باران و دریا

به نام خداوند اندیشه های پر مهر

...... (نام او)هرچند قانون این نبود که مستقیما صحبت کنم اما با توجه به اینکه عملکرد انطباقی و کاملا قانونی نشانه ای از عدم انعطاف است و با توجه به اینکه هرگز فرصت کافی برای حل مسائل به صورت شفاهی وجود ندارد و نیز بیان غیر مستقیم کتبی انگونه که می خواهم دلم را خالی و صاف نخواهد کرد مواردی را بیان می کنم چرا تلنبار اندوه ها جز خشم نتیجه ای ندارد و خشم دشمن هر رابطه ایست...

روزگار پیش من دختری بودم که در شرایطی به تو

عشق ورزیدم که ....

...... من آنقدر به شما مهر ورزیدم که طول مدت این دوسال هرگز نتوانستم از دست دادنت را باور کنم....

پ ن: می دونید یک تعداد نامه پست نشده دارم که تقریبا صد صفحه میشه و از سال ۸۴ همه اونا را بلاک کردم و جرات نکردم بازش کنم. این اندوه مدفون شده را سالها نگه داشتم

حالا کمی گره ها باز شده. و جرات کردم به سروقتش بیام

شاید بتونم عشقی را سالها پیش در وجود خودم گم کردم دوباره پیدا کنم

گرچه که معشوقی وجود ندارد یا اگر هم هست دیگر مثل سابق نمیشود....

پن: ولی خدایشش عجب بیان پرطمطراقی

موجب خشم میشود

خخخخخ

چه قدر بلد بودما

خداییش نه مثل الان خنگ

خخخخ

پن: خوب شد که من مثل او این نامه ها را نسوزاندم تا دست کم تاریخچه ای از گذشتم باشد

در بین این بایگانی حتا یک دستمال کاغذی از نقاشی او

یک برگه از کتاب که به من تقدیم شده است

و مجلاتی که با هم چاپ کردیم موجود است

و باعث یادآوری خاطراتی عجیب

پن ۴: کسی چه می دانست ما که روزی خود داستان می نوشتیم اکنون داستان شویم...

جمعه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۴ + 10:15 + دریا +