|
باران و دریا
|
دوباره اوپرای شمس و مولانا اومد سراغم
احساس عجیبی بهم دست داد
چون اینبار حس کردم
من شمسم
شمس بودن و نه مولانا بودن
اصلا مولانا در این شعر از واژه راهنما استفاده میکنه
خیلی خدا را شاکرم برای شمس بودنم
خورشید محفل کسی بودن
درمان کننده درد کسی بودن
و زایل کننده اندوه کسی بودن
امید دهنده و عشق دهنده
شمس بودن
خدایا شکرت شکرت شکرت
سالها پیش در جستجوی عشقی نافرجام خداوند این اوپرا را به من هدیه داد
و حقیقتا یکی از بالاترین لذتهای زندگیم را با دیدنش بردم
عرفا وقتی شما را خواهند پذیرفت که خالص و پاک باشید
یا شما را خالص و پاک خواهند کرد