باران و دریا

خانه سازی شروع مدنیت از دیدگاه قران

 

دانش بیولوژی جدید، انسانها را به ما قبل تاریخ و مبدا تاریخ را بیرون آمدن انسان از غار می داند.  ولی به نظر قرآن، شروع مدنیت و تاریخ انسان متمدن از كجا آغاز می شود؟ قرآن می فرماید: آن زمانی بود كه انسان جهش فكری یافت. او توانست قدرت خلاقیت و نوآوری خود را به نحو احسن بروز دهد . در سوره آل عمران آیه 69 می فرماید: «"ان اول بیت وضع لناس للذی ببكة مباركا و هدی العالمین "» می فرماید:«" به درستیكه اولین خانه ای كه ساخته شد، به وسیله مردم، آنچنان خانه مباركی بود كه برای عالمیان هدایت كننده بود. "»21

 

ساخت اولین خانه به دست آدم ابوالبشر

 

 این نكته را بسیاری از مفسرین ذیل این آیه ذكر می كنند، كه اولین خانه ساخته شده در روی كره خاكی، به دست حضرت آدم (ع) ساخته شد. حضرت ابراهیم نیز برخرابه های خانه حضرت آدم، كعبه را بنا نهاد. از اینجا معلوم می شود كه، قبل از آدم هم آدم هایی بودند، ولی آدم ابوالبشر كه خداوند او را برگزید، به واسطه توانایی در خلاقیت و نوآوری بود، كه توانست خانه بسازد و آدمهای قبل از ایشان توان خانه سازی نداشتند، آنها در غارها و بوكن ها زندگی می كردند.

 

امروزه در میانه های جنگل آمازون، انسانهایی را یافته اند كه، ظاهرا مثل ما هستند، اما توان خانه سازی را ندارند و اصلا نمی توانند در خانه زندگی كنند. این نشانهء آدمهای قبل ازآدم ابوالبشرهستند. با همه رشد علوم و تكنولوژی، هنوز آنها مثل انسانهای ما قبل تاریخ و تمدن زندگی می كنند، این كه خداوند ما را به گردش و سیاحت در روی زمین دعوت می كند،«" قل سیروا فی الارض فانظروا كیف كان عاقبة الذین من قبل"»22 برای همین است كه درك صحیحی از حقیقت را پیدا كنیم، نه اینكه تنها در كنج حجره ها بخواهیم به درك حقیقت قرآن و علوم نائل آییم(بپردازیم )، كه ناچارا ناقص خواهد بود. 

 

چرا به آدم ، ابوالبشر می گویند.

 

زیرا نسل امروزی انسانها كه غالب شد بر روی كره زمین از آدم ابوالبشر بود. از اینرو به او لقب ابوالبشر داده اند یعنی پدر انسانها.

 

تكامل تدریجی یا خلقت موردی خداوند

 

 با ذكر این مطالب لازم است مطلبی در ادامه ذكر شود. و آن اینكه، آیا آدم از گل ساخته شده و خداوند روح بر آن دمید، مثل آنچه مفسرین در كتب تفاسیر خود، به نقل از روایات ذكر می كنند. یا اینكه قائل به تكامل تدریجی باشیم و تكامل انواع . تكامل تدریجی ازاین بحث می كند كه موجودات در كره زمین ازتك سلولی ها آغاز شدند و كم كم ماهیها و خزندگان و دوزیستان و سپس پرندگان چهارپایان به وجود آمدند و كم كم بر اثر خواست خداوند كه در نهاد ماده قرار داده و تكامل تدریجی همه موجودات به وجود آمدند .

 

علامه طباطبائی در تفسیر المیزان جلد 29 صحفه 200 ذیل آیه 45 سوره نور در یك بحث فلسفی می فرماید:« البته در این باره نظریه دقیق تر هست ، و آن این است كه بدون هیج شكی می بینیم كه میانه تمامی موجودات هستی یك ارتباط وجودی هست،چون بعضی علت بعضی دیگرند، و بعضی شرط یا معد بعضی دیگرند، و ارتباط میانه علت و معلول ، و شرط و مشروط ، و معد و مستعد ، قابل انكار نیست و این ارتباط باعث شده یك نوع اتحاد و اتصال میانه موجودات برقرار شود. در نتیجه دست بر سر هر موجودی بگذاریم با اینكه او را جدای از سایر موجودات می بینیم ، ولی می دانیم كه این جدائیش بطور مطلق ، و از هر جهت نیست ،بلكه اگر وجود متعین او را در نظر بگیریم می بینیم كه در تعینش مقید به تمامی موجوداتی است كه دست بدست هم داده و او را متعین كرده .»

