سال پیش نزدیک خط استوا بود)، اما این ربطی به ادعاها درباره واژگونی قطبهای گردشی ندارد. با این حال، برخی وبسایتها، افراد سادهدل را گمراه میکنند. آنها مدعی وجود یک رابطه میان چرخش و قطبیت مغناطیسی زمین هستند که غیرمنظم تغییر مییابد و واژگونی مغناطیسی به طور متوسط هر چهارصد هزار سال یک بار رخ میدهد. تا آنجایی که ما میدانیم، این واژگونی مغناطیسی هیچ آسیبی به حیات در زمین وارد نمیکند. دانشمندان بر این باورند که وقوع یک واژگونی مغناطیسی تا چند هزار سال آینده غیرمحتمل است.
پرسش: آیا زمین در سال ۲۰۱۲ با خطر برخورد یک شهاب سنگ روبهروست؟
پاسخ: زمین همواره در معرض تأثیرات ستارههای دنبالهدار و شهابهای آسمانی بوده، ولی یک اصابت بزرگ، واقعهای بسیار نادر بوده است. آخرین مورد از این دست، ۶۵ میلیون سال پیش رخ داد که به نابودی دایناسورها منجر شد. امروزه، ستارهشناسان ناسا در حال انجام پژوهشی با نام «پایش محافظت فضایی» هستند تا هر ستاره دنباله دار نزدیک زمین را، بسیار پیش از برخورد، شناسایی کند.
همه این کارها آشکار و در پرتو کشفیاتی انجام میگیرد که روزانه در وبسایت «دفتر برنامه اشیای نزدیک زمین ناسا» منتشر میشود. به این ترتیب، شما خود میتوانید به روشنی ببینید که برخورد هیچ شیئی با زمین در سال ۲۰۱۲ پیش بینی نشده است.
پرسش: دانشمندان ناسا چه احساسی نسبت به ادعاهای پایان جهان در سال ۲۰۱۲ دارند؟
پاسخ: در همه ادعاهایی که درباره فاجعه و یا تغییر بزرگ در ۲۰۱۲ مطرح میشود، جایگاه علم کجاست؟ چه شواهدی وجود دارد؟ در حقیقت هیچ شواهدی در این زمینه نیست و درباره همه این اظهارات افسانهای ـ خواه در کتابها آمده باشد یا فیلمها، مستندها و یا اینترنت ـ ما نمیتوانیم این حقیقت ساده را تغییر دهیم. هیچ شواهد معتبری برای هیچ یک از اظهارات مطرح در حمایت از رخدادهای غیرمعمول در دسامبر ۲۰۱۲ وجود ندارد.
پرسش: آیا خطری از جانب یک توفان بزرگ خورشیدی در سال ۲۰۱۲ هست؟
پاسخ: فعالیت خورشیدی، یک چرخه معمول دارد که نقطه اوج آن، هر یازده سال یک بار است. در نزدیکی این نقاط اوج، اشعههای خورشیدی میتوانند موجب برخی اختلالات در ارتباطات ماهوارهای شوند؛ هرچند مهندسان آموختهاند، چگونه دستگاههای الکترونیکی بسازند که در برابر اشعههای خورشیدی مقاوم باشد، ولی هیچ خطر خاصی در سال ۲۰۱۲ وجود ندارد. نقطه اوج بعدی خورشیدی در فاصله زمان ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۴ رخ خواهد داد که پیشبینی میشود، یک چرخه خورشیدی متداول باشد که هیچ فرقی با چرخههای پیشین در طول تاریخ ندارد.
سه روز تاریکی مطلق زمین(کسوف سه روزه در دی ماه 91)
با فیزیک اشتی کنیم
جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
+ 12:49
+ دریا
+
رفتم پیش منشی دانشکده. حالا دیگه کارم تموم شده بود. بهش گفتم
- ببین تو که هیچ وقت کار ما رو راه ننداختی بیا این بارو درستش کن. بگو این استادو چه طور می تونم پیدا کنم. دوست من توی شهر خودمو انتقالی گرفته اگه میشه شماره استادو بده
ها ها ها/ چه انتظاری داشتم اون وقتاییش که با روی خوش ازش یه چیزی می خواستیم چه حوابی می داد که حالا
- دیگه این بار یه نه ی پر طمطراق گفت که از همه نه هاش نه تر بود بدجوری آدمو زخمی می کرد. اما می دونم این بار یکی از اون حسایی که همیشه وقتی چیزی ازش می خواستیم به ما دست می دادبه خودش دست داد
بهش گفتم
- دیدی حالا هم که فارغ التحصیل شدیم کاری واسمون نکردی.
البته ته دلم یه میل شدیدی برای حالگیری ازش داشتم. ولی باور کنید اگه می خواستم ازش شکایت کنم می رفتم زیرابشو می زدم. فقط خواستم صمیمانه حرف دلمو بزنم.
اما چن هفته پیش در حالی که شال و کلا کرده بودم و کلی از مدیرمون اجازه و منت کشی تا بذاره برم دنبال کارام رفتم دانشگاه فقط برای یه روز/ بله مسئول مربوطه رفته بودمرخصی و همکارشم با سردی نهایت گفت نمی تونه کاری برام بکنه. چیزی که برام مثل زهره ویرگول سرد جواب دادن ایناس که مثل سه سیاره آدمو منجمد می کنه. با اینحال چون مرد بود یه کاری برام انجام داد با اینحال منکه حس می کردم واقعا تریپ بی فایده ای داشتم رفتم پیش رئیس دانشگاه.
مونده بود این آقای رئیس منو بشناسه که شناخت.
انصافا رئیس خوش اخلاقی بود اما نمی دونم عقده داشت یا نه. فقط در عمل میشه فهمید. تعجبه ولی اغلب استادای دانشگاه عقده دارن. همین چند روز پیش رفتم پیش مدیگر روه مثلا خوش اخلاق یه رشته دیگه تا ازش درباره یکی از بچه سوالی بپرسم کم مونده بود کتک بخورم. با خودم گفتم خاک بر سر دکترا اگه بخواد باعث بشه با خلق خدا اینطوری رفتار کنم. واقعا دکترا باعث میشه ما فکر کنیم خداییم و دانشجو یه احمق بی شعوره که هر بلایی خواستیم می تونیم سرش بیاریم؟ من واقعا به جز یه پاسخ مودبانه چی لازم داشتم؟
-نه نه من از وقت دانشجوم بزنم چون می خوام جواب تو رو بدم؟
البته سکوت کردم و این سکوتم هم ضربه ای بود براش.
البته چون خودم یه معلمم همیشه سعی کردم رفتار استادا رو درک کنم اما خیرمندی با استاد بودم متفاوته. دانشجویی که با هزار بدبختی از یه شهر دیگه پا میشه میاد به خاطر یه جواب تلفن ندادن سرکارخانم یا آقا باید علاف بشه. چیزی که بی ارزشه شخصیت و وقت دانشجوئه.بعدش رفتم پیش رئسیو کمی مسخره بازی درآوردم. گفتم آقای رئیس امروز داهشگاه بازه یا تعطیل؟
گفت این چه سوالیه؟ بازه. گفتم پس چرا مسئول مروبطه نیست؟
خلاصه بدون اینکه حرف منو بشنوه منو متهم کرد تو هم کارمندی الان سرکارت نیستی. تو هم معلم بودی اومدی درس خوندی. کارمند من حق نداره بره فوق لیسانس بگیره. به درک
امیدوارم همچین کارمندی صد سال سیاه دیگه هم نتونه فوق لیسانس بگیره.
بعله. اما من چی؟ قبلش به خاطر اون مرخصی یه روز اضافه رفته بودم.
بعدش دستمو کردم کمی موهامو نشونش دادم البته موهام چنتا شاخش بیشتر سفید نیستو محض مسخره بازی. که تو این دانشگاه پیر شدیم.
بگذریم. آقای رئیس جدن به من عجیب نگاه می کرد. یعنی فهمیدم واسش جالب بودم.
اما چیزی که غیر قابل توجهه اینه که ما توی دانشگاه آزاد داریم پول می دیم. اقا مفت که درس نمی خونیم. پس چرا مثل یه حیوون باهامون رفتار می شه؟
خیلی تند رفتم؟
حقیقته.
خلاصه یکی از کارمندا اومد گفت بیا برو کارت ردیفه. و مثلا دو روز دیگه زنگ بزن تا کارمند مربوطه کارت ردیف کنه.
اما فکر می کنید ردیف کرد؟ نه که نکرد بلکه چند هفته هم به تعویق انداخت که البته با درایت خودم بدون حضور حریفش شدم.
حالا من بلدم گذشته رو پاک کنم اما اونایی که بلد نیستن یا بلکل از تحصیل بی خیال می شن یا اینکه می شن یه استاد عقده ای
خودمم که حالا معلمم تا حدی شدم.....
واقعا اینطوری می خوایم افراد رو به تحصیل علاقه مند کنیم؟
جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
+ 10:28
+ دریا
+
جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
+ 10:25
+ دریا
+
مهدی مهدویکیا در یک هفته اخیر از سوی باشگاه هنرمندان و شورای هماهنگی ورزش صدا (رادیو) بر اساس نظرسنجیهای صورت گرفته، به عنوان بازیکن اخلاق سال 91 ورزش ایران برگزیده شد و در نظرسنجیهای اکثر خبرگزاریها و مطبوعات کشور نیز از سوی مدیران، قهرمانان و اهالی ورزش کشور به عنوان بازیکن اخلاق سال 91 ورزش ایران انتخاب شده است.
با اینکه استقلال تیم محبوب منه با اینحال همیشه حس خوبی به مهدوی کیا داشتم
حسم بی دلیل نبوده ....
جمعه بیست و پنجم اسفند ۱۳۹۱
+ 10:23
+ دریا
+
به لطف خدا
من در برابر هر وضعیتی نه برابر که بالاترم
جا داره از خدای مهربون و عزیز تشکر به عمل بیارم
به خاطر انوار مهربونیت و یادت شکر
چهارشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۹۱
+ 21:15
+ دریا
+
سه شنبه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۱
+ 14:43
+ دریا
+
میان این همه فریاد در شهر
نمیپیچد صدای باد در شهر
اگر دست من و گنجشکها بود
درخت از پا نمیافتاد در شهر
سید حبیب نظاری
دوشنبه بیست و یکم اسفند ۱۳۹۱
+ 21:53
+ دریا
+
پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱
+ 1:10
+ دریا
+
ما در طب چینی اعتقاد خاصی به مبحث روان و زیبایی درون بدن داریم،در طب چینی اعتقاد بر این است که اگر ازدرون زیبا باشیم یعنی بعضی از ارگانها که مسئول زیبایی هستند تعادل داشته باشند، دلیلی برای نازیبایی صورت و بدن وجود ندارد، به طور خلاصه اگرحرکت مایعات ،خون و رطوبت به اندازه کافی در بدن وجود داشته باشد ما هم صورت و بدنی زیبا خواهیم داشت.در طب چینی مثل طب ژاپنی،هندی و سایر طب های کل نگر که در دنیا رایج است به مفهومی به نام انرژی حیاطی و چی اعتقاد دارند و اگر حرکت انرژی چی(Qi) تعادل داشته باشد دیگر نازیبایی در بدن از جمله صورت شکل نمی گیرد.مشکل اساسی که در تفکر ایرانی و غربی شده ی ما وجود دارد این است که ،صورت را از بدن جدا تصور می کنییم که این به دلایل فرهنگی خاصی است و یا این که در طول تاریخ و زمان ذهنیت سازی شده است و شاید صورت شما بیشترین جایی است که در معرض دید دیگران و خودمان قرار دارد.این باعث شده فکر کنیم که اگر پوست صورتمان افتاده است، پوست بدنمان مشکلی ندارد و یا اگر پوست صورتمان لک دارد چه ربطی به بدن دارد یا اینکه اگر صورت من مشکلات پوستی دار این مورد چه ارتباطی با ارگانهای درون دارد.
