|
باران و دریا
|

مرد یعنی اونایی که شهامت دارن زنگ بزنن و حال یکیو بپرسن
احیانا یه دسته گلم واسش بفرستن!
دسته گلشم باید اینجوری باشه!

دکتر شهربانو قهاری
کودک درون، کودک خردسالی است که در درون همه ماست. این کودک "خود" خود ماست که به ما انرژی می دهد، شور و سرزندگی ما به او مرتبط است، احساسات ما به او گره خورده است، و تخیل، خلاقیت، شهود و غرایز ما در پیوند با اوست.
این کوچولوی درون وقتی مورد بی توجهی قرار می گیرد و صدمه می بیند خود را در لایه ای می پوشاند و از دید دیگران مخفی می سازد، وقتی او را (احساسات خود) انکار می کنید، در جایی، در عمیق ترین سطح روان پنهان می شود و با این کار، شما مشکلات جسمانی و روان پزشکی از جمله افسردگی و اضطراب را تجربه خواهید کرد. زندگی یکنواخت و کسل کننده، روحیه غمگین و خلق پایین همگی از غیبت این دوست درون تان حکایت دارند.
اگر به او بی محلی کنید او هم بی توجهی شما را با لجبازی و بیماری پاسخ می دهد اما اگر به او توجه کنید و با او مهربان باشید، می داند چگونه شما را سرگرم کند، از زندگی لذت ببرید، از تخیل خود بهره مند شوید، خلاقیت به خرج دهید و از شهود و خرد ناب بهره گیرید. با توجه و مراقبت از او، یک دوست واقعی و خالص خواهید داشت او می تواند در کنارتان قرار گیرد، خشکی و جدیت بیش از اندازه را از شما بگیرد و شما را لطیف تر کند و به شما کمک کند تا بر ترس هایتان غلبه کنید. انعطاف پذیر شوید، تغییرات لازم را در خودتان به وجود آورید و امکان رشد شخصی خودتان را فراهم آورید.
در این کتاب تکنیک های ساده ای پیشنهاد شده است که به کمک آن می توانید به فرایند رهاسازی و شفای کودک درون تان کمک کنید.
* وقتی دلتان گرفت، گریه کنید، هرگز جلوی خودتان را نگیرید. گریستن نشانه انسان بودن شماست. به علاوه کودک درون تان نیز آرام خواهد شد.
* دفترچه یادداشت شخصی داشته باشید و احساسات خود را یادداشت کنید و هر چند وقت یک بار به آن سر بزنید. به این ترتیب شما با کودک درون تان ملاقات کرده اید.
* همراه با موسیقی سالم حرکات منظم و شاد انجام دهید. حرکات بدنی کودک درون تان را به وجد می آورد و به این ترتیب شما برای بقیه روز سوخت روانی کافی خواهید داشت.
* وقت خود را با کسانی بگذرانید که به آنها علاقه مندید و از بودن با آنها لذت می برید. به این ترتیب کودک درون تان احساس امنیت و آرامش بیشتری خواهد کرد.
* اتاق تان را آن طور که دلتان می خواهد تزیین کنید. حتی اگر برای دیگران خنده دار به نظر می رسد، چندان مهم نیست. پرده ها، رنگ دیوار و اشیا و لوازم، تابلوها و روتختی را با سلیقه خودتان انتخاب کنید.
* گاهی اوقات زیر نور شمع شام بخورید و اگر موسیقی ملایمی نیز پخش شود فضا رویایی تر خواهد شد. به این ترتیب کودک درون تان بیشتر لذت خواهد برد.
* زیر باران قدم بزنید و چتر را فراموش کنید، بگذارید خیس شوید و به یاد سال های خردسالی به کودک درون تان نشان دهید که برای او اهمیت قائل هستید.
* به حس ششم و شهود خود احترام بگذارید. برای مثال اگر ته دلتان به انجام کاری راضی نیستید آن را انجام ندهید و یا در تصمیم گیری ها به ته قلبتان هم نگاهی بیندازید. کودک درون تان آنجا نشسته است.
* وقتی نقاشی می کشید، از تخیل خود کمک بگیرید و طرح های تخیلی بکشید و آنها را با رنگ های دلخواه خود رنگ نمایید. مطمئنا کودک درون تان در انتخاب رنگ ها به شما کمک خواهد کرد.
* به تماشای طلوع و غروب بنشینید و با خود بگویید: این ممکن است آخرین طلوع یا غروب خورشید باشد که به نظاره نشسته ام و این تجربه ای "ناب" برای کودک درون تان خواهد بود.
* آراسته باشید و آرایشی که دلتان می خواهد داشته باشید. اگر به ته دلتان رجوع کنید او به شما خواهد گفت که چه سبک آرایشی را می پسندد.
* از انتقاد نسبت به خود دست بردارید. در چنین لحظاتی کمی درنگ کنید. شما در حال شلاق زدن به کودک درون تان هستید، شلاق را دور بیندازید و با او مهربان باشید.
