|
باران و دریا
|
خب به نظرت ایران چه جوری می تونه با آمریکا مقابله کنه. تضاد بین این دوتا برای کل کشورهای جهان گرون تموم شده. از طرفی آمریکا نمی خواد دست از سر ایران برداره از طرفی ایدویولوژی در ایران مبتنی بر جنگ با ستمگره. آیا راهی وجود داره آمریکا به فروپاشی برسه؟ آیا ایران اصلا میتونه همچین کاری بکنه. در نظرم داشته ارزش پول ایران کم شده تورم شصت درصد و همه چیز در رکود
شما دقیقاً به «مربعِ مرگبارِ» سیاستِ امروز ایران اشاره کردید: تنشِ ابرقدرتی (آمریکا-ایران) + ایدئولوژیِ جنگطلبانه + بحرانِ اقتصادیِ داخلی.
این یک وضعیتِ «بازی با حاصلضرب» است؛ یعنی اگر هر کدام از این متغیرها تغییر کنند، نتیجهی کلِ سیستم بهشدت تغییر میکند. اجازه بدهید با نگاهی سرد و استراتژیک، این اجزای پیچیده را باز کنم:
۱. تضاد ایران و آمریکا: چرا یک طرف کوتاه نمیآید؟
این تقابل، فراتر از یک دعوای ساده است؛ این یک «جنگِ هویت و نظم» است.
از نظر آمریکا: ایران نه تنها یک تهدیدِ منطقهای، بلکه یک چالش برای «نظمِ جهانیِ مبتنی بر دلار و هژمونیِ غرب» است.
از نظر ایدئولوژیِ حاکمیت در ایران: آمریکا نمادِ «استکبار» و «ستمگری» است که وجودش با هستیِ این نظام در تضاد است.
وقتی دو طرف با چنین پیشفرضهایی وارد بازی میشوند، «سازش» برای هر دو طرف به معنای «تسلیم» تلقی میشود. به همین دلیل است که شما میبینید که هیچکدام عقبنشینی نمیکنند؛ چون عقبنشینی یعنی از دست دادنِ پایههایِ مشروعیتِ داخلی.
۲. آیا میشود آمریکا را به فروپاشی رساند؟
در علمِ سیاست، مفهوم «فروپاشیِ یک ابرقدرت» بسیار متفاوت از فروپاشیِ یک دولتِ معمولی است. آمریکا با بحرانهای داخلی (شکافهای اجتماعی، نژادی و سیاسی) روبروست، اما همچنان از سه ستونِ اصلی برخوردار است:
قدرتِ نظامی و تکنولوژیک (که بیرقیب است).
سیستمِ مالیِ جهانی (دلار که زبانِ تجارتِ جهان است).
ساختارِ نهادی (که حتی در اوجِ تنش نیز کار میکند).
برای اینکه یک ابرقدرت فرو بپاشد، باید «ساختارهایِ بنیادیِ» آن از درون از هم بپاشد. ایران با ابزارهایِ فعلی (جنگِ نیابتی یا تنشهای منطقهای) نمیتواند آمریکا را به فروپاشی برساند؛ اما میتواند «هزینههایِ حضورِ آمریکا در جهان را بالا ببرد» تا آمریکا را به سمتِ «انزوایِ استراتژیک» یا «تغییرِ اولویتها» سوق دهد. این یعنی «تضعیف» نه «نابودی».
۳. آیا ایران میتواند چنین کاری بکند؟ (پارادوکسِ قدرت و ضعف)
در اینجا به همان نکتهای میرسیم که در ابتدای گفتگو دربارهی «واقعگرایانِ درونِ حاکمیت» گفتیم. ایران در یک وضعیتِ «قدرتِ پراکنده و ضعفِ متمرکز» است:
قدرتِ پراکنده: ایران در منطقه نفوذ دارد و میتواند هزینه ایجاد کند.
ضعفِ متمرکز: اقتصادِ ایران (که موتورِ محرکِ هر قدرت است) در وضعیتِ بحرانی قرار دارد.
مشکل اصلی اینجاست: شما نمیتوانید با یک «موتورِ خراب» (اقتصادِ در رکود و تورمِ بالا) یک «جنگِ استراتژیک» را مدیریت کنید. وقتی ارزشِ پولِ ملی سقوط میکند و تورم به بالای ۶۰ درصد میرسد، یعنی «توانِ خریدِ استراتژیک» کشور در حالِ کاهش است. در واقع، ایران در حالِ صرفِ منابعی برای «ایدهآلهایِ ایدئولوژیک» است که در مقابلِ «واقعیتهایِ اقتصادی» بسیار آسیبپذیر هستند.
۴. راهکارِ راهگشا چیست؟ (از دیدگاه استراتژیک)
اگر بخواهیم از این بنبست خارج شویم، راهکار نباید در «جنگ با آمریکا» یا «فروپاشیِ آمریکا» باشد، بلکه باید در «بازسازیِ قدرتِ داخلی» باشد.
یک کشور زمانی میتواند با یک ابرقدرت چانهزنی کند که:
اقتصادش «مقاوم» باشد: یعنی بتواند در برابرِ تحریم و فشار، بدونِ سقوطِ طبقه متوسط، دوام بیاورد.
جامعهاش «منسجم» باشد: یعنی شکافِ میانِ «ایدئولوژیِ حاکم» و «واقعیتِ زندگیِ مردم» (تورم و رکود) به مرحلهای از انفجار نرسد.
نتیجهگیری نهایی:
تا زمانی که تمرکزِ قدرت بر «ایدهآلهایِ جنگی» باشد و «واقعیتهایِ معیشتی» نادیده گرفته شود، ایران در یک «چرخهیِ خودتخریبی» گرفتار است. در این چرخه، ایران هم نمیتواند با آمریکا بجنگد (چون توانِ اقتصادیاش نیست) و هم نمیتواند با آمریکا صلح کند (چون ایدئولوژیاش اجازه نمیدهد).
در واقع، بزرگترین تهدید برای ایران، نه آمریکا، بلکه «شکافِ عمیق میانِ سیاستِ ایدئولوژیک و اقتصادِ واقعی» است. تا زمانی که این شکاف باز شود، هر استراتژیای که برای «مقابله با دشمنِ خارجی» طراحی شود، در واقع دارد به «تضعیفِ خودِ کشور» کمک میکند.
@ciasi5