باران و دریا

دارم يه جاده مي سازم

تا ماشينا از روش رد شن ،

دارم يه جاده مي سازم

ميون نخلا

تا روشني و تمدن

از روش رد شه .

دارم يه جاده مي سازم

واسه سفيدپوساي پاتال خرپول

تا با ماشيناي گنده شون از روش رد شن و

منو اين جا قال بذارن

***

اينو خوب مي دونم

كه يه جاده به نفع همه س :

سفيد پوسا سوار ماشيناشون ميشن ،

منم سوار شدن اونا رو تماشا مي كنم .

تا حالا هيچ وخ نديده بودم

يكي به اين خوشگلي ماشين برونه .

آي رفيقا

منو باشين :

دارم يه جاده مي سازم !  

 

از سایه

 

 

شنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۵ + 15:45 + دریا +