باران و دریا

چه سودایی‌ست که زیباترین

خدا را نشان می‌دهی در آینه

و مرا

می‌خواهی که بگذارمت!

 

خدا از خودش عکس گرفته بود

من

باید آنقدربزرگ می‌شدم که از او بگذرم

 

با همه زیبایی‌ات

باچشمان غمگینت

 نگاه نکن

بدون بو سیدن

رهایی

 

یکشنبه نوزدهم آذر ۱۳۸۵ + 1:20 + دریا +