باران و دریا

 

سپاه یک نیروی عمومی برای دافعا از همه ابعاد این کشور و اسلام است و دخالت در انتخابات و کسب تعدادی رای جایگاه این هسته مهم حفاظتی را تحت الشعاع قرار خواهد داد.

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۳۹۶ + 0:4 + دریا +


سلام

رفتم تو نظر خواهی تیپ شخصیتی رادیو زمانه شرکت کردم گرچه اینا برای رفورمیسم نظر خواهی می کنن

منم شدم تساوی طبی اجتماعی

 

 

با ترقی خواهان وطنی همسو هستم با محافظه کاران ولخرج لجم

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ + 22:24 + دریا +


 

بر گرفته از پیج مهدی آذری

نكته 399 : شمس تبريزي چه مي گويد؟! «قهر خداوند؛ همه لطف است.»

عارفان و قديسان چون در سطوح بالايي از كانشسنس قرار دارند، بالطبع سخنان و جملاتي كه از ايشان صادر مي گردد، گاهي اوقات با ادبيات معمول و اين دنيايي ما كاملا متفاوت است و براي درك اين گونه جملات، بايد سطح آگاهي ما نيز به آن مرحله از درك و معرفت دروني رسيده باشد و يا با كمك همان عارف و قديس و با ياري معنوي او بتوانيم دركي درست و حقيقي از جملات وي بدست آوريم.

شمس تبريزي عارف واصلي است كه گاهي جملات و سخناني در مقالات شمس دارد كه نشان از تكامل روحي و معنوي بالاي وي مي باشد. گاهي درك اين جملات آنگونه سخت و دشوار است كه برخي افراد برچسب سفيه بودن به عرفا و اوليا مي زنند، غافل از اينكه خود اين افراد با ادبيات معمول قديسان نا آشنا هستند و عيبي در اين گونه موارد در سخن يا جمله عارف يا قديس وجود ندارد.
هر جمله مي تواند براي درك معناي واقعي و اصلي، در سه لايه مورد بحث قرار گيرد. اول ظاهر جمله است، دومي معنايي كه از ظاهر جمله برداشت و فهميده مي شود و سوم وجه ايزوتريك و باطني جمله مد نظر قرار مي گيرد.

وجه ايزوتريك جمله: قهر خداوند، همه لطف است.

ناگفته پيداست، رنجي كه در دنيا وجود دارد به خاطر كسب تجربه است و در پشت هر رنجي، كسب تجربه اي وجود دارد كه گاهي بسيار گران بدست مي آيد و گاهي نيز فرد آنچنان در خود درد غرق مي شود كه پيام را دريافت نمي كند. براي درك جملات عارفان و قديسان واصل، بايد ابتدا نحوه كار ايگوها و من هاي كاذب دروني را بدانيم.

اگر روح، توانايي مواجه با درد و رنج را داشته باشد، اميدي براي پيشرفت و ترقي دروني دارد و با پشت سر گذاشتن هر تست و آزموني كه در بسياري از موارد توام با درد و رنج است، به سطوح بالاتري از آگاهي دست مي يابد. ايگوها در ناخودآگاه ما حضور دارند. برخي از آنها در سطوح بالاتر ناخودآگاه، برخي در سطوح مياني و بعضي از قعر ناخودآگاه مي آيند. هر ايگويي كه بالا مي آيد، مي تواند انواع و اقسام حالت ها و عواطف و افكار را با خود به بالا بكشد و در فرد برانگيزاند. به همين خاطر، مواقعي كه يك يا چند ايگو در فرد بالا مي آيد و وارد مراكز پنجگانه اصلي فرد مي شود، مي تواند حالت هاي عجيب و غريبي را به همراه داشته باشد. انواع قبض و بسط ها، گرمي و سردي، انواع مختلفي از افكار و عواطف گوناگون، ترس ها، اضطراب ها، استرس ها و ... به سراغ فرد بيايد. با توجه به ايگويي كه بالا مي آيد، اينكه از كدام ناحيه از خودآگاه آمده و در كدام يك از مراكز پنجگانه فعال شده، علائم مربوطه مي تواند شديد، متوسط و يا ضعيف باشد.

