|
باران و دریا
|
شعف به معنای احساس غرقه گی است. در شرایط غرقگی زمان و مکان را درک نمی کند. من و تویی در زندگی اش احساس نمی کند.
یکپارچکی در کار هنگام غرقه گی. و عدم توجه به زمان. که خیلی گذشته است. تجربه غرقگی کم دست می دهد چون اغلب کاری را انجام می دهیم که دوست نداریم. با نبودن در لحظه از کارمان لذت نمی بریم.کار ساده ایجاد ملال می کند و باید برویم در خیالپردازی. افسردگی و خلاقیت هر دو نتیجه ملال است.اگر من بتوانم در فرصت ملال به کشف درونم و به جستجوی خلاقت ها بپردازم به نوعی از ملال استفاده کرده ام. شرایط دشوار هم ملال است مثل یک سخنرانی با الفاظ سخت.
فعالیت چالش بر انگیزی که بتوانید از پس آن بر بیایید رفع ملال می کند. برای رفع ملال باید دنبال کارهایی بگردیم در شغلمان که یک درجه بالاتر از توانایی های ماست و با آن سرو کله بزنیم.
کارهای خیلی ساده یا فراتر از توان باعث ملال می شود.
تحول ارزش ها: تعریف ارزش ها
اهداف خواستنی و فراموقعیتی در طول زمان تغییر زیادی نمی کند. علت عدم تغییرات ارزشی دوران کودکی متفاوت هر فردی است و ریشه در ارزش بنیادی در زندگی ما دارد. الفرد ادلر می گوید افراد در در کودکی تصمیم ها و انتخاباتی انجام می دهند که برای آینده شان و مسیر زندگی شان تعریف می شود. مثلا وقتی خودش بیمار بود تصمیم گرفت پزشک شود. و برای کمک به دیگران تلاش کند. این هدف گزیینی یک هدف خواستنی بوده که سالها با او بوده است.
نظام ارزش ها مجموعه ای از ارزشهای بنیادین و رو بنایی است. که یا تضاد دارد یا با ارزش های دیگر هماهنگ است. مثلا دانش آموزانی که طبق خواسته والدین حرکت کردند در حالی که خودشان چیز دیگری می خواستند.
تقسیم بندی ارزش ها: ارزش های جهان شمول یا فطری مثل خدا پرستی 2. ارزش های فرهنگی اجتماعی 3. ارزش های مبتنی بر تجربه شخصی که عینی یا انتزاعی هستند. اهداف خواستنی می توانند در ارتباط با زندگی اجتماعی شکل بگیرند.
وظایف جامعه در قبال ارزش ها: 1- محافظت از ارزشها 2- تغییر برخی ارزش ها به ارزش های کار آمد
انتخابگر ارزش ها می تواند در سنین بالاتر آنها را حفظ کند و انتقال دهد.
ت
ارزنده سازی
فرآیند درونی کردن ارزش ها ممکن است سالها طول بکشد. که به دو طریق رخ می دهد:1- تحت تاثیر آموزه های زندگی اجتماعی 2-. یک نفر مثل عمو با انجام کارهای خوب برای بچه ارزش ها را در او نهادینه کند. 3- بعد از رفتن عمو ارزش به عنوان احساس دین در بچه شکل می گیرد.
در روابط زناشویی هم رابطه باید متقابل باشد و خدمت یکجانبه محکوم به شکست است.
نوع دیگری از رابطه ارزنده سازی دیگری و احساس ارزشمند بودن خودمان است. آدم با عزت نفس آدمی است که به ندای درونش عمل کرده و تجربه و زندگی کرده.
عزت نفس در گرو تبعیت از ارزش های انسانی است اگر من خودم را می توانم دوست بدارم به خاطر این است که کارهایی که انجام داده ام ار نظر من قابل قبول بوده است.
هرکس خلاف ارزش های خود عمل کند ارزشمندی خود را پایین می آورد.