|
باران و دریا
|
خورشید وارد نشان #آکواریوس شد و من خوشحالم به چند دلیل ، اول اینکه خروج خورشید از نشان کپریکورن باعث میشه که لایه کپریکورن ما سبک تر بشه و فشار کار و مسئولیت های سنگین کمتر بشه و دوم اینکه نوید این رو میده که فصل جدیدی در حال آغازه که در حال فاصله گرفتن از انرژی های گذشته کهنه هستیم و سوم نوید این رو میده که ما در حال خروج از ژانویه ۲۰۲۲ متزلزل بدون ثبات هستیم.چهارم اینکه نویداین رومیده که به زمان مستقیم شدن ونوس و مرکوری نزدیک شده ایم.چهارم اینکه میتونیم از هر چیزی که فشارش زیاده فاصله بگیریم و کنده بشیم چیزی که خیلی نیاز دارم. اگر چه مرکوری در حال برگشتی به کپریکورن بر میگرده و باز هم باید به فکر پرداخت قبض ها و کارهای بانکی و مدیریت مسائل مالی باشیم و نمیشه گفت که با ورودخورشیدبه آکواریوس کاملا آزاد میشیم اما به هر حال قدم به قدم از فشار کپریکورن چارت ماکاسته خواهد شد.فشار روی کپریکورن یعنی فشارتاحداستخوان آنهم بخاطرمسائل مدیریتی دنیای مادی.اگر چه ما انسان های زمینی باید همه ابعاد را زندگی کنیم ، از ماده تا معناوچقدر خوبه که آسیاب به نوبته نه همش ماده و نه همش معنا. ورود خورشید به نشان کنده شدن ها فرخنده
خدا را شکر
هوف
در پی آنم که گر ز دست بر آید
دست به کاری زنم که غصه سر آید
محفل دل نیست جای صحبت اضداد
دیو چو بیرون رود فرشته در آید
ایجاد مراقبه خنده در جامعه
ایجاد موج شادمانی در جامعه
در همه گروهایی که هستید استیکرهای خنده تون را بذارید
برای همه مشکلات فقط بخندین
هرکسی اندوهی را بهتون گفت
بهش بگین فقط بخنده
شاد و پیروز باشید
تولد حضرت فاطمه بانوی مهر و عشق و امید پیشاپیش مبارک
🔴
تو اتوبوس نشسته بودم پیرزنه ازم پرسید ؟
کجادرس میخونی؟
گفتم گرگان مادرجون.
گفت: کرمان؟
گفتم:نه گرگان.
گفت:کجای کرمان.
گفتم :نه گرگان
گفت:گفتی کجای کرمان؟
دیدم زشته تو اتوبوس صدامو ببرم بالا گفتم:اره کرمان
گفت:پس غلط میکنی هی میگی گرگان.!!!
خدا شاهده مسافرا صندلیارو گاز میگرفتن ازخنده!!
😁😉😄😂😅😂😁😅
سوار یه تاكسی شدم به مقصد كه رسيدم
گفتم آقا ممنون من كنار اون وانت پياده ميشم
يهو وانتی حركت كرد!
الان از اتوبان زنجان براتون پست میزارم
میریم به سمت اردبیل فقط خداکنه
واسه نماز نگه داره
😂😂😂😂😂😂😂😂
ﺩﯾﺸﺐ ﮐﻒ ﭘﺎﻣﻮ ﭘﺸﻪ ﺯﺩﻩ ...
ﺁﺧﻪ ﯾﮑﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﮕﻪ ﺣﯿﻮﻭﻥ بیشعور، ﺍﯾﻦ ﺟﺎﯼ ﻧﯿﺶ ﺯﺩﻥ ﺑﻮﺩ؟؟؟؟
۳ ﺛﺎﻧﯿﻪ میخارونم ..
ﻧﯿﻢ ﺳﺎﻋﺖ ﻣﯿﺨﻨﺪﻡ
😂😂😂😂😂😂😂😄
یارو گربه شو میزاره تو گونی میبره بیابون ولش میکنه
عصر زنش زنگ میزنه میگه:
گربه دوباره برگشته!
یارو میگه:
بپرس از کجا اومده من گم شدم..
😂😂😂😂😂😂😂😂
دیشب واسم خواستگار اومد مادر داماد گفت:
عروس خانم، به غیر از آرایش کردن، کار دیگه ای هم بلده؟
مامانمم گفت:
شستشو ....
دخترم میتونه در عرض١٠ ثانیه کل خانوادهتون رو بشوره بذاره کنار!
😂😂😂😂😂😂😂😂
ﺭﻭﺯﯼ ﻣﺮﺩﯼ ﺍﺯ ﺷﯿﺦ ﭘﺮﺳﯿﺪ:
ﺍﯼ ﺷﯿﺦ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍﻩ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﭼﯿﺴﺖ؟
ﺷﯿﺦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ:
ﻣﺘﺮﻭ
😂😂😂😂😂😂😂😂
زن مشهدی:
مُگوم اگه مو بميرُم تو چکار مُکنی؟
مرد مشهدی: معلومه ديگه ديونه مُروم!
زن: ديگه زن نيمگيری؟
مرد: نمدونم، از ديونه هر کار بگن برميه!
😂😂😂😂😂😂😂😂
از یارو پرسیدن ماه عسل خوش گذشت؟
گفت : خیلی...
گفتن : پس چرا زنت داره گریه میکنه؟
گفت : خیلی دوست داشت بیاد نبردمش!
😂
◼ به تردیدهایتان شک کنید.
👈 در انجیل آمده است: «اگر ایمانی به کوچکیِ دانهٔ خردل داشته باشید، همهچیز ممکن خواهد بود.»
🔹من عاشق مثالِ دانهٔ خردل هستم. روزی برای یک سخنرانی روی صحنه بودم و گفتم: «یک دانهٔ خردل، هیچ شکی به خود راه نمیدهد. دانهٔ خردل ایمان دارد که نه به یک برگ، نه به یک گُل، نه به هرچیز دیگری، که به درختی تنومند تبدیل خواهد شد.» گفتم: «خب، اگر شما شکی به دل راه نمیدادید چه؟ اگر دلتان با ایمان، قرص بود چه؟»
🔸بخشی از مشکلاتی که در استفاده از هواوپونوپونو داریم، ایمان ضعیف است. ما واقعاً باور نداریم که به منبع هستی متصل هستیم، که همه چیز به نفع ماست و باور نداریم که در حال مراقبت از محدودیتهای خود هستیم. در نتیجه، واقعاً برای به دست آوردن چیزی تلاش نمیکنیم؛ چون ایمان ضعیفی داریم. اگر مفهوم کلی مثال دانهٔ خردل را درک کنید، به معجزات دست مییابید. اگر واقعاً آن را درک کنید، میتوانید به سطوح جدیدی از انرژی برسید که از تصور شما خارج است.
🔴 بسیاری از ما، گرفتار شک و تردیدهای خود هستیم: «شک دارم که هواوپونوپونو برای من کارساز باشد. شک دارم که چهار ذکر هواوپونوپونو ابزار پاکسازی باشند.» شما همیشه و همهوقت شک دارید و به چیزی دست نمییابید. همهچیز ناشی از ذهن است و ذهن شما با انواع داستانها، سوالها، ترسها و تردیدها مواجه میشود.
🔵 اگر خواهان حرکت به سوی تسلیم، قدرتبخشی یا بیداری باشید، و به خودتان بگویید که من شک دارم، حتی قادر نخواهید بود به مفهومشان هم نزدیک شوید. شک شما حتی اجازه نخواهد داد دورنمایی از اینها را ببینید.
🔸به تردیدهایتان شک کنید: «آن قدر تلاش کنید تا سرانجام آنها را از بین ببرید و با شکرگزاری و وضوح، در لحظهٔ حال قرار بگیرید.» به تردیدهایتان شک کنید و به سوی رویاهایتان پیش بروید.