 

استاد شهید مرتضی مطهری در كتاب معاد خود می گوید:

 

«" اینكه عرض كردیم كه، خود تكامل فردی هم كافی است، برای استدلال، مبنی بر انكار تكامل نوعی و مبنی بر بدبینی نسبت به(( تكامل انواع)) نبود. اتفاقا خود من در مقاله ای كه ده یازده سال پیش برای اولین بار در مكتب شیعه نوشتم ، یادآوری كردم كه نظریه تكامل انواع،استدلال موحدین را قویتر و نیرومند تر كرده است. در مسئله تكامل انواع اگر كسی شك دارد، از این نظر است كه آیا با كتب آسمانی مطابقت دارد یا نه؟ ! زحمت این كار را هم جناب آقای دكتر سحابی در كتاب خلقت انسان كشیده اند و اینقدر می توانم اعتراف كنم كه نكات بسیار برجسته ای را در آنجا نقل كرده اند ، من همیشه گفته ام كه واقعا قابل مطالعه و قابل دقت است."»23

 

 بهره گیری از تفكر مستقل

 

ظاهرا مفسرین گذشته، بجز در پنجاه سال اخیر، همه قائل به خلقت انسان از خاك و ساخته شدن مجسمه آدم.  سپس دمیدن روح در بدن او و خلقت آدم دارد. در صورتی كه اگر به ترجمه صریح آیات تاملی شود و از رونویسی ازتفاسیر گذشته دست برداریم، یعنی ازتفكرمستقل بهره گیری شود. آیات قرآن دال برتكامل تدریجی (تكامل انواع) است وبرآن صحه میگذارد.

 

 

تكامل تدریجی در قرآن

 

صریح ترین آیه ای كه تكامل تدریجی را بیان می كنند، آیه 45 سوره نور است:  «" والله خلق كل دابه من ماء فمنهم من یمشی علی بطنه ومنهم من یشی علی رجلین ومنهم من یمشی علی اربع ، یخلق الله ما یشاء ان الله علی كل شیء قدیر"» «" وخداوندهرجنبنده ای را ازآب خلق كرد، بعضی بر شكم راه رفتند، وبرخی بر دوپا راه روند، وبرخی بر چهار پا راه روند، وخدا هر چه بخواهد بیافریند، بدرستیكه خداوند برهركاری تواناست."»24 كه به ترتیب شامل ماهیها وخزندگان وپرندگان وچهارپایان می باشد. انسان نیز از جمله جنبندگان است كه از رده چهارپایان جدا شد.  و در این مجموعه قرار دارد. هرگز خداوند انسان را از سیر مخلوقات استثناء نفرموده . اینكه حافظ می فرماید:

 

دوش دیدم كه ملائك درمیخانه زدند   /   گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند25

 

شعری  است كه با حقیقت خلقت سازگاری ندارد . اما آیات بسیاری در قرآن هست كه با كلمات متعدد و متنوعی ذكر می كنند كه انسان را از خاك ، گل‌ ، گل گندیده ، لجن ، آب جهنده و... خلق كردیم و سپس روح برآن دمیدیم ، باید گفت چون خداوند مخلوقاتی با جنسهای مختلف دارد،مثل اجنه كه از آتشند و ملائكه كه از نور هستند، از خاك و گل و امثالهم كه صحبت می كنند، منظور بیان جنس خاكی انسان است . مثلا آنجا كه خداوند می فرماید «" و لقد خلقنا الانسان من سلاله من طین"» «"‌‌ وهمانا خلق كردیم انسان را از چكیده، عصاره خاك "»26 اگر توجه شود سلاله به معنی سر سلسله و دودمان و همچنین به معنی آخرین دانه زنجیر خلقت آمده است. یعنی انسان كاملترین و آخرین موجود خاكی است. وهمچنین در این آیه«"‌ ثم جعل نسله من سللة من ماء مهین "»27         كلمه سلاله از ریشه (سل) به تشدید وفتح لام، بمعنی خارج شدن چیزی از چیز دیگر است. بنابراین آنرا عصاره یا عصیرو به فارسی آنرا چكیده معنی می كنند. فرزندان ما هم چون عصاره نسلها هستند، سلاله می گویند. (( كلمه سلاله در آیه مسبوق به (الف ولام) نیست )) و بنابر این نمی توان آنرا مخصوص به یك نوع و مثلا به نوع انسان كرد. نكره آمده این كلمه (سلاله ) مفهوم این اسم را به تمام حیوانات و حتی آنسان عمومیت می دهد.

