باران و دریا

شعر مایاکوفسکی_ می آیی عنق از عنق می گزی پوست گوزن دستکشت را می گویی راستی خبر داری؟ دارم شوهر می کنم بکن به درک خیال می کنی از پا در می آیم نگاه کن آرامم آرامتر از نبض یک مرده
جمعه هفتم آبان ۱۳۹۵ + 23:27 + دریا +