|
باران و دریا
|
نوازش یک شخص یعنی بر آوردن همه خواسته های او.همه افرا د
طالب نوازش یکسان نیستند.نوازش در اساسی ترین شکل خود
یعنی وارد شدن به دنیای آگاهی شخص.
نوازش یعنی شناخت.شما ورود مرا به اتاق می بیند و با گفتن سلام
آن را تایید می کنید.منهم درجواب می گویم سلام.این احساس خوشایند
است.چنانچه این ابتدایی ترین نوع شناخت و تایید صورت نگیرد،
احساس می کنیم کوچک شده ایم و به حسا ب نیامده ایم.آنوقت به خود
می گوییم مرا اینجا نمی خواهند نباید می آمدم.
آگاهی زمانی امکان پذیر است که ما با درک مکالمه درونی خود ،
آن را
متوقف کنیم تا بالغ مان آزاد باشد که دیگران راببیند.این دیدن زمانی
جا معیت دارد که ما همه راببینیم ،یعنی دیدن والد وبالغ و کودک.
با تشخیص سر نخ ها می توانیم بفهمیم که به چیز نیاز دارند.گاهی
لازم است که پس از تایید حضورشان آنها را تنها بگذارید.
کلمه نوازش به معنای تماس یا یا فعالیت جسمانی نمی باشد.کسانی
که ا زکلمه نوازش صرفا به معنای لغوی آن یعنی فعالیتی جسمانی
را در نظر می گیرند گاهی علیرغم آگاهی خنده دار میشوند.و مثلا
د ریک مهمانی مدام این ور و آن ور می روند ،دست همدیگر را
می فشارند،با دست به شانه یکدیگر می زنند،همدیگر را بغل می کنند،
همیشه نیششان با زاست و آنقد ر به کلامشان حالت می دهند که آدم
میخواهد از دستشان فرار کند.
چقد رگفته پروفسور ادسون کالدول ارامش دهنده است که می گفت:
((عالیترین هدیه ای که یک فرد می تواند به فرد دیگری ارزانی دارد
حضور بی ادعای خود اوست.))
نوازش دیگران تنها به این دلیل که ما می خواهیم یا چون فرض بر
این است که باید این کا ررا بکنیم هر چند د رابتدا می تواند کام دیگری
را شیرین کند اما شیرینی بیش ا زاندازه نیز ممکن است دلزدگی بیا ورد.
دستورالعمل ما ممکن است نوازش دیگران باشد اما هیچ معلوم نیست
که دیگران طا لب آن باشند.
آیا تاکنون به چهره مات و مبهوت بچه ا ی نگاه کرده اید که پدر برای
سر گرم کردن و قطع شدن گریه اش او را بالا و پایین می اندازد.
بدیهی است که گریه بچه قطع می شود چون به سختی می تواندنفس
بکشد.بهترین تایید ی که میتوانیم به دیگران بدهیم اولا آگاهی از
حضور آنهاست و سپس دادن پا سخی بر اساس آنچه می گویند و
می کنند و انچه والد یا کودک ما دلش می خواهد. عشق و محبت
زمانی آغاز می شود که ما کودک درون دیگری را بینیم .
این کار مو قعی امکان پذیر است که ما ازا طریق رد یابی با خواسته
خود کنا رآمده باشیم.وقتی با تمرکز دادن آگاهی کامل خود بر حضور
دیگری توانستیم به روشنی همه چیز را ببینیم آنگاه می توانیم به نیاز
او پی بریم.
آیا لازم است دست روی شانه او بگذاریم؟یا فقط سکوت کنیم و به
چشمهایش خیره شویم؟سوالی بکنیم یا اصلا سوالی نکنیم؟پیشنهاد
کمک کنیم؟یا تقا ضای کمک ؟شور دادن نوازش به دیگران با عث
می شود که فراموش کنیم دیگران نیز چنین نیازی دارند. و بدین ترتیب
مخاطبی بی ملاحظه جلوه می کنیم.
همچنین ممکن است اشتیاق زیادی برای نوازش دیگران داشته باشیم،
یاجمله دوستت دارم را با لحنی چنان خشک و بی روح ادا می کنیم
که مخاطب ما رو حیه اش رااز دست بدهد.
وقتی مشتا قانه حاضر به نوازش کسی هستیم باید ا زخود بپرسیم چرا
دارم این کاررا میکنیم؟ برا ی اینکه باید؟ الزامی است ؟ مجبورم؟
آیا ما داریم معامله می کنیم؟ خیلی ها به مستمندان خدمت ماد ی میکنند
ولی از صحنه میگریزند هدایا ی آنها البته شکم خالی فقرارا پر
می کنند اما نه قلبهایشان را . بعضی لطف و مرحمتها است که
دریافت کننده رابدتر دچار احساس بی نوایی و درماند گی می کند.
قانون همیشگی این است:
از کودک دیگری، از احساس او، از مناعت نفس او حمایت کنید.
مردم غالبا به ویژه هنگام غم واندوه بیش از آنکه محتاج نصیحت و
کمک شما باشند ،به خود شما احتیاج دارند.
بهترین لطف حضور خود شماست.
مردم از یک گوش شنوا بیشتراستقبال می کنند تا از یک وراج اندرز گو.
شریک غم دیگران شدن بهتر از لب به دندان گزیدن است.
لردبایرن می گوید :
اشک عمق بیشتر ی را به ما مینماید تا تلسکوپ.
احساس ها اغلب از حقایق با ارزشترند.در این جا نیز آگاهی از وجود
دیگری کلید رمز است.ضعفا همیشه به قدرتمندان نیاز ندارند گاهی
ابراز شکستهایمان به دیگران می تواند به روابطمان کمک کند.هر
انسانی که یک روز در زندگی خود مزه شکست را چشیده باشد حرف
دیگر دلشکستگان را بهتر می فهمد ومی پذیرد.
اگر گاهی دلتان می خواهد گریه کنید بکنید.اشک ریختن بر رنج و درد
دیگران نوازشی است که کاملا درک می شود و به دل می نشیند.
از کتاب ماندن در وضعیت اخر
نوشته امی ب هریس
تامس ا هریس