به جای اینکه این تفکر را داشته باشیم که اگر روده ها میزان کار کند و معده ی من تنظیم نباشد اگر ادرار مشکل داشته باشد و اگر ارگانهای بدن در تعادل و هماهنگی نباشد خوب چطور ممکن است من صورت زیباییی داشته باشم و چنین نازیبایی که به دلیل نا متعادل بودن درون است اگر شما به هر شکلی درست کنید دوباره نازیبا خواهد شد.
به قول معروف شاعر می گوید:خانه از پای بست ویران است/خواجه در بند نقش ایوان است
فردی که مشکل یبوست مزمن دارد،دیسک کمر آن چنانی دارد،مشکلات هاضمه ای شدید دارد ،مشکلات روحی روانی و استرس دارد و لذا این موارد باعث می شود که در پوست صورت و بدن نازیبایی به وجود بیاید.
بعضی خانم ها سعی می کنند قسمتی از مشکلات پوست یا نازیبایی صورت را که جلوی چشم دیگران است به صورت سطحی با روشهای درمانی مختلف بر طرف کنند که این کار نه تنها به شکست منجر می شود بلکه حتما" اثرش از بین خواهد رفت زیرا که مشکل ریشه ای این بیماریها در بدن باقی مانده است.
ارگان طحال و نقش مهم آن در زیبایی پوست بدن و مشکلات پوستی اعم از افتادگی پوست صورت و بدن:
چینی هر ارگانی تاثیرات خاص خودش را بر روی پوست بدن می گذارد، به طور خلاصه ارگان طحال وظیفه اش نگه داشتن و ایجاد پوست روی بدن است همینطور انرژی طحال باعث نگه داشتن ارگانهای دیگر در جایگاه خودشان در بدن است،از نظر زیبایی طب چینی این ارگان مسئول هاضمه نیز هست.قوی ترین ساعت هاضمه 5 تا 7 صبح وضعیف ترین حالتش بعد از غروب آفتاب به سمت نیمه شب است، با داشتن وسواس فکری هم این ارگان آسیب می بیند.
حال شما فردی را تصور کنید که به علت مشغله ی کاری باید مدام فکر کند و فکرهای چرخشی دارد یا به سبب کارش روزها تا ظهر می خوابد و شبها تا 2 نیمه شب بیدار است و شام را نیز دیر وقت می خورد.
این ارگان چون مسئول هاضمه است غذای سنگین به شدت اثر منفی روی آن می گذارد.بنابراین به شدت این ارگان آسیب می بیند و انتظار داریم که پوست خوبی داشته باشیم.
خوب یک چنین فردی قطعا" دچار افتادگی پوست صورت و بدن،غبغب و به طبع آن در افتادگی پوست شکم و شل شدن پوست بدن،این مشکلات پوستی در طب چینی از نارسایی و تعادل نداشتن ارگان طحال است و به همین سبب هم صورتی نازیبا خواهیم داشت.اگر این فرد با روشهای دیگر درمانی مشکل غبغب وافتادگی پوست صورت و بدن را بر طرف کند اما چون اصل مشکل از ارگان طحال بوده و درمان نشده است دوباره در یک بازه زمانی کوتاه این مشکلات پوستی باز هم در صورت و بدن فرد پیدا خواهد شد.
ارگان ریه در طب چینی و نقش آن در زیبایی پوست صورن و بدن:
در طب چینی ریه ارگانی است که کیفیت ظاهری پوست را مشخص می کند،ریه از غم و غصه و نگرانی آسیب می بیند و هوای بد هم اثرات منفی روی این ارگان می گذارد.
حال فردی را فرض کنید به سبب شرایط زندگی شخصی یکی از اقوام،دوستان یا خانواده را از دست داده است،فرد شکست بزرگی در زندگی خورده است،غصه زیاد می خورد، که نتیجه اش برای این فرد باز شدن منافذ پوست ،تیره شدن پوست و مات شدن رنگ پوست می باشد و کیفیت پوست شروع به خراب شدن می کند.
این فرد چقدر باید از کرم استفاده کند،چقدر می تواند برای درمان زیبایی لایه برداری کند،چقدر با روشهای مختلف می خواهد این نازیبایی ها را اصلاح کند و بعد از انجام این روشها یک ماه،3 و 6 ماه بعد چون هنوز آن ارگان درمان نشده بوده و به طور سطحی درمان کرده است و اصلا" به درون بدن و ارگانها توجه نشده است پس دوباره نازیبایی صورت و بدن فرد بر می گردد.
یک مثال:ما در طب چینی می گوییم طحال مسئول هاضمه است به ارگانهای دیگر انرژی و غذا می دهد ،فرد با گرفتن یک رژیم سخت به این ارگان آسیب می رساند و دچار افتادگی پوست صورت ، سینه ، شکم و پشت بازوها می شود،از نظر طب چینی این موارد به سادگی قابل فهم و درمان است و طحال فرد با تغذیه نامناسب دچار مشکل می شود.
در طب چینی درمان برای زیبا شدن به صورت تدریجی است ولی بدون آسیب و با تعادل و هماهنگی می باشد.
نقش ارگان کلیه در زیبایی صورت و درمان سیاهی و پف زیر چشم و گودی زیر چشم:
در طب چینی کلیه نیز تاثیر مهمی در زیبایی صورت دارد البته تعریف اعضای بدن در طب غربی متفاوت است و در طب غربی معمولا" تعریف دیگری برای بیماریهای پوستی است.
بیمار با کار زیاد و خستگی مداوم ،ترسیدن و دلشوره ی متناوب،مصرف نمک زیاد و فعالیت جنسی بالا،زایمانهای مکرر،عادات ماهانه ی سنگین باعث ضعیف شدن ارگان کلیه می شود و اثرات این موارد در صورت به شکل پف زیر چشم،گودی زیر چشم و سیاهی دور چشم نمایان خواهد شد.
ما باید برای درمان این نازیبایی ها سبک زندگی خود را تغییر دهیم و این ارگان نیز باید با طب سوزنی و روشهای طب چینی به تعادل برسد تا این نازیبایی های صورت از بین برود.
نقش ارگان کبد در نا زیبایی صورت به خصوص ایجاد جوش یا آکنه، لک و اگزما در بدن و صورت:
در طب چینی کبد حرارت بالایی را می تواند در کل بدن از جمله سر پخش کند و کبد ارگانی است که از خوردن ترشیجات،تندی جات و عصبانیت فرد تحت تاثیر قرار می گیرد. وقتی که به هر دلیلی این حرارت بالا رود، فرد نیز دچار آکنه یا جوش و لک می شود.اگر یک چنین فردی کبدش به تعادل برسد ، آکنه ی صورت و بدن و اگزمایی که در پوست ایجاد می شو د درمان خواهد شد.
از نظر طب چینی کبد ارگانی است که آکنه یا جوش ، لک و اگزما را در پوست صورت و بدن ایجاد می کند. وقتی کبد در تعادل و هماهنگی نباشد دلیلی برای بیرون ریختن آکنه واگزما و لک وجود ندارد.
نقش ارگان قلب در طب چینی برای زیبایی صورت:
ارگان دیگری که در طب چینی وجود دارد قلب است.این ارگان،هوشیاری مغز،عاطفه و ادراک را کنترل می کند.در یک ضرب المثل چینی و از قول یکی از پزشکان قدیمی چینی جمله ای نقل شده است که"شکوه قلب در صورت خودش را نشان می دهد"یک صورت گل انداخته ی شاداب و با نشاط بیانگر تعادل داشتن ارگان قلب است و قلبی که از افسردگی و دل شکستگی رنج می برد،قلبی که هیجانات و ناراحتی های بسیار زیادی دارد نمی تواند شکوه لازم را به صورت بدهد.
با طب سوزنی و روش امبدینگ یا کت گوت می توانید این مشکل بوجود آمده در ارگانها را از درون به طور کامل حل کنید.
درمانجوهایی که این طب را تجربه کرده اند و یا به سوی آن می آیند بعد از 3 تا 5 جلسه درمان یا بعد از گذشت یک ماه تا یک ماه و نیم درمان، تقریبا" بدون استثنا می گویند علاوه بر اینکه حال درونی خوبی پیدا کرده ایم،علاوه بر این احساسی می کنیم عملکرد سیستم بدن تغییر خوبی داشته و انرژی بهتری در بدن ما جریان دارد هر کسی از دوستان و آشنایان ما را می بینند می گویند چقدر تغییر کرده ایم چقدر جوانتر شده ایم،صورتتان باز شده است،انگار چند سال به عقب بر گشتید.
سوالات متداول درمانجو در مورد این مطالب:
سن و سال در طب چینی برای زیبایی چه تعریفی دارد؟
از نظر طب چینی ما با یک ذخیره ای از انرژی،خون وحیاط به دنیا می آییم که به آن جینگ می گویندکه جوهره ی وجود ما هست و این ذخیره در ارگان کلیه قرار دارد و تا آخر عمر از این ذخیره در حال استفاده هستیم هر چه با بیماریها،استرس ها،نداشتن استراحت از این ذخیره زودتر استفاده کنیم،زودتر بدن فرسوده می شود و طب چینی می تواند با ذخیره های که داریم یک حالتی را دوباره به بدن بر می گرداند و مقداری مصرف این ذخیره را کند می کند و حتی در بعضی از این ارگانها بازسازی انجام می دهد.
ولی طبیعتا" هر چقدر فرد زودتر برای درمان زیبایی مراجعه کند،جواب سریعتر،واضح تر و ماندگارتری را می گیرد.
مثلا" فردی که 50 تا 60 ساله است نسبت به فرد 30 ساله کند تر جواب می گیرد در طب چینی اینکه که من با بالا رفتن سن دچار چروک و غبغب و افتادگی پلک و سایر موارد می شوم مفهومی ندارد.
