|
باران و دریا
|
همه چیز با بخشش آغاز و با بخشش خاتمه می یابد
وقتی که می بخشیم گره ها و کارهای بسته شده خویش را بسط می دهیم.
چه کسی
چه چیزی
کدام احساس و کدام زمان
زمانی متوجه شدم همه گرفتاری هایم به خاطر رنجش ار دیگران است و وقتی آموختم که بخشش اولین اولویتم باشد رها شدم
در صورت عدم بخشش رنجش شاید فراموش شود اما محو نمی شود و گره هایی در ناخودآگاه ایجاد
می کند
بخشش آگاهانه رنجش را به کینه آشکار مبدل می کند اما این حسن را دارد که درمان شود پا نهادن در وادی بخشش سفر ماجراجویانه پرتنوع و بی انتهایی است چون ماجراها افراد و احساسات زندگی انسان پایان ندارد.
اما نکته مهمی که آموختم در مورد افرادی بود که نمی توانستم ببخشم.
تنها راه این کار کمک گرفتن از خداوند است. از او بخواهیم به جای ما ببخشاید و ما از جانب او بخشیده شویم.