باران و دریا

 

من همیشه به تو میرسم. به تو بر می گردم ای عشق

دوست داشتم بدانی که اغلب و همیشه به تو می رسم

تو مرا به فراسوی آغوش گرمت می بری

و من انگار زنده ام انگار پر کشیده ام

سرشار از شعف بودن

برخاسته ام برخاسته ام برخاسته ام

به همه می نگرم و آنها نیز شعف گون برخاسته ام

آه

چه رستنی در میان گل ها

بازو به بازوی تو

و با آهنگ نگاه زیبایت

وقتی که در نیستی و هستی سوسو می زنی

و من تابیده ام تابیده ام و نمی دانم چرا هر کلمه ای که از ذهن من می گذرد

از دهان تو خارج می شود

این بار آمده ای آمده ای آمده ای

و من هم

 

 

 

سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۹ + 21:23 + دریا +