|
باران و دریا
|


1 – برای داشتن چشمانی زیبا ، به زیباییهای مردم وخوبی های آنها توجه
کنید.
2 – برای داشتن دهانی زیبا ، کلام محبت آمیز به زبان بیاورید.
3 – برای خوش اندام ماندن ، غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید.
4 – برای داشتن موهای زیبا، بگذارید کودکی هر روز آن را نوازش کند
5– برای داشتن اندام مناسب، به گونه ای راه بروید که می پندارید هرگز تنها نیستید
6 – انسانها بیشتراز اشیاء ،به تعمیر، نوشدن ،احیاء شدن و مرمت
شدن نیاز دارند ،هیچ وقت هیچکدامشان را دور نریزید.
7 – به خاطر داشته باشید که هرگاه به دست یاری نیاز داشتید،دستی درانتهای دست
خودتان پیدا می کنید.همینطور که سنتان بالا می رودشما متوجه می شوید که دو دست
دارید، یکی برای کمک به خودتان ویکی برای یاری دیگران.
8 – زیبایی انسان به لباس های که می پوشد ، به صورتش وبه مدل مویش بستگی ندارد،
زیبای فرد در چشمانش پدیدار می شود ، چون آنها دروازه های باز قلب اند، جایی که
محبت درآن جای دارد.
9 – زیبایی زن ومرد درنوع آرایشش نیست بلکه درزیبای واقعی روح اوست ، مهم این
است که او مشتاقانه مهرش را نثار کند.
10 – زیبایی واقعی با گذشت زمان افزایش می یابد.
**مبارزه با زندگی به معنای قدردانی از همه چیز ووابستگی به هیچ چیز است**
منبع
بازم دلم می خواد این شعرو بخونم:
چه سعادتیست
وقتی که برف می بارد
دانستن این که
تن پرنده ها گرم است
چه قدر لغزش نام ات سر زبان زيباست
به وقت بوسه زدن بر لب ات،دهان زيباست
توقف دو غريبه، ميان يك كوچه
تلاقي دو تماشاي ناگهان زيباست
به نَقل حوض حياط و ستاره و مه تاب
به قول آينه: چشمان هر دومان زيباست
تو بهتر است بخندي؛ كه خنده بر لب تو
شبيه پنجره اي رو به آسمان زيباست
اگر چه تلخ گذشته ست اول قصه
ولي نترس! كه پايان داستان زيباست
به خواجه فال زدم؛در پياله عكس تو بود...
نوشته بود كه: عكس ات در استكان زيباست
منبع
خداوندا ،مرا وسيله صلح خويش قرار ده.
آنجا که کين است،بادا که صلح آورم.
آنجا که تقصير است،بادا که بخشايش آورم.
آنجا که تفرقه است،بادا که يگانگی آورم.
آنجا که خطا است،بادا که راستی آورم.
آنجا که شک است ،بادا که ايمان آورم.
آنجا که نوميدی است ،بادا که اميد آورم.
آنجا که ظلمات است،بادا که نور آورم.
آنجا که غمناکی است،بادا که شادمانی آورم.
خداوندا ،بادا که بيشتر در پی تسلی دادن باشم تا تسلی يافتن،
در پی فهميدن باشم تا فهميده شدن،
در پی دوست باشم تا دوست داشته شدن،
چه با دادن است که ميگيريم
با فراموشی خويش است که خويشتن را باز می يابيم.
با بخشودن است که بخشايش بکف می اوريم.
با مردن است که به زندگی بر انگيخته ميشويم.
سه قطره نيايش برای صلح
اثر:کريستيان بوبن
دولت باید اقدام به ساختن واحد های مفید در قسمت های فرسوده شهر و اجاره آن با قیمت متعادل به زوج های جوان به مدت 5 یا 10 سال باشد
البته خانه هایی مناسب تا جوانان را راضی به ازدواج نماید
بزرگ و دلباز!....
بسته به میزان ازدواج
البته در این زمینه می توان از صندوقی هم استفاده کرد تا هزینه ای تامین شود برای بازسازی این واحد ها بعد از فرسوده شدن
به این شکل همه مشکل مسکن تا حدود زیادی حل میشه و هم مشکل ازدواج
-1
زمستان بود
بوسه آتش زدیم و گرم شدیم .
