باران و دریا

به هر صورت، عدم مواجهه با جنس مخالف و نتيجتآ عدم شناخت او، مرد ايراني را به ايدئاليسمي کودکانه دچار کرد که تنها نوعي رشدنايافته گي رواني مي تواند تلقي شود. زن از نظر مرد ايراني، يا زني اثيري، فرشته خو و پري صفت است که آفتاب در رشک ديدن رخساره اش به سر مي برد! و يا لکاته اي بي آبرو، سليطه اي دريده و فاحشه اي منشآ پليدي! به عبارت ديگر، دور سيماي زن ايراني، همواره هاله اي الهي يا شيطاني، بوده که نتيجهء مستقيم فرافکني زن اثيري و لکاته بر روي اوست. ( مرحلهء اول ) و ضوابط حاکم بر رفتار اجتماعي هر يک از ما، بازتوليدگر زمينه هاي اين فرافکني ناميمون، و مانع گذر از اين مرحلهء ابتدايي روانشناختي ست.

 

از وبلاگ

مثبت من

 

 

 

 

 

 

فرصتی بخواهید
تا گیسوان خود را در آفتاب کنار رودخانه
شانه بزنید
فرصتی بخواهید
 که مخفی ترین نام خود را
که خون شما را صورتی می کند
از رود بزرگ بپرسید
به نام آن اسب
به نام آن بیابان
شما فرصت دارید
 تا چیدن گندم ها
تا زرد شدن کامل گندم ها
 عاشق شوید
فقط روزهای کودکی رابرای یکدیگر
نگویید
گندم ها زرد شدند
گندم ها چیده شدند
 نان گرم آماده است
ولی
 شما کنار بوته های زرد ذرت باشید
 آب را در کوزه بریزید
کوزه را کنار تنها بوته ی گل سرخ
 بگذارید
ما
 شما را هنوز به خاطر آن گل سرخ
 دوست داریم

آوای آزاد

احمد رضا احمدی

 

 

 

 

 

چهارشنبه سی ام خرداد ۱۳۸۶ + 14:30 + دریا +