منافذ باز پوست از نظر طب چینی را توضیح دهید؟
این مورد مربوط به ضعف ارگان ریه است که به دلایلی که توضیح داده شده است می توان آن را درمان کرد.
آیا با درمان زیبایی طب چینی نیازی به استفاده از کرمها و سایر موارد است؟
ما به طور دائم در معرض هجوم عاملهای بیماری زا قرار داریم یعنی اولین سد دفاعی بدن پوست است و اولین سد دفاعی هوای بدن ریه است،اولین سد دفاعی غذایی بدن معده و طحال است و اولین سد احساسی بدن از نظر طب چینی کبد است.وقتی که مداوم یکسری پاتوژن ها و عامل های بیماری زا را به بدن مواجحه می شود هر چد بدن قوی هم داشته باشیم خوب مقابله کردن با این عوامل سخت می شود.
مثلا" اگر ما در یک شرایط آب و هوایی خوب زندگثی می کنیم و شرایط استرس کمتری در زندگی داریم طبیعتا" میزان مراقبت که پوست نیاز دارد نسبت به فردی که در شرایط آب و هوایی نامناسب و آلوده زندگی می کند کمتر می باشد و مراقبت بیشتری می خواهد.
می خواهیم این مراقبت در مقابل انرژی شدید یانگ خورشید با کرم ضد آفتاب و کرم پوست بهتر کنید می خواهید از درون بهتر شوید،می خواهید هر دو را را داشته باشید ولی باید که هر جفتتش را داشته باشید و اگ شرایط استرس زیادی داریم و شرایط بدنی ما خیلی شدیثد است این را مداوم و مدام داشته باشیم.
چرب بودن پوست را در طب چینی تعریف کنید؟
عدم رسید مایعات مناسب است به پوست در طب چینی ما اصطلاحی داریم به نام طب چینی که ترکیبی از مایعات غلیظ و مایعات رقیق است که این مایعات پخش کردنش با ارگان ریه است.از نظر طب چینی تبدیل و توزیع مایعات با طحال است وقتی این در ارگان تنظیم نیستند ممکن است مایعات زیادی به پوست برسد و پوست چرب شود و یا مایعات کمتری به پوست برسد و پوست خشک شود.در دو حالت با تنظیم کردن ارگانهای درونی حتی بدون اینکه نیازی باشد روی صورت کار کنیم می توانید این درمان را انجام دهید و رطوبت مناسبی را به پوست برسانیم.
ترکهایی که در اثر لاغر شدن یا بار داری ایجاد می شود را چطور می شود درمان کرد؟
این ترکها در اثر ضعف در طحال و ریه ایجاد می شود و از نظر طب چینی می شود این ها را تا حدی بر طرف کرد که کمتر به چشم بیاید..مثلاه" ترکهای شکم را اگر بکشیم و حدود یک سانتی متر عرض آن باشد بهد از درمان حدود 3 میلیمتر می شود و این کاهش فاصله باعث می شود که فرد حس کند،لمس کند و ببیند که کمتر شده ولی درمان قطعی این ترکها با هیچ روشی به جز جراحی امکان ندارد زیرا کلاژن سازی پوست در این ناحیه از بین رفته و بازسازی نمی شود.
در دوران نوزادی بدن انسان بسیار زیاد به دلیل اینکه با طبیعت و درون بدن هماهنگ است و انرژی بسیاری از نظر انرژی حیاطی طب چینی دارد هر آسیب به بدن را می تواند درمان کند البته مادری که باردارمی شود یا فردی که رژیم می گیرد اگر ارگانهای بدن آنها متعادل باشد این ترکها بوجود نخواهد آمد.وقتی که بدن نتواند این لاغر شدن یا چاق شدن و کشش پوست را تحمل کند دچار ترک می شود.
مطالب بیشتر در مورد ارگانهای بدن از نظر طب چینی:
ارگان ریه از نظر طب چینی و علائم بیماریهای آن
ارگان قلب و محافظ آن پریکارد از نظر طب چینی و علائم بیماریهای آن
ارگان طحال از نظر طب چینی و علائم بیماری آن
ارگان کلیه از نظر طب سنتی چین و مشکلاتی که برای ما پیش می آید
ارگان کبد از نظر طب سنتی چین و اتفاقاتی که با این ارگان پیش می آید
پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱
+ 0:57
+ دریا
+
جمله احمدی نژاد به فارسی چنین بود: «غرب دست از بچه بازی بردارد و با دم شیر بازی نکند.» لوماتن چنین نقل کرد: «احمدی نژاد گفت که غرب دست از لجاجت و تجاوز به کودکان بردارد و با شیرها بازی نکند.»
به گزارش افکارنیوز، روز گذشته احمدینژاد در بخشی از سخنرانی خود در مورد ارتباطات و ماهواره اظهار داشت: «ما باید چهار ماهواره از خودمان به هوا پرتاب کنیم تا هر "ننه قمری" کلید آنرا پایین نیاورد.»
راستی امروز باید رسانههای خارجی چه ترجمهای ارائه میدادند؟ ظریفی میگفت رسانهها نوشتهاند: «احمدینژاد در سخنان خود گفت باید ماهواره مادر (ابرماهواره) یا mother satellite بسازیم و چهار ماهواره خود را روی آن نصب کنیم.» جالبتر این جاست که برخی به بحث بنشینند که ماهواره مادر مانند دیتابیس پرتاب شده و ماهوارههای دیگر را در مدار خود تنظیم میکند؟
البته این موارد مسبوق به سابقه است و گویا برخی سیاستمداران بیمیل نیستند مترجمان غربی را اذیت کنند.
در ادامه مواردی از این دست ارائه میشود:
جمله احمدی نژاد به فارسی چنین بود: «غرب دست از بچه بازی بردارد و با دم شیر بازی نکند.»
لوماتن چنین نقل کرد: «احمدی نژاد گفت که غرب دست از لجاجت و تجاوز به کودکان بردارد و با شیرها بازی نکند.»
نشریه اسپانیایی ال پائیس نیز نوشت: « رئیس جمهور ایران غرب را متهم به کودک آزاری کرد و گفت که شورای امنیت نباید با شیرها بازی کند.»
نشریه لا کرودونیای ایتالیا نیز نوشت: « احمدی نژاد به غربی ها هشدار داد که نباید با لجبازی به کودکان تجاوز کنند و شیرها را بکشند.»
جمله علی لاریجانی: «با نشان دادن "لولو" ی شورای امنیت، مردم ایران رو به قبله نمیشوند.»
ترجمه نیوزویک: «علی لاریجانی گفته است که اگر شورای امنیت مثل موجوداتی که بچه ها را می ترسانند ظاهر شود، مردم ایران به سوی قبله مسلمانان جهان دراز نمی کشند.»
ترجمه نشریه اسپانیایی ال پائیس: «علی لاریجانی گفت که اگر شورای امنیت چیز ترسناکی را هم به ایرانیان نشان دهد، باز هم مردم ایران به سوی عربستان سعودی نمی خوابند.»
ترجمه نشریه فرانسوی اومانیته: «علی لاریجانی گفت که دراز کشیدن ایرانیان به سوی مرکز اعتقادات مسلمانان بستگی به این دارد که آنها از موجودات افسانه ای بترسند، این یک داستان ایرانی است.»
پنجشنبه هفدهم اسفند ۱۳۹۱
+ 0:52
+ دریا
+
روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود. از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟ مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم. حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی. گفت: تمام سعی ام را می کنم...
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشت کار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد. مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آ ورد...
تمام سعی مان را بکنیم، پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست...
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
اُدعُوا اللهَ وَ اَنتم مُوقِنونَ بِالاِجابَهِ وَاعلَموا اَنَّ اللهَ لا یَستَجِیبُ دُعاءَ مِن قَلبِ غافِلٍ لاه؛خدا را بخوانید و به اجابت دعای خود یقین داشته باشید و بدانید که
خداوند دعا را از قلب غافل بی خبر نمی پذیرد
دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:14
+ دریا
+
معجزه قلب"
قلب شما نوعی تلمبه معجزه آساست
که خون را در بدن شما به جریان درمی اورد
و اما چه تلمبه حیرتزایی! قلب در هر تپش تقریبا نصف لیوان خون را در بدن پخش میکند
و در هر دقیقه برابرست با 8 لیتر و یا هشت بطری یک لیتری

و در هر ساعت حدود 500 لیتر یا 500 بطری یک لیتری
و روزانه حدود 10.000 لیتر خون بوسیله این تلمبه درون رگهای شما هدایت میشود.اگر هر وان حمام حدود 200 لیتر باشد حدود 50 وان حمام را در روز پر میکند

و در طول عمر 60 ساله به طور متوسط قلب یک انسان 250.000.000 لیتر خون را تلمبه میکند. اگر هر استخر المپیک حدود 1.500.000 لیتر باشد پس در طول عمر 60 ساله قلب حدود 170 استخر المپیک را با خون پر خواهد کرد

که برابر است با 8500 تانکر تریلر.

اگر تانکر ها در یک ردیف در جاده قرار بگیرند طول آنها به 13 کیلومتر میرسد.
قلب روزانه صدهزار بار برای شما میتپد ،
نه برای دعوا
و درگیری
و استرس
و غم و غصه
و حسادت
و رقابت و دلهره
و نگرانی و همه بدی های دیگر
شاد و آرام و شکر گذار باشیم چون . . .
هنوز برای دل خودش میتپد!
منبع
دوشنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:10
+ دریا
+
شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱
+ 22:15
+ دریا
+
شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۱
+ 22:12
+ دریا
+
ما که این روزا داریم اب معدنی می خوریم
اما باید بهتون بگم توی این استان خشک و کویری هر قطره آب شیرین مثل زاینده رود می تونه طلا باشه
حیفم میاد این آب توی لوله ها و برای شستشو و موارد غیره به کار بره و عوضش زاینده رودم خشک بشه
پس چاره ای نیست ما هم مثل اهوازی ها آب معدنی می خوریم
تو این اوضاع گرونی آب خوردنم قوز بالا قوز
اما باید بهتون عرض کنم به این اصفهونیا بگین انقد خسیس نباشن
نزدیک بود یزد دریا بشه اما چون خطرناکه به داشتن یه رودخونه بزرگم رضایت داریم
به لطف خدا حالا می بینید چند سال دیگه
پارسالم رفتیم دره گاهون کلی صفا با اون آبشار
از آسمونم همچنان داره طلا می باره ....
دیدین چه قد طلا از ترکیه اومد
یه کامیونشم قراره من برنده شم
جمعه یازدهم اسفند ۱۳۹۱
+ 0:26
+ دریا
+
یکی از قدیمیترین عباداتی که در تمامی ادیان گذشته وجود داشته، نماز است. در برخی از روایات به نماز تعدادی از انبیاء الهی از حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه اسلام تا حضرت خاتم صلی الله و علیه و آله و سلم اشاره شده است که برخی از آنها به این شرح است:

1- نماز حضرت آدم (علیه السلام): از صُحُف حضرت ادریس نقل شده که در نخستین روز اقامت حضرت آدم (علیه السلام) و حوا در زمین، خداوند، نماز عصر و مغرب و عشاء را مجموعاً 50 رکعت به حضرت آدم واجب کرد.