* وقتی زیر فشار هستید و استرس دارید به کتاب های داستان کودکان پناه ببرید. این کار لذت بخش "کودک درون تان" را آرام خواهد ساخت.
* از تفریح های گذری و کوتاه غافل نشوید. مانند تاب خوردن در یک پارک و یا خوردن یک فنجان چای داغ در زمستان آن هم وقتی هوس نوشیدن آن را می کنید. این کار یعنی پاسخ دادن به ندای کودک درون تان.
* هیچ چیز مانند اسب سواری و دوچرخه رانی کودک درون تان را به وجد نمی آورد، امتحان کنید.
* دردهای جسمانی فریاد خفه شده کودک درون شماست. پس علاوه بر درمان های جسمانی برای رابطه خود با وی فکری بکنید.
* وقتی تنها هستید می توانید دور و برتان را به هم بریزید و از شلوغی و ریخت و پاش لذت ببرید. به این ترتیب کودک درون تان نیز نفس راحتی می کشد.
* یک جعبه یا کشوی مخصوص داشته باشید و تمام هدایا و یا کارت تبریک هایی که از دیگران گرفته اید را در آن نگهداری کنید. این جعبه محتوی "عشق" است. عشق دیگران نسبت به کودک درون شما، و شما لایق آن هستید.
* در منزل عود بسوزانید و یا از عطرهای خوشبو استفاده کنید. این کار شمار با به وجد می آورد و نشاط را به شما باز میگرداند. در ضمن کودک درون تان خوشنود خواهد شد.
* کودک درون تان می گوید اگر از چیزی در ظاهرتان راضی نیستید آن را تغییر دهید. برای مثال موهایتان را رنگ کنید، از وزن خود بکاهید، مدل ابرویتان را تغییر دهید و ...
* اگر امکان آن را دارید سری به محله های دوران کودکی خود بزنید و با دوستان و همسایگان سابق خود احوالپرسی نمایید. اگر چنین چیزی امکان ندارد می توانید در خیابان ها و کوچه های قدیمی پرسه بزنید و از فروشگاه های قدیمی خرید کنید.
* وقتی با کسی صمیمی هستید یعنی کودک درون شما و کودک درون او به هم نزدیک هستند و این موهبت بزرگی برای کودک درون خواهد بود.
* مراقب گفت و گوهای درونی خود باشید وقتی پیام های منفی دریافت می کنید، بدانید که در حال بدرفتاری نسبت به خود هستید. پس جای آنها را با پیام های امید بخش و مهرآمیز عوض کنید.
* درخت بکارید و رشد و بالندگی اش را به نظاره بنشینید. گرچه با این کار گذر زمان را حس می کنید اما متوجه خواهید شد که چیزی در درون تان است که هیچ وقت پیر نمی شود. "کودک درون تان"
سلام و سلام و سلام و هزار سلام. بي مقدمه بريم سراغ درس امروزمون كه همون طور كه قبلا" هم گفتم مربوط به آموزش هاي شفاي كودك درون از دكتر لوسيا كاپاچيونه است. قبوله؟
امروز مي خوايم در مورد " ملاقات با كودك درون " صحبت كنيم.يعني تجربه ي احساس كردن كودك درون. همه ي ما گاهي اين تجربه را داشته ايم اما معمولا " اون رو نشناخته ايم." دكتر كاپاچيونه" تجربه ي كودك درون را تجربه ي " حال و هواي كودك " مي نامدچون وقتي وارد اين حال و هوا مي شويم، مثل يك كودك رفتار مي كنيم.شايد حتي خودمان هم آگاه نباشيم اما ديگران معمولا" در اين لحظات آن را در چهره و چشمان و جسممان مي بينند و در رفتارمان آن را مشاهده مي كنند.
http://thewitch151.blogfa.com/category/59
نكته : ادا و اطوار بچه ها را در آوردن با قرار گرفتن در حال و هواي كودك تفاوت بسيار داره.حال و هواي كودك از درون بر مي خيزه و احساسي در جسم و عواطف انسانه. تظاهر و نمايش نيست. گاهي ما بدون اينكه از جامون تكون بخوريم يا كلمه اي بر زبان بياريم هم مي تونيم كودك درونمون رو تجربه كنيم.پس اداي كودكان رو در نياريم بلكه براستي احساس كودك بودن بكنيم.
_" در سر زيستن " يعني چه؟
وقتي منحصرا" در عالم انديشه ها و برنامه ها و مسئوليتهاي بزرگسالان به سر مي بريم ، رابطه ي خودمان را با جسممان قطع مي كنيم. اين حالت را " در سر زيستن " مي نامند كه معني اون اينه كه ما ارتباطمون رو با كودك درونمون قطع كرديم و اون رو طرد كرديم و از خويشتن جدا مانده ايم.
