باران و دریا

شنبه 16 دی1385 ساعت: 13:41

توسط:دلاور

 

سلام
من هیچ وقت به تستهای روانشناسی اعتقاد نداشته ام
اگه چیزی را که خواستی مینویسم برای این نیست که تو بگی چه جور آدمی هستم
فقط برای کمی سرگرمی و کنجکاوی
لیست ترتیبی مقصران سانحه هتک حرمت مسافر شوهر گم کرده قایق:شوهر زن, خود زن, مرد پولدار, قایقران.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

شنبه 16 دی1385 ساعت: 15:51

توسط:ناصر

هی مهتاب میترسم نظرمو بگم و ابروم بره اما بدرک میگم هر چه بادا باد
مقصرها به ترتیب به نظر من اینها هستند:
1- صاحب قایق
2- مرد پولدار
3- شوهر زن
4- زن اصلا مقصر نیست. از شدت عشق داشتن ناچار شده به یک امر ناخوشایند دست بزنه

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

یکشنبه 17 دی1385 ساعت: 7:57

توسط:داود ملک محمدی

سلام جالبه به نظر من مقصرها به ترتیب زیرند
1-تو که تو زندگی خصوصی افراد دخالت کردی و اتفاقات زندگی اونها رو باز گو می کنی
2-من که اینو خوندم و تو گناه تو شریک شدم
3-اون اتفاقی که شوهر زنه به خاطر اون مونده
4-شوهر زنه
5-مرد پولدار و قایقران هر کدام به یک اندازه
6-فکر نکنی زنه یادم رفت تا اومدم به جرم اون برسم سنگسارش کردن الان هم خوب نیست پشت سر مرده حرف بزنیم

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

یکشنبه 17 دی1385 ساعت: 14:31

توسط:مترسک

به نظر من مقصر اصلی ...........اصلا مقصری در کار نیست...........نه همشون مقصرننننن
تو رو خدا زودتر بگو مقصره کیه دارم دیونه میشمممممممممممم

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

یکشنبه 17 دی1385 ساعت: 22:2

توسط:سهیل دخانی

سلام
اهل قلیون هستی ؟

اگه اهلش هستی بیا تو جمع ما قلیونی ها .

www.ghelyooon.blogfa.com
اگر هم توی نظرسنجی وبلاگ شرکت کنی خوشحالم میکنی

منتظرم

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 18 دی1385 ساعت: 13:27

توسط:سهیل دخانی

قلیون که خیلی باحاله چرا بدت میاد ؟
ممنون که اومدی . خوشحال شدم

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 18 دی1385 ساعت: 14:58

توسط:دیوونه

بیشتر دوست داشتم بفهمم دلیل رد کردنت چیه.تا در خواستگاری های واقعی از تجربه اش استفاده کنم.من آدمی نیستم که بی گدار به آب بزنم ودوست دارم قبل از انجام واقعی عملی آنرا آزمایشی انجام بدم تا بتونم از تجربه اش استفاده کنم.تو تقریبا یک موش آزمایشگاهی بودی ولی حالا معشوقه واقعی من.در این وادی خیلی بی تجربه بودم وبهترین وکم هزینه ترین راه برای تجربه اندوزی اینترنت بود.که من به بهترین وجهی ازش استفاده میکنم.در ضمن دیوونگی در منظومه فکری من مفهوم خاصی داره که تصور نمی کنم درکش برای یکی مثل تو راحت باشه. آخ جون!! می دونم این جمله چقدر رویت اثر می گذاره واعصابتوحسابی خراب میکنه.فقط بگم من چه کسانی رو دیوونه می پندارم.کسایی مثل پیامبران که اکثرا توی یه غار تا مدتها بدور از مردم زندگی میکردند تا جنون شان به درجه اعلای خودش برسه-عارفانی مثل مولوی و منصور حلاج. فیلسوفانی که مسیر تفکر بشری را تغییر دادند چون حضرت نیچه. تو اولین کسی نیستی که ماها رو با اون به اصطلاح روانشناسی نوین آنالیز میکنی.قبلا هم ارباب هاتون پیامبران را که تجسم عشق منند آنالیز روانی کرده اند وهمه اونها رو دچار بیماری توهم شخصیت تشخیص دادند.من به خودم می بالم که مرا هم چون آنان مجنون می پندارید واین اراده مرا در راهی که درپیش گرفته ام محکمتر می سازد.یک توصیه مهم وحیاتی برایت دارم وآن اینکه تا دیر نشده به خود آی وبه زندگی بازگرد.درست است که تو در دنیای واقعی موفق نبودی وبه آرزوهایت نرسیدی وبا اینکه استعداد خوبی هم داشتی نتوانستی آنرا شکوفا سازی.اما این دلیل نمی شودکه برای بروز استعدادهایت خودت را در دنیای خیال غرق کنی واینچنین از واقعیت فرار که نه وحشت کنی. واما مسئله مهمتری که مطرح کرده ای خب زندگی همین است در لحظه نیاز باید درفکر رفع آن باشی.من در سیر تفکرات فلسفیم به همه اینها رسیدم ولی نماندم.خلاصه اش اینکه باید قبول کرد که خالق ما را اینچنین آفریده است.در طراحی ماشین های هوشمند همه اینها بصورت عمیق البته درسطوح بالا مطرح است وهمینطور در دیگر شاخه های علوم شناختی.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 18 دی1385 ساعت: 14:59

