|
باران و دریا
|
اخيراً مرتب از من درخواست مي شود كه نگرش مناسب يك مربي ريكي را توضيح دهم . اين مطلب بسيار دشوار است،زيرا هر كدام از ما راه مخصوص خود را طي مي كنيم .معهذا علائمي وجود دارد كه ممكن است شما را به جهت درست هدايت نمايد و در مورد اين علائم مايلم صحبت كنم.
ريكي راه زندگي
اولين چيزي كه بايد درك شود اين است كه ريكي راه زندگي است.چيزي نيست كه براي نيم ساعت انجام دهيد و سپس براي 5/23 بعد آن را فراموش كنيد. اين ايجاب مي كند كه مربي با ريكي به معنايي دست پيدا كند كه در آن حل شود.در نتيجه راه با تو آغاز مي شود و با غيبت تو پايان مي يابد.در ژاپن ريكي راهي است كه، تو از حالا تا آخرين گام و آخرين نفس طي مي كني. آن زندگي تو مي شود.
دقيق تر اينكه،ريكي تو هستي و تو ريكي.هرچه بيشتر شخصيتت ،نقابهاي زيادت ،منفي کاری هايت و شرط هايت حل شود،بيشتر انرژي بر تو محيط مي شود.تو در خدمت ريكي هستي.
خلاء دروني
هرچه تمايلات و داستانهايت از اهميت كمتر و كمتري برخوردار باشند،خلا دروني گسترش يافته و جا براي انرژي باز مي شود.اين بدين معني نيست كه تو يك معتاد انرژي مي شوي؛كسي كه در هفت آسمان معلق است و ديگر حرف عادي هم نميتواند بزند. اين بدين معني است كه تو سرشار عشق ،نور، انرژي و شفقت مي شوي.اين چيزيست كه از بيرون ديده ميشود و از درون تجربه .زمانيكه بدنبال يك مربي ريكي مي گردي ، بدنبال اين ويژگي ها بگرد.زمانيكه با در نظر داشتن اينها بخودت مي نگري هميشه مي داني كجا قرار داري و زماني كه مي داني كجا قرار داري مي تواني روي جلا دادن وجودت بيشتر و بيشتر كار كني.درسطح عملي بهترين راه درك آن،درمانگريست.اولين سوال مربي من، "چيوكو ياماگوچي"از شاگردان جديدش كه ريكي غرب را تجربه كرده بودند اين بود كه :"آيا درمان مي كنيد؟"اگر آنها تكذيب مي كردند مي گفت:"پس چه چيزي را ميخواهي آموزش بدهي؟
اگر تجربه اي در درمان نداري؟" و اگر آنها تائيد مي كردند،سوال مي كرد:آيا شاهد شفائي هم بوده اند؟چنانچه جواب مثبت بود،لبخند مي زد.
او به من گفت كه دو تا سه درمان را در طول روز، براي 65سال داشته است.همچنين تجربه او بزرگ كردن 4پسر با ريكي بود. حالا كه خودم بچه دارم مي فهمم چگونه است.تمام روز زانوهاي كبود ،درد و تب را تجربه مي كني.
چيو كو يا ماگوچي تاثير قوي اي بر من گذاشت هميشه از خود مي پرسيدم كه چگون كسي كه راه صحيح ريكي را تجربه مي كند به عنوان يك فرد رشد مي كند.
مربي هاي ريكي متكبر زيادي را ملاقات كرده و درباره آنها شنيده ام.كه متعجب بوده ام،آيا من صحيح عمل مي كنم ؟
هزاران درمان و پيدايش مداوم انرژي ،فرد را فروتن می سازد و به او قلبي از طلا می دهد و دستانش تمام نگراني ها ،اضطرابها و ديگر مواد سمي را از بين مي برد.در يك درمان صحيح ريكي "شخصيت شما" از بين مي رود. دليل آن هم در طبيعت ريكي است .