2- نماز حضرت شیث (علیه السلام): وقتی حضرت آدم (علیه السلام) فوت کرد حضرت شیث (علیه السلام) او را غسل داد و بر وی نماز خواند.
3- نماز حضرت ادریس (علیه السلام): در روایت امام صادق (علیه السلام) به یکی از یاران خود سفارش میفرمایند: وقتی به مسجد کوفه شرفیاب شدی به مسجد سهله نیز برو در آنجا نماز بخوان و از خدا طلب حاجت کن زیرا مسجد سهله خانهی حضرت ادریس است که در آن خیاطی میکرد و در آن نماز میخواند.
4- نماز حضرت نوح (علیه السلام): کشتی نوح دارای پنجرهها و سوراخهایی بود که از آن نور خورشید به داخل منعکس میشد و از این طریق وقت نماز را تعیین میکردند.
5- نماز حضرت شعیب (علیه السلام): خداوند در سوره هود آیه88 میفرمایند «گفتند ای شعیب آیا نمازت به تو دستور میدهد که ما آنچه را پدرانمان میپرستیدند ترک گوییم و آنچه را میخواهیم، در اموالمان انجام ندهیم؟ که همانا تو مرد بردبار و رشیدی هستی.»
این جمله گفتار مردم مدین در ردّ حجّت شعیب (علیه السلام) است. اهل مدین دعوت شعیب (علیه السلام) را مستند به نماز او کردند، چون در نماز دعوت به معارضهی با آن قوم در بت پرستی و کم فروشی آنهاست و این همان سرّی است که آنها از آن اینگونه تعبیر کردهاند؛ «اَصَلاَتُک تَامُرُکَ اَن نَترُک...» یعنی آیا نمازت، تو را امر کرده که ما بت پرستی را ترک کنیم
6- نماز حضرت الیاس (علیه السلام): روزی حضرت الیاس (علیه السلام) به گریه و زاری درآمد. خداوند به فرشته مرگ فرمود: از الیاس سؤالی کن که سبب گریهات چیست؟ برای دنیا است و یا مرگ؟ حضرت الیاس (علیه السلام) جواب داد نه این است و نه آن است، بلکه گریهی من بخاطر این است که دیگر زنده نخواهم بود تا به ذکر و مناجات خدا پردازم. خداوند به فرشتهاش فرمود: از او دست بردار و روح او را قبض نکن چرا که او زندگی را برای بندگی و ذکر میخواهد.
منبع
سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱
+ 15:32
+ دریا
+
لوبیا سفید از انواع حبوبات مفید و مغذی به شمار رفته و میزان بالای پروتئین و چربی بسیار کم این ماده غذایی از جمله خواص برتر آن محسوب میشود.
این نوع لوبیا منبع غنی از فیبر با کلسترول بسیار پائین بوده و وعده غذایی مناسبی برای بیماران مقاوم به انسولین و افراد مبتلا به قند خون بالا محسوب میشود، تحقیقات نشان میدهد تنظیم قند خون در بیماران مبتلا به دیابت پس از مصرف مواد غذایی حاوی این نوع لوبیا بخوبی انجام میشود.
منیزیم موجود در لوبیا سفید، عامل پیشگیریکننده وقوع حملات قلبی، بهبود عملکرد سیستم گردش خون، افزایش جذب کلسیم و رسیدن اکسیژن کافی به سلولها به شمار میرود.
تنظیم فشار خون و ضربان قلب به دلیل وجود پتاسیم و سدیم موجود در این ماده غذایی و برقراری تعادل این دو عنصر در بدن از دیگر خواص این نوع از لوبیاست.
لوبیا سفید منبع مناسبی از دو ماده معدنی مهم، منگنز و مس به شمار رفته که نقش مهمی در تجزیه رادیکالهای آزاد بدن و پیشگیری از ابتلا به سرطان ایفا میکند.
مس موجود در لوبیا سفید در تولید نوعی آنزیم مؤثر در بازسازی کلاژن و الاستین پوست نقش دارد به همین علت از افتادگی پوست و چین و چروک پیشگیری میکند. این ماده غذایی حاوی مقادیر فراوانی ویتامین B1 بوده و مصرف آن در کاهش خطر احتمال ابتلا به آلزایمر و بیماریهای شناختی، مفید شناخته شده است.
یک فنجان لوبیا سفید حاوی 8/15 گرم پروتئین بوده که 7/32 درصد از پروتئین مورد نیاز روزانه بدن را تأمین میکند. این ماده غذایی همراه با غلات کامل مانند گندم یک منبع مناسب برای تأمین پروتئین مورد نیاز بدن محسوب میشود.
میزان کالری موجود در یک فنجان لوبیا سفید پخته شده، 258 کالری و میزان چربی موجود در آن یک گرم است. این ماده غذایی حاوی مقادیر قابل توجهی (19/0 گرم) تریپتوفان و 254 میکروگرم اسیدفولیک بوده و نقش مهمی در سلامت قلب ایفا میکند.
مصرف یک فنجان لوبیا سفید پخته به همراه دو قاشق غذاخوری روغن زیتون، سیر و سبزیجات وعده غذایی مناسبی برای بیماران قلبی به شمار میآید.
لوبیاسفید، خوراکی محبوب آمریکاییها و انگلیسیهاست! نتایج تحقیقات نشان داده است که مصرف منظم و به اندازه لوبیاسفید میتواند سطح کلسترولخون را پایین بیاورد و یک ماده ضدباکتری مناسب محسوب میشود. بهعلاوه، لوبیاسفید بهترین منبع دریافت اسیدفولیک است و موادمغذی موجود در آن میتوانند رشد سلولهای سرطانی را در بدن به تعویق بیندازند. فراموش نكنید كه لوبیا سفید در مقایسه با سایر لوبیاها بیشترین مقدار سدیم را دارد.
▪ لوبیا سفید کاهش دهنده کلسترول است.
▪ از بروز سردرد پیشگیری می کند.
▪ به گزارش ehow مصرف این لوبیا انرژی زاست.
▪ با ناراحتی های قلبی عروقی مقابله می کند.
▪ در پیشگیری از یبوست موثر است.
▪ به روند نوسازی سلول ها کمک می کند.
▪ کم خونی را برطرف می کند.
▪ میزان قند خون را کاهش می دهد.
▪ کاهش دهنده فشار خون است.
▪ کم چربی و سرشار از منیزیم، فیبر، آهن و فولات است.
▪ میزان آهن این گیاه ۲ برابر آهن موجود در گوشت گاو است.
▪ فولات موجود در آن در کاهش میزان «هوموسیستئین» موثر است.
منبع
سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱
+ 15:30
+ دریا
+

ملا نصرالدین هر روز در بازار گدایی میکرد و مردم با نیرنگی٬ حماقت او را دست میانداختند.
دو سکه به او نشان میدادند که یکی شان طلا بود و یکی از نقره.
اما ملا نصرالدین همیشه سکه ی نقره را انتخاب میکرد.
این داستان در تمام منطقه پخش شد.
هر روز گروهی زن و مرد میآمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملا نصرالدین همیشه سکه ی نقره را انتخاب میکرد.
تا این که مرد مهربانی از راه رسید و از این که ملا نصرالدین را آن طور دست میانداختند٬ ناراحت شد.
در گوشه ی میدان به سراغش رفت و گفت:
هر وقت دو سکه به تو نشان دادند٬ سکه ی طلا را بردار.
این طوری هم پول بیشتری گیرت میآید و هم دیگر دستت نمیاندازند.
ملا نصرالدین پاسخ داد:
ظاهراً حق با شماست٬ اما اگر سکه ی طلا را بردارم٬ دیگر مردم به من پول نمیدهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم.
شما نمیدانید تا حالا با این کلک چقدر پول گیر آوردهام.
شرح حکایت 1 (دیدگاه بازاریابی استراتژیک)
ملا نصرالدین با بهرهگیری از استراتژی ترکیبی بازاریابی، قیمت کم تر و ترویج، کسب و کار «گدایی» خود را رونق میبخشد.
او از یک طرف هزینه ی کمتری به مردم تحمیل میکند و از طرف دیگر مردم را تشویق میکند که به او پول بدهند .
«اگر کاری که می کنی٬ هوشمندانه باشد٬ هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند.»
شرح حکایت 2 (دیدگاه سیستمی اجتماعی)
ملا نصرالدین درک درستی از باورهای اجتماعی مردم داشته است.
او به خوبی می دانست که گداها از نظر مردم آدم های احمقی هستند.
او می دانست که مردم، گدایی، یعنی از دست رنج دیگران نان خوردن را دوست ندارند و تحقیر می کنند.
در واقع ملانصرالدین با تایید باور مردم به شیوه ی خود، فرصت دریافت پول را بدست می آورد.
«اگر بتوانی باورهای مردم را تایید کنی، آن ها احتمالا به تو کمک خواهند کرد. »
شرح حکایت 3 (دیدگاه حکومت ماکیاولی)
ملا نصرالدین درک درستی از نادانی های مردم داشت.
او به خوبی می دانست هنگامی که از دو سکه ی طلا و نقره ی مردم، شما نقره را بر می دارید آن ها احساس می کنند که طلا را به آن ها بخشیده اید!
و مدتی طول خواهد کشید تا بفهمند که سکه ی طلا هم از اول مال خودشان بوده است .
و این زمان به اندازه ی آگاهی و درک مردم می تواند کوتاه شود.
هرچه مردم نا آگاه تر بمانند زمان درک این نکته که ثروت خودشان به خودشان هدیه شده طولانی تر خواهد بود.
در واقع ملانصرالدین با درک میزان جهل مردم به شیوه ی خود، فرصت دریافت پول را بدست می آورد..
«اگر بتوانی ضعف های مردم را بفهمی می توانی سر آن ها کلاه بگذاری ! و آن ها هم مدتی لذت خواهند برد! »
http://khenar20.blogfa.com/
سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱
+ 15:2
+ دریا
+
دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:40
+ دریا
+
دوشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:39
+ دریا
+
امروز خلاصه یزد بارون اومد
یزد و بارون
دو تا چیز متناقض
فرصت کردیم کمی خیس بشیم
یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:27
+ دریا
+
خار خندید و به گل گفت : سلام
و جوابی نشنید

خار رنجید ولی هیچ نگفت
ساعتی چند گذشت
گل چه زیبا شده بود
دستی بی رحمی آمد نزدیک گل
سراسیمه ز وحشت افسرد
لیک آن خار در آن دست خزید
وگل از مرگ رهید
صبح فردا که رسید
خار با شبنمی از خواب پرید
گل صمیمانه به او گفت :" سلام "
یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:25
+ دریا
+
حقیقتش اینه یه زمونی ما دو تا شبکه تلویزیونی بیشتر نداشتیم ولی اونقدر محتوار داشت که ...