📚 عبارت پنجم
⭕ دکتر جو ویتالی
سلام
و سلوم دوستان
دیشبم خدا یتا معحزه از خودش در کرد
خلاصه خیلی خوب بود
جون شما
دمش گرم
چه خدایی دارم من
این روزا خیلی خوشحالم
خبرای خیلی عالی تو راهه
خدایا از حمایت حفاظت و عشقات ممنونم. بوس
هواي دولتِ مشرق سفير ِباران شد
و چترهاي دله ما سرير ِباران شد
كويره سر به هوايِ به آسمان محتاج
دچار مرحمت سر به زير باران شد
قناتِ مرده ي ما را دوباره احيا كرد
و دشت هاي ترك خورده ، سير باران شد
و چشم ها همه در مسير او خيسند
شگفت بدرقه اي در مسير باران شد
چه رنگ ها كه به هم دستِ بيعت آوردند
كماني از بركات غدير باران شد
ترانه هاي بهاري دل مرا برده ست
صداي سوت قطاري، دل مرا برده ست
مسافرم به دياري ببند بار مرا
به عزم ديدن ياري ببند بار مرا
سفر، شروع فراق است باخبر هستم
اگرچه دوست نداري؛ ببند بار مرا
بيان قِصه دراز است اندكي بنشين
بگويمت به چه كاري ببند بار مرا؟
مرا هواي گلي در سر است، مي بيني
براي منصب خاري ببند بار مرا
ببين درون دلم شوق و بيقراري را
به قصد كسب قراري ببند بار مرا
تمام راه، من و جاده حرف ها زده ايم
غريب گرچه ولي، سربه آشنا زده ايم
پس از سلام، جواب سلام لازم نيست؟
براي زخمي راه، التيام لازم نيست؟
رسيدنم به تو واجب ترين نيازم بود
وگرنه باقي درخواست هام، لازم نيست
براي حاجي احرام بسته ي حرمت
دگر زيارت بيت الحرام لازم نيست
كبوترانه، هواي تو را به پر دارم
براي كفتر جلدت كه دام لازم نيست
اگرچه زشت و سياهم، ولي مگر آقا
در اين عمارت شاهي، غلام لازم نيست!؟
اگرچه ساكن اينجام، خانه ام آنجاست
كبوتري شده ام كاشيانه ام آنجاست
چه بارگاه قشنگی چه مرقدی داری
عجب مناره و صحن و چه گنبدی داری
که گفته است غریبی میان ما وقتی
همیشه دور و برت رفت و آمدی داری
جناب گل پسر هفتم از قبیله ی یاس
شمیم روح نواز محمدی داری
به آبروی تو شرمنده آبرو مندست
رئوف هستی و الطاف بی حدی داری
میان این همه خوبان که دورتان جمعند
خودم که معترفم نوکر بدی داری
و عاشقانه ضریحی پر از غزل دارد
ضریح نیست که کندویی از عسل دارد
سپاس آنکه به دنیا ابا الجوادم داد
سپس گدا شدن خانه زاد یادم داد
ورودم از در باب الجواد واسطه ایست
همیشه کم طلبیدم خودش زیادم داد
به من چه شاعرم اصلا خودش که میدانست
نه دعبلم نه فرزدق نه با سوادم، داد
جهان سراغ ندارد رئوف تر از او
هنوز کاسه ی دستم نشان ندادم داد
در آسمان همه بر نوکریش مفتخرند
فدای آنکه چنین حُسن انتخابم داد
کشید دست مرا ثامن الحجج رفتم
فقیر بودم و مشهد برای حج رفتم...
(مصطفي صابر خراساني)
چرا می خواهیم به بررسی تنظیم هیجان بپردازیم؟ یکی از ناخوشایند ترین تجربیات برای انسان ها، همانا مستاصل شدن از هیجان های خویش و بی اطلاعی از چگونگی مقابله با شدت آنهاست. در نتیجه برخی افراد به روش هایی درد سر ساز مانند سو مصرف الکل یا مواد مخدر، پرخوری، استفراغ عمدی، نشخوار فکری، نگرانی، سرزنش کردن دیگران، وابستگی های اجبارگونه به مشاهده تصاویر یا فیلم های مستهجن، نشخوار فکری، نگرانی و دیگر راهبردهای بی حاصل روی می آورند.
ایجاد قابلیت هایی برای تحمل پاسخ های هیجانی و تنظیم آنها می تواند به بیماران کمک کند تا گستره رفتار و پاسخ هایی که در هنگام رویارویی با ناراحتی شدید در اختیار دارند را وسعت بخشد.
چرا تنظیم هیجان مهم است؟
مشکل اصلی تجربه کردن اضطراب نیست؛ بلکه توانایی ما در شناسایی اضطراب خویش، پذیرفتن آن، استفاده از آن در صورت امکان و ادامه دادن به عملکرد خود به رغم وجود اضطراب است. بدون وجود هیجان های مختلف زندگی ما نیز فاقد معنی، حس و غنا شادی و ارتباط با دیگران خواهد بود.
هیجان ها مانند اضطراب، شامل مولفه های ارزیابی، حس، قصدمندی(وجود هدف)،( احساس)( یا کیفیت)، رفتار حرکتی، و در اغلب موارد مولفه بین فردی هستند. بنا بر این هنگامی که شما هیجان(به طور مثال اضطراب) را تجربه می کنید، در می یابید که نگران هستید کار خود را در موعد مقرر انجام ندهید. (ارزیابی)، دچار افزایش تعداد ضربان قلب می شوید(حس)، بر توانایی های خود متمرکز می شوید(قصدمندی)، احساس هولناکی درباره زندگی دارید(احساس)، از نظر جسمی بی تاب و بی قرار می شوید(رفتار حرکتی) و ممکن است در بسیاری از موارد به دوست یا شریک زندگی تان بگویید که امروز روز بدی است(مولفه بین فردی)
تنظیم هیجان می تواند شامل بازسازی شناختی، آرمیدگی؛ تعیین هدف یا فعال سازی رفتاری، طرح واره های هیجانی و تحمل عواطف، تغییرات رفتاری و اصلاح تلاش های دردسر ساز برای دستیابی به اعتبار یابی باشد.
افلاطونی ها هیجان را به عنوان بخشی از استعاره یک ارابه ران می دانستند که می کوشد دو اسب را تحت اختیار در آورد: یک اسب که به سهولت اهلی شده و نیاز به هدایت ندارد و دیگری که وحشی بوده و شاد هم خطرناک باشد.
تنظیم هیجان چیست؟
روش های دردسر ساز مقابله با هیجان ممکن است به طور موقت سبب کاهش میزان بر انگیختگی شوند (برای مثال، نوشیدن الکل سبب ماهش اضراب در کوتاه مدت شود)؛ ولی می توانند پس از مدتی مقابله هیجانی را تشدید کنند. این راه حل های موقتی(پرخوری، اجتناب، نشخوار فکری و سوء مصرف مواد) ممکن است در کوتاه مدت مفید واقع شوند مع هذا همین راه حل ها ممکن است خود به یک مشکل تبدیل شوند.
ما بر هم خوردن تنظیم هیجان( بد تنظیمی هیجان) را به این صورت تعریف می کنیم: دشوار بودن یا ناممکن بودن مقابله با تجربه هیجان و یا پردازش آن. بد تنظیمی هیجان می تواند به صورت تشدید بیش از حد هیجان و یا غیر فعال شدن بیش از حد هیجان تظاهر کند.
تنظیم هیجان همانند یک ترموستات حفظ کننده تعادل است، بدین مفهوم که می تواند هیجان ها را متعادل ساخته و آنها را در یک گستره قابل اداره کردن نگه دارد تا فرد بتواند با آنها مقابله کند.
فولکمن و لازاروس(1988) هشت راهبرد را برای مقابله با هیجان شناسایی کرده اند: مواجهه ای(برای مثال، ابراز وجود)، فاصله گرفتن، خویشتن داری، طلب حمایت های اجتماعی، پذیرش مسئولیت، گریز- اجتناب، حل مسئله به صورت برنامه ریزی شده و ارزیابی مجدد مثبت. مقابله با تجربیات، بخشی از هیجان است. اگر فرد بهتر بتواند مقابله کند؛ چه به روش حل مسئله و چه با روش های دیگری مانند ابراز وجود، توسل به اقدامات رفتاری جهت دستیابی به تجربیاتی با پاداش بیشتر یا ارزیابی مجدد موقعیت مربوطه؛ آنگاه هیجان های وی نیز کمتر ممکن است تشدید شود. مسمومیت با الکل و بریدن اعضای بدن خود با تیغ نمونه هایی از راهبردهای غیر انطباقی در هنگام مقابله با هیجان هستند. این راهبردها می تواندد به طور موقت شدت هیجان را کاهش داده و حتی حس گذرایی از تندرستی ایجاد کنند ولی نمی توانند اهداف و نیت های مد نظر فرد را تحقق بخشند.