وقتي رب دروني توانايي اسنس خود را براي رويايي با انواع مختلفي از ايگوها مساعد مي بيند، اسنس را در مواجه با تعداد بيشتري از ايگوها قرار مي دهد كه اين امر منتهي به نبردي بزرگ بين من حقيقي و من هاي كاذب مي گردد كه مي تواند باعث درد و رنج بسياري براي اسنس شود، هرچند كه سرانجام از اين درد و رنج، تجربه اي كسب خواهد شد كه در نهايت باعث خودشناسي رب دروني و همچنين اسنس وي خواهد شد.

پس، در نهايت بايد گفت: خدا وقتي بنده اي را لايق كسب معرفت و تجربه خودشناسي بداند، وي را در معرض مصيبت ها و قهرهاي زيادي براي كسب انواع تجارب مربوط به معرفت و خودشناسي قرار خواهد داد. به همين خاطر شمس مي گويد: قهر خداوند، همه لطف است. يعني ربي كه مربوب يا اسنس خود را با انواع و اقسام مختلفي از ايگوها رو به رو مي كند يعني در واقع به وي لطف دارد و اسنس يا مربوب خود را شايسته امتحان مي بيند در حاليكه اگر فردي مستعد اين رويايي با ايگوها نباشد، به حال خود رها مي شود.(البته بايد اذعان كرد برخي از مشكلات در نتيجه ناداني خود فرد و اسنس به وجود مي آيد كه از طرف رب نيست، بلكه از طرف خود مربوب يا اسنس توليد مي شود كه هيچ ربطي در اين گونه موارد به قهر خدا ندارد و اين گونه افراد اصولا به حال خود رها مي شوند تا زندگي شان تمام شود، چرا كه رب دروني آنها، اميدي به آنها ندارد و آنها را به حال خود رها مي كند.)

در نتيجه، اگر در زندگي با مشكلات و درد و رنج و در كل با قهر خداوند روبه رو هستيد، از خدا يا رب دروني خود تشكر كنيد كه شما را شايسته مقابله با ايگوهايتان ديده است. ايگوها را مشاهده، ارزيابي و در نهايت از بين ببريد تا بتوانيد با هر ايگويي كه از بين مي بريد، يك پله به معرفت و خودشناسي نزديك تر شويد.

 

 

 

 
پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۶ + 19:32 + دریا +


 

به قلم عبدالحسین دهقانی

 

تا همین چهل پنجاه سال پیش، هر کس می خواست زندگی خود را وقف یافتن حقیقت نماید، باید یک جستجوی واقعی را از سر می گذراند و برای یافتن استادی که راه رسیدن به حقیقت را به او نشان دهد، چه بسا کیلومترها از شهر و دیار خود دور می شد. اگر خیلی خوش شانس بود به یکی از طریقت های صوفیه می پیوست، اول طالب و بعد مشرف می شد و باقی عمر را یا در گوشه خانقاه می گذراند یا به اشاره ی پیر خود آنچه را انجام می داد که از او خواسته می شد.

عده ای از این هم دور تر می رفتند و رنج سفر به پاکستان، هند یا نجف را می کشیدند تا مگر به راز بزرگ دست پیدا کنند. این جستجوی جغرافیایی که هنوز هم در مقیاس کوچکتر ادامه دارد، با مزایای کم و معایب بسیار همراه بوده و هست. مزیتش این است که جستجوگر به دلیل زمان و زحمت زیادی که برای پیدا کردن راه سعادت کشیده، برای آنچه که به او گفته می شود ارزش و اهمیت فراوان قائل است و تک تک واژه ها و جملاتی را که از قطب، استاد یا گورو یا مرشد خود می شنود، با دقت و توجه تمام به خاطر می سپارد و به سفارش ها عمل می کند. از طرف دیگر چنین نگرشی به زندگی در عین سادگی و بی پیراستگی بسیار مخرب و ویران کننده است: جستجوگر حقیقت هیچ معیاری برای ارزیابی و شناختِ درستیِ آنچه که به او گفته می شود ندارد و نمی تواند یا نمی خواهد مستقل و بدون وابستگی تصمیم بگیرد. یا باید بی قید و شرط همه چیز را بپذیرد و به دستورات عمل کند و یا به جستجوی خود ادامه دهد. هیچ فرقه و مکتب و مذهبی نیست که شما را به پژوهش و جستجو در خصوص پیدا کردن راه درست (به جز آنچه که خود بر درستی آن تاکید می کند) تشویق نماید و شما را به خواندن کتابهایی که از نظر آن فرقه یا مکتب و مذهب گمراه کننده و ضاله هستند ترغیب نماید.