سوال _ كودك درون ما چه طور با ما صحبت مي كنه؟ و آيا اون يه موجود جسمانيه ؟
كودك درون از طربق حسهاي جسماني با ما سخن مي گه.وقتي درد جسمي را تجربه مي كنيم، واكنش عاطفي نشون مي ده.شايد هم به دليل هيجانات يا عواطف شديد، درد جسماني احساس كنه.وقتي حال خوشي نداريم، وقتي دلمون مي خواد بخوابيم و احساس خستگي مي كنيم، يا احساس بيماري، يا غمگين و تنها بودن، در واقع اين كودك درون ماست كه داره با ما حرف مي زنه و هشدار مي ده و مي گه كه : " از من مراقبت كن!"
يكي از راههاي آگاهي از جسماني بودن كودك درون مشاهده ي بچه ها در جهان بيرونه. به حركتهايشان توجه كنيد تا ببينيد چگونه با جسم خودشون با دنياي پيرامونشون ارتباط متقابل دارند.
نكته: اغلب وقتي بزرگسالان درباره ي تجربه هاي كودك درون خود صحبت مي كنند ، نا آگاهانه دستشان را روي قلب يا شكم خود مي گذارند! اگرچه اين حركت نا آگاهانه انجام مي گيرد، اما به نوعي اذعان به حضور كودك درون در جسم خويشتن است.
گاهي ما يك شرايطي را ناخود آگاه به وجود مي آريم كه باعث ميشه كودك درونمون خود به خود نمايان بشه و ما با اون ملاقات كنيم ( حتي اگه اون رو نشناخته باشيم). ما در اين درس مي خوايم اين شرايط رو بررسي كنيم. چرا؟ چون اگه اين شرايط رو به وجود بياريم اين بار آگاهانه مي تونيم با كودك درونمون ملاقات كنيم و يه مهموني دو نفره براي خودمون و كودك درونمون راه بندازيم. من امروز مي خوام با شما درمورد به پا كردن اين مهموني دو نفره (ملاقات با كودك درون) صحبت كنم.
سوال _ اون شرايط ناخود آگاهي كه ممكنه كودك درونمون رو در اون ملاقات كرده باشيم (حتي اگه نشناخته باشيمش ) چه مواقعي هستند؟
چون كودك درون موجودي بسيار جسمانيست شايد وقتي ورزش مي كنيم يا مي رقصيم يا حتي در يك پياده روي كنار دريا كه لذت مي بريم يا وقتي توي سينما هوس خوردن ذرت داغ مي كنيم يا .....كودك درونمان نمايان شده باشد.شايد اون از شما بخواد كه لباسهايي با رنگ تند بپوشيد يا جواهرات بدلي پر زرق و برق به خودتون آويزان كنيد يا بلوز رنگ و رو رفته اي را تنتان كنيد يا بريد توپ بازي كنيد( كاري كه خيلي از كودكهاي درون دوستش دارند.)
تمرين: با توجه به مثالهاي ذكر شده در بالا،به لحظه هاي مختلف زندگيتان فكر كنيد تا ببينيد كودك درون شما از چه راههايي خودش را در زندگيتان نمايان كرده؟
حالا ما به اختصار با هم مهم ترين جايگاههاي ملاقات با كودك درون رو بررسي مي كنيم . اميدوارم با رجوع به اين جايگاهها مهمونيهاي دونفره ي عالي اي براي خودتون و كودك درونتون ترتيب بدين!
جايگاههاي ملاقات با كودك درون :
1 _ يكي از جايگاههاي كودك درون ما ، عواطف ماست. وقتي احساسي داريم به اين معناست كه كودك درونمون داره به طور محرمانه و نهاني با ما سخن مي گه. اينجا دو حالت پيش مي آد. اين كه احساسمون رو بروز بديم يا بروز نديم. احساس كردن چيزي _ حتي اگه نتونيم نامي براي اون پيدا كنيم_ تجربه ي حال و هواي كودك است. ( يعني اگر احساسي را بروز هم ندهيم به معني وجود نداشتن اون احساس نيست.) اما وقتي احساسهايمان را بروز مي دهيم، چه در تنهايي چه در كنار ديگران، نشانه ي نمايان شدن كودك درونمونه.اين امر مي تونه از طريق حركات بدن يا حالات چهره يا لحن صدا و نوع گفتار نشون داده بشه.
نكته :دكتر كاپاچيونه مي گه گاهي وقتي كودك درون شخصي نمايان ميشه به صورت شخصي دو رگه يا دو زبانه به صحنه مي آد يعني مثلا" به زبان بيگانه كه در اصل زبان خانه و كاشانه و تجربه هاي كودكيه مي نويسه!!!حتي ممكنه اگر شخص زبون مادريش رو نياموخته باشه بتونه به زبان مادري بنويسه!!! خود دكتر كاپاچيونه در ملاقات با كودك درونش دچار لكنت زبون مي شده و نوك زبوني حرف مي زده!چون خودش هم در كودكي نوك زبوني حرف مي زده! بازگشت به حال و هواي كودك موجب يادآوري نخستين خاطره هاي كودكي ميشه كه ظاهرا" به زبان مادري در مغز حك شده اند. پس كاملا" قابل فهمه كه كودك درون درباره ي اون تجربه ها به زبان اون دوران بنويسه. البته املا و دستور زبان اين نوشته ها اغلب نادرسته اما كلمات و معني و مفهومشون گويا و روشنه.
