|
باران و دریا
|
دختر فیلیپینه واقعن چاقه . دو تا بچه هاش رو گذاشته پیش مادرش توی فیلیپین تا اینجا بتونه با شوهرش کار کنه و زندگی بهتری برای بچه هاش فراهم کنه. من با خودم فکر میکنم یعنی پول در اوردن اونقدر ارزش داره که یک بچه 5 ماه اش رو دور از خودش نگه داره. بعد فکر می کنم یاسمین که دو تا دستاش کامل سوخته , این دختر فیلیپینه که خیلی چاقه و اون دختر چینیه که هیچی از آشپزی نمیدونه آیا هیچ وقت شوهرشون با زنهای دیگه مقایسشون نکرده یا هی چاقی وایراداشون رو به رخشون نکشیده؟ که مجبور بشن خودشون رو لاغر کنند , پوستشون رو ترمیم کنند یا آشپزی یاد بگیرین؟
یعنی یک زن می تونه تمام دستاش سوخته باشه, کلی چاق باشه, یک ذره آشپزی بلد نباشه و تمام وقتش رو توی کارش بذاره ولی زندگیش خوب باشه.
بعد من هی ترازوم رو برمیدارم زنهای ایرانی رو میذارم توی یک کفه ترازو , دختر فیلیپینه که داره از چاقی می ترکه, دختر مالاییه که تمام دستش سوخته و اون دختر چینیه که هیچ وقت آشپزی نکرده رو میگذارم توی اون کفه ترازو و میزان خوشبختی اشون رو باهم می سنجم.
بعد با خودم فکر می کنم ما ایرانی ها چه دردی داریم که هی می خواهیم زیباتر, خوش اندام تر, خوش تیپ تر باشیم . اصلن کی اولین بار این مزخرفات رو به ذهن ما وارد کرده که باید زیبا باشیم, شیک باشیم از هر انگشتمون هزار هنر ببره و جوری غذا بپزیم که طرف انگشتشم باهاش بخوره!
چرا من یادم نمیاد هیچکی بهم یاد داده باشه که لازم نیست مثل مانکنهای تبلیغاتی باشی, لازم نیست هی قرص و دارو بخوری تا پوستت از صافی برق بزنه, که هرچقدر هم زیبا و لاغر و خوش اندام نباشی , بیست سال دیگه که پوستت پر از چروک شد طرف فیلش یاد هندوستان میکنه و چشمش دنبال یک لاغر زیبای دیگه می گرده پس بهتره خودت باشی؛ بهتره از بودنت لذت ببری بدون اینکه نگران این باشی که زیاده از حد لاغری یا زیاد از حد چاقی یا پوستت خوب یا بد شده. اینکه تو فقط باید خودت باشی باید از زنده بودنت لذت ببری, باید سفر کنی اونقدر که وقتی از دنیا رفتی بگی دمت گرم گاد جون عجب چیزهایی آفریدی...
باز فکر می کنم کی قراره تقاص همه این باورهای غلط توی این همه سال ما رو پس بده؟ گناه ایجاد این همه باورهای غلط آخر به پای کی نوشته می شه؟
.
دختر فیلیپینه داره برمی گرده کشورش یک هفته بچه هاش رو ببینه. به جای فکر کردن به این چپزها سعی می کنم خودم رو بذارم جای اون و به جاش احساس خوشحالی کنم, بدون اینکه ترازوی آدم کِشیم و کفه هاش فکر کنم...