نقش تنظیم هیجان در اختلالات مختلف
تنظیم هیجان در درمان اختلال اضطرابی فراگیر(GAD) نیز نقش دارد. در حقیقت صرفا فعال سازی، ابراز و اندیشیدن به هیجان ها می توانند اثراتی تسکین بخش برای افسردگی داشته باشند. افراد افسرده ای که در ابتدای امر جایگاه بالاتری در مقیاسی از سرکوب هیجانی داشتند از فواید یک دوره درمان 6 هفته ای به صورت نوشتن مطالبی جهت ابراز هیجان های خود بهره مند شدند. این درمان سبب کاهش علایم افسردگی آنان شده بود. تنظیم هیجان سبب اصلاح شرم و اختلالات خوردن می شود. سرکوب هیجان می تواند سبب کاهش کارآیی فرد در برقراری ارتباط شود. بر هم خوردن تنظیم هیجان زمینه رفتار خود آسیبی است، خود آسیبی اغلب رفتاری با تقویت منفی است که برای کاهش هیجان شدید به کار گرفته می شود. این خود آسیبی سبب آزاد سازی اندروفین ها شده، شدت هیجانی منفی اضطراب و افسردگی را به طور موقت کاهش می دهد. پژوهشگران معتقدند نقایص مختلف در تنظیم هیجان، در گستره ای از اختلالات با لینی و از جمله سوئ مصرف مواد و اختلال استرس پس از سانحه نقش دارند.
نظریه تکامل
داروین علاقه خاصی به حالات چهره مربوط به هیجان های مختلف داشت و عکس هایی متعدد از افراد تمامی طبقات( و ازجمله افراد بستری در تیمارستان) را گرد آوری کرده بود و این نشان داد که هیجان های پایه ای وجود دارند که دارای ماهیتی همگانی هستند. در حقیقت تمایل ذاتی انسان برای ابراز هیجان در قالب حالات چهره سبب می شود که فرد تقریبا نتواند هیجان هایی که در عمل احساس می کند را پنهان سازد.
ارزش هیجان های مختلف
هیجان هایی مختلف به ما کمک می کنند تا گزینه های خود را ارزشیابی کنیم و انگیزه لازم برای ایجاد تغییر یا انجام کاری را فراهم می آورند و اطلاعاتی درباره نیازهای مان در اختیار ما قرار می دهند. داماسیو(2005) هیجان ها را نشانگرهایی پیکری نامید که به ما می گویند چه کاری را می خواهیم انجام دهیم. هیجان ها به ما کمک می کنند تا با دیگران ارتباط برقرار کنیم نوعی " نظریه ذهن" را به درستی ارزیابی کنند.
تقدم: شناخت یا هیجان
ما در کتاب حاضر فرض را بر این می گذاریم که این فرآیندها دارای وابستگی متقابل به یکدیگر هستند و نیازی نیست که برای ابداع تکنیک هایی مفید برای کمک به بیماران تقدمی برای یکی از آنها قائل شویم.
درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد
مطابق با ACT هدف روان درمانی می تواند یکی از دو مورد زیر باشد:1- برقراری و حفظ "انعطاف پذیری روان شناختی" 2- توانایی برقراری ارتباط با لحظه کنونی به نحوی کاملتر و به عنون یک انسان هوشیار، و نیز توانایی تغییر دادن یا ادامه دادن رفتاری برای محقق ساختن اهداف ارزشمند. در مداخلات ACT از شش فرآیند محوری استفاده می شود.
ارزیابی مجدد
ارزیابی مجدد شامل ارزیابی افکار مربوط به موقعیتی است که سبب برانگیختگی هیجانی می شود. به طور مثال در الگوی بک، فرض بر این است که افکار خودآیند به طور خود به خود رخ داده، و اغلب بدون بررسی یا بدون ارزیابی باقی می مانند. افکار خود آیند را می توان به دو دسته انحرافات یا سوگیری ها طبقه بندی کرد، که شامل ذهن خوانی، تفکر دو قطبی، طالع بینی، شخصی سازی و برچسب زنی هستند.
درمان هیجان محور((EFT
درمان هیجان مدار نوعی درمان تجربی و انسان گرایانه است که از نظریه دلبستگی، علم اعصاب هیجانی و مفاهیم هوش هیجانی نشات می گیرد. این درمان نوعی درمان مبتنی بر شواهد به شمار می رود که به لحاظ تجربی مورد تایید قرار گرفته است در EFT درمانگر می تواند به عنوان مربی هیجان نیز عمل کند که بیماران را یاری می دهد تا در پردازش های پاسخ های هیجانی خود کار آمدتر و سازگاران تر عمل کند.
در الگوی EFT این موضوع مطرح است که همانطور که شناخت می تواند بر هیجان ها تاثیر گذارد، هیجان ها نیز می توانند بر شناخت تاثیر بگذارند. از شناخت می توان برای تاثیر بر هیجان ها استفاده کرد ولی از هیجان ها می توان حتی برای تغییر ماهیت یا تغییر شکل هیجان های دیگر نیز استفاده کرد.
اجتماعی شدن هیجانی
بولبی معتقد بود که مولفه اساسی دلبستگی مطمئن، همانا قابلیت پیش بینی و پاسخ دهی ذهنیتی است که فرد از والدین خود دارد. بولبی و پژوهشگران دیگر این موضوع را مطرح کرده اند که مختل شدن دلبستگی بین کودک و والد می تواند بر ایجاد" الگوهای کاری درونی" یعنی همان طرح واره ها یا مفاهیم- درباره قابلیت پیشبینی و تربیت دیگران تاثیر گذارد. شیرخواران و کودکان فاقد دلبستگی مطمئن در معرض خطر بالاتری از نظر اضطراب، غم، خشم و دیگر مشکلات هیجانی قرار دارند.
برگرفته از کتاب تنظیم هیجان رابرت لی هی
🔹ﻧﺤﻮﻩ ﺩﺭﺱ ﺩﺍﺩﻥ ﺳﺮ کلاس:۲x۲=۴
+ﺣﺎﻻ ﻧﺤﻮﻩ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﺍﺩﻥ ﺗﻮ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ :
ﺍکبر ۱۳ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺳﺖ ، ﺳﻦ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﺣﻤﺪ ﯾﮏﺷﺸﻢ سینوس ﺯﺍﻭﯾﻪ دست چپ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺍﺳﺖ؛
ﺍﻟﻒ)ﺍﮔﺮ ﺍکبر ﻧﺼﻒ ﭘﻮﻟﺶ ﺭﺍ ﺧﺮﺝ ﮐﻨﺪ ، ﺍﺣﻤﺪ ﭼﻨﺪ شکلات ﺩﺍﺭﺩ؟
ﺏ) پدربزرگ ﺟﻌﻔﺮ را رسم کنید !
ج)چرا؟
💯
تو را آنگونه میخواهم که زندان زلخیا را
کمک کن آه تو جانا بگیرد دامن ما را
ندارم هیچ امیدی به این دنیای تبعیدی
که من از بد بیابانی گرفتم راه دریا را
چنان از دیدنت دورم که باور کرده ام کورم
تو کاری کن بدون تو نبینم صبح فردا را
برف آمد پشت ردت در خیابان گم شدم
برف آمد برف آمد یک زمستان گم شدم
امشب درای قلبمو من باز کردم رو به تو
جای قدم زدن ببین پرواز کردم رو به تو
تو اولین عشق منو آخرین عشق منی
من غرق میشم تو نگات وقتی بهم زل میزنی
وقتی بهم زل میزنی
وقتی که دارم رو به تو عشقو تماشا میکنم
اون لحظه تو چشمای تو دنیامو پیدا میکنم
وقتی که هرجای جهان هر لحظه دنبال همیم
چیزی نمیتونم بگم جز اینکه ما مال همیم
تا انتخاب من تویی با تو مردد نیستم
تا وقتی همراه منی من فکر مقصد نیستم
وقتی که هرجای جهان هر لحظه دنبال همیم
چیزی نمیتونم بگم جز اینکه ما مال همیم
من یک مرد هستم .وقتی دیدم همسرم سبد خرید را هل میدهد و در سوپرمارکت پرسه میزند تا مایحتاج خانه را با دقت انتخاب کند، معنی (مرد بدون زن ارزش ندارد) را فهمیدم...
و وقتی دیدم هر محصولی را جداگانه بررسی می کند و تاریخ انقضا آن را می داند، می دانستم چرا می گویند (زنان نیمی از جامعه هستند).