حالا ۴۰ تا شبکه داخلی داریم ۱۰۰۰۰ تا هم شبکه خراجی دریغ از ذره ای معرفت!
تازگیا یه تبلیغی پخش میشه درباره ایرانسل و چه می دونم موبایل
راستی چرا تبلیغات تولویزون ایران باید تبلیغ گراهام بل باشه با اون لباسای خارجی
یه حوزه فرهنگی دیگه هم که به شدت در موردش بی توجهی صورت گرفته
و اون غذا هاست
به نظر من انواع غذاهای خارجکی و پیکزا! و فست فود خودش نوعی تهاجم فرهنگی غذایی هست
و البته نگید چرا سرطان معده توی ایران اونقد بالاست
با اینهمه سم که می خوریم ....
یکشنبه ششم اسفند ۱۳۹۱
+ 23:22
+ دریا
+
عشق يگانه واژه اي است كه مي تواند چيزي الهي را توصيف كند. تماس دو عاشق باهم يگانه تجربه اي است كه مي تواند درباره توصيف ناپذير، تعريف ناپذير چيزي بگويد. مي تواند دست كم اشاره اي جزيي به آن بكند و از آن شور و سرمستي كه به هنگام نيست شدن فرد در كل رخ مي دهد شمه اي بگويد. چون حالت دو دلداده است كه در يكديگر نيست مي شوند. هم آغوشي ژرف عاشقانه است. البته، آن بسيار فراتر از اينهاست، بسيار ژرف تر، با كيفيتي متفاوت تر، در سطحي بسيار متفاوت از عشقي انساني است. اما عشق انساني بيش از هرچيز ديگر به آن نزديك است. هيچ چيزي نمي تواند تا اين حد به آن نزديك شود.
شب:
ما ازنور متولد مي شويم، در نور زندگي مي كنيم و در نور مي ميريم. ما از نور ساخته شده ايم. اين يكي از بزرگترين بصيرتهاي عارفان تمام دوران است. امروزه دانشمندان نه فقط مي گويند انسان از نور ساخته شده، بلكه مي گويند همه چيز از نور، الكتريسته و از الكترون ساخته شده است. علم پس از طي راهي بس طولاني به اين حقيقت رسيده است. راه تجربي و بيروني راهي است طولاني. راه دروني راهي است آسان و كوتاه ترين راه ممكن، زيرا تو فقط بايد به درونت گام بگذاري. هيچ چيز ديگر لازم نيست. هيچ آزمايشگاه، ابزار و دستگاه پيشرفته اي لازم نيست مگر بستن چشمان و نگريستن به درون. اين همان مراقبه است: هنر نگريستن به درون. همين كه افكارت ناپديد شوند و ذهنت كاملا ساكت و ساكن شود. نور درون را مي بيني. آن نور بر تو آشكار مي شود. و آنگاه كه تو نور درونت را ببيني، حيران مي شوي. اكنون مي تواني آنرا در ديگران نيز ببيني. كل هستي چيزي نيست مگر درياي نور. هستي ماده نيست، انرژي ناب است.
منبع
جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
+ 10:24
+ دریا
+
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، خیلی از ما، راههای گفتوگوی موفق و تاثیرگذار را نمیدانیم و به همین خاطر گفتوگوهای مان یا به دور باطل میرسد یا به مشاجره یا به دلخوری.

دكتر محسن منصوبیفر، روانشناس و عضو هیات علمی دانشگاه معتقد است همه ما در گفتوگوهایمان با دیگران دچار خطاهایی میشویم كه حتی از نادرستیشان بیخبریم.
او میگوید گویندههای خوب باید در وهله اول، شنوندههای خوبی باشند در حالی كه بیشترمان وقتی طرف مقابل صحبت میكند به جای گوشكردن، مشغول فكركردن به این هستیم كه چگونه پاسخش را بدهیم.در ادامه دكترگفت و گوی روزنامه جام جم با محسن منصوبیفر، روانشناس و استاد دانشگاه را در خصوص ویژگی های گفتوگوی موثر دنبال کنید:
گفتوگوی موثر چه نوع گفتوگویی است؟
در یك گفتوگوی موثر، دو طرف با رعایت احترام به یكدیگر، پیامی را رد و بدل میكنند. یك نكته بسیار مهم در گفتوگوی موثر این است كه هیچ یك از دو طرف نباید فرض «میدانم او میخواهد چه بگوید» را داشته باشند، یعنی در گفتوگوی موفق باید بشدت مراقب باشیم حرفهای طرف مقابل را پیش از گفتن حدس نزنیم.
اشكالی دارد پیشبینی كنیم طرف مقابل چه میخواهد بگوید؟
این كار باعث میشود دیگر به حرفهای او گوش نكنیم و حدسمان را جای گفتههای او بگذاریم، در حالی كه ممكن است تصورمان اشتباه باشد.
هرچه آدمها بیشتر دنبال قضاوت و پیشداوری باشند، كمتر به هم گوش میكنند. در یك گفتوگوی موثر، دو طرف شنوندههای بسیار خوبی هستند یعنی به جای آن كه حرفهای هم را پیشگویی كنند بدقت گوش میكنند تا گفتههای یكدیگر را كلمه به كلمه درك كنند.
در این باره مثال میزنید؟ضربالمثلی است كه میگوید تا طرف «ف» گفت، من رفتم فرحزاد. شما چقدر به این ضربالمثل معتقدید؟خب! این ضربالمثل كنایه از هوشمندی فرد است كه میتواند در لحظه شروع گفتوگو، هدف طرف مقابل را پیشبینی كند و با توجه به گفتههای شما احتمالا چنین رفتاری اشكال دارد. اینطور نیست؟
دقیقا همینطور است. این ضربالمثل یكی از رایجترین اشتباههای شناختی میان ایرانیهاست. چه كسی گفته اگر كسی «ف» گفت منظورش فرحزاد است؟ شاید خواسته است چیز مهمتری بگوید. چرا به طرف مقابل اجازه ندهیم حرفش را تمام كند؟ چرا فكر نمیكنیم گاهی آدمها بویژه زوج، هدفشان از شروع یك مكالمه انتقال احساسات است، اما با قطعكردن حرفشان، این حق را برای بیان حسشان در قالب كلمات، از آنها میگیریم.
منظورم این است كه گاهی اصل پیام، همان حرفزدن است برای ایجاد ارتباطی صمیمی. متاسفانه رایج است گفتوگو گاهی به یك مكانیسم خشك و خالی از عاطفه بدل میشود و به جایی میرسد كه طرف مقابل میگوید «خب حالا میخواهی چه بگویی... آنچه میخواهی آخرش بگویی را همین حالا بگو...» یا «خودم میدانم میخواهی چه بگویی. دیگر ادامه نده!» در حالی كه ما به هر دلیلی اجازه حرفزدن به دیگری ندهیم گفتوگویمان شكستخورده است.
شنونده فعال باید چگونه رفتار كند؟
بسیاری از ما ظاهرا میشنویم، اما در دل به پاسخدادن فكر میكنیم نه به سخنان گوینده. شنونده خوب باید واقعا به گفتوگوی طرف مقابل گوش كند. او باید ژستهای گوشكردن را بلد باشد، مثلا با گوینده تماس چشمی برقرار كند، گاهی سری تكان بدهد كه یعنی گوش میكند و مهمتر از همه این كه حرف طرف مقابل را قطع نكند.
گوینده خوب باید چه اصولی را رعایت كند؟
دانش به كاربردن كلمات را به دست بیاورد، یعنی كلماتی در شأن شنونده پیام پیدا كند. یكی از مهارتهای بزرگ این است كه وقتی با كسی حرف میزنیم و حرف او تمام میشود، یاد بگیریم تا سه توی دلمان بشماریم و بعد شروع كنیم به حرفزدن، این كار باعث میشود به او فرصت دهیم حرفش را تمام كند؛ یعنی كسی را در اضطرار برای آن كه سریعتر حرف بزند نگذاریم.
میخواهم به نكته بسیار ظریف دیگری هم اشاره كنم. از دیدگاه من یك پیامدهنده ایدهآل در گفتوگو، كسی است كه از نظر روانی سالم باشد. برای مثال فرض كنید یكی از دو طرف گفتوگو افسردگی داشته باشد. در این شرایط او كوتاه و سخت حرف میزند. صدایش یكنواخت است؛ یعنی یك فرد افسرده به علت نداشتن سلامت روان، گوینده خوبی نیست و آنقدر بیحال است كه شنونده فعالی هم نمیتواند باشد، چون واكنشی ندارد.
شاید یكی از علل این كه طرف مقابل ممكن است بیحوصله شود و بخواهد برویم سر اصل مطلب یا حرفمان را نیمهكاره قطع كند، این است كه ما در بیان عقایدمان تاثیر گذار نیستیم. چگونه میتوانیم نافذتر صحبت كنیم؟
ما پیش از گفتن باید زمینه شنیدن را فراهم كرده باشیم؛ یعنی هر گفتوگو و هر اثرگذاری نیاز به مقدمهچینی دارد. این مقدمه، یعنی طرف مقابل ما را بشناسد و بداند به آنچه میگوید، معتقد است. اعتقاد كه باشد، حرفمان تاثیرگذار میشود. برای پیامگیرنده اهمیت دارد كه پیامدهنده قابل اعتماد باشد، یعنی به پیام خودش ایمان داشته باشد و این ایمانش را به طرف مقابل هم نشان دهد.
در گفتوگو بخصوص اگر در فضای خانواده باشد، بسیار مهم است كه دو طرف در یك رابطه صمیمی باشند تا گفتوگو وسیلهای برای رشدشان شود. در این رابطه صمیمی میتوان حتی به شكل سازندهای انتقاد كرد بیآنكه گفتوگو به مشاجره و جر و بحث برسد.
خیلی از آدمها، چه در گفتوگو با دوستان، آشنایان، همكاران و چه اعضای خانواده میگویند گفتوگویشان همیشه به دعوا میرسد. از دیدگاه شما علتش چیست؟
اصلیترین علتش عصبانیت ماست. وقتی دو نفر عصبانی هستند، مرتكب خطاهایی میشوند كه اینها گفتوگو را به مشاجره میرساند. خطای اول این است كه در عصبانیت ما نیتخوانی میكنیم؛ یعنی خودمان نیت طرف مقابل را پیش از آنكه منظورش را بیان كند، حدس میزنیم. خطای دوم این است كه لحنمان را كنترل نمیكنیم و با تحكم حرف میزنیم. خطای سوم گوشنكردن و عجله داشتن است.