2_ لحظه هاي خود انگيختگي و ماجراجويي هم جايگاه ديگريه كه مي شه در اون با كودك درون ملاقات كرد. چون كودك درون زندگيش رو به بازي مديونه! دوست داره كه كشف كنه و بيافرينه و راههاي تازه ي انجام امور را تجربه كنه! معصوميت و عدم وجود باورهاي ديرينه يا مفاهيم ريشه گرفته، به او اجازه مي ده كه هر لحظه در حال اكتشافي نو باشه!
3 _ جايگاه ديگر ملاقات با كودك درون عالم خيال و تخيله! يعني اونجايي كه خلاقيت ريشه داره.كودكان ملال آور و خسته كننده نيستند( پس هر وقت زندگي براتون ملال آور شد بدونين كه كودك درونتون رو فراموش كردين و تنها راه نجاتتون ملاقات با اونه و بس) . بچه ها از سرزندگي و توانايي حضور در لحظه ( حتي بدون داشتن هيچ هدف يا برنامه ي خاص) سرشارند و همين خصوصيتشون به اونها طراوت مي ده. اين موضوع درباره ي كودك درون هم صدق مي كنه.
تمرين : به مشاهده ي اعمال و گفتار بچه ها بپردازيد.بدون قضاوت درباره ي اونها فقط با اونها باشيدو حضور داشته باشيد.مشاهده ي اونها _ اگر كودك درونتون رو فراموش كرده باشين_ درباره ي كودك درون خودتون به شما مي آموزه كه بايد چه طور باشيد تا كودك درونتون رها و آزاد باشه.
تمرين : به كودك درون ساير بزرگسالان توجه كنيد و فكر كنيد اونها بر اساس رفتارهاي اون آدم در چه شرايطي هستند. به نظر شما كودك درون اونها جاري و آرومه يا سركوب شده و عصبي؟بعد ببينيد آيا شما هم مشابه همون رفتارها رو داريد؟!
_چه طور ميشه فهميد كه يك كودك سالم و جاري در درون يك بزرگسال وجود داره يا يك كودك سركوب شده؟
اگر به كودكاني توجه كنيد كه نيازهايشان به عشق و توجه و هدايت و محبت برآورده نميشه، پي مي بريد كه بدخلقي و عصبي بودن و زود از جا در رفتن، نشانه هاي قطعي كودك دروني آزار ديده است.كودك درون شايد نياز به خواب يا استراحت بيشتر، فشار كمتر از طرف " والد درون" ، فرصت بيشتر براي بازي و فراغت، يا حتي زمان براي تنهايي و خلوت داشته باشه.
_ اگر ما در برداشت از رفتار كودك درون اشتباه كنيم يا دچار سوتفاهم بشيم، چه اتفاقي مي افته؟
اگر كودك درون به جاي رفتارهايي كودك وار دور از دسترس مونده باشه، شايد حالا نيازمند هدايت محكم و قاطعانه باشه.اگه به درستي به نيازهاي كودك درونمون پي نبريم، نياز اون به محبت و توجه مورد سوتفاهم قرار مي گيره.در اين زمان ما رفتارهاي نامناسبي رو در پيش مي گيريم . مثلا" به جاي گوش دادن به احساسهاي اون، مي گذاريم كه پرخوري كنه! يا به جاي ايجاد فرصتي مناسب براي بازي و تفريح، به اون مواد مخدر مي ديم تا آرومش كنيم! يا به جاي خويشتن دوستي ، مي گذاريم در مواقع نامناسب با همسر نامناسب رابطه داشته باشه.به اين شيوه مي گن : " الگوي جايگزيني نامناسب" .
_ الگوي جايگزيني نامناسب چيست؟
يعني وقتي ما كودك درونمون آزار ديده است و احساس ناامني مي كنيم يا افسردگي يا غم بزرگ پنهان و ... تنها راه نجات ما ملاقات با كودك درون و رها كردن اون از زير يوغ والد درونمونه اما اگر اين راه رو نريم، دنبال راه حل ديگه اي براي آروم كردن خودمون مي ريم. اين شيوه ي اشتباه كه معمولا" بيشتر ما در موارد مختلفي در پيش گرفتيم اينه كه الگوي جايگزيني نامناسبي رو در پيش مي گيريم. بعد به خودمون مي آيم و مي بينيم دچار اعتياد به سيگار، به مواد مخدر، اعتياد به داشتن عادات نامناسب يا داشتن دوستهاي نامناسب و ...شده ايم و به اشتباه فكر مي كنيم راه نجات و خوشبختي ما و شاد بودن ما در _ مثلا"_ بودن يك دوست خاصه كه اگه اون باشه احساس خوشبختي مي كنيم و اگه بره تمام خوشبختي ما رو هم با خودش مي بره! يا فقط زماني خوشبختيم كه در رشته ي فلان درس بخونيم يا فلان كار رو داشته باشيم و در غير اين صورت زندگي برامون بي ارزش ميشه! اينجا ما دچار جايگزيني نامناسب شده ايم.