2-
منم که دوستت دارم
نه مردی که دستش را به نردهها گرفته
نه باران پشت پنجره
منم که دوستت دارم
و غم
بشکههای سنگینی را
در دلم جابهجا میکند.
3-
بگو چکار کنم؟
با فلفلی که طعم فراق می دهد
با دردی که فصل را نمی شناسد
با خونی که بند نمی آید
بگو چه کار کنم؟
وقتی شادی به دم بادکنکی بند است
و غم چون سنگی
مرا در سراشیب یک دره دنبال می کند
دلم شاخه ی شاتوتی
که باد
خونش را به در و دیوار پاشیده است.
4-
تنهایی در اتوبوس چهل و چهار نفر است
تنهایی در قطار
هزار نفر.
5-
حرف که می زنی انگار
سوسنی در صدایت راه می رود
حرف بزن
می خواهم صدایت را بشنوم
تو باغبان صدایت بودی
و خنده ات
دسته ی کبوتران سفیدی
که به یکباره پرواز می کنند.
تو را دوست دارم
چون صدای اذان در سپیده دم
چون راهی که به خواب منتهی می شود
تو را دوست دارم
چون آخرین بسته ی سیگار در تبعید.
تو نیستی و هنوز مورچه ها
شیار گندم را دوست دارند
و چراغ هواپیما در شب دیده می شود
عزیزم
هیچ قطاری وقتی گنجشکی را زیر می گیرد
از ریل خارج نمی شود .
و من گوزنی که می خواست
با شاخ هایش قطاری را نگه دارد.
سلام
اول از همه چند تا سوال می پرسم
1- چرا بازیکنای تیم استقلال جلو بازیکنای کره رو با این که می تونستن وسط زمین نمی گرفتن و اونا می اومدن جلو تا دم دروازه؟
2- چرا این همه حمله استقلال گل نشد؟
3- چرا کره ای اونقد راحت می تونستن گل بزنن؟
به صورت بد بینانه ای حس کردم که استقلال عمدن باخت! چون همه چیز به نظرم تصنعی بود!
بسیار خب از نظر بدبینانه خودم می گذرم. اما دوستان عزیز
بله دوستان عزیز چیز شدیدی رنجم می ده
همون چیزی که در ادارات می بینیم
در کلاس ها می بینیم
در دانشگاه ها می بینیم
و خیلی جاهای دیگه
تبعیض
چرا ملیت خودمونو فدای دشمنی می کنیم
باز هم سوال می کنم
وقتی شما یه مربی خوب ایرانی رو اونقدر اذیتش می کنید
وقتی تیمی رو تحت فشار وشکنجه روانی قرار می دید
وقتی برای مربی در سطح بین المللی مثل بچه ها تنبیه قایل می شید
وقتی تیمی رو به جرم قهرمان شدن امتیازشو کم می کنید
وقتی همه شکست های این تیم به خاطر اشتباهات داوریه
وقتی گزارشکر تیم استقلال منتظر گل زدن تیم کره بود در بازی قبل
وقتی در بازی های دیگه اغلب بردها با پنالتی و مشکوکه
فکر می کنم موفقیت دراین کشور چه بهای سنگینی داره
و بازیکنان این تیم علارغم اینهمه فشار روانی چه قدر قهرمانانه بازی کردن
فکر می کنم پس مانده های دولت سابق هنوز هم حاکمن که زندگی رو برای مردم شکنجه کرده بودن
و فکر می کنم فرهنگمون چه قدر از اسلام دور شده
و چه قدر آدمای وحشتناکی که از شدت حسادت دارن می پکن اطرافمونو گرفتن!
خیلی اوضاع خطر ناکه ولی مطمئنم وضع بهتر میشه
عدالت را فراموش نکنید
حالا دقیقا این لحظه که ولی لحظه جاری شدن خطبه به عنوان کسی که کمی انرژی کار کرده بهتون می گم
یه جور انرژی عشق از آسمون اومد و وارد قلبم شد و قلبمو گرم کرد
بله این تاثیر اون کلماته و باید بهتون بگم توی عکسا که خیلی ذوق زده ام :)

در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی :)
پشت درياها شهري است
كه در آن پنجره ها رو به تجلي باز است.
بام ها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري
مي نگرند.
دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است.
مردم شهر به يك چينه چنان مي نگرند
كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.
خاك، موسيقي احساس تو را مي شنود
