|
باران و دریا
|
وای اومدم پارک
راه برم
از خنده روده بر شدم
دیدم دو تا دختره دارن در کنار یه پسر نوجوون راه میرن
![]()
پسره همچین با یه غروری راه میرفت
دختره هم چادر سرش بود چسبیده بود بهش
یاد شاگردای خودم افتادم
که همش میان تو مدرسه و بهم میگن عاشقن
هوفففف
مند دیونه میکنن تا بهشون مجوز بدم با طرف باشن
هی
عشق؟
کاشکی نمیدونستم که شهوت با عشق خیلی فرق داره
😁