باران و دریا


جستاری در باب وسواس.


وسواس به ظاهر یعنی عدم تصمیم‌گیری، به عبارتی فرد توسط تعلل و اشتغال ذهنی هیچ کدام از دو طرف یک قضیه را انتخاب نمی‌کند. وسواس یک علامت است نه خود بیماری اما آن‌چه در دنیای درونی فرد اتفاق می‌افتد تنها عدم تصمیم‌گیری نیست، به عبارتی او به خود کمک می‌کند تا با انتخاب نکردن، “چیزی” از دست ندهد.
از دست دادن، همان چیزی است که در دنیای درونی یک فرد وسواسی دائما حضور دارد که به حالتی از تعلیق درآید. بنابراین وسواس به بیمار کمک می‌کند که “باشد” و بودن خود را با تصمیم‌گیری به مخاطره نیاندازد. برای روشن شدن مکانیزم‌های مرتبط با فرد وسواسی مثالی از آقای [م] خواهم زد.
آقای‌ م با نشانگان وسواس وارد فرآیند درمان شده بود، چیزی که سخت او را آزار می‌داد اعمال وسواسی شست و شو [مانند شستن دست‌ها به صورت مکرر، وضو گرفتن های تکراری یا غسل های متعدد هنگام استحمام] و افکار وسواسی[ مانند خواندن مکرر دعا، فکر تجاوز به افراد مقدس یا فحاشی به آن‌ها] بود. ما می‌دانیم که ذهن یک فرد مبتلا به وسواس به دنبال ساماندهی چیزی است که نامنظم و آشفته است. اما سوال این‌جاست که آقای م چرا از درون آشفته بود؟ و این آشفتگی چطور در ذهن منجر به تجاوز ذهنی یا فحاشی مکرر به مقدسات و .. می شود. بهتر است برای پاسخ این سوال که من گمان نمی‌کنم “تنها” پاسخ باشد، به عقب برگردیم.
زمانی که او کودکی ۵ ساله بوده و در یکی از جلسات بخاطر می‌آورد که همیشه خواب می‌دید در اتاقش دراز کشیده و از پنجره اتاق تیربرق کنار کوچه را تماشا می‌کند در همین لحظه چیزهای سیاه و کوچک روی تیربرق و سیم های متصل به آن می‌بیند که ناگهان به سمت او حرکت می‌کنند، آن چیزهای سیاه و کوچک که مشخص نبوده چیست وارد بدن او می‌شوند و در این حین بیدار می‌شود. این رویا بارها در کودکی او دیده می‌شود و هراس زیادی در او ایجاد می‌کند. اما سوال این‌جاست که کودکی در این سن چرا باید چنین رویایی را بارها ببیند. تداعی‌هایی او در همین جلسه بعد از بازگویی رویا نکته کلیدی است.
او بخاطر آورد که در آن دوران چطور از پدر خود هراس داشته، پدری کاملا خشک و متعصب که با آداب بسیار بالایی مناسک مذهبی اش را به جا می‌آورد، آقای م می‌گفت من در این سن همیشه سعی داشتم در نگاه پدر جایگاه ویژه‌ای داشته باشم [این مورد می‌تواند ترس از اختگی باشد که او تلاش می‌کرد برای فائق شدن به آن هر چه بیش‌تر با پدر همانند شود تا خطری متوجه او نشود] بنابراین برای نزدیک شدن به پدر سعی می‌کند او هم سخت و سفت به نظر برسد اما این تداعی چه ارتباطی با رویای او دارد.
ادامه دارد...
روان درمانی پویشی
*********

دوشنبه هشتم خرداد ۱۴۰۲ + 9:47 + دریا +