خطای چهارم این است كه فكر میكنیم چون منظورمان خوب است، پس میشود آن را به هر شكلی بیان كرد و كلمات را گزینش نمیكنیم. خطای پنجم این است كه وقتی خشمگین هستیم، آسیبپذیر میشویم و هر جملهای را توهینی به خود تلقی میكنیم. خطای ششم این است كه نمیتوانیم منظورمان را خوب بیان كنیم و طرف مقابل را دچار سوءتفاهم میكنیم.
به همین علت است در جوامعی كه مردم نمیتوانند منظورشان را خوب توضیح بدهند، درگیریهای فیزیكی بیشتر میشود. خطای هفتم این است كه به حالتهای روانی طرف مقابل اهمیتی نمیدهیم مثلا طرف مقابل بشدت عصبانی است و ما میخواهیم مفهومی پیچیده را به او منتقل كنیم. خطای هشتم این است كه باورداریم «من میدانم، تو نمیدانی».
این پیشفرض باعث میشود به جای آن كه اطلاعات را تبادل كنیم و به شنونده فرصت بدهیم به حرفهایمان فكر كند، تلاش میكنیم به هر قیمتی شده متقاعدش كنیم. در حالی كه گفتوگو، تبادل اطلاعات است و طرف مقابل حق دارد بر اساس اطلاعاتی كه ما به او میدهیم، تصمیمگیری كند.
خطای نهم این است كه برخی از ما وسایلی مانند تلفن یا چت را برای گفتوگوهای مهم انتخاب میكنیم. در حالی كه در گفتوگوهایی از این دست، زبان بدن دیده نمیشود، لحن مشخص نیست و دو طرف ارتباط چشمی با هم ندارند كه همه اینها امتیازهایی منفی است و باعث ناموفقشدن گفتوگو میشود.
بیشتر زنها میگویند همسرانشان اهل گفتوگو نیستند و تمایلی به شنیدن هم ندارند. میپرسند چگونه باید شوهران شان را وادار به گفتوگو كنند.
اگر رابطه زن و شوهر صمیمی باشد، یعنی با هم رفیق باشند هر دو مایلند به هم گوش كنند و با هم حرف بزنند. در رابطه رفاقتی، خبری از دستور، رفاقت، توبیخ، تنبیه و تحقیر نیست. دو طرف باید آنقدر باهوش باشندكه بفهمند هر دو باید درباره دغدغههای مشتركی حرف بزنند؛ یعنی وقتی یكی میخواهد درباره احساسات و عواطفش حرف بزند و دیگری درباره اهداف آیندهشان در زندگی مشتركشان، این دو نفر نمیتوانند گفتوگوی موفقی داشته باشند، مگر دغدغههایشان، هم كاسه شود.
مساله دیگر این است كه زوجها نمیدانند كی و كجا حرفهای مهم را بزنند. پیشنهاد من به عنوان روانشناس این است كه مكان و زمانی مشخص را به گفتوگوهای جدی اختصاص بدهند، برای مثال به همسرمان بگوییم امشب میرویم پارك و با هم مفصل درباره فلان موضوع گپ میزنیم.
از همه مهمتر این است كه گفتوگوی موفق، معلول روابط موفق بین دو انسان است. اگر زوجی گلایه میكنند كه نمیتوانند با هم گفتوگو كنند باید ببینیم كدام بخش از پل ارتباطی آنها فروریخته كه معلول آن، قطع گفتوگوست.
چه هنگام باید به این نتیجه برسیم كه بهتر است دیگر گفتوگو را ادامه ندهیم؟
وقتی بفهمیم شنونده، حالت روانی مساعدی ندارد یا خستهشده است یا خودش اعلام كند مایل نیست به شما گوش كند. این نسخه شاید ساده به نظر برسد؛ اما خیلی از ما حتی وقتی شنونده میگوید مایل نیست بیش از این گوش كند ما به حرفزدن ادامه میدهیم، چون فكر میكنیم نیتمان خیر است، پس حق داریم.
منبع
جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
+ 0:4
+ دریا
+
به گزارش خبرنگار احزاب باشگاه خبرنگاران، خسرو نصيريزاده امروز در نشست خبري با اصحاب رسانه با اعلام كانديداتوري خود در انتخابات رياست جمهوري آتي اظهار داشت: هنگامي كه تصميم گرفتم به صورت مستقل وارد انتخابات شوم با افراد زيادي مشورت كردم.
*هاشمي گفت من شما را از بسياري از كانديداها بالاتر ميبينم
وي ادامه داد: من براي كانديداتوري در انتخابات با بيش از يك هزار نفر از شخصيتهاي بالاي نظام، مسئولين و نخبگان مشورت كردم و همه موافق حضور من بودند؛ به خاطر دارم كه 4 سال پيش با هاشمي نيز صحبت كردم، هاشمي به من گفت كه من جايگاه شما را از بسياري از كانديداها بالاتر ميبينم و حتما موافقم كه شما بياييد.
دبير كل مجمع متخصصين ايران تصريح كرد: من به صورت مستقل و از جبهه سوم كه متخصصين هستند در عرصه حضور مييابم؛ گفتمان ما گفتمان توسعهمداري مبتني بر پيشرفت و عدالت است.
وي با اشاره به اينكه در اين گفتمان اصلاحات بهانهاي براي بيتوجهي به اصول نظام نيست، افزود: در دولت پيشنهادي من، تمامي جناحهاي سياسي و احزاب حضور دارند و معتقدم كه بايد طرح تشكيل دولت فرا حزبي و توسعه مدار مبتني بر اجماع ملي شكل بگيرد.
*در آستانه تجزيه نيستيم تا دولت وحدت ملي را مطرح كنيم
نصيريزاده ادامه داد: كشور ما در آستانه تجزيه نيست كه بخواهيم دولت وحدت ملي را مطرح كنيم بلكه بايد دولت اجماع ملي شكل بگيرد.
دبير كل مجمع متخصصين ايران با تاكيد بر مشاركت تمامي نيروهاي نظام براي ساختن كشور اظهار داشت: يكي از مهمترين كارهاي ما در دولت آينده، تلاش براي رفع تحريمها است البته كشور ما به استقبال تحريم نرفته است و امروز نيز آمريكاييها به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد خودشان تلاش كنند تا مسئله ايران حل شود.
وي با بيان اينكه ذخاير نفتي عربستان طي 50 سال آينده به پايان ميرسد، تصريح كرد: آمريكا به دنبال بازسازي نقش خود در منطقه است و قصد دارد نفت ايران را جايگزين عربستان كند.
وي درباره مذاكره با آمريكا اظهار داشت: آمريكا بايد از روحيه متخاصم بودن خود دست بردارد و مانع از توسعه ملي ايران نشود البته نظام نيز اگر آمريكا از تخاصم بيرون بيايد درباره ايجاد روابط مشكلي ندارد.
وي افزود: كارآفريني، آزادي مطبوعات، افزايش حقوق سياسي بانوان، تشكيل سازمانهاي منطقهاي و فرامنطقهاي در دستور كار دولت من قرار خواهد گرفت و هر دولت جديدي كه روي كار ميآيد برنامههاي دولت قبلي را ادامه دهد و مديران قبلي را اخراج نكند.
نصيريزاده ادامه داد: با بكارگيري سياستهاي افراطي در مقابل غرب مخالفم و معتقدم که بايد معترضين نيز در دولتم جايگاهي داشته باشند؛ در کنار رايزنيهاي وزارت امور خارجه بايد بخشهاي غير دولتي نيز وارد مذاکرات خارجي شوند تا به سمت تعامل حرکت کنيم.
دبير کل مجمع متخصصين ايران ادامه داد: من به توسعه سياسي کشور و آزادي احزاب معتقد هستم، بايد اقتصاد ما به سمت مردم سالاري پيش برود و با كوچك سازي دولت موافق هستم.
وي در ادامه با بيان اين که فقط با شعار دادن اين که بگوييم دولت طرفدار ولايت فقيه است مخالفم و بايد در عمل اعتقاد به ولايت فقيه را نشان دهيم، افزود: به جز دو اصل ولايت فقيه و اتكا قوانين به اسلامي با بازنگري در ساير مواد قانون اساسي در صورت لزوم را بلا مانع ميبينم.
نصيريزاده تصريح كرد: بايد در موارد حساس از رفراندوم استفاده كنيم، من حقوق قوميتها را محترم ميشمارم و تلاش ميكنم تا بخش خصوص بزرگي در داخل كشور ايجاد شود.
وي افزود: با پرداخت يارانهها و افزايش چند برابري آن موافقم البته بايد كار آفريني كنيم و تورم نيز يك رقمي شود.
اين كانديداي انتخابات آتي، نظر خود را درباره بكارگيري ماهواره اعلام كرد و اظهار داشت: براساس استفساريه مقام معظم رهبري، استفاده حرام از ماهواره حرام است و استفاده حلال از آن حلال است و بايد فرهنگسازي كنيم تا مردم نيز به اين سمت پيش بروند.
*اگر يك نفر در كشور پيدا شد كه كار نداشته باشد دسته جمعي استعفا ميدهيم
دبيركل مجمع محققين با اشاره به اينكه بعد از تشكيل دولت خود براي همه افراد شناسنامه كار ايجاد ميكنم، ادامه داد: بعد از 18 ماه از آغاز دولتم، اگر فردي در كشور پيدا شد كه بگويد كار ندارم من و كابينهام دسته جمعي استعفا ميدهيم.
*پيروز انتخابات هستم
نصيريزاده ضمن اعلام پيروزي پيش از موعد خود در انتخابات تصريح كرد: هيچ مانعي براي پيروزيم در انتخابات نميبينم و تنها رقيب من هواي نفسم است كه اگر بر آن غلبه كنم در انتخابات پيروز ميشوم.
وي در ادامه خبر از آغاز سفرهاي استاني و انتخاباتي خود داد و اظهار داشت: سفرهاي خارجي انتخاباتي نيز در دستور كا من قرار دارد و در آغاز به مالزي و آلمان سفر ميكنم.
دبيركل مجمع محققين در پاسخ به سوال درباره چگونگي حل مساله انرژي هستهاي گفت: بحث غرب در مساله انرژي هستهاي ساقط كردن جمهوري اسلامي است و در دولت من مساله تحريم ها حل ميشود.
*6 ماه تحريمها را برميدارم
وي ضمن مطرح كردن اين ادعا كه ظرف يك ساعت مسائا چندين ساله ايران با آمريكا را حل ميكند، ادامه داد: با تواني كه در خودم سراغ
دارم در مدت كمتر از 6 ماه كل تحريمها را برميدارم.
دبيركل مجمع محققين با بيان اينكه در صورت پيروزي در انتخابات شبكههاي خصوصي در صداوسيما ايجاد ميكند، تصريح كرد: رئيسجمهور براساس قانون ميتواند پيشنهادات خود را به مجلس اعلام كند.