مثال : دكتر كاپاچيونه مثال بسيار جالبي مي زنه. زني به نام الكساندرا كه ترك اعتياد كرده بوده اما به شدت افسرده و دچار كمبود انرژي بوده به اون رجوع مي كنه . وقتي با تمرينهاي كاپاچيونه اون مي تونه با كودك درونش صحبت كنه كودك درونش مي گه :" من احساسهايي دارم كه الكساندرا نمي خواد بشنوه! هر وقت خواستم احساسهايم را بروز بدهم، الكساندرا به من كوكائين داد تا خفه بشوم! "
تمرين : در مورد خودتون و كودك درونتون فكر كنيد. خوب و دقيق و در زماني طولاني و به تدريج به اين فكر كنيد كه شما براي ساكت كردن كودك درونتون چه چيزي به عنوان جايگزين به اون داده ايد؟! بهش گفتين بايد ساعتها بخوابه؟ يا غذاي زيادي بخوره؟ يا رژيم لاغري بگيره؟ يا به جاي گفتن احساسات واقعيش، مي تونه شروع كنه به گير دادن به ديگران يا قضاوت ديگران يا ديگران و شرايط رو مقصر دونستن و مسخره كردن يا ......_ لطفا" با خودتون صادق باشيد و بگذاريد خود كودك درونتون بهتون بگه كه شما باهاش چي كار كردين و وقتي خواسته خودش رو نشون بده چه طوري با الگوي جايگزيني نا مناسب با يه چيز ديگه سرگرمش كردين.
_ راههايي براي تشخيص اينكه كودك درون ما احساس سلامت مي كنه يا احساس سركوب شدن :
ما از راههاي مختلفي مي تونيم بفهميم كه كودك درونمون آيا وانهاده و طرد شده است يا جاري و سالم.من چند نمونه اش رو براتون مي گم.
كاملا" طبيعيه كه كودك درون طرد شده از طريق بيماري كمك بطلبه! كاپاچيونه مي گه بهترين نمونه ي اين مثال افرادي هستندكه دچار خستگي ، افسردگي، سردرد و ... و حتي ايدز و سرطان مي شوند. اگر در هر زمينه اي از زندگي، ناخرسندي يا دردي مزمن وجود داشته باشه، شايد هشداري از طرف كودك درونمونه كه مي خواد بگه به كمك ما نياز داره.
همه ي اعتيادها ، ترس و نگراني وسواس آميز، ايرادگيري و خشمي كه به صورت عادت در اومده و مدام در معرض اتفاقات و يا تصادف قرار گرفتن همه از نشانه هاي اينه كه كودك درون ما احساس طرد و سركوب شدن مي كنه و مي خواد توجه ما رو جلب كنه تا مجبور شيم اون رو ببينيم و بهش توجه كنيم.
همين طور اتكا به ديگري و نجات دادن ديگري به منظور سلطه جويي و حاكميت بر نجات يافتگان ، و احساس اينكه همه رفتارهاشون بده و ما بايد به اونها ياد بديم كه چي درسته و چي غلط ، نشانه ي اينه كه كودك درون ناديده گرفته شده در حالي كه والد درون بر كودك درون ديگران متمركز شده!!! ( يعني والد درونمون چنان كودك درونمون رو طرد كرده كه نه تنها بر كودك درون خودمون كه بر كودك درون ديگران هم احساس غلبه پيدا كرده!)
ملال و افسردگي مزمن يا خلاقيتي كه با موانع پي در پي روبرو ميشه ( به ويژه براي هنرمندان حرفه اي ) شايد گواه اين باشه كه كودك درون به شدت آزارديده و زخميه!
تمرين :
عهدنامه ي ما با خودمان:لطفا" در دفتر شفاي كودك درونتان بنويسيد :
عجالتا" به جاي نجات ديگران، خودم را نجات مي دهم!!!