 

نظریه تكامل از دیدگاه لامارك

 

            " لامارك عقیده داشت طبیعت هیچ عملی انجام نداده، مگر به تدریج و همان اندازه كه موقعیت و محیط می تواند روش زندگی را تغییر دهد، باعث تحول اعضاء نیز می گردد. سپس صفات كسب شده را از راه ارث به آیندگان می رسد . سبب تكامل و تحول می گردد. او ضمن بیان عقاید خود مثالهایی آورده كه معروفتراز همه مربوط به دو حیوان معروف زرافه و مرغ دریایی است. او می گوید: حیوان برای اینكه نیاز داشت در گل و لای و لجن اطراف رودخانه غذا تهیه نماید، ناچاربرای اینكه سرش بالای سطح آب قرارگیرد، ودر برابرجریان آب مقاومت نماید، با زحمت خود را بر روی پاها بلند نموده و بر اثر تكرار این عمل استخوان ساق و رانش بتدریج طویل شده و نیز پر در این قسمت از پا رشد نكرده است. برای گرفتن طعمه گردن خود را دراز كرده لذا گردنش دراز شده است. یا جانوری مانند زرافه كه در جاهای بی آب و علف بوده ناچار شده از برگ درختان بخورد، برای این كار مدت مدیدی گردن و پای خود را بلند نگه داشته و در اثر تكرار كردن گردن و پاهای جلوشان بلند شده است. "28           

 

   نظریه تكامل ازدیدگاه داروین

 

بعد از لامارك داروین نظریه خود را در كتاب خودش بانام(‌ بنیاد انواع)  منتشر كرد. او كم و بیش عقاید لامارك را پذیرفت، ولی عقاید او بر چهار اصل متكی بود. (سازش با محیط ، تنازع بقا ،انتخاب طبیعی و اصلح ، وراثت ) ولی اصل كلی او همان تنازع بقا و انتخاب اصلح بود. در اوایل آنقدر استقبال از این نظریه شد كه آنرا در همه شئونات زندگی دخالت دادند. البته بلافاصله ایراداتی بر نظریه او گرفته شد و شاگرداتنش مكتب نئو داروینیسم را ایجاد كردند. "29

 

نظریه تكامل امام جعفر صادق (ع)

 

جالب است كه امام صادق (ع) در كتاب مشهور توحید مفضل در جواب شاگردانش به همین دو حیوان اشاره می نماید. حضرت راجع به پرنده آبی می فرماید: «" اغلب در آبهای كم عمق شكار خود را پیدا می كند، پاهایش بلند است تا خوب شاهد كرمهای آبی و جنبندگان باشد. اگر پاهایش كوتاه بود، شكمش به آب می خورد، آب متلاتم می شد، كرمها پراكنده شده شكار از دستش می رفت و عجیب است كه می فرماید: هر پرنده پا بلند گردن درازی دارد كه رفع حاجت خود به آن كند، وای بسا با بلند كردن منقاری دراز نیز به او داده اند تا زندگی بر او آسان تر شده او را با شرایط حیاتش نزدیكتر كند. راجع به زرافه می فرمایند: چراگاه این حیوان در جنگلهای انبوه بود، كه درختان بزرگ داشت، برای چریدن از درخت ها احتیاج به گردن درازی داشت، تا از برگ درختان بتواند بخورد. وحیات خود را حفظ نماید، لذا خداوند نیز به او گردن درازی داد."»30

 

            حضرت با لامارك از این نظر كه حیوان نیاز دارد تا با محیط سازگاری داشته باشد، موافق است. اما لامارك توجه به محل تغذیه را سبب تكاملش می داند و حضرت امام صادق (ع) دست تربیت پروردگار را برای رفع احتیاج  او دخالت می دهد.

 

            «امروزه علم ژنتیك می گوید. سلولهای بدن بر دو گونه اند، سوما و ژزمن  هركدام عمل مخصوص خود را دارند. سلولهای سوما سازنده عضوند و هیچگاه صفات خود را در نسل منعكس نمی سازند. چنانچه چند میلیون سال است كه پرده بكارت پاره می شود، باز نسل جدید پرده بكارت دارد. كوتاهی و درازی گردن نیز عضو است و به واسطه دراز نگه داشتن دراز نمی شود.»31

 

نظریه تكامل در كلام وحی

 

امروزه در باره تكامل تقریبا همه زیست شناسان متفق القولند كه به وجود آمدن تدریجی حیوانات امری مسلم است، فقط اختلافی كه وجود دارد. درباره علل تكامل و پیدایش موجودات است. این اختلاف سبب شده تا فرضیات گوناگونی در این باره  گفته شود. اینكه در دهه اخیر نظریه خلقت خالق هوشمند مطرح شده به واسطه همین مسئله است. كه اسلام ازهمه آنهازیباتر بیان نموده است.«" سبح اسم ربك الاعلی الذی خلق فسوی والذی قدر فهدی .."»32 شاید قرآن می فرماید: تمام موجودات در گردونه تكامل تحت كنترل تقدیر و احتمالند، ولی در مرحله نظم و ترتیب به سوی مقصد و هدف معینی هدایت می شوند. یعنی به تكامل می رسند.

