نزدیک عملیات؛صاحب فرزندی شده بود.پاکتی ازجیبش زده بودبیرون که داخلش عکس دخترش بود.گفتم حاجی میشه ببینم عکسشو؟ گفت خودم هنوزندیدمش! گفتم چرا؟ گفت عملیاته میترسم مهرپدری کاردستم بده...
خاطرات شهیدزین الدین
پروردگارا تنها و تنها اراده تو جاری شود...
Daily
Archives
Categories
Links