به سینه ناله وآهی که داشتم دارم هنوز بخت سیاهی که داشتم دارم هراس نیست ز غم تا پناه من عشق است هنوز پشت و پناهی که داشتم دارم به کوی عشق شدم سر سپرده و دانم هنوز شوکت و جاهی که داشتم دارم به سینه سوز و به دل غم به دیده اشک روان برای عشق گواهی که داشتم دارم گناه من همه این شد که دوستت دارم به جانِ دوست گناهی که داشتم دارم مراست قبله ی امید روی دلجویت به سوی قبله نگاهی که داشتم دارم بدین امید که از راه رفته باز آیی هنوز چشم به راهی که داشتم دارم اگر چه می گذرد عمر در شب تاریک امید پرتو ماهی که داشتم دارم هماره گوی چو «فرزین» امید لطف و وفا ز یار چشم سیاهی که داشت دارم*