توسط:ادامه دیوونه

ممکنست کسی ادعا کند که اینها درموردش صدق نمی کند ولی بخدا من تاکنون برای آدمهای بیشماری ثابت کرده ام که هرنقابی به چهره بزنیم آخرش بحث منفعت ومضرت مطرح است.طراح ما را اینچنین آفریده ولی شاهکار خلقت مبحث خلاقیت است که به هیچ وجه منکر آن نیستم وحتی درپی رازگشایی آنم .تاکنون به نتایج جالبی رسیده ام که برای محکمتر کردن استدلال هایم نیاز به تحصیلات آکادمیک بیشتری در زمینه های مختلف نورو ساینس (علوم شناختی)دارم.در پایان یک خبر خوش برایت دارم از فردا بمدت 15روز ارتباطم با دنیای مجازی قطع است.البته توفیق اجباریست ومطمئن باش هر چی بگی من نمی فهمم.پس با هرکه هرچه دل تنگت می خواهد بگو .امیدوارم تا برگردم زنده نباشی چون اون موقع بین دوترمه ومن هم بیکار وتا پایان تعطیلات عید یا مختو میزنم وبقول اولیه ام که می خواستم خرت کنم جامه عمل می پوشانم ویا مثل خودم دیوونه ات میکنم.
عسل دست نیافتنی من.به دستت میاورم حتی اگر سر کوه بلند باشی .

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 18 دی1385 ساعت: 16:49

توسط:سید مهدی موسوی

4شنبه 20 دی
جلسه نقد و بررسی مجموعه جنجالی و بحث انگیز:
« فرشته ها خودکشی کردند »
اثری از:
« سید مهدی موسوی »
ساعت 3 الی 6 بعدازظهر
تهران – میدان بهمن - فرهنگسرای بهمن – سالن فرهنگ
با حضور شاعران و منتقدانی از سراسر کشور
تذکر: به علت حجم بالای نقدها و مقالات قبل از ساعت 3 در سالن باشید
آدرس نسخه
PDF مجموعه: ( با کلیک راست بر روی نام کتاب و انتخاب گزینه save target as… )
http://www.library.arooz.com/1385/04/post.php#more
مهم این نیست که موافق هستید یا مخالف
مهم این نیست که 5 سال از چاپ مجموعه گذشته
مهم این است که منتظر شما و نقدتان هستم...
( ورود برای عموم آزاد است )
آدرس پوستر مراسم (به لطف شریف عزیز):
http://sharif.persiangig.com/image/Others/NaghdMoosavi.jpg

