باران و دریا

 

قال و مقال مطرح عشق است خاطرم

وقتي تو مي‌روي

وقتي كه ما بر سايه مبرهن خيال در خيابان تكيه مي‌كنيم

ناگه كه مي‌پريم

يعني هنوز عشق

در تارو پود مكرمه جان فرياد مي‌زند

آه اي غريو تاريكي نگاه كن

اينك من يك نداي ديگرم

هرسو كه بنگري ندا

با چشمان ملتهب خويش

از تو می پرسد

چرا؟

                                      

سه شنبه دوم تیر ۱۳۸۸ + 0:36 + دریا +