 

تدریج درعالم خلق واراده در عالم امر

 

چون عالم خلق عالم استعداد است .لازمه آن رسیدن به كمال به صورت تدریجی و در زمان طولانی است، كه ذیل آیه " الا له الخلق و الامر " «فتبارك الله رب العالمین»33 مفسرین به همین مطلب اشاره كرده و تاكید می كنند كه عالم خلق عالم استعداد است و نیاز به زمان دارد در صورتی كه در عالم امر هنگامی كه اراده شود پس ایجاد خواهد شد .

 

شباهت تولد آدم (ع) و عیسی (ع)

 

ضمنا آیاتی دیگر نیز هست كه نشان از تولد آدم از رحم مادر دارد. مثل آیه 59 آل عمران «" ان مثل عیسی عندالله كمثل آدم خلقه من تراب"»35

 

 اگر مثل آدم با عیسی در خلقت یكی باشد،همچنانكه عیسی در رحم مریم بزرگ شده واز مادر متولد شده، آدم نیزباید در رحم بزرگ وازمادر خود متولد شده باشد،

 

اما آنجا كه راجع به روح بیان می دارد، منظور همان انشاء خلق آخر است. كه برای همه انسانها در چهار ماهگی دوران رحمی اتفاق می افتد. توجه بفرمایید كه با پذیرش این مطلب هیچ مشكلی در ترجمه و تفاسیر آیات بروز پیدا نمی كند.

 

 آری كرامت و ارزش آدمی از این جا آغاز شد كه، او قابلیت های جدیدی یافت كه، آدمهای قبل از او نداشتند و گرچه ملائكه دوست نداشتند آدم نماینده خدا گردد و خود را با ارزشتر و مقدستر می شمردند، ولی خداوند فرمود: ارزش حقیقی انسان به تولید علم او ، خلاقیت و نوآوری است كه در شما نیست و باید آدم را سجده كنید .

 

 امیدوارم توانسته باشم حق مطلب را ادا نمایم با تشكر

 

محمد رضا زینی  

 

 

منابع

 

1-      از جملات مولی علی (ع) درنهج البلاغه

 

2-     سوره زمر 39 آیه شماره 18

 

3-     سوره انعام 6 آیه شماره 92

 

4-     سوره اسراء 17 آیه شماره 82

 

5-     سوره المؤمنون 23 آیه شماره 12

 

6-     سوره المؤمنون 23 آیه شماره 14

 

7-     سوره اسراء 17 آیه شماره 70

 

8-     گلستان سعدی در مقدمه

 

9-     سوره احزاب 33 آیه شماره 72

 

10- سوره احزاب 33 آیه شماره 72

 

11- سوره بقره 2 آیه شماره 30

 

12- سوره بقره 2 آیه شماره 31

 

13- سوره بقره 2 آیه شماره 31

 

14- سوره بقره 2 آیه شماره 32

 

15- سوره بقره 2 آیه شماره 32

 

16- سوره بقره 2 آیه شماره 33

 

17- سوره بقره 2 آیه شماره 33

 

18- سوره مریم 19 آیه شماره 67

 

19- سوره دهر یا انسان آیه شماره 1

 

20- كتاب آخرین پیامبر و اولین دانشگاه ، نویسنده : دكتر محمد رضا پاك نژاد جلد اول صفحه 125

 

21- سوره آل عمران 3 آیه شماره 96

 

22- سوره روم 30 آیه شماره 42

 

23- كتاب معاد ، نویسنده :استاد شهید مرتضی مطهری

 

24- سوره نور 24 آیه شماره 45

 

25- دیوان شعر حافظ

 

26- سوره المؤمنون 23 آیه شماره 12

 

27- سوره سجده 32 آیه شماره 8

 

28- كتاب آخرین پیامبر و اولین دانشگاه ، نویسنده : دكتر محمد رضا پاك نژاد جلد اول صفحه 114

 

29- كتاب آخرین پیامبر و اولین دانشگاه ، نویسنده : دكتر محمد رضا پاك نژاد جلد اول

 

30- كتاب توحید مفضل باب علت پیرایش خلقت حیوانات

 

31- كتاب آخرین پیامبر و اولین دانشگاه ، نویسنده : دكتر محمد رضا پاك نژاد جلد اول صفحه 132

 

32- سوره اعلی 87 آیه شماره 1

 

33- سوره اعراف 7 آیه شماره 54

 

34- سوره آل عمران 3 آیه شماره 59

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه سی ام خرداد ۱۳۸۶ + 14:32 + دریا +