( اين به اين معنيست كه تصميم داريم با انجام اين تمرينات كودك درونمان را رها و نمايان كنيم تا والد درون ما دست از اين غلبه گري و زورگويي بر كودك درونمون برداره و دست از غلبه گري بر كودك درون ديگران هم برداره!!! پس از گير دادن به ديگران، قضاوت كردن اونها، و اين فكر كه تا اونها درست نشن دنيا درست نميشه! دست بر مي داريم چون تمام اين افكار نتيجه ي اينه كه والد درون ما نه تنها بر كودك درون خودمون كه بر كودك درون ديگران هم احساس مديريت و رئيس بودن پيدا كرده! )
چند نكته ي مهم كه در طي تمرينات ملاقات با كودك درون بايد خيلي به اون توجه كنيد :
نكته : اولين نكته ايجاد فضاي اعتماده. دنياي بزرگسالان براي كودكان، جاي امني نيست.بزرگسالان مي تونن نسبت به بچه ها بي ملاحظه و ظالم باشن! اگر با كودك درونمون بدرفتاري كرده باشيم ممكنه در ابتدا به ما اعتماد نكنه و حتي نخواد با ما حرف بزنه يا خودش رو نشون بده! يا شايد به آهستگي نمايان بشه و با ترديد و دودلي. اگر در صحبت با كودك درون و ملاقات با اون دچار چنين مشكلي شديد لازمه كه آروم باشيد و شكيبا.چون ايجاد اعتماد مستلزم صبر و شكيبائيه.و همين طور مستلزم ايمان به اينكه ميشه اين فاصله رو برداشت و زخمهاي كودك درون رو شفا داد.
نكته : بگذاريد در صحبت با كودك درونتون احساس و لحن كودك درونتون مثل بچه ها باشه. بگذاريد هر جور دلش مي خواد به شما جواب بده.هر جور دلش مي خواد نقاشي كنه و از هر چيز كه دلش مي خواد حرف بزنه.
خفه كردن كودك درون يعني چه؟
واقعا" مي تونين مجسم كنين آدم يه بچه رو خفه كنه! ؟! مي دونم كه تصور وحشتناكيه ! اما رك گفتم تا بدونين وقتي با بي حوصلگي و بدون صبر تمرينات كودك درون رو انجام مي دين يا مي خواين كودكتون زود بره سر اصل مطلب و حرف بزنه در اصل دارين چه كار وحشتناكي رو انجام مي دين! اين يعني اقدام براي خفه كردن كودك درون!
وقتي در فضاي ناامن، در طي تمرين نوشتن و نقاشي و ملاقات با كودك ، به اون بگيد زود باش بنويس! ، زود باش جواب بده!، حتما " بايد اول جواب اين چيزهايي رو بدي كه من مي خوام بدونم !، اين جوري نقاشي نمي كشن كه ! چرا تاب بازي دوست داري من كه با اين سن و سال نمي تونم برم سوار تاب بشم پس بهتره يه چيز ديگه بخواي! ، من وقتم كمه زودتر جواب بده ديگه!و ....كودك درون دچار احساس عدم امنيت ميشه و دوباره پنهان ميشه و اين حق مسلم اونه كه در چنين فضايي خودش رو مخفي كنه كه شما نتونين اون رو خفه كنين! ( در نتيجه بعدش شما افسرده تر و عصبي تر و بي انگيزه تر مي شين).
در تمرينات گفتگو با كودك درون هيچ چيز بيشتر از پيش فرضها و عقايد بزرگسالان درباره ي اين كه كودك درون بايد چگونه باشه، چگونه احساس كنه ، چي بگه و چطور فكر كنه و ... و خلاصه هيچ چيز بيشتر و سريعتر از اين گونه " بايد ها " كودك درون را خفه نمي كند!
_ چطور اعتماد كودك درونمون رو جلب كنيم تا احساس امنيت كنه و احساسهاي مخفيش رو به ما بگه؟
با احترام گذاشتن به اون. هر چقدر در برابر كودك درونتون صبور تر و براي شنيدن حرفهاي اون مشتاق تر باشين اون راحت تر با شما ملاقات مي كنه و حرف مي زنه. در طي تمرينات يادتون باشه داريد با كودكي حرف مي زنيد كه در حقش ظلم كرديد و مدتها اون رو به حال خودش گذاشتين يا آزارش دادين! پس به لحنتون توجه كنيد و براش تعيين نكنين كه چي بخواد و چي نخواد! چي بگه و چي نگه!
احترام به كودك درونتون يعني اين كه بگذاريد هر چه كه هست باشه! شايد به شكل يك دخترك يا پسرك نمايان بشه كه جنسيتش هم با شما متفاوت باشه! شايد يك روز اسم نداشته باشه يا اسمي براي خودش بگذاره كه تا حالا نشنيدين يا حتي بسيار به نظرتون بي ادبانه باشه! شايد سن و سالش تغيير كنه ! يك روز سه ساله باشه اما فرداش در طي تمريني به شما بگه نوزاده! اگر بخوايد براش دليل و منطق بياريد و مجابش كنين چه بسا كودك درونتون بترسه كه مي خواين خفه اش كنيد و دوباره ناپديد بشه يا مدتها ساكت بشه!كودك درون مثل بچه ها نسبت به زمان و حق تقدمها، حسي متفاوت از بزرگسالان ( يا بخش بالغ وجود ) داره. كودك درون به احساس و بازي و خلاقيت و تخيل و نمادها و روح و جان ارج مي نهد. بنابراين باز هم توصيه مي كنم براي انجام تمرينات ملاقات با كودك درون فضايي امن و آروم پيدا كنيد.خلوتگاهي سرشار از آرامش.با داشتن صبر كافي و زمان كافي. بدون داشتن عجله براي گرفتن جواب فوري. و بدور از بايدها و نبايدها . فراموش نكنيد اين تمرينات براي ملاقات و شفاي كودك درونه نه خفه كردن كودك درون!!!