و وقتی دیدم او از غریزه مادری استفاده می کند تا از بین غذاها و نیازهای هر یک از اعضای خانواده چه چیزی را انتخاب کند، صادقانه متقاعد شدم که (زنان انرژی تمام نشدنی هستند).
و وقتی فاکتور خرید را از صندوقدار گرفتم فهمیدم چرا کفار قریش آنها را زنده به گور می کردند !!!
☹️☹️☹️☹️☹️☹️☹️☹️☹️
اینم یه شعر از منوچهری پر از قطره باران
آن قطرهٔ باران بین از ابر چکیده
گشته سر هر برگ از آن قطره گهربار
آویخته چون ریشهٔ دستارچهٔ سبز
سیمین گرهی بر سر هر ریشهٔ دستار
یا همچو زبرجد گون یک رشتهٔ سوزن
اندر سر هر سوزن یک لؤلؤ شهوار
آن قطرهٔ باران که فرو بارد شبگیر
بر طرف چمن بر دو رخ سرخ گل نار
گویی به مثل بیضهٔ کافور ریاحی
بر بیرم حمرا بپراکندهست عطار
وان قطرهٔ باران که فرود آید از شاخ
بر تازه بنفشه، نه به تعجیل به ادرار
گوییکه مشاطه ز بر فرق عروسان
ماورد همیریزد، باریک به مقدار
وان قطرهٔ باران سحرگاهی بنگر
بر طرف گل ناشکفیده بر سیار
همچون سرپستان عروسان پریروی
واندر سر پستان بر، شیر آمده هموار
وان قطرهٔ باران که چکد از بر لاله
گردد طرف لاله از آن باران بنگار
پنداری تبخالهٔ خردک بدمیدهست
بر گرد عقیق دو لب دلبر عیار
وان قطرهٔ باران که برافتد به گل سرخ
چون اشک عروسیست برافتاده به رخسار
وان قطرهٔ باران که برافتد به سر خوید
چون قطرهٔ سیمابست افتاده به زنگار
وان قطرهٔ باران که برافتد به گل زرد
گویی که چکیدهست مل زرد به دینار
وان قطرهٔ باران که چکد بر گل خیری
چون قطرهٔ می بر لب معشوقهٔ میخوار
وان قطرهٔ باران که برافتد به سمنبرگ
چون نقطه سفیداب بود از بر طومار
وان قطرهٔ باران ز بر لالهٔ احمر
همچون شرر مرده فراز علم نار
وان قطرهٔ باران ز بر سوسن کوهی
گویی که ثریاست برین گنبد دوار
بر برگ گل نسرین آن قطرهٔ دیگر
چون قطرهٔ خوی بر ز نخ لعبت فرخار
آن دایرهها بنگر اندر شمر آب
هر گه که در آن آب چکد قطرهٔ امطار
چون مرکز پرگار شود قطرهٔ باران
وان دایرهٔ آب بسان خط پرگار
مرکز نشود دایره وان قطرهٔ باران
صد دایره در دایره گردد به یکی بار

سلاااااام بر مهربان خدای خوب من
الان شبکه چهار داره درباره شعر بحث میکنه
و باید بهتون بگم دقیقا چیزیه که بهش نیاز دارم
گفتگو درباره شعر...
اتفاقا تصمیم گرفتم روزی دو تا بیت شعر مولانا از مثنوی حفظ کنم...
در شدن خرگوش بس تاخیر کرد
مکر را با خویشتن تقریر کرد
در ره آمد بعد تاخیر دراز
تا به گوش شیر گوید یک دو راز
تا چه عالمهاست در سودای عقل
تا چه با پهناست این دریای عقل
صورت ما اندرین بحر عذاب
میدود چون کاسهها بر روی آب
تا نشد پر بر سر دریا چو طشت
چونک پر شد طشت در وی غرق گشت
عقل پنهانست و ظاهر عالمی
صورت ما موج یا از وی نمی
هر چه صورت می وسیلت سازدش
زان وسیلت بحر دور اندازدش
تا نبیند دل دهندهٔ راز را
تا نبیند تیر دورانداز را
اسپ خود را یاوه داند وز ستیز
میدواند اسپ خود در راه تیز
اسپ خود را یاوه داند آن جواد
و اسپ خود او را کشان کرده چو باد
در فغان و جست و جو آن خیرهسر
هر طرف پرسان و جویان در بدر
کانک دزدید اسپ ما را کو و کیست
این که زیر ران تست ای خواجه چیست
آری این اسپست لیک این اسپ کو
با خود آی ای شهسوار اسپجو
جان ز پیدایی و نزدیکیست گم
چون شکم پر آب و لب خشکی چو خم
کی ببینی سرخ و سبز و فور را
تا نبینی پیش ازین سه نور را
لیک چون در رنگ گم شد هوش تو
شد ز نور آن رنگها روپوش تو
چونک شب آن رنگها مستور بود
پس بدیدی دید رنگ از نور بود
نیست دید رنگ بینور برون
همچنین رنگ خیال اندرون
این برون از آفتاب و از سها
واندرون از عکس انوار علا
نور نور چشم خود نور دلست
نور چشم از نور دلها حاصلست
باز نور نور دل نور خداست
کو ز نور عقل و حس پاک و جداست
شب نبد نور و ندیدی رنگها
پس به ضد نور پیدا شد ترا
دیدن نورست آنگه دید رنگ
وین به ضد نور دانی بیدرنگ
رنج و غم را حق پی آن آفرید
تا بدین ضد خوشدلی آید پدید
پس نهانیها بضد پیدا شود
چونک حق را نیست ضد پنهان بود
که نظر پر نور بود آنگه برنگ
ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ
پس به ضد نور دانستی تو نور
ضد ضد را مینماید در صدور
نور حق را نیست ضدی در وجود
تا به ضد او را توان پیدا نمود
لاجرم ابصار ما لا تدرکه
و هو یدرک بین تو از موسی و که
صورت از معنی چو شیر از بیشه دان
یا چو آواز و سخن ز اندیشه دان
این سخن و آواز از اندیشه خاست
تو ندانی بحر اندیشه کجاست
لیک چون موج سخن دیدی لطیف
بحر آن دانی که باشد هم شریف
چون ز دانش موج اندیشه بتاخت
از سخن و آواز او صورت بساخت
از سخن صورت بزاد و باز مرد
موج خود را باز اندر بحر برد
صورت از بیصورتی آمد برون
باز شد که انا الیه راجعون
پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتیست
مصطفی فرمود دنیا ساعتیست
فکر ما تیریست از هو در هوا
در هوا کی پاید آید تا خدا
هر نفس نو میشود دنیا و ما
بیخبر از نو شدن اندر بقا
عمر همچون جوی نو نو میرسد
مستمری مینماید در جسد
آن ز تیزی مستمر شکل آمدهست
چون شرر کش تیز جنبانی بدست
شاخ آتش را بجنبانی بساز
در نظر آتش نماید بس دراز
این درازی مدت از تیزی صنع
مینماید سرعتانگیزی صنع
طالب این سر اگر علامهایست
نک حسامالدین که سامی نامهایست
این شعرو می خوام حفظ کنم

عشق شادی ست، عشق آزادی ست
عشق آغاز آدمیزادی ست
عشق آتش به سینه داشتن است
دم همت بر او گماشتن است
عشق شوری زخود فزاینده ست
زایش کهکشان زاینده ست
تپش نبض باغ در دانه ست
در شب پیله رقص پروانه ست
جنبشی در نهفت پردهی جان
در بن جان زندگی پنهان
زندگی چیست؟ عشق ورزیدن
زندگی را به عشق بخشیدن
زنده است آن که عشق میورزد
دل و جانش به عشق میارزد
بالاخره امروز یکی از معجزا زندگی من رخ داد!