این جستجوی معنوی که هزاران سال با نسل های مختلف بشر بوده و انسان را شدیدا درگیر خود کرده، امروزه به پهنای اینترنت کشیده شده است. اینترنت و سهولت دستیابی به اطلاعات به تولد نوع جدیدی از عارفان انجامیده که آنها را عارف های آنلاین می نامیم. عارف آنلاین کسی ست که سعی می کند برای یافتن حقیقت متون آنلاین را جستجو کند و راز بزرگ را از پس هزاران واژه تخصصی بشناسد یا گروهها و انجمن های آنلاین را که حاوی مطالب رازورانه هستند، پیدا کند و در آنها عضو شود.

عارف آنلاین هم مثل عارف سنتی ممکن است به راحتی در سفرهای آنلاین خود به بیراهه برود. حتی از این نظر جستجوی اینترنتیِ راز بزرگ بسیار سخت تر است. عارف سنتی هدف و مقصد مشخص دارد. راه و چاه را می بیند. اما عارف آنلاین در عین داشتن هدف، هر لحظه ممکن است در جنگل عظیم اطلاعات گم شود و از جاهایی سر در بیاورد که اصلا نمی خواسته.

عارف آنلاین برای خودش مکان های مقدس و زیارتگاههای ویژه دارد:

کعبه ی او گوگل است. به محض اینکه آنلاین می شود با فریادهای یاگوگل حاجت خود را به درگاه حضرتش تایپ می نماید و آنقدر دورش می گردد تا به جواب برسد.

مجتهد او ویکی پدیا و ویکی هاو است. برای هر موضوع و مسئله مبهم راهنمایی و توضیح واضحی پیدا می کند.

مفاتیح الجنان او واتس آپ و تلگرام و وایبر هستند. کل جوک ها و چرندیات و اوراد و اذکار عالم را بی هیچ زحمتی پیدا می کند.

مشهد مقدس و شاه چراغ او فیس بوک و اینستاگرام هستند. اینجا می تواند خیل عاشقان حضرتش را زیارت کند و زیر علم دوستان و یاران سینه بزند.

ناگفته پیداست که جستجوی حقیقت در کوچه پس کوچه های اینترنت معایب و مزایای خودش را دارد. اما نکته اینجاست که نگرش جستجوگر به جهان اطراف و شیوه ی زندگی او بسیار مهم تر و پر ارج تر از نوع جستجوی اوست. کسی که شیوه ی زندگی او شیوه ی تقلیدی ست، خود را در مرکز جهان می بیند، هوشیار و پرسش گر و منتقد نیست و از تجربه ی روش های جدید سر باز می زند چه از راههای سنتی و چه از راههای مدرن، در هر صورت جستجوی او برای پی بردن به چیستی زندگی به کوچه ی بن بست می انجامد.

اینترنت فرصتی بی نظیر و بی رقیب برای دست یابی به اطلاعاتی ست که دانستن آنها به روش های سنتی ممکن است یک عمر زمان ببرد. همه ی تکنیک ها، آموزه های رازوری و اسراری که رازوران سنتی در گذشته با رنج فراوان و پس از سال ها سیر و سلوک به دست می آوردند، امروزه با اندکی تلاش در اینترنت می توان پیدا کرد.
اما آیا سهولت دست یابی به دانش هایی که زمانی در پس پرده بودند، کمکی به جستجوگر حقیقت کرده است؟ شکی نیست که امروزه با نسلی از رازوران خود ساخته روبرو هستیم که بدون اینترنت امکان شکل گیری آنها ممکن نمی بود اما به جز آنها عارف آنلاین ها ی دیگری هم دیده می شوند که اطلاعی از الفبای رازوری ندارند و اصلا نمی دانند چه می خواهند.