به زودي به اميد خدا بيشتر از اين تمرينات با هم صحبت مي كنيم.
خدايا! كمكمان كن تا در ضيافتي الهي با كودك درونمان ، زنده بودن را جشن بگيريم! آمي
خیلی اوقات ، وادار کردن بچه ها به این که رفتار شایسته ای داشته باشند مشکل است . روش ” هر چه می گویم همان است ” که بیشتر والدین به آن متوسل می شوند ، معمولاً بی فایده است .

خوشبختانه روش هایی برای اداره رفتار بچه ها وجود دارد که بدون برخورد ، بدون اشک و قهر ، فریاد ، کتک کاری ، یا توهین ِ زبانی است . در این مبحث سعی کرده ایم اصولی را ارائه دهیم که عمل به آنها به شما و فرزندتان کمک می کند تا به هدف مطلوب برسید . شروع واقعی این گونه تربیت ، از سال های آغاز کودکی است .
به خاطر داشته باشید که در سنین پیش دبستانی ، بچه ها کارهای عادی روزمره و مهارت نظم و انضباط را که لازمه ی زندگی است ، به راحتی یاد می گیرند . برای تسلیم کردن کودکان روشی کلی وجود دارد که در همه ی شرایط ، مفید است . آن را یاد بگیرید و بعد در زمینه های مختلف امتحان کنید .
۱ – برخورد مثبت داشته باشید
به رفتار مناسب فرزند خود توجه کنید و در همان لحظه از آن تعریف کنید . سپس از او درخواست نمایید ( یا او را راهنمایی کنید ) تا فعالیت بعدی را انجام دهد . در این روش برای هر کاری که کودک درست انجام می دهد امتیازی قائل شوید ، به نوعی که گویی جادویی در کار است ، او به طور باور نکردنی ، درخواست های بعدی را اجابت می کند. به طور مثال به او بگویید :
– آفرین که یک لیوان شیر خوردی . حالا بیا کمی تخم مرغ بخور .
– خیلی خوب مسواک زدی . حالا بیا لباس خوابت را بپوش .
۲ – برای کنترل او به نرمی رفتار کنید
هر گاه ازکودک خود خواهشی دارید ، به سمت او بروید و به نرمی او را لمس کنید . به طوری که حضور شما تقریباً موافقت کودکتان را ضمانت کند . اکنون درست در جایی هستید که فرمان شما به یک عمل تبدیل می شود .
شما می خواهید فرزندتان میز را بچیند ، اگر با فریاد از او بخواهید که از آن طرف خانه بیاید و میز را بچیند ، حتماً مؤثر نخواهد بود ؛ بهتر است نزد او بروید و آنچه که می خواهید به او بگویید ، سپس با او به آشپزخانه بروید .
هنگامی که خواهر و برادر مشغول نزاع و درگیری هستند ، نباید با داد و بیداد دعوا را متوقف کنید . به جای آن ، به طرف آنها بروید و صحبت کنید . خیلی اوقات همین آرامش شما برای ساکت کردن بچه ها کافی است .
اگر می خواهید موافقت کودک خود را جلب کنید کمتر از ” نه مؤکد ” استفاده کنید و حتی المقدور از حبس کردن او در اتاقش خودداری نمایید .
۳ – فرزند خود را دوباره راهنمایی کنید
فرزند خود را به سمت رفتار پسندیده هدایت کنید . اگر او به چیزی دست می زند که نباید دست بزند ، به او بفهمانید که دقیقاً چه چیزهایی را می تواند لمس کند یا بردارد . اگر او روی مبل بالا و پایین می پرد ، به جای اینکه او را سرزنش کنید ، جایی را که می تواند جست و خیز کند به او نشان دهید .
۴ – اشیاء مخرب را از دسترس کودک دور کنید .
اگر فرزندتان روی دیوار رنگ آمیزی می کند ، مداد رنگی را از دسترسش دور کنید و برایش توضیح دهید که چطور می تواند از مداد رنگی به درستی استفاده کند .
۵ – عزت نفس کودکان را از بین نبرید .
اگر فرزند خردسالتان روی میز ایستاده و می خواهید او را پایین بیاورید ، به او بگویید ” اجازه نداری روی میز بایستی ، خودت پایین می آیی یا من کمکت کنم ؟ ” در این صورت شما به نوعی ناتوانی های او را مهار می کنید و اعتماد به نفس از شما به فرزندتان انتقال می یابد .
۶ – فرزند خود را برای حضور در جمع آماده کنید
اگر فرزند شما در حضور دیگران بد رفتاری کند ، باعث خجالت شما می شود و افرادی که شاهد خرابکاری او هستند رنجیده می شوند . در این زمان اگر به او بگویید ” ساکت بنشین ” ، معمولاً رفتارش بهبود نمی یابد .
