|
باران و دریا
|
دوستان عزیز لطفا نظرات خود را فقط در نظر خواهی ای که بقیه نظر داده اند بدهید
بقیه نظر خواهی ها فعال نمی باشد
راستش من از دانه دانه نظرات احساس خوبی ندارم و ترجیح می دهم همه آنها یک جا باشد
متاسفم که به خواسته شما مبنی بر باز بودن همه نظر خواهی ها ترتیب اثر داده نمی شود.
در این پست می توانید نظر بدهید.
مریم آی رفت مالزی. که البته در جشنواره وبلاگ نویس ها رتبه اولو آورده بود.
وقتی رها شدیم که دیگر قفس نبود
مریمی دوست نزدیک یاسی شده بود. و یاسی یه مدت ماتم گرفته بود چون اونم
می خواست بره.
من بهش گفتم خب بر می گرده؟
و یاسی گفت که می خواد بره فرانسه
من به یاسی گفتم : خاک تو سر ما کنن یاسی! جفت مون اینجا موندیم.
بعد یاسی گفت: من و تو باید بریم شرغین*!
حقیقت اینه که من علاقه ای به زندگی در خارج از کشور ندارم
بی علاقه هم نیستم ولی اینجا رو ترجیح می دم
گرچه هرچه پیش آید خوش آید
من فقط به گشتن و بازگشت فکر می کنم
به نظرم اگه آدم با خودش مشکل نداشته باشه همه جا یه جوره
هر جایی واسه خودش مشکلات خودشو داره و ما اگه با خودمون کنار نیومده
باشیم قرار نیست جای دیگه احساس خوشبختی کنیم.
کافه ترانزیتم دیدم. با زهم فضای تیره
هنرمندان ایران کی می خوان افق های باز رو هم ببینن؟
* شرغین یکی از محلات قدیم یزده که پدرم هر وقت می خواد سر به سرم بذاره
می گه تو عروس شرغین می شی. مثل این که پدر یاسی هم بهش می گه
توی این پست می تونید نظر بدین.
دوستان
آبجیتون احتمالا به یه خونه جدید می ره
می گم بهتره برای اینکه یه عده ای که قوز فیش شدن راحت تر این حقیر را فراموش کنند
آدرس جدیدو اعلام نکنم
و در کف بمانید فعلا
خب فکر کردین که ما بدجنس نیستیم جانم؟
دختر یزدی ساده گیر آوردین؟
حالا هرکی آدرس می خواد ایمیل بده یالا
باید بهتون بگم راستش من دو سه قسمت این باغ مظفرو بیشتر ندیدم که به پای برره نمی رسه
و دیگه این که من این توی گوش سالمم زمزمه کنو دوست دارم که یکی اونجا هست به نام ناصر
با سبیل های جالب
یاد یکی از دوستان می افتم با سبیلاش
راستی وحید رضا خباز زاده هم رای آورد
یکی می گفت فقط دخترا بهش رای دادن چون خوشگله
ولی خب با این حجم وسیع تبلیغات بایدم رای می آورد
گفتم کارش درسته.
حالا یاسی اگه یکی بهم پیشنهاد اقامت در فرانسه رو داد روش فکر می کنم
مالزی هم بد نیست
ولی پدر مادرمم باید بیان
اونا جهیز منن
من نمی تونم اونا رو ترک کنم
فمیدی؟
در پست بعدی نظر بدید لطفا
بيا و همين حالا مرا بگير
كه نرفتهام
تو را اينجا تنها جا نمیگذارم
در اين آرامش مردهی زير امواج
هنوز میشنوم صدای آن پسران گمشده را
نمیتوانستی حرف بزنی
كه ترسيده بودی
از دوباره جا ماندن
كلاهات را در دست گرفتی و به باد سپردی
و بعد از پلهها بازگشتی به آن عرشهی فولادی
و در خيابان مات** در ماه ژوئيه
وقتی كه آن جيغ مرغان دريايی را شنيدم
كودك را نگه داشتم
كودك درون مرد را
آن كودك را كه جا میگذاريم پشت سر
و در خيابان مات در ماه ژوئيه
وقتی كه آن جيغ مرغان دريايی را شنيد***
كودك را نگه داشت
كودك درون مرد را
آن كودك را كه جا میگذاريم پشت سر
نور كم میشود
پسران میپراكنند
آخرين نوشتهها بر خاك میافتند بی سر و صدا
و در سكوت قبر
هنوز میشنوم صدای آن پسران گمشده را
ما آنجا رهاشان كرديم
وقتی كه كوچك بودند
مردان را تا زمانی كه غرب پيروز شد، بردند
و حالا هيچ بهجا نمانده، جز وقتی برای اتلاف
پدر! تو هيچ وقت ما را به ماهیگيری نبردی و ديگر هم نخواهی برد
و در خيابان مات در ماه ژوئيه
وقتی كه آن جيغ مرغان دريايی را شنيد
كودك را نگه داشت
كودك درون مرد را
آن كودك را كه جا میگذاريم پشت سر
بقیه را اینجا ببینید.
درپست بعدی نظر بدهید.
شب یلدا پیشاپیش مبارک
اینجا رو هم ببینید.
همچنین باور ایرانیان در زمان مهر پرستی این بود که مهر از بانوی باکرهای به نام آناهیتا در درون غاری زاده شده است. این شب شب تولد ایزد مهر یامیترا است.
پرستش به مستی ست در کیش مهر
برونند زین حلقه هشیارها
۷۰-اگه منو دوست داری چرا به بابات نگفتی منو نزنه؟ اگه منو دوست داری٬ چرا به داداشت نگفتی منو نکشه؟ اگه منو دوست داری٬ چرا سر قبرم نمیای؟ اگه منو دوست داری٬ چرا فرار می کنی؟ هوی! با توام! اگه منو دوست داری٬ چرا داد می زنی:" روح!......روح!"؟ اگه منو دوست داری....فرار نکن! یه دقیقه وایسا....خواهش می کنم!
۷۱-آمده ام تا دنیا را از چشمان یک مترسک٬ عاشقانه روایت کنم. آمده ام تا فارغ از هر سبک نگارشی٬ بگویم: بنویسید دوستان! آخرین پناهگاه شکست٬ نوشتن است! بنویسید! دیوانه وار بنویسید! تنها فئودر داستایفسکی٬ حق نداشت فئودر داستایفسکی باشد٬ تک تک افراد بشر٬ فئودر داستایفسکی اند. بنویسید: چون مترسک٬ برای زنده ماندن...بنویسید! ...سوگند به عظمت نگاه بهار نارنج: شعار نمیدهم! من جنون نوشتن دارم...
یعنی می خوای بگی دوستت ندارم؟
البته با من نبوده
بقیه رو از مترسک فیلسوف بپرسید.
نظر خواهی به خاطر گل روی مترسک باز می باشد.
تفاوت میخوانم با نیمفاصله و می خوانم بدون نیم فاصله!
در جملات بالایی می در انتهای سطر و کنی شکسته شده است با رعایت
نیم فاصله چنین اتفاقی نخواهد افتاد.
عمرتون صد شب یلدا
دلتون قد یه دریا
توی این شبهای سرما