عارف آنلاین ها را می توان در دسته های زیر جا داد:

عارف آنلاین های هالیوودی:
در این دسته افرادی جای می گیرند که دچار خطای فاحش واقعی پنداری فیلم های هالیوودی می شوند. اینها متوجه نیستند که بیشتر فیلم های هالیوودی هیچ پیامی ندارند و هدف سازندگان این بوده و هست که با استفاده از جلوه های ویژه و صحنه های بی بدیل تماشاگر را برای یک یا دو ساعت در جای خود میخکوب نمایند. بسیاری از عارف آنلاین های هالیوودی با دیدن فیلم های ترسناک که بیشتر با مضمون مسائل فراطبیعی ساخته شده اند، بدون اینکه بخواهند، این صحنه ها را در ضمیر ناخودآگاه خود حک کرده و با واقعی پنداری همزمان دچار وحشت و مجذوبیت می شوند. وحشتی که به وسیله فیلم های هالیوودی در ضمیر این افراد حک می شود، مانند یک سد بسیار محکم از ورود آنها به دنیای رویای آگاهانه یا دنیای رازوران جلوگیری می کند.

عارف آنلاین های هدایت شده: 
 در این دسته کسانی جای می گیرند که خود را هدایت شده می دانند و در مقام استادی یا به عنوان دوست قصد ارشاد یا راهنمایی یا ورود به حریم خصوصی شما را دارند. ارشاد آنها هم از نوع ارشاد مذهبی یا فرقه ایست. اینها بسته به اینکه چه مذهب و فرقه ای دارند با خواندن دعا و اجرای عبادت های مختلف ممکن است یک یا چند تا رویای عجیب غریب دیده باشند و در کمال تاسف آن را سند هدایت خود می دانند.

عارف آنلاین های حکومتی: 
 در مورد آنها حرف زیادی برای گفتن نیست جز اینکه برای عارف آنلاین ارزشی، دنیا به دو قسمت تقسیم شده: خوب و بد. بدها، آمریکا، اسراییل، عربستان یزید فیس بوک و شیطان هستند. خوب ها، روسیه، چین، امام زمان، وام بلاعوض، سایت حوزه و فاطی کماندو هستند.

عارف آنلاین های ابجد هوّز:
در این دسته افرادی جای می گیرند که بیست و چهار ساعته مشغول آپلود و دانلود اسرار قاسمی و جاسمی و هاشمی و کتابهای دعا و طلسمات و اوراد و خلاصه همه چیزهایی هستند که از بقالی سر کوچه هم می توان تهیه کرد. این افراد علاقه بسیار زیادی به واژه ی "جن" دارند و در هر جمله ای که می نویسند حداقل یک یا دوبار از این واژه استفاده می کنند.

عارف آنلاین های بی سواد: 
 در این دسته با کسانی روبرو می شویم که به زحمت قادر به خواندن و نوشتن هستند و جالب اینجاست که خیلی از اینها یا دانشجو هستند و یا حداقل دیپلم دارند اما جملاتی که می نویسند پر از غلط های فاحش است . علت اینکه این عزیزان توانایی نوشتن ندارند اینست که اصلا اهل مطالعه نیستند و به زحمت کتابی در عمر خود خوانده اند. عارف آنلاین های بی سواد در ضمن بسیار مدعی و طلبکار هستند. چشم های آنها به خواندن و دقت کردن عادت ندارد و در دنیای واقعی هم احتمالا شنونده های خوبی نخواهند بود.

رازوران (رازورزان؟): 
 این دسته شامل افرادی ست که ذهن پرسش گر دارند. اینها خود را استاد یا شاگرد نمی دانند و با پیوستن به خیل رازوران قرن بیست و یکم، به تبادل تجربیات و دانسته ها با سایرین اهمیت می دهند. آنها نگاه فلسفی یا دانشگاهی یا منطقی و مستدل توام با حیرت به جهان پیرامون دارند و هر چیز، حتی صدای شر شر آب برایشان معمایی شگفت انگیز است. رازوران به جای اینکه در بازی های من بهترم یا تو وارد شوند، دنیای روزمره خود را طوری شکل می دهند که بیش از هر چیز آنها را به پرسش هایی در رابطه با چیستی جهان درگیر نماید.