نصيريزاده در پاسخ به انتقاد برخي خبرنگاران مبني بر اينكه افراد توانمندتري از وي نيز در انتخابات حضور دارد، اظهار داشت: در طول تاريخ هنگامي كه پيامبر وارد عرصه شد، سابقهاش از ابوسفيان كمتر بود اما داراي توانمندي قوي فكري داشت و دولت تشكيل داد.
وي ادامه داد: با سفرهاي استاني به حجم كنوني مخالفم و نبايد دائما وزرا را به اين شهر و آن شهر بكشانيم، بايد تعداد جلسات هيات دولت كمتر شود در آمريكا هر دو ماه يكبار دولت جلسه تشكيل ميدهد.
*رئيسجمهور بايد كارهاي خود را كم كند و سفر خارجي برود
دبيركل مجمع محققين با بيان اينكه بايد رئيسجمهور وقت خود را براي سفرهاي خارجي و مذاكرات مختلف تنظيم كند و در هيان وزيران نيز نقش نظارتي داشته باشد، درباره راه حل برداشتن تحريمها در مدت شش ماه گفت: در يك جلسه مذاكره و با فرمول مشاركتي مساله تحريمها را حل ميكنم.
وي درباره رقباي انتخاباتي خود ادامه داد: كانديداي نهايي اصولگرايان، اصلاحطلبان و كانديداي دولت را رقباي خود ميدانم و معتقدم كه اين سه ضلع و من چهار ضلعي رقابت در انتخابات آتي را تشكيل ميدهيم.
*گلايه آمريكا از مردم ايران چيست؟
نصيريزاده با بيان اينكه آمريكا نيز از ما گلايههايي دارد، گفت: گروگانگيري، مسائل سوريه و لبنان گلايه آمريكاييها از ما است و آنان از حضور ايران در بخشهاي از خاورميانه نيز گلهمند هستند.
وي تاكيد كرد: حمايت از مردم فلسطين و مقاومت لبنان نيز در دولت من پيگيري ميشود.
دبيركل مجمع محققين در پاسخ به سوالي درباره اينكه در صورت پيروزي در انتخابات درباره انتخاباب كدام وزراي خود با مقام معظم رهبري مشورت ميكند، تصريح كرد: من درباره انتخاباب تمامي وزرايم با ايشان مشور ميكنم و درباره مسائل مختلف نيز با رهبري صحبت ميكنم و از نظر شرعي نيز در صورت ايجاد اختلافنظر از ايشان پيروي ميكنم.
*مراجع تقليد فتوا بدهند تا دختران و پسران با هم دوست شرعي باشند
وي در پاسخ به سوالي درباره تفكيك جنسيتي در دانشگاهها اظهار داشت: من با تفكيك جنسيتي مخالفم و آن را مخالف اسلام ميدانم و و امام خميني(ره) نيز با آن مخالف بودند؛ معتقدم كه بايد دختران و پسران بتوانند آزادنه روابط مشروع داشته باشند و مراجع تقليد نيز فتوا بدهند تا آنان با هم دوست شرعي باشند تا در نهايت ازدواج كنند.
نصيريزاده تصريح كرد: براي من جاي تاسف دارد كه هنگامي كه دختر و پسري در خيابان راه ميروند و نيروي انتظامي از آنان سوال ميكند كه شما با هم چه نسبتي داريد؟ اين مساله به نيروي انتظامي هيچ ربطي ندارد.
*نظر مراجع براي مقلدان خودشان است
دبيركل مجمع محققين در پاسخ به سوالي درباره ارتباط با مراجع عظام تقليد گفت: نظر مراجع براي مقلدان خودشان است و من مقلد امام و رهبري هستم.
وي ادامه داد: پيشنهادات مراجع در كميسيونهاي دولتم بررسي ميشود و نظر آنان در صورتي كه با نظر ولايت فقيه در تضاد نباشد، قابل اجرا است.
نصيريزاده در ادامه تاكيد كرد: به دنبال استقلال مركز آمار هستم و وزير اطلاعات را از دولت منفك ميكنم و جزو اختيارات رهبري قرار ميدهم چرا كه بهتر است فقط يك نفر در كشور از لحاظ امنيتي پاسخگو باشند.
دبيركل مجمع محققين درباره افزايش حقوق سياسي زنان گفت: بايد حقوق سياسي زنان افزايش يابد و بتوانيم از ميان آنان استاندار انتخاب كنيم البته من قول اينكه معاون اولم را از ميان بانوان انتخاب كنم، نميدهم.
نصيريزاده در پاسخ به اينكه آيا مسكن مهر را اجرايي ميكند يا خير؟ تصريح كرد: تمامي طرحهاي مثبت دولت احمدينژاد را ادامه ميدهم
جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
+ 0:1
+ دریا
+
به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، آرام مثل یك نهر، پرخروش مثل مشتی برف كه از بالای كوه قل میخورد و هری میریزد، منحصر به فرد مثل یك دانه درشت الماس، مهربان و گرم مثل تلالو صبحگاهی آفتاب، راستگو مثل آیینه و صمیمی مثل یك رفیق گرمابه و گلستان.

اینها پشت هراس ایستادهاند، دورتر از دودلی، آن سوی چشم و همچشمی، با مهریهای بیمانند. فاطمه نورعلیان و رضا محمدعلینژاد به باورهای غلط اجتماع پوزخند زدهاند.در ادامه گفتگوی جالب روزنامه جام جم با این زوج خوشبخت را می خوانید:
می دانم شما یك سال از همسرتان بزرگتر هستید. بیایید از همین اختلاف سن شروع كنیم. آیا این مساله برایتان مشكل ایجاد نكرده است؟
فاطمه: روز اولی كه من رضا را دیدم طرز رفتار و برخوردش اصلا نشان نمیداد از من كوچكتر است، برای همین با اطمینان میگویم جایی كه رفتار و منش بزرگ باشد سن اهمیت ندارد.
رضا: این اختلاف سن به هیچ وجه مانع خوشبختی ما نیست.
شما قبل از ازدواج با هم همكار بودید؟
رضا:من در یك شركت داروسازی كار میكنم كه همسرم پیش از من در آنجا مشغول به كار بود. آن زمان من راهنمای تور بودم و این شركت داروسازی برای كاركنانش یك تور تدارك دیده بود. ما در این سفر با هم آشنا شدیم و من از طریق یكی از دوستانم خواستم یك جلسه آشنایی برای ما بگذارد و یك هفته نگذشت كه قرار شد كار به خانوادهها بكشد.
وقتی ما با هم آشنا شدیم، دیدیم از نظر باورها، خواستهها و آرزوها بخصوص از بابت نگاه مهریه، شباهت زیادی به هم داریم و همین مساله باعث شد تصمیم بگیریم خیلی زود با هم ازدواج كنیم.
شما میگویید دید خاصی نسبت به ازدواج داشتید. این دید را برای ما توضیح میدهید؟
رضا: آن زمان كه با هم آشنا میشدیم به فاطمه گفتم من اعتقادی به جهیزیه ندارم، چون دوست دارم هر وسیلهای كه در خانهمان وجود دارد به سلیقه خودم و همسرم باشد. همین طور گفتم مهریه درست است كه هدیه مرد به زن است اما من باید توان پرداختش را داشته باشم كه فاطمه هم با نظر من كاملا موافق بود.
البته ابتدا نظر خانوادهها با ما یكی نبود برای همین دو سال طول كشید تا توانستیم زندگیمان را آن طور كه دوست داریم تشكیل دهیم و به خانوادههایمان ثابت كنیم اگر میگوییم مراسم عروسی نمیخواهیم یا اعتقادی به مهریه نداریم از روی پختگی است.
فاطمه: بار اول كه با رضا صحبت كردم، او گفت من به مهریه اعتقادی ندارم، اما دوست دارم از طرف خودم یك هدیه به تو بدهم. هدیه رضا به من هفت بار فتح قله دماوند بود. او از من خواست علاوه بر این هدیه هر چیزی كه خودم دلم میخواهد هم به عنوان مهریه در نظر بگیرم.
قشنگی موضوع از همین جا برایم شروع شد، چون دیدم رضا آدمی نیست كه بخواهد از این ماجراها سوءاستفاده كند بلكه برعكس این موضوع را خیلی زیبا بیان كرد و همه گفتههایش با باورهای من همخوانی داشت.
من همیشه خجالت میكشیدم از اینكه میدیدم در جلسات خواستگاری بر سر مهریه بحث میشود چون از نگاه من تعیین مهریه به شكل امروزی و چانه زدن بر سر آن بیشتر شبیه خرید و فروش است.
برای همین وقتی رضا را دیدم كه مثل من فكر میكند، فهمیدم ما میتوانیم به سبك خودمان زندگی كنیم. البته ما سختیهای زیادی كشیدیم و پدر و مادرهایمان مخالفتهای زیادی كردند، اما بعد از دو سال بالاخره توانستیم آن طور كه میپسندیم ازدواج كنیم.
علت مخالفت پدر و مادرتان چه بود؟
فاطمه: پدر و مادر دخترها همیشه به مهریه به چشم یك پشتیبان مالی نگاه میكنند و میگویند روزی كه ما نباشیم این پول میتواند حامی خوبی باشد، اما من باور دارم اگر روزی نیازی به پشتیبانی داشته باشم هیچ كس بهتر از خودم نمیتواند كمكم كند.
من اگر روزی در زندگی مشتركم به مشكل برخورد كنم هیچ وقت از رضا پولی طلب نمیكنم چون میان ما هیچ بده بستانی وجود نداشته و از روز اول، زندگیمان را به صورت مساوی شروع كردهایم و جلو آمدهایم. رضا هم همین وضع را دارد چون او هم نمیتواند چیزی از من بخواهد چون ما دوشادوش هم حركت كردهایم و تا اینجا رسیدهایم.
دیدگاه جالبی است.
فاطمه: بله و كاملا منحصر به خودم.
شما چه ویژگی در همسرتان دیدید كه مجذوب او شدید، منظورم كشش در اولین نگاه است؟
رضا:به نظرم همانی كه میگویند انرژی آدمهاست. در جمعی كه آن روز نخستین دیدار ما شكل گرفت انرژی فاطمه واقعا من را گرفت. هیچ كدام از دوستان من تصور نمیكردند من یك روز ازدواج كنم، چون من همیشه در گشت و گذار بودم، اما آن روز من آدمی را كه همیشه در نظر داشتم پیدا كردم و وقتی بیشتر با او آشنا شدم دیدم اشتباه نكردهام.
ما از خیلی جهات به هم شباهت داریم. الان هم در زندگی مشترك وقتی اختلاف نظری با هم پیدا میكنیم فقط به خاطر دوستیای كه میان ماست میگوییم اشكال ندارد، بالاخره كنار هر گلی خاری هم هست.
