|
باران و دریا
|
می دونید که من نسبت به خبرای منفی جهان خیلی فکر یا حس نمی کنم
چون به هرحال خیلی خیلی حالم بد میشم
مواجه شدم با چند تن از مردم میناب
چه اون ذختر بچه دوست داشتنی 8 ساله سر صف نماز جماعت
چه این پنج نفری که الان اومدن تو اتاق ما تو مدرسه
و گفتن ما اهل مینابیم
به چشمشون نگاه کردم و غمی عمیق را دیدم
و ناخودآگاه اشک ریختم
هرچند که هیچ وقت نخاسته بودم با اون فاجعه هم حسی کنم
چون قطعا دیوونه میشدم
😭😭
برای مردم میناب ارامش و شادی میطلبم
گرچه که به عنوان یک فعال صلح همیشه این چیزا رو قبلا هم می دونستم
که جنگ چقدر فاجعه بار