و اینترنت لب تابم بعد از سی بار زنگ زدن به پیشگامان و آخرشم با رفتن حضوری درست شد
آقا تبریک
تبرررییییییییککککک
خیلی تبریک
همشم تخسیراین پروکسی هست
آقا من خیلی خوشحالم
خخخخخیییییلللللللیییییییی خوشحالم
و بهتون بگم عزیزانم که امروز سرآغاز یک سری گشایش ها برای من هست
خدایا شکرت شکرت شکرت
خدایا شکرت برای نعمت برف و بارونت
خدایا شکرت که منو خیلی دوست داری;)
زندگی در استرس و زندگی در بقا به معنای وجود هشدار ، اضطراری ، تحریک و این باعث می شود که دیگر نخواهید آن واقعه تکرار شود. این همان کاری است که بقا انجام می دهد. شما همیشه باید این ایده را پیش بینی کنید یا همیشه توجه داشته باشید که ممکن است دوباره تکرار شود. این زمانی است که شما به طور ناخودآگاه در بدن خود احساسات را تهویه می کنید. هنگامی که شروع به مرور اتفاقی می کنید که در آینده شما می تواند رخ دهد ، این فکر را در ذهن خود چنان واقعی می کنید که در آن آینده و در لحظه فعلی زندگی می کنید. و احساسات آن آینده را شروع می کنید
این روند شرطی سازی است که باعث می شود ناخودآگاه به آن احساس تبدیل شوید. این بدان معنی است که با گذشت زمان حتی از اینکه چنین احساسی دارید آگاه نیستید. این می شود که شما هستید. بنابراین هر چیزی در محیط شما که می توانید تشخیص دهید از راه دور شبیه به تصاویری است که آن احساس را ایجاد می کند ، همان احساس را تحریک می کند. گاهی موجه نیست ، گاهی واقعی نیست. شما برمی گردید که واقعیت خود را براساس خاطرات گذشته ببینید
وقتی این کار را به اندازه کافی انجام می دهید و می توانید گذشته ، فکر واقعه را به یاد بیاورید ، خاطره تجربه یک احساس یا یک ماده شیمیایی یا یک واکنش در بدن ایجاد می کند. و اینکه پاسخ شیمیایی در بدن از نظر احساسی بدن را تهویه می کند تا ذهن شود. و اکنون بدن ناخودآگاه به گذشته حتی بیشتر شرطی می شود.
اکنون بدن این احساس را به خاطر می سپارد و معتقد است که این تجربه به طور ناخودآگاه در اطراف آن اتفاق می افتد. و این احساسات ناخودآگاه هستند که باعث به وجود آمدن برخی از برنامه ها و رفتارهای خاص می شوند ، در شرایطی که شرایط محیط شبیه به آنچه به یاد می آوریم یا به اعتقاد ما به خاطر می آوریم ، ظاهر می شود. تحقیقات روی حافظه نشان می دهد آنچه در آن گذشته با گذشت زمان تجربه کردیم بسیار ذهنی می شود. به نظر نمی رسد دیگر واقعیت باشد ، قبل از این که ما داستان را بیشتر برای اطرافیان خود تزئین کنیم و شرایط داستان را افزایش دهیم تا نه تنها احساس را احساس کنیم بلکه این واقعیت را تأیید کنیم که تغییر برای ما واقعاً دشوار است.
جو دیس پنزا
تمام دنیا یک طرف تو یک طرف عزیزم، عزیزم
تمام خوبا یک طرف تو یک طرف عزیزم، عزیزم
آهسته و پیوسته، مهرت به دل نشسته، حالا جونم به جونت بسته عزیزم
تلسم نا امیدی، توقلب من شکسته، حالا جونم به جونت بسته عزیزم
نشستی توی قلبم
خوب چشمتو وا کردی
دیدی واسه ی همیشه
خوب جایی پیدا کردی، خوب جایی پیدا کردی
یه روز دو روز نمی شه، دیگه واسه ی همیشه
بشین بشین تو قلبم، بشین که خوب نشستی، حالا عزیز دل تو هستی
تمام دنیا یک طرف تو یک طرف عزیزم، عزیزم
تمام خوبا یک طرف تو یک طرف عزیزم، عزیزم
در شدن خرگوش بس تاخیر کرد
مکر را با خویشتن تقریر کرد
در ره آمد بعد تاخیر دراز
تا به گوش شیر گوید یک دو راز
تا چه عالمهاست در سودای عقل
تا چه با پهناست این دریای عقل
صورت ما اندرین بحر عذاب
میدود چون کاسهها بر روی آب
تا نشد پر بر سر دریا چو طشت
چونک پر شد طشت در وی غرق گشت
عقل پنهانست و ظاهر عالمی
صورت ما موج یا از وی نمی
هر چه صورت می وسیلت سازدش
زان وسیلت بحر دور اندازدش
تا نبیند دل دهندهٔ راز را
تا نبیند تیر دورانداز را
اسپ خود را یاوه داند وز ستیز
میدواند اسپ خود در راه تیز
اسپ خود را یاوه داند آن جواد
و اسپ خود او را کشان کرده چو باد
در فغان و جست و جو آن خیرهسر
هر طرف پرسان و جویان در بدر
کانک دزدید اسپ ما را کو و کیست
این که زیر ران تست ای خواجه چیست
آری این اسپست لیک این اسپ کو
با خود آی ای شهسوار اسپجو
جان ز پیدایی و نزدیکیست گم
چون شکم پر آب و لب خشکی چو خم
کی ببینی سرخ و سبز و فور را
تا نبینی پیش ازین سه نور را
لیک چون در رنگ گم شد هوش تو
شد ز نور آن رنگها روپوش تو
چونک شب آن رنگها مستور بود
پس بدیدی دید رنگ از نور بود
نیست دید رنگ بینور برون
همچنین رنگ خیال اندرون
این برون از آفتاب و از سها
واندرون از عکس انوار علا
نور نور چشم خود نور دلست
نور چشم از نور دلها حاصلست
باز نور نور دل نور خداست
کو ز نور عقل و حس پاک و جداست
شب نبد نور و ندیدی رنگها
پس به ضد نور پیدا شد ترا
دیدن نورست آنگه دید رنگ
وین به ضد نور دانی بیدرنگ
رنج و غم را حق پی آن آفرید
تا بدین ضد خوشدلی آید پدید
پس نهانیها بضد پیدا شود
چونک حق را نیست ضد پنهان بود
که نظر پر نور بود آنگه برنگ
ضد به ضد پیدا بود چون روم و زنگ
پس به ضد نور دانستی تو نور
ضد ضد را مینماید در صدور
نور حق را نیست ضدی در وجود
تا به ضد او را توان پیدا نمود
لاجرم ابصار ما لا تدرکه
و هو یدرک بین تو از موسی و که
صورت از معنی چو شیر از بیشه دان
یا چو آواز و سخن ز اندیشه دان
این سخن و آواز از اندیشه خاست
تو ندانی بحر اندیشه کجاست
لیک چون موج سخن دیدی لطیف
بحر آن دانی که باشد هم شریف
چون ز دانش موج اندیشه بتاخت
از سخن و آواز او صورت بساخت
از سخن صورت بزاد و باز مرد
موج خود را باز اندر بحر برد
صورت از بیصورتی آمد برون
باز شد که انا الیه راجعون
پس ترا هر لحظه مرگ و رجعتیست
مصطفی فرمود دنیا ساعتیست
فکر ما تیریست از هو در هوا
در هوا کی پاید آید تا خدا
هر نفس نو میشود دنیا و ما
بیخبر از نو شدن اندر بقا
عمر همچون جوی نو نو میرسد
مستمری مینماید در جسد
آن ز تیزی مستمر شکل آمدهست
چون شرر کش تیز جنبانی بدست
شاخ آتش را بجنبانی بساز
در نظر آتش نماید بس دراز
این درازی مدت از تیزی صنع
مینماید سرعتانگیزی صنع
طالب این سر اگر علامهایست
نک حسامالدین که سامی نامهایست
البته که هر روز خداوند مملو از هدیس
اما در پایان چله های سپاسگزاری
معمولا خدا یه هدیه خیلی خاص و ویژه
از جنس خودش بهم میده
که سخت به انتظار اون هدیم
خدایا شکرت شکرت شکرت
1- خدایا شکرت برای کارهایی که اول انجام شد
2- خدایا شکرت که بعدش قضیه بعدی خیلی قشنگ حل شد
3- خدایا شکرت که دوبارم اونجا دستمو گرفتی
4-خدایا شکرت که بعدش اون بنده خدا را هم فرستادی
5- خدایا شکرت که بعدش دوباره همه چیو جلو بردی
6- خدایا شکرت که واقعا بعدشم یکی دیگه همکاری کرد
7- خدایا شکرت برای وجود راهنمای عزیزم که تلفنمو جواب داد و راهنماییم کرد
8- خدایا شکرت که اون بنده خدا رو درست کردی بعدش بیاد
9- خدایا شکرت که بعدش منو بردی یه جایی ک خیلی دوست دارم
10 خدایا شکرت که یه سری چیزا خریدم که خوشحالم کرد
11- خدایا شکرت که لحظه به لحظه اینقدر برام کار انجام دادی
12- خدایا ممنون توام شکرت شکرت شکرت
🌹🌹🌹🌹
تقدیم به مهربان و عالی خدای خوبم
همیشه میتوانم
ستاره های قلب تو را
قلقلک دهم
تا به یکباره
دوباره زیر نور ماه
برقصیم
پ ن: بی تاریخ
عشق
چیزی هست که همیشه باید ازش مراقبت بشه
و تنورش را داغ نگه داشت..