تطابق انرژی بعضی آدمها را با هم من كاملا تائید میكنم. حالا اگر با همسرتان آشنا میشدید و میدیدید او آن كسی نیست كه شما تصور میكنید، او را رها میكردید؟
رضا:یكبار این اتفاق افتاد. دو سال پیش، یك هفته قبل از اینكه عقد كنیم من همه چیز را به هم زدم. آن موقع به علت فشار اطرافیان، مهریه فاطمه 238 سكه و چیزهای دیگر بود اما من سرانجام به این نتیجه رسیدم كه این، آن چیزی نیست كه من میخواهم و این مهریه و این زندگی كه به خاطر حرف مردم شكل گرفته با باورهای ما همخوانی ندارد.
البته فاطمه اول ناراحت شد، اما بعد خودش هم قبول كرد كه ما از آن چیزی كه میخواستیم فاصله گرفتهایم. من حالا خیلی خوشحالم، بارها گفتهام حتی اگر با هم ازدواج هم نمیكردیم باز خوشحال بودم، چون در حالی كه اسیر تفكرات این جامعه شدهایم، زیر یك سقف نمیرفتیم.
شما چه ویژگی در همسرتان دیدید كه جذب او شدید؟
فاطمه: رضا ارزش جنگیدن را داشت. همسرم شخصیتی مستقل دارد، آزاداندیش است و همیشه برای من برجسته است. من خیلی چیزها از او یاد گرفتهام.
گفتید برای ازدواج با هم آن هم به سبكی كه خودتان میپسندید، سختیهای زیادی را تحمل كردید. در نهایت چه اتفاقی افتاد كه پیروز شدید؟
رضا:ما بعد از دو سال از اینكه دور از هم زندگی میكردیم، خسته شده بودیم. آن موقع هر كدام از ما 13 میلیون تومان پول نقد داشت و دیدیم كه با این پول میتوانیم یك خانه اجاره كنیم و وسایل مورد نیاز را بخریم. آن روز من به این باور رسیده بودم كه میتوانم فاطمه را خوشبخت كنم و چون اوضاع مالیام هم بهتر از قبل شده بود و دیگر به كمك كسی نیاز نداشتم، پا پیش گذاشتم.
وقتی هم خانوادههایمان جدیت و اصرار ما برای ازدواج به سبك خودمان را دیدند، از مخالفتها كم كردند و در نهایت ما زندگیمان را شروع كردیم. حالا هم خانهای كه خودمان به كمك هم درست كردهایم بهترین چیزی است كه در این دنیا داریم، چون تك تك وسایل آن را كه به سلیقه خودمان خریدهایم برایمان خاطره است.
شب بلهبرون خانه شما چه خبر بود؛ قبل از اینكه آقای داماد و خانواده بیایند؟
فاطمه: واقعیت این است كه بیشتر بحثها بر سر مهریه بود، چون میخواستیم حرفهایمان را با هم یكی كنیم تا وقتی خانواده داماد آمدند حرفمان دوتا نباشد. البته نمیتوانم كتمان كنم كه به دلیل نداشتن مهریه و اینكه قرار نبود مراسم عروسی بگیریم، خانوادهام ناراحت بودند اما من آن شب خوشحالی را در چشمهای پدر و مادرم میدیدم. چون آنها میدانستند دخترشان قرار است با كسی ازدواج كند كه دوستش دارد.
شما گفتید مستاجرید. چطور میشود كسی در خانه اجارهای كه همیشه بیم افزایش كرایه یا تمدید نشدن اجارهنامه را دارد، این همه احساس خوشبختی كند؟
رضا: ماجرای ما مصداق همان ضربالمثلی است كه میگوید كسی كه چیزی را سخت به دست بیاورد راحت از دست نمیدهد. به نظرم زندگیهایی كه به مشكل میخورد و كار زوجها به طلاق میرسد بخشی از مشكلشان این است كه همه چیز را راحت به دست آوردهاند و برای حفظ داشتههایشان تلاش نمیكنند.
پدر من برای مراسم ازدواجم 20 میلیون تومان كنار گذاشته بود و اصرار داشت وظیفهاش است این مراسم را برگزار كند، اما من دلیلی نمیدیدم بار زندگیام را روی دوش پدرم یا هر فرد دیگری بیندازم. الان در خانه ما هیچ وسیلهای معلوم نیست مال كدام یك از ماست، چون ما هر چه پول داشتهایم وسط گذاشتهایم و هر دو از آنها استفاده میكنیم و از این بابت حس خوبی داریم و به ما خوش میگذرد.
شما تا به حال شنیدید كسی به علت این سبك زندگی، پشت سرتان حرف بزند؟
فاطمه : چون ما مراسم عروسی نگرفتیم بعضی از فامیل مكدر شدند اما آنقدر ما مصر بودیم و از این بابت روزگار خوشی داشتیم كه حرف دیگران برایمان در مرحله آخر اهمیت قرار داشت، اما بعد از ازدواج خیلیها - چه آنها كه زندگی ما را از نزدیك دیدند و چه آنها كه شنیدند - ما را تحسین كردند. ما روز ازدواجمان یك جشن كوچك گرفتیم و مهمانهای ما 40 نفر از دوستانمان بودند. در آن جشن هم زوجهای جوانی بودند كه با اینكه وضع مالی خوبی داشتند اما تصمیم گرفتند به شیوه ما ازدواج كنند.
شما لباس عروس هم پوشیدید؟
فاطمه: بله. یكی از آرزوهای من این بود كه لباس عروس بپوشم و رضا هم لباس دامادی و با هم عكس بگیریم.
در فرهنگ ما دادن نفقه وظیفه مرد است. آیا تا به حال شده شما ته دلتان بگویید درست است زندگی عاشقانه دارم اما پولم چه، آیندهام چه میشود، من كه نباید خرج شوهرم را بدهم؟
فاطمه: نه، هیچ وقت. گاهی كه خودم را با دخترهای دیگر مقایسه میكنم خودم تعجب میكنم و میگویم نكند من مشكلی دارم، چرا فكرم با بقیه فرق دارد. من هیچ چیز را نمیگویم مال من بلكه میگویم مال ما. دوستانم میگویند وقتی ما زندگی تو را میبینیم دوست داریم به این سبك زندگی كنیم، اما میترسیم این طور باشیم.
نظرتان درباره مهریههای چند هزار سكهای و چند ده شمش طلا چیست؟
فاطمه: این آدمها انگار میخواهند قیمت خودشان را بالا ببرند یا شاید بگویند ما مهمتریم. ما وقتی در دفترخانه عقد میكردیم مسائلی پیش آمد كه رضا گفت دوست داری مهریهات 1364 سكه باشد؟ كه من قبول نكردم چون خواسته من این چیزها نبود.
رضا: ما توافقمان این بود كه مهریه فاطمه، هفت بار فتح قله دماوند باشد و اینكه اگر روزی خدای ناكرده از هم جدا شدیم اموالمان به طور مساوی میان ما تقسیم شود، اما محضردار با لحن بدی گفت كه این مهریه یعنی چه؟ این مهریه كه جنبه مالی ندارد و من آن را ثبت نمیكنم. بعد من گفتم پس اینها را اضافه كنید: كلیات سعدی، دیوان حافظ، رباعیات خیام و همه كتابهای شعر زبان فارسی.
اما باز هم او گفت این هم به درد نمیخورد و چرا پدر عروس حرفی نمیزند. پدر فاطمه هم - كه من همیشه از او متشكرم - گفت هر دو اینها بالغاند و خودشان این تصمیم را گرفتهاند. پدر من هم این را تكرار كرد، اما با این حال محضردار باز هم اعتراض كرد كه من گفتم حالا كه شما تاكید دارید مهریه حتما باید پول باشد من الان 13 میلیون تومان پول نقد دارم و حاضرم همین الان آن را به فاطمه بدهم. اما محضردار دوباره گفت این مهریه عرف نیست.
من گفتم اگر میخواهید عرف باشد، ببینید عروس و داماد قبلی چه مهریهای تعیین كردند و عین همان را هم برای ما بنویسید. ولی در نهایت ما پیروز شدیم و مهریه هفت بار فتح قله دماوند و تمام دیوان اشعار شعرای ایران را ثبت كردیم. اینكه میگویند ازدواج سخت است برای همین چیزهاست.
جامعه و بایدها و نبایدهای فرهنگی روی آدمها فشار میآورد، اما این ما هستیم كه میتوانیم اثر جامعه را محو كنیم. جالب است بدانید یكی از اقوام ما به دلیل اینكه ما عروسی نگرفتهایم با ما قهر است، چند سال است از بابت مراسم عروسی پسرش به مادر من بدهكار است. این آدمها، هم به خودشان و هم به زندگی فشار میآورند.
پیش درد دل بسیاری از مردم ما كه بنشینی، بیپولی و مشكلات اقتصادی را عامل بیمحبت بودن نسبت به هم میدانند. شما به بیپولی و مشكل اقتصادی چطور نگاه میكنید؟
فاطمه: روزهایی بود كه ما پول در جیبمان نبود و نمیتوانستیم یك خوراكی كوچك هم بخریم اما به ما خوش میگذشت. آن چیزی كه در ذهن من است از جنس پول نیست. من بارها به رضا گفتهام اگر روزی فقط احساس كنم دیگر دوستم نداری خیلی راحت از زندگیات بیرون میروم، اما هرگز نگفتهام اگر پول به خانه نیاوری و من گرسنه بمانم تو را ترك میكنم.
شما آن بخش از مهریه خانم را كه هفت بار فتح قله دماوند است، دادید؟
رضا:هنوز نه، اما حتما میدهم. علت اینكه این مهریه را خودم پیشنهاد كردم دو علت دارد. این كه یك دوستی داشتم كه مهریه همسرش را فتح هفت قله بالای 7000 متر تعیین كرده بود و دوم این كه من یك بار قله دماوند را فتح كردهام و میدانم كه یكی از سختترین كارهای دنیاست.
وقتی بالای قله میایستی حس دیگری به دنیا داری و آن موقع است تمام غبارهایی كه ما را از اصل زندگی دور میكند، آنجا همه پاك میشود. آن بالا خدا خیلی نزدیك است و آدم خدایی فكر میكند و من هفت بار فتح این قله را تعهد كردهام، چون میدانم تمام زشتیها از من دور میشود و میتوانم خیلی عاقلانه تصمیم بگیرم.
لطفا به این سوالم خیلی كوتاه پاسخ بدهید. زندگی عاشقانه چه طعمی دارد؟
رضا:طعم طالبی، میوه مورد علاقه من.
فاطمه نورعلیان : مزه توت فرنگی.
و تعریف شما از خوشبختی؟
رضا:یعنی هرجا كه هستی، مستاجری، نداری، اما آرامش داری و سوهان روح نداری.
فاطمه: داشتن آرامش و چشیدن شیرینی تك تك لحظهها حتی وقتی سختی هم وجود دارد.
منبع
جمعه چهارم اسفند ۱۳۹۱
+ 0:0
+ دریا
+