به یکدیگر مهر بورزید ،اما از مهر بند نسازید: ا
بگذارید که مهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روح های شما. ا
جام یکدیگر را پر کنید،اما از یک جام منوشید. ا
از نان خود به یکدیگر بدهید،اما از یک قرص نان مخورید. ا
با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید،ولی یکدیگر را تنها بگذارید،همان
گونه که تار های ساز تنها هستند،با آن که از یک نغمه به ارتعاش در می آیند. ا
دل خود را به یکدیگر بدهید،اما نه برای نگه داری. ا
زیرا که تنها دست زندگی می تواند دل های تان را نگه دارد. ا
در کنار یکدیگر بایستید،اما نه تنگاتنگ: ا
زیرا که ستون های معبد دور از هم ایستاده اند،,و درخت بلوط و درخت
سرو در سایه یکدیگر نمی بالند .
در جایی خوانده بودم که از جبران خلیل جبران است
اما قبل از آن از کتابی از یک نویسنده خارجی منبع را انجیل ذکر کرده بود
و فکر می کنم جبران خلیل جبران هم از از آنجا ذکر کرده باشد
نام کتاب
آدم سازی اثر ویرجینیا استون بود.
جمعه چهاردهم فروردین ۱۳۸۸
+ 20:25
+ دریا
+