مقیاس صمیمیت زناشویی تامپسون و والکر (MIS)
مقیاس صمیمیت زناشویی تامپسون و والکر (MIS)
صمیمیت توجه و اهمیت اعضای خانواده برای یکدیگر تعریف شده است و عوامل نزدیکی عاطفی در قالب مهر و محبت، از خود گذشتگی، خرسندی و رضایت را شامل میشود و احساسی است مبنی بر این که رابطه مهم، باز، توأم باعزت، همبستگی و تعهد متقابل است. نیاز به صمیمیت و ارتباط نزدیک با دیگری، از نیازهای اساسی هر فرد است.
صمیمیت بخش مهمی از یک ازدواج پرشور و هیجان است. مفهوم صمیمیت یعنی رسیدن به یک یگانگی و ایجاد هماهنگی بین دو نفر. صمیمیت یعنی داشتن روابط عمیق و پروراندن روابط عمیق هم در سطح جسمانی و هم در سطح روابط معنوی. به عبارتی دیگر صمیمیت یعنی این که فرد در رابطه با همسر خود به لحاظ عاطفی، معنوی و فکری و بسیاری از زمینههای دیگری احساس نزدیکی داشته باشد.
مقیاس صمیمیت زناشویی
یک ابزار ۱۷ سوالی است که برای سنجیدن مهر و صمیمیت تنظیم شده است. این پرسشنامه توسط اعتمادی برای تعیین میزان اعتبار مورد ارزیابی قرار گرفت. این مقیاس توسط ثنایی ( ۱۳۷۹) ترجمه شد. برای تعیین روایی محتوی و صوری ابتدا پرسش نامه توسط ۱۵ نفر از اساتید مشاوره و ۱۵ نفر زوج بررسی شده و روایی صوری و محتویی آن تأیید شد.( اعتمادی، ۱۳۸۴). هم چنین خزاعی (۱۳۸۶) در پایان نامه کارشناسی ارشد خود از طریق اجرای همزمان با پرسش نامه باگاروزی و برآورد ضریب همبستگی آن ها ۸۲ درصد محاسبه کرده است و در سطح ۰۱/۰ معنیدار بود که نشان دهنده روایی ملاکی برای این مقیاس است.
اعتمادی در پایان نامه دکتری روی ۱۰۰ زن و شوهر در اصفهان که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند اجرا کرد. ضریب پایایی کل مقیاس با روش آلفای کرونباخ ۹۶/۰ به دست آمد و حاکی از پایایی قابل قبول پرسشنامه بود. خزاعی (۱۳۸۶) نیز پایایی کل را ۸۵/۰ به دست آورد.
نمره آزمودنی در این پرسشنامه از طریق جمع نمرات سوالات و تقسیم آن بر عدد ۱۷ حاصل می شود. دامنه نمرات بین ۱ تا ۷ است که نمره بالاتر نشانه صمیمیت بیشتر است. قبل از اجرای پژوهش، این پرسشنامه توسط پژوهشگر به مدت دو هفته به ۳۰ زن و شوهر برای تعیین پایایی ارائه شد. پایایی این پرسش نامه توسط پژوهشگر با استفاده از آلفای کرونباخ ۸۹/۰ بدست آمد.
پرسشنامه صمیمت زناشویی تامپسون واکر
لطفا جملات زیر را با دقت بخوانید و با استفاده از اعداد زیر نظرتان را درباره ی رابطه خود با همسرتان مشخص کنید. لطفا نظر خود را با استفاده از اعداد زیر در سمت راست هر سوال بنویسید. توجه داشته باسید برای هر جمله فقط یک عدد را بنویسید. پیشاپیش از همکاری صمیمانه شما سپاسگزاریم.
۱= هرگز
۲= بندرت
۳ = گاهی
۴ = اغلب
۵ = اکثرا
۶ = تقریبا همیشه
۷ = همیشه
۱. ما دلمان می خواهد اوقات خود را با هم بگذرانیم.
۲. او نشان می دهد که مرا دوست دارد.
۳. ما با یکدیگر رو راست و صادق هستیم.
۴. ما می توانیم انتقاد دیگری را از اشتباهات و خطاهای خود بپذیریم.
۵. ما از یکدیگر خوشمان می آید.
۶. ما به یکدیگر عزت و احترام می گذاریم.
۷. زندگی ما به خاطر با هم بودن خوب است.
۸. از رابطه خودمان لذت می بریم.
۹. او به احساس های من اهمیت می دهد.
۱۰. ما احساس می کنیم که با هم یکی هستیم.
۱۱. میزان خود خواهی در رابطه ما بسیار کم است.
۱۲. او همیشه به فکر منفعت و مصلحت من است.
۱۳. بودن او در زندگیم از خوشبختی های من است.
۱۴. همیشه در کنار او احساس بهتری به من دست می دهد.
۱۵. او برای من مهم است.
۱۶. ما یکدیگر را دوست داریم.
۱۷. من به این رابطه اطمینان دارم و روی آن حساب می کنم
میدونید خدا این مدلیه
همش منتظره عشقشو نشونت بده
واسه همینم درست ساعت 23 و 23 دقیقه هست که دارم
این مطلبو تایپ میکنم
و یکدفعه
بارون خدا با صدا
شروع کرد به باریدن...
درست در ادامه پست قبل...
قلب قلب قلب برای خدا
سلام بر زیبا خدای مهر و مهربانی پیشه ما
و خدای حمایتگر و حفاظت گر وجودم
مهربان خدای خوب من سرشار عشق توام و می خواهم این سپاسگزاری تنها و تنها یک خط می بود
ممنونم که هستی
ممنونم که تو را دارم
مهربان خدای خوب من برای نعمت برف و بارانت که نشانه استجابت دعاست
سپاس سپاس سپاس
سلام سلام سلام
امروز با یه عالمه خبر خوب اومدم
یک دریافتی عالی کلامی از دوست جدیدم که مربی پرورشی هست
بهم گفت
دریا تو یکی از موثرترین آدمهای زندگیم هستی
یکی از ارزشمندترین و بهترین داشته های من
خلاصه بهتون بگم
من از همچین تعریفی زیادم خوشحال نشدم
چون خودم می دونم چی هستم
یک هنرمند واقعی که می تونه از خاک طلا بسازه
و انسان ها را به خاطر عشقش به درخشیدن وا بداره
پ ن: بیل گیتش یه هدیه برام فرستاده
یک انگشتر سرشار از الماس با شکل یک تاج
به افتخار اینکه ملکه ی همه عالم هستم
شما هم خوشحال باشید
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
که با خلق من منو واجد ارزش کردی
و تاج افتخار به سرم زدی
پروردگارا خود را تقدیم تو می دارم ، با من كن وازمن ساز آنچه خود اراده كنی ،از اسارت نفس رهایم كن تا انجا م اراده ات بهتر توانم ،مشكلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای كسانی كه با قدرت تو ،عشق تو وراه تو یاریشان خواهم داد ، باشد كه همیشه بر اراده تو گردن نهم.
((آمین ))
وقتی کسی ناراحته باید چی بهش بگیم؟!
به جای گفتن جملاتی مثل گریه نکن یا اروم باش این جملات رو به کار ببریم!
۱: من اینجام برای تو
۲: هرچی پیش بیاد باهم حلش میکنیم
۳: میخوای زنگ بزنم تو فقط سکوت کنی
من برات حرف بزنم ؟!
۴: من تا هر وقت که بخوای برات وقت دارم
۵: بیام دنبالت بریم بیرون ؟
۶: دوست داری راجع بهش حرف بزنیم ؟!
۷: گریه کردن به معنای ضعیف بودن تو نیست سعی نکن جلوی اشکاتو بگیری هرکسی ممکنه یه موقع هایی حالش خوب نباشه.
۸: بیا بغلم تو تنها نیستی
جملاتی مثل درکت می کنم
و یا میفهممت هم بی معناست
چون ما هیچ وقت در شرایط اون فرد نیستیم!