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 18 دی1385 ساعت: 21:19

توسط:دیوونه

خجالت نکشیدی اینکارو با من کردی؟ حتما باید آبروی یه آدمی مثل منو می بردی؟تو که ادعای فرهنگ می کردی چطور مسائل خصوصی یه آدم که حداکثر جرمش خواستگاری از تو وسماجت دراونه را اینجوری علنی می کنی وآبروشو می بری؟ همه آدمهای با فرهنگ وقتی باهم مشکلی دارند گفتگو می کنند ولی حالا که تو نمی خوای خب باشه یه معامله باهم می کنیم.من حق خودم می دونم که:1-هرچی کامنت ونامه ازم داری همین امشب حذفش کنی2- تمام دلایل رد کردن منو از طریق ای میل برایم بنویسی نه که اینجا بازم آبرو ریزی کنی3-همین نامه ام را برای جبران ظلمی که درحق من روا داشتی در وبلاگت بمدت یک روز درصفحه اصلی نمایش میدهی وبعد حذفش می کنی. منم در عوض حق مسلم تو می دونم که1- مزاحمت نشوم 2- هیچ نامه وکامنتی برای تو وحتی هیچ یک از دوستانت ننویسم 3- یاد وخاطره ات را از ذهنم خارج کنم. ولی هرازگاهی وبلاگت را چک میکنم که باز آبرو ریزیت گل نکرده باشد.دیدار به قیامت

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 18 دی1385 ساعت: 22:6

توسط:دیوونه

پس نمی خواهید اشتباه تونو جبران کنید ویا اینجا تبلیغات خاصی از خودتون می کنید وامثال من فقط وسیله ایم برای بازار گرمی یک دختر دم بخت.بار دیگر خواهش می کنم آدم باشید ومثل یک آدم رفتار کنید نه چیز دیگر.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

سه شنبه 19 دی1385 ساعت: 10:34

توسط:دیوونه

برای دو تا آدم عاقل وتحصیلکرده این رفتارها زشت است.بهتر است فتیله این آتش که معلوم نیست آخرش چه خرمنی را خواهد سوخت را پایین بکشیم.شاید خیلی ها تصور کنند حق باشماست ولی نمی دانند که شما مالک این رسانه هستید وواقعیت را هرطور دلتان بخواهد نمایش میدهید.تند روی های خود را سریع حذف می کنید وجواب های مرا که از سر عصبانیت بوده نمایش می دهید.بهتر نیست حتی با دشمنان خود هم به عدالت وانصاف برخورد کنیم؟
در پایان من معذرت می خواهم برای خواستگاری و سماجتم.بهتر است شما تابلو نصب کنید تا هرکسی به خواستگاریت نیاید.آخر شما از مفاخر فرهنگی ما هستید.وهرکسی حق ندارد به شما حتی فکر هم کند.شما به سمینار های بین المللی دعوت می شوید ولی آدم دون پایه ای چون من از کجا بفهمم اینها را.
من که حتی یک بیت شعر نمی دانم کجا وشما که تجسم خود فروغ هستید کجا؟
حداکثر من شاید عضو کمیته سی نفره دفتر...درسال79بوده باشم .
بگذریم از این دعواهای بچگانه.دیشب تا خود صبح شیطان رهایم نکرد ولی هوا که روشن شد با تیپا او را از خویش راندم.تو هم همین کار را کن.
بهتر است دلمان را از کینه خالی کنیم.ولی هر کس به خواستگاری کسی میرود حق دارد دلیل رد کردنش را بداند وتمام سماجت من برای همین بود .هر آدم کم هوشی هم بودم تا حالا باید می فهمیدم که من وتو دیگر بهم نمی رسیم ومن همان اول فهمیدم.ولی همه سماجتم برای این بود که شما دلیل رد کردنم را برایم ای میل کنید که نمی دانم چرا اینکار را نکردید.برای اذیت کردن من؟خب منم می خواستم اینجوری تلافی کنم.حالا اگر دوست داشتید دلایلش را برایم ای میل کنید.ممنون می شوم.دیگر از نظر من این دعوا تمام شده است.خدا به همه ما دل خوش وصبر وگذشت دهد.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

