باران و دریا

 

خود را به هستي واگذار. واگذار كردن خود بسيار زيباست؛ زيرا تو را زيبا و برازنده مي‌سازد و فرصت بزرگي را پيش رويت قرار مي‌دهد. خدا خير و بركتش را در حجمي وسيع برتو جاري مي‌سازد.

كسي كه همواره در حال ستيز است؛ بسته و دور از دسترس خداوند مي‌ماند. كسي كه با هستي دشمني ندارد و به هيچ طريقي در صدد غلبه بر كسي يا چيزي نيست؛ در درسترس خداوند است. تمام در و پنجره‌هاي او باز است. باد مي‌تواند در او وارد شود و بر او بوزد. باران مي‌تواند بر او ببارد و خورشيد مي‌تواند بر او بتابد. پس خدا مي‌تواند در او وارد شود. خدا گاهي در شكل باد وارد مي‌شود گاهي در شكل باران و گاهي در شكل خورشيد. اين‌ها راه‌هاي ورود خدا در تو هستند. او هرگز در شكل خدا وارد نمي‌شود. خدا يك شخص نيست. تو خدا را در شكل يك شخص ملاقات نخواهي كرد. هميشه با او در شكل انرژي طبيعي تماس خواهي يافت. گلي كه شكوفه زده خدايي‌ست كه بر تو سلام مي‌كند و آسمان پرستاره....

خدا بازوانش را به روي تو گشوده است و آماده در آغوش گرفتن توست. اما خدا تنها زماني مي‌تواند تو را در آغوش گيرد و بر تو بوسه زند كه دست از ستيز برداري و گرنه چنان مشغول و درگير خواهي بود كه هيچ فرصتي براي عشق‌بازي با خدا نخواهي يافت.

زندگي يك رهرو بايد سرشار از عشق به خدا باشد. رهروي همان عشق‌بازي با خداست و به همين دليل آرامش، راحتي و رهايي عظيمي لازم است. اين تنها چيز لازم است.

 

 

 

 

مراقبه‌هاي اوشو

 

خود را به هستي واگذار.

از ترجمه زیبای مجید پزشکی تشکر می کنم.

 

پ ن: ما دوباره داريم مي‌ريم خودمونو به هستي واگذار كنيم خدا خودش رحم كنه.

 

پ ن ۲:

این هم پیام حافظ برای امام رضا رود ارس کدوم وره؟

 

ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکين کن نفس
منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام
پرصدای ساربانان بينی و بانگ جرس
محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار
کز فراقت سوختم ای مهربان فرياد رس
من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب
گوشمالی ديدم از هجران که اينم پند بس
عشرت شبگير کن می نوش کاندر راه عشق
شب روان را آشنايی‌هاست با مير عسس
عشقبازی کار بازی نيست ای دل سر بباز
زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس
دل به رغبت می‌سپارد جان به چشم مست يار
گر چه هشياران ندادند اختيار خود به کس
طوطيان در شکرستان کامرانی می‌کنند
و از تحسر دست بر سر می‌زند مسکين مگس
نام حافظ گر برآيد بر زبان کلک دوست
از جناب حضرت شاهم بس است اين ملتمس

دوشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۰ + 13:13 + دریا +