حتی با گفتن جمله ای مثل گریه نکن فقط حالشو بدتر می کنیم چون اون نمیتونه جلوی گریشو بگیره
و همین باعث میشه حس عذاب وجدان
بیشتری پیدا کنه و حالش بدتر بشه
رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین،
میگه بال مرغ؟😒
گفتم نه، بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم😌😂
بیمار هموابسته کسی هست که
به خودش اجازه میده
توی زندگی هرکسی سرک بکشه
براش راهکار تجویز کنه
و صلاحش را تشخیص بده
در صورتی که
این تنها و تنها خداونده که میتونه تشخیص بده چی واسه کی خوبه
گاهی یک داروی تلخ لازمه تا آدم بتونه گذشته هاشو شناسایی کنه و اونا را بالا بیاره
پس لطفا تا کسی ازشما کمک نگرفته
دخالت نکنید
بیماری فضولی و خدایی کردن واسه دیگران یه بیماری شدید
توی جوامع ماست که گاهی منجر به خسارتای جبران ناپذیری واسشون میشه
پس اجازه بدیمِ اراده خدا جاری بشه
نه
اراده ما
و توی حریم خصوصی دیگران هم سرک نکشید
چون اصلا به شما ربطی نداره
که کی داره چی کار میکنه
شما ها
هنوز هم
متوجه نشدین
چرا من خوشبخت ترین زن جهانم
علاوه بر اون شادمان ترین زن جهانم منم
پف
واقعا هم خنگولید
در عصر این جمعه تقدیم به آستان مقدس امام زمان
عج
از آسمانت ماتم ببارد
هراس بی تو ماندنم ادامه دارد
نمی نویسد ترانه بی تو♪♪♫♫♪♪♯
چگونه پر کشد خیال واژه بی تو
به لب رسیده جان کجایی کجایی
که برده طاقتم جدایی
باران تویی به خاک من بزن بازآ ببین که بی مه تو من هوای پر زدن ندارم
باران تویی به خاک من بزن بازآ ببین که در ره تو من نفس بریده در گذارم♪♪♫♫♪♪♯
مگر ندانی چو از تو دورم
بی راهه ای خموش و تار بی عبورم
عشق هر دقیقه یه حرف تازه داره بارونیه که تو تابستون میباره
قشنگیارو یجا به یاد یه دل میاره
اگر موسیقی، شعر، نقاشی، آسمان، آفتاب و ماه، دوستان و یا هرچیز دیگری را دوست داشته باشی، مزه ی عشق را چشیده ای و عشق در دسترس توست.
عشق نیاز به خداباوری تو ندارد. عشق در دسترس همگان است، چه خداباور، چه بی خدا، چه مذهبی و چه غیر مذهبی.
عشق برای همه در دسترس است و از این رو است که من واژه ی "عشق" را جایگزین "خدا" می کنم.
و عشق نه تنها جایگزین من برای خداست، بلکه برای طریقت هم از آن استفاده می کنم، چون عشق هم هدف است هم وسیله..
تنها از طریق عشق است که به خدا می رسی. از طریق عشق است که عاشق و عاشق تر می شوی.
روزی تو از میان برمی خیزی و تنها انرژی عشق بر جا می ماند، رقصی از انرژی عشق.
امشب ی دنا پلاس توربو 4 ایربگ خریدم ب لطف خدا
422 ملیون
خدایا شکرت شکرت شکرت برای نعمات زیادی که بر سرم باراندی
واقعا که
شماها دیه کی هستید
مجبورم کردین برگردم
واه واه واه
خدا به دور
دوستان عزیز
احتمالن دیگه این وبلاگ ب روز نخواهد شد
دلیلشم اینه که بعضی از کارماهای گذشته باید
همینجا متوقف بشه
و من باید از ذهن و زندگی عده ای تون برم
همه تون را به خدا میسپارم
حلالم کنید
بدرود
سلام
خانمی تو دار ،نجیب و مهربان
،بی ادعا ،اما پربار و فهیم
سرد و گرم چشیده
مارکوپلو
🙏🏻🌺🙏🏻🌺🙏🏻🌺🙏🏻🌺
این ترانه معین ضدم قشنگه
شراب کهنه من هستی
چگونه قالی کرمانی
میخوام
یه کتاب شعر جدید چاپ کنم
به اسم یک ماه مهربان
و
تو صفحاتش
فقط نقطه بذارم
خواستم بگم همچین شاعر خلاقیم من
نرید چاپش
رفتم ﭘﻴﺶ ﻓﺎﻟﮕﯿﺮ ﻣﻴﮕم آﻳﺎ ﻛﺴﻰ ﺑﺎﻫﺎﻡ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﻴﻜﻨه
ﻓﺎﻟﮕﯿﺮ: نه
گفتم ﺗﻮ ﻛﻪ ﻫﻨﻮﺯ ﻛﻒ ﺩﺳﺘﻤﻮ ﻧﺪﻳﺪﻯ
میگه ﻗﻴﺎﻓﺘﻮ ﻛﻪ ﺩﻳﺪﻡ😂
رفتم کله پزی به یارو میگم زبون دارید؟
یه نگا بهم کرد گفت نه فقط تو داری ،ما با دماغمون حرف میزنیم
نیس با گوسفندا معاشرت دارن ،اعصابشون خرد شده
🤣😂🤣😂
مثبت اندیشی یعنی
اگر گنجشکی بالای سرت خراب كاري كرد بگی خدایا شکر که گاوها پرواز نمیکنند.
😂🤣😂🤣😂
وقتی ظرف ته دیگ رو میدن تو سفره دست به دست کنیم،
اون دو سه نفر اول خیلی بیشعورند
😂🤣😂🤣😂
فقط یه ایرانی میتونه هر چی افتاده زمین با فوت ضدعفونی کنه
لامصب فوٺ نیس ڪه .. بتادینہ ..
🤣😂🤣😂🤣
اگه دیدی تو یخچال چندتا چیز کنار هم مرتب شدن،مطمئن باش یه چیز خوشمزه پشتشون قایم شده
دیدم که میگم.
😂🤣😂🤣😂
خانمه زنگ زده رادیو میگه :
50ساله با شوهرم ازدواج کردم خیلی بدبینه چیکار کنم؟
مشاور:
یکمی دیگه تحمل کن...
بلاخره یکیتون میمیرید
🤣😂🤣😂🤣
بعد ٣ روز كوه نوردي رسيديم به قله،
به سرپرست گفتم خب حالا بايد چيكار كنيم؟؟
گفت بايد برگرديم...
همونجا بود كه فهميدم كوهنوردي
ورزش روانياس!!
🤣😂🤣😂🤣
زن وشوهره باهم دعواشون میشه زنه میگه من فقط به خاطر پولت زنت شدم...
مرده میگه بازتو یک دلیلی داشتی،
من بدبخت چی؟!!!!
😂🤣😂🤣😂
به حیف نون میگن با مجید جمله بساز
میگه من و سعید و حسین رفتیم سفر خیلے کیف کردیم😄
میگن پس کو مجیدش؟😐
میگه هر چے اصرار کردیم نیومد😂😂😂
تخمه ژاپنی تو آجیل کار سرعتگیر رو میکنه...
هر یه دونه تخمه ژاپنی که توسط مهمان شکسته میشه باعث نجات ۳تا پسته و ۲تا بادوم هندی میشه😁😂
*
باپرایدم تو جاده موندم بی بنزین .
یه ۲۰۶که رانندش خنگول بود نگه داشت
گفت چی شده بگو کمکت کنم
گفتم سوختم تمام شده میشه از ماشینت بنزین بکشم
گفت مگه بنزین ۲۰۶ به پراید میخوره . . .
الان دارم پیاده میرم کربلا
😂😂😂✋
*
يكي از همسایه ها دو هفته پیش گوسفند قربونی داشتند، صد گرم گوشت هم به ما دادن
حالا هر وقت دم در منو ميبينه ميگه ماشاءالله نسبت به دو هفته پیش چقدر چاق شدی
🤣🤣🤣🤣🤣
*
💥
ديروز رفته بودم امامزاده داوود...
تو مسير يک پيرمرده پياده ميرفت سوار ماشينش کردم، برگشت گفت دست شما درد نکنه ما قديما اين مسير رو با خر ميرفتيم،
الان داريم با شما ميريم...