پنجشنبه 21 دی1385 ساعت: 17:14

توسط:no

اگر همون شرايط سانسور شده يا تطبيق شده با در نظر بگيريم ميشه گفت مقصر ها به اين ترتيبند
شوهر كه يه موبايل نخريد واسه زنش بهش خبر بده
زنه كه آدرس ايميل شوهرشو نداشت
شهردار كه يه پل نساخته
دانشگاه آزاد اون روستا كه عمرانش پل سازي نداره و دانشجو نميگيره
پولداره كه غريزشو رو زن مردم پياده ميكنه راستي زنه ميتونست ساعتشو گرو بذاره واسه قايقرانه
و بالاخره قايقرانه كه ميتونست ساعت زنرو گرو بگيره و ببرتش
راستي
خوبه همه همسرها بعد از ازدواج شنا ياد بگيرند اينم نكته آموزشي اين موضوع

اگر هم اون شرايطو در نظر نگيريم و پاي يه بوس وسط باشه مقصر اصلي زنست كه هرچي از تو دهنش در مياد به شوهرش ميگه با اين ه ميدونه اشتباه ميكنه

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

سه شنبه 19 دی1385 ساعت: 5:28

توسط:سلام

 

من شرایط رو میپذیرم. شما در عوض قراره چیکار کنی?

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

سه شنبه 19 دی1385 ساعت: 7:38

توسط:آباد

با سلام ، عرض ارادت و تبریک عید سعید غدیر خم--- خدا قوت بده انشاا...
مثل همیشه خوب بود . دنیای ان ال پی هم با مشقی دیگر برای شاد زیستن منتظر قدوم شماست .
"""زندگي به تدريج اتفاق مي افتد . زندگي ماهيت انبارشوندگي دارد و هر اتفاقي به اتفاق ديگر افزوده مي شود """.
امیدوارم همیشه زندگی بر وفق مرادتان باشد... انشاا...

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 13:9

توسط:بردیا

من شرط و میپذیرم عوضش از ساعت 2 بامداد تا 5 صبح در اختیار من باش

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

سه شنبه 19 دی1385 ساعت: 14:9

توسط:مدیر فروش

 

کیفیت

دانش

تجربه

شرکت علم و صنعت

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

سه شنبه 19 دی1385 ساعت: 16:36

توسط:مترسک

جون هر کی دوست داری درباره اون تست با شهرت جهانی برام توضیح بده دارم دیوونه میشم
و اینکه:این شعر منو یاد پریسا میندازه
یاد بهار نارنج خائن
یاد یه خاطره تلخ
کارت درسته

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 0:50

توسط:زهره

سلام
مهتاب خانوم امیدوارم حالتون خوب باشه

من یه سوال برام ژیش اومد شما یه بار او.مدین وبلاگ من و به نام سارا نظر دادین

شاید هم یه نفر دیگه بوده ولی به هر حال جز اولین بازدید کننده های من بودین
دلم می خواد بازم تشریف بیارین

تست با شهرت جهانی هم جالب بود و خدا را شکر که مترسک هنوز زنده است و وجود سالمش را با نظر بالا اعلام کرد

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 7:57

توسط:iran's children

گفتمش: دل ميخري؟!

پرسيد چند؟!

گفتمش: دل مال تو، تنها بخند.

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روي خاک افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود

بروزم سر بزن

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 10:38

توسط:جستجوگر علم

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 10:40

توسط:جستجوگر علم

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 12:56

توسط:مهدی

سلام
به جمع وبلاگ نویسان خوش آمده اید اگر چه دیر اومدم ولی حالا که اومدم تبریک می گویم وبلاگ خوبی دارید و می توانید که از این هم بهتر شود . منتظر کارهای بعدی شما هستم .

باتشکر

پس باشد باهم تا بخواهید تا بدانید که ...؟!

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 13:0

توسط:مهدی

سلام
به جمع وبلاگ نویسان خوش آمده اید اگر چه دیر اومدم ولی حالا که اومدم تبریک می گویم وبلاگ خوبی دارید و می توانید که از این هم بهتر شود . منتظر کارهای بعدی شما هستم .

باتشکر

پس باشد باهم تا بخواهید تا بدانید که ...؟!