سه شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۶ + 14:43 + دریا +


عزیز ‌من! باید بتوانی به جای ‌سنگی نشسته، ادوار‌ گذشته را که توفان‌ زمین با تو گذرانیده، به‌تن حس کنی... باید بتوانی یک جام شراب بشوی که وقتی افتاد و شکست، لرزش ‌شکستن را به‌تن حس کنی. 
باید این کشش تو را به گذشته‌ ‌انسان ببرد و تو در آن بکاوی. به مزار ‌مردگان فرو بروی، به خرابه‌های ‌خلوت و بیابان‌های ‌دور بروی و در آن فریاد برآوری و نیز ساعات ‌دراز خاموش بنشینی... به تو بگویم تا این‌ها نباشد، هیچ چیز نیست... 
دانستن ‌سنگی ‌یک سنگ کافی نیست. مثل ‌دانستن ‌معنی ‌یک شعر است. گاه باید در خود ‌آن قرار گرفت و با چشم ‌درون ‌آن به بیرون نگاه کرد و با آنچه در بیرون دیده شده است به آن نظر انداخت. باید بارها این مبادله انجام بگیرد تا به فراخور ‌هوش و حس ‌خود و آن شوق ‌ سوزان و آتشی که در تو هست، چیزی فرا گرفته باشی
دیدن در جوانی فرق دارد تا در سن ‌زیادتر. دیدن در حال ‌ایمان فرق دارد با عدم ‌ ایمان. دیدن برای این که حتماً در آن بمانی، یا دیدن برای ‌ این که از آن بگذری. دیدن در حال غرور، دیدن به حال ‌انصاف، دیدن در حال  واقعه، دیدن در حال ‌سیر، در حال ‌سلامتی و غیر ‌سلامتی، از روی علاقه یا غیر ‌آن. 
دنباله‌ ‌حرف را دراز نمی‌کنم. تو باید عصاره‌ ‌بینایی باشیبینایی‌ای فوق ‌دانش، بینایی‌ای فوق بینایی‌ها... اگر چنین بتوانی بود مانند جوانانی نخواهی بود که تاب ‌دانستن ندارند و چون چیزی را دانستند جار می‌زنند. شبیه ‌بوته‌های ‌خشک ‌آتش‌گرفته‌اند یا مثل ‌ظرف که گنجایش نداشته، ترکیده‌اند. آن‌ها اصلاح‌شدنی نیستند و دانش برای آن‌ها به منزله‌ ‌تیغ در کف ‌زنگی ‌مست که می‌گویند؛ زیرا با این دانش بینایی‌ای جفت نیست. تو باید بتوانی بدانی چنان بینایی‌ای هست؛ و به زور ‌خلوت، بتوانی روزی دارای ‌آن بینایی باشی. 
باید مانند دریای ‌ساکن و آرام باشی. دارای ‌دو گوش یکی برای ‌ شنیدن ‌ آواز ‌ حق و درست، و یکی برای ‌ شنیدن ‌هر نابه‌حق و ناهمواری. نادرست‌ها که مردم می‌گویند راجع به هر چیز و هر کس، حتی راجع به خود ‌تو. می‌دانی که دریا از بادهای ‌شدید به حرکت درمی‌آید، نه ازلغزیدن ‌سنگی و جابه‌جاشدن ‌شاخه‌ای. اگر به‌جز این باشی از اثر ‌ خود کاسته‌ای؛ و موجودی هستی با یک جام آب برابر، و باید در دست‌ها مثل ‌ بازیچه بگردی. 
هیچ‌کدام از آنچه می‌گویم از روی ‌خودپسندی ‌جاهلانه نیست؛ بلکه از روی ‌اندازه‌گیری ‌کار و فایده است. نیروی ‌خود را باید همیشه به مصرف برسانی و به‌هدر ندهی. اگر جز این باشد، احمقانه و خودپسندانه است. باید نیمایوشیج باشی که مثل ‌بسیط  زمین، با دل ‌ گشاده تحویل بگیری همه‌ ‌حرف‌ها را. شاگرد ‌جوان و خام ‌ تو، به تو دستور بدهد که چنان باشی یا چنین نباشی. دوست ‌شفیق ‌ تو، که نیم‌ساعت کمتر درخصوص ‌وزن ‌شعر کار کرده است، به تو بگوید من سلیقه‌ شما را نمی‌پسندم. یا خیرخواهی از در آمده، بگوید ما باید کتاب بسیار بخوانیم و امثال ‌این‌ها. 
اگر تو مرد ‌راه هستی، راه ‌تو جدا از این حماقت‌هاست که می‌خواهد بر تو تحمیل شود. با وجود این، بدان که هیچ‌کس تنها و با سلیقه و خودپسندی ‌خود زندگی نمی‌کند.

جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ + 14:54 + دریا +