|
باران و دریا
|
انگار تو را گم كردهام يا كه فراموش
جايي كه ستارگان پيدا ميشوند
درچشم شب
نديدمت
و هرچه تلاش كردم به خاطرت نياوردم
لحظههاي جاودانگي جا ميمانند از تمام لحظههاي حال
كدام ستاره چشمكزن بودي؟ كدام ستاره ماندگار و من؟
پرندههاي ماه
وقتي به من ميرسند خاموش ميشوند
راهي پرخطر چهره ميگشايد
بيرمق
از هرچه عشق ورزيدن
كناره ميگيري
او يك هنرديگرهم دارد
مرگ
فروغ
در ردیف كارمندانش
- كسي از اخوان نميپرسد؟
هرگز نميداني
نامي را
كه شهرتت را مديون آنی
سكوت
آخرين حيله است
گول
ميزند
همه زناني را كه زود رام ميشوند:
فروغي نبود
اگر نبود
مرد همهفن حريف هنر و ادبيات ما
چنین ستايش ميشود
زور
کسی چیزی نمی داند
گريه كن
اشكهايت را نديده است
به جز درخت
مرد واقعی
هرگز
کسی را نمی بوسد