باران و دریا

وای اومدم پارک

راه برم

از خنده روده بر شدم

دیدم دو تا دختره دارن در کنار یه پسر نوجوون راه میرن

پسره همچین با یه غروری راه میرفت

دختره هم چادر سرش بود چسبیده بود بهش

یاد شاگردای خودم افتادم

که همش میان تو مدرسه و بهم میگن عاشقن

هوفففف

مند دیونه میکنن تا بهشون مجوز بدم با طرف باشن

هی

عشق؟

کاشکی نمیدونستم که شهوت با عشق خیلی فرق داره

😁

یکشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۳ + 23:3 + دریا +