|
باران و دریا
|
فرض کنيد که زن و شوهري دريک طرف رودخانه نشسته اند و مرد براي کاري به شهري که در طرف ديگر رودخانه بود مي رود و مي گويد که تا کمتر از نيم ساعت بر مي گردد. مرد مي رود و تا ساعت ها بعد باز نمي گردد. زن که علاقه فراواني به شوهرش داشت بسيار نگران مي شود و تصميم مي گيرد به پيش شوهرش برود. ولي براي عبور از رودخانه مي بايست سوار قايق مي شد و هيچ پولي هم نداشت. زن ماجرا را براي صاحب قايق تعريف مي کند و هر چقدر که گريه مي کند، صاحب قايق راضي نمي شود که بدون پول او را ببرد. زن به مرد پولداري که از آنجا رد مي شد موضوع را گفت. مرد پولدار مي گويد پول مي دهد بشرطي که زن را ببوسد( البته اصل داستان طور ديگري بود ولي براي مطابقت با فرهنگ جامعه ما تغييراتي داده شده). زن که خيلي نگران شوهرش بود قبول مي کند. زن بعد از اين که از رودخانه رد شد، شوهرش (که بدليل موجهي نتوانسته بود بيايد) را پيدا مي کند و ماجرا را براي شوهرش تعريف مي کند. شوهر زن وقتي ماجرا را مي شنود بسيار عصباني مي شود و يک سيلي به صورت زن مي زند و او را ترک مي کند.
در اين داستان چهار شخصيت وجود داشت. زن، شوهر، صاحب قايق، مرد پولدار؛ که هر کدام شايد به نوعي مقصر بوده اند. حالا از دوستان عزيز مي خواهم که اين افراد را به ترتيب گناهکار بودن بنويسند. يعني هر کدام را که بنظر شما گناهکارتر است، اول و بي گناه تر را آخر بنويسيد و اگر خواستيد دلايل خود را هم مطرح کنيد.
بعد از اينکه تعداد جواب ها به حد کافي رسيد، تحليل روانشناسي جواب ها را خواهم گفت.
اين را هم بدانيد با اين روش ميتوانيد بعضي از مهمترين خصوصيات دوستان خود و حتي همسر خود را بشناسيد.
تحليل تست :
در اين داستان هر کدام از شخصيت ها خطايي انجام دادند و براي انجام خطا هم انگيزه اي داشتند. در واقع همه ما انسانها وقتي کار خطايي را انجام ميديم حتماً انگيزه و بهانه اي داريم که براي خودمان توجيه شده است و گرنه آن خطا را انجام نميداديم. اينطور که نگاه کنيم، ميبينيم که هيچ خطايي وجود ندارد چون هر کسي براي انجام کارهايش دليل و توجيهي دارد و از نظر خودش کار درستي است، وگرنه انجام نميداد. خوب چهار شخصيت داستان خطاهاي زير (از نظر عرف يا دين يا ... ) را با انگيزه هاي ذکر شده انجام داده اند.
ü زن : خودفروشي کرد بخاطر عشق
ü قايقران : به زن کمک نکرد بخاطر پول
ü مردپولدار: به زن پيشنهاد و تجاوز کرد بخاطر شهوت
ü شوهر : با زن برخورد نامناسب کرد بخاطر غيرت
حالا شما هر کدام از شخصيت هاي فوق را که بي گناه تر بدانيد، يعني انگيزه فرد براي شما داراي اهميت بيشتري است. مثلا کسي که زن را بي گناه تر بداند يعني براي او عشق داري اهميت بيشتري است. پس اگر مثلا کسي پاسخ دهد که: مرد پولدار، شوهر، زن و قايقران؛ براي او بترتيب: پول، عشق، غيرت و شهوت داراي اهميت بيشتري هست. توجه بايد داشت که اين داستان طوري بايد گفته شود که هر کدام از شخصيت هاي داستان فقط همان خطا و گناهي که در بالا اشاره شد مرتکب بشوند.
البته اين تست داراي اشکالاتي هم هست. براي مثال ميزان خطا يا نوع خطا براي شخصيت هاي داستان متفاوت است در نتيجه رنج کردن مقصرين، دقيقا انگيزه ها را رنج نميکند. ولي چنانچه ميزان و شدت خطاها و گناهان يک اندازه بود، ميشد حساب بيشتري روي ترتيب صفات کرد. ولي در هر صورت بطور نسبي ميتواند ميزان اهميت هر کدام از خصوصيات مذکور را در افراد مشخص کند.