باران و دریا

از تو بوی باران می آید

بوی یک شکفتن

بوی گرمی یک قلب

و دستانم را که در دست میگیری

می رویانی مرا در امتداد ساقه یک علف

همچون سنجاقک

و من باز هم سوار بر زیردریایی به اعماق میروم

و مغناطیس چشمان تو تنها نور در اعماق تاریکی است

و اینگونه انسان خدا را میبیند

که درست

رو به رویش نشسته است

و لبخند میزند

 

 

 

چهارشنبه بیستم اسفند ۱۳۹۹ + 10:33 + دریا +