قبل از هر وضع جدیدی همچون سوار شدن به هواپیما یا حضور در جشن تولد ، موقعیت را برای او شرح دهید و انتظارات واقعی خود را بیان کنید . به طور مثال بگویید :
وقتی سوار هواپیما می شویم ، در آنجا صندلی مخصوص خودت را داری و باید کمربندت را ببندی . می توانی کتاب بخوانی ، چیزی بخوری یا با اسباب بازی کوچکی بازی کنی .
وقتی فردا به جشن تولد می رویم ، از تو انتظار دارم شلوغ نکنی و هنگامی که دوستت کادوهایش را باز می کند ، بنشینی و تماشا کنی .
۷ – به کودک کمک کنید که کمی جلوتر را ببیند .
بچه ها در هر موقعیتی که قرار دارند ، رویدادهای بعدی را نمی بینند و فقط در لحظه زندگی می کنند . برای همین ، هنگام گــذر از مرحله ای دیگر ، دچار مشکل می شوند . بنا براین بهتر است هنگامی که می خواهید او را از جایی که دوست دارد به جای دیگری ببرید ، ابتدا پنج دقیقه قبل او را مطلع کنید که تا چند لحظه دیگر باید اینجا را ترک کنید . اگر بی خبر دست او را بگیرید و به جای دیگری ببرید باعث آزار او می شوید .
۸ – از جایی که برای او مشکل ساز است دور شوید
اگر هر بار با کودکتان به سوپر مارکت رفتید و با مشکلاتی روبرو شدید ، زمانی به آنجا بروید که کسی از او نگهداری می کند . بهتر است مدت یک ماه به او فرصت دهید و او را همراه خود به خرید نبرید ، این مدت ، زمان مناسبی است که این چرخه ی منفی بشکند و به شما و فرزندتان اجازه دهد که روال عادی پیدا کنید .
۹ – کودکتان را به جای دیگری ببرید
اگر در رستوران هستید و او بهانه گیری می کند ، کودکتان را بردارید و از آنجا خارج شوید . اغلب بیرون رفتن و انتقال او به جایی دیگر ، باعث آرامش او می شود .
کارهای روزمره را به طور منظم انجام دهید . لباس پوشیدن ، مسواک زدن ، باز کردن در ، تمیز کردن اسباب بازیها ، رفتن به رختخواب ، همه ی اینها مجموعه ای هستند که رویدادهای مهم روزانه محسوب می شوند. شما می خواهید فرزندتان هر یک را با موفقیت پشت سر بگذارد و در گذر از هر مرحله ، رفتار مناسبی داشته باشد . اما ممکن است رفتارهای منفی مثل فریاد زدن نیز به سرعت در روال عادی روزمره جای بگیرد .
۱۰ – در هر مرحله او را راهنمایی کنید
دقت کنید که هر یک از مراحل رشد کودکتان در کارهای روزمره پنهان شده است . او به تدریج می تواند کفشهایش را بپوشد و یا به حمام برود . شما نخست باید او را از لحاظ فیزیکی ( در هر مرحله انجام امور روزانه ) راهنمایی کنید و بعد فقط نظاره گر باشید .
مثلاً به او بگویید : ” من نمی توانم لباست را دربیاورم ؛ اما تو را تماشا می کنم که چطور این کار را می کنی .”
۱۱ – گاهی بعضی امور را به کودک یادآوری کنید
بچه ها به راحتی ممکن است چیزی را فراموش کنند . این وظیفه شماست که بعضی موارد را به آنها تذکر دهید . مثلاً اگر کودک شما فراموش کرد به دستشویی برود . باید با مهربانی به او بگویید ” وقت دستشویی” رفتن است . یک کلمه ی یاد آوری برای او بسیار مفید خواهد بود .
۱۲ – هنگام فرمان دادن به کودک ، از دستورات واضح و روشن استفاده کنید
به جای اینکه بگویید ” اتاقت را مرتب کن ” بهتر است به مورد مشخصی اشاره کنید . یعنی بگویید کتاب ها را در قفسه آبی ، و اسباب بازی ها را در قفسه پایینی بگذار. هر قدر فرمان های شما واضحتر باشد پذیرفتن آنها برای کودک آسانتراست .
۱۳ – علت انجام هر کاری را برای کودک توضیح دهید
۱ ) همانطور که شما و فرزندتان در حال مسواک زدن هستید ، برای آگاهی او توضیح دهید که چه کار می کنید و چرا . مثلاً بگویید : ” ببین من خمیر دندان را به تمام دندانم می رسانم . می خواهم همه ی جوجوهایی که آنجا زندگی می کنند را در بیاورم . حالا با آب ، دهانم را می شویم ، غرغره می کنم و بعد آب دهانم را بیرون می ریزم . بیا با هم این طوری مسواک بزنیم “.
بازنشر : کودک سیتی ، منبع : سیمرغ ، تصویر : www.parentmap.com
بر گردم است
برگردم