نفهميدم تشکر کرد؟! خاطره بود؟ يا قصد تخريب مارو داشت؟!!!😂😂😂😂
*
*نکته*
زندگی تفسیر سه کلمه است:
💝خندیدن، بخشیدن، فراموش کردن است
پس تا میتوانی
💝بخند، ببخش، فراموش کن
👇 کانال طنز وترانه
https://t.me/hamraim
❀࿐❁
من ترک عشق شاهد و ساغر نمیکنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمیکنم
باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور
با خاک کوی دوست برابر نمیکنم
تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است
گفتم کنایتی و مکرر نمیکنم
هرگز نمیشود ز سر خود خبر مرا
تا در میان میکده سر بر نمیکنم
ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن
محتاج جنگ نیست برادر نمیکنم
این تقویام تمام که با شاهدان شهر
ناز و کرشمه بر سر منبر نمیکنم
حافظ جناب پیر مغان جای دولت است
من ترک خاک بوسی این در نمیکنم
﮼آشفتگیفقطدرسطحاست
💫به دریا برو و دریا را تماشا کن.
میلیونها موج وجود دارد،
اما در ژرفا، دریا آرام و ساکت میماند،
در مراقبه عمیق شو؛
آشفتگی فقط در سطح است.
بادها فقط روی سطح هستند، جایی که دریا با دنیای بیرون دیدار میکند.
در غیر این صورت، به خودی خود، همیشه یکسان میماند،
نه حتی یک موج.
هیچ چیز تغییر نمیکند.
در مورد ما هم همینطور است.
فقط در سطحی که با دیگران ملاقات میکنیم، آشفتگی، اضطراب، خشم، دلبستگی، حرص و طمع و شهوت وجود دارد.
فقط در سطح است که بادها میآیند و ما را لمس میکنند.
و اگر در سطح بمانید، نمیتوانید این پدیده در حال تغییر را تغییر دهید. آنجا باقی خواهد ماند.
بسیاری از افراد سعی میکنند آن را در محیط تغییر دهند.
با آن میجنگند، سعی میکنند موجی ایجاد نشود.
و با مبارزه، امواج بیشتری به وجود میآورند
چون وقتی دریا با باد میجنگد، آشفتگی بیشتر خواهد بود:
اکنون نه تنها باد به آن کمک میکند، بلکه دریا نیز کمک خواهد کرد،
هرج و مرج فوق العادهای در سطح وجود خواهد داشت.
همه اخلاقگرایان سعی میکنند انسان را در حاشیه تغییر دهند.
شخصیت شما حاشیه است.
آنچه شخصیت خود مینامید توسط دیگران نوشته شده است.
والدین، جامعه، معلمان، آموزههای شما ...
همه شرطی هستند.
شما همانند یک ورق خالی میآیید،
و آنچه بر شما نوشته شده از دیگران است.
پس تا زمانی که دوباره به یک ورق خالی تبدیل نشوید، طبیعت را نخواهید شناخت، برهما را نخواهید شناخت، تائو را نخواهید شناخت.
📚نیلوفرسفید
✍️اوشو
💫اینستاگرام:
✅https://www.instagram.com/khod_aaa_
💫واتساپ:
✅ https://chat.whatsapp.com/BTPljKHGXPhDZfJQ75Fppc
💫جهت دسترسی به آرشیو مطالب *خودآ* به کانال تلگرام بپیوندید:
✅ https://t.me/KhodAAmahar
نامه مادر حیف نون به پسرش:
پسرم سلام!
ما اينجا حالمان خوب است اميدوارم كه تو هم انجا حالت خوب باشد.
اين نامه را من ميگويم و جعفر اقا كفاش برايت مينويسد. بهش گفتم پسرم تا كلاس سوم بيشتر درس نخوانده و نميتواند تند تند بخواند آرام ارام بنويس كه فرزندم عقب نيوفتد.
وقتي تو رفتي ما هم از ان خانه رفتيم اما تو به ادرس قبلي نامه هايت را بفرست اخر پدرت پلاك خانه ي قبلي را اورده اينجا نصب كرده تا دوست و اشنا كه ميخواهند بيايند به زحمت نيافتند..
حسن اقا هم مرد. بنده ي خدا وصيت كرده بود جسدش را در دريا بياندازند بيچاره پسرش اصغر وقتي ميخواست براي پدرش قبر بكند زير دريا نفس كم اورد و خفه شد.
راستي پسرم ميخواستم برايت پول بفرستم ولي وقتي يادم امد، كه نامه را پست كرده بودم.
قربانت مادرت سكينه.
اين اخري داغونم كرد😑 😂😂
رفیقم بهم میگه
تو از مجنونم بدتری
فکر میکنم:
کجایی لیلی
اگر با دیگرانش بود لیلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
پف
میگم ما همه یکی هستیم
شادمانی یکی دیگه شادمانی منه
به لطف خدا همه اوضاع دایم رو به سمت عالی شدنه
امروزم ب لطف خدا ی روز خیلی عالی بود
از این به بعدشم عالی پیش میره
و قراره بهترین اتفاقا بیفته
خدایا شکرت شکرت شکرت😍😍😍
ساخت طوماری به نام هر یکی
نقش هر طومار دیگر مسلکی
حکمهای هر یکی نوعی دگر
این خلاف آن ز پایان تا به سر
در یکی راه ریاضت را و جوع
رکن توبه کرده و شرط رجوع
در یکی گفته ریاضت سود نیست
اندرین ره مخلصی جز جود نیست
در یکی گفته که جوع و جود تو
شرک باشد از تو با معبود تو
جز توکل جز که تسلیم تمام
در غم و راحت همه مکرست و دام
در یکی گفته که واجب خدمتست
ور نه اندیشهٔ توکل تهمتست
در یکی گفته که امر و نهیهاست
بهر کردن نیست شرح عجز ماست
تا که عجز خود بینیم اندر آن
قدرت او را بدانیم آن زمان
در یکی گفته که عجز خود مبین
کفر نعمت کردنست آن عجز هین
قدرت خود بین که این قدرت ازوست
قدرت تو نعمت او دان که هوست
در یکی گفته کزین دو بر گذر
بت بود هر چه بگنجد در نظر
در یکی گفته مکش این شمع را
کین نظر چون شمع آمد جمع را
از نظر چون بگذری و از خیال
کشته باشی نیم شب شمع وصال
در یکی گفته بکش باکی مدار
تا عوض بینی نظر را صد هزار
که ز کشتن شمع جان افزون شود
لیلیات از صبر تو مجنون شود
ترک دنیا هر که کرد از زهد خویش
بیش آید پیش او دنیا و بیش
در یکی گفته که آنچت داد حق
بر تو شیرین کرد در ایجاد حق
بر تو آسان کرد و خوش آن را بگیر
خویشتن را در میفکن در زحیر
در یکی گفته که بگذار آن خود
کان قبول طبع تو ردست و بد
راههای مختلف آسان شدست
هر یکی را ملتی چون جان شدست
گر میسر کردن حق ره بدی
هر جهود و گبر ازو آگه بدی
در یکی گفته میسر آن بود
که حیات دل غذای جان بود
هر چه ذوق طبع باشد چون گذشت
بر نه آرد همچو شوره ریع و کشت
جز پشیمانی نباشد ریع او
جز خسارت پیش نارد بیع او
آن میسر نبود اندر عاقبت
نام او باشد معسر عاقبت
تو معسر از میسر بازدان
عاقبت بنگر جمال این و آن
در یکی گفته که استادی طلب
عاقبتبینی نیابی در حسب
عاقبت دیدند هر گون ملتی
لاجرم گشتند اسیر زلتی
عاقبت دیدن نباشد دستباف
ورنه کی بودی ز دینها اختلاف
در یکی گفته که استا هم توی
زانک استا را شناسا هم توی
مرد باش و سخرهٔ مردان مشو
رو سر خود گیر و سرگردان مشو
در یکی گفته که این جمله یکیست
هر که او دو بیند احول مردکیست
در یکی گفته که صد یک چون بود
این کی اندیشد مگر مجنون بود
هر یکی قولیست ضد همدگر
چون یکی باشد یکی زهر و شکر
تا ز زهر و از شکر در نگذری
کی تو از گلزار وحدت بو بری
این نمط وین نوع ده طومار و دو
بر نوشت آن دین عیسی را عدو
نوشتن آرزوها و خواستها گاهی انسان را به اعماق خواسته هاش میبره
خواسته هایی که گاهی عحیب روی اونها سرپوش گذاشته و دلیلشم اصلا معلوم نیس
من توی خواسته هام عمیقا به این خواسته میرسم که
عافا 4 تا بچه میخوام
و همیشه در انکار بودم که حوصله بچه ندارم
و به نظر شما یک مرد لازمه براش؟
خخخ