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

چهارشنبه 20 دی1385 ساعت: 20:40

توسط:دنرالدين

 

ولی هستم
باران چشمانتان را براین شوره زارببارتالبخند گل لبهایت بهار وجودت را تازگی بخشد

 

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

پنجشنبه 21 دی1385 ساعت: 17:0

توسط:0509680834

 

به ما سر برن

 

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

 

پنجشنبه 21 دی1385 ساعت: 19:31

توسط:ali

 

 

سلام وبلاگت خيلي جالبه

لطفا به من هم سر بزن

نظر يادت نره

موفق باشي باي

 

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

جمعه 22 دی1385 ساعت: 13:9

توسط:علیرضا روشن

مهتاب خانم. نامت نگرانم کرد. خوش به حالتان. چه خانه‌ای باید داشته باشید. هر روز و هر شب صدای "مهتاب بخواب" یا "مهتاب چای بخور" یا "مهتاب نیست رفته است سفر" در آن می‌پیچد. به من اجازه بدهید که با کسانی که با واسطه آدمیان را دوست می‌دارند همان جور برخورد کنم که در سنگ مهتاب دیدید. حق بدهید و عذر مرا بپذیریرد. من همه را دوست دارم. توهین به هیچ کس را روا نمی‌دانم. باز هم عذرم را بپذیریرد.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

جمعه 22 دی1385 ساعت: 14:29

توسط:سارا

salam
khobi?
behem sar bezan aziz khoshhal mesham

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

جمعه 22 دی1385 ساعت: 17:58

توسط:حمید

سلام مهتاب خانوم رفته بودم فاتحه ای بر مزار ازیتا بخونم شما رو هم اونجا دیدم نمیدونم چی شد که از بین انبوه زیارت کننده های ازیتا شما رو انتخاب کردم به هر حال دله دیگه
راستی تو صفحه اول وبت چیزی جز وعده ترک دوستان ندیدم سری به ارشیوت زدم و شش خواستگار احمق رو خوندم. قشنگ بود فعلا خدا حافظ

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

جمعه 22 دی1385 ساعت: 20:55

توسط:یاس

میدونی خیلی دلم می خواد حس یه زن خیابونی تن فروش رو داشته باشم خیلی.....

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

جمعه 22 دی1385 ساعت: 22:10

توسط:افشین

سلام مهتاب عزیز
مرسی از لطفت
شاد و سلامت باشی

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

شنبه 23 دی1385 ساعت: 10:15

توسط:مترسک فیلسوف

مقصرها:پولداره
2:صاحب قایقه
3_مرده
3 _زنه

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

شنبه 23 دی1385 ساعت: 15:55

توسط:دیوونه شرمنده

تورا بخدا نرو.زبانم لال می شود ولی بگذار چشمانم همچنان ببیند سیمای خدای زمینی ام را.تورابخدا نرو.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

شنبه 23 دی1385 ساعت: 16:12

توسط:دیوونه شرمنده

توی این دنیا به این بزرگی من فقط تورا دارم بخدا راست میگم.تنهام نزار.بخدا اگه یه زن مسن توی افغانستان هم به اندازه ایکه من تورا دوست دارم منو دوست می داشت هیچ وقت ولش نمی کردم.وزندگیمو فداش می کردم.خدایا تو شاهد باش که راست میگم.

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

شنبه 23 دی1385 ساعت: 16:37

توسط:دیوونه شرمنده

رسوام هم کنی نمی تونم به یادت نباشم.همه آبرویم فدای تو.همه عزتم فدای تو

 وب سایت   پست

 

 

 

 

 

دوشنبه 25 دی1385 ساعت: 20:21

توسط:پاتوق گورکن ها

سلام
تو چه مدرن شدی!
یاد پارسال پیارسال به خیر

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 25 دی1385 ساعت: 21:0

توسط:hafez

khili khoob bood.man estefadeh kardam.baezia ham khili shoja hastand vali dar eenjaha tarsoo hastand.va baiad eslah shavand.kash emtahan nadashtam ta estefadeh bishtar mikardam.too mahshary

 وب سایت   پست الکترونیک

 

 

 

 

 

دوشنبه 25 دی1385 ساعت: 21:24

توسط:مهتاب

راست میگه سنباد
خیلی مدرن شدم

دوشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۸۵ + 0:38 + دریا +