معني كلمه ريكي
در اصل ريكي به معني "انرژ ي جان" يا "انرژي روح"است.جان چيزيست كه در همه ما مشترك است.به همه موجودات تعلق دارد،جاندار و بي جان.استاد اوسوئي در مصاحبه اي گفت:انسانها به عنوان تكامل يافته ترين مخلوقات هستي،توان انتقال اين انرژي جان را به ديگران دارند .ولي در "نظريه تكامل" راه بشريت ،اين ارتباط به سرچشمه،در طول راه از بين رفته است.ما طبيعت واقعي خود ،گوهر وجودي خود را فراموش كرده ايم.با همسويي ريكي ما به ياد مي آوريم كه چه هستيم.در نتيجه زماني كه همسويي مي گيريم يا وقتيكه درمان دريافت مي كنيم،انرژيِِ جان دوباره فعال مي شود و در نتيجه به آگاهي مي رسد و هرآنچه كه در آگاهي هست فعال و پرقدرت مي شود.
اتصال به گوهر وجود
زماني كه مجدد از اين طريق به گوهر وجودي خود مرتبط مي شويد،بيدرنگ احساس شادي مي كنيد.اين شادي تمام وجود شما را در بر مي گيرد.سپس از قلبتان به كساني كه در اطراف شما هستند پخش مي شود.در نتيجه اولين گام تغيير و دگرگوني است.ولي تغيير و دگرگوني آغازين فقط شكفتن است.تصور كنيد دري ،در بعد جديدي باز ميشود.شما در هيبت آنچه تجربه كرده ايد هستيد.ولي اكنون نوبت شماست كه تجربه كنيدو اين تغيير و دگرگوني را بعمل درآوريد.
به عمل درآوردن تغيير و دگرگوني
به گفته دكتر اوسوئي ريكي نيروي نهان دعوت به شاديست و داروي معنوي روح تمام بيماريهاست.همچنين گفته شده فرد نياز دارد كه ابتدا روحش قبل از جسمش درمان شود .بدين منظور نقشه عملي داده شده است :"اصول ريكي".
اين اصول مانند مانترا بايد به زبان اصلي از بر خوانده شود.از بر خواندن اصول فقط شروع است.اين اصول فلسفه نيستند،ولي دستور العملي براي زيستن يك زندگي شاد و سلامت است.
آنها بايد زنده باشند.خانم ياماگوچي يكبار به من گفتند:زماني كه اين اصول را با زندگيت درآميختي،كار درونيت انجام شده است.معلمي كه اين اصول را به عمل درآورد عطر خوشي را ساطع ميكند. اين عطر دانش نيست؛عطر تجربه و عشق است.اگر به دنبال معلمي هستيد ببينيد آيا با چيزي كه درس ميدهد زندگي مي كند؟(خرد دلتان و اولين برداشت شما به شما ميگويد كه به عنوان يك معلم مهربان باشي و به شاگردانت كمك كن و با خودت سختگيرنباش)
خانم ياماگوچي مي گفت:آخرين اصل ريكي مهمترين است"با ديگران مهربان باش"اين مهرباني دو جنبه دارد.اولي توسعه شفقت است كه با كمك كردن يعني دادن درمان و داشتن قلبي باز،تهي كردن آلام شخصي و وابستگي بدست مي آيد.شفقت يكباره خودش وارد قلبتان نمي گردد.با سپاس متصل است و گنج نادريست.اجازه بده قلبت باز شود.با ديگران مهربان باش. با اطرافت و خودت.دومين جنبه مهرباني ريكي ويژه است.در همسويي و يا درمان ،شما انرژي جان را در مراجعه كننده فعال مي كني و اين بزرگترين هديه است كه مي توان به فردي داد.ارتباط مجدد با جوهر وجوديش را تجربه ميكند.
پيشنهاداتي براي مربيان و شاگردان
براي كمك به فرآيند دروني شما پيشنهاد ميكنم:
1)واقعاً با خود و ديگران صادق باشيد .به خود و ديگران دروغ نگوئيد ،حتي اگر گفتن حقيقت براي شما زيان بار باشد.اين بدين معني است كه بازي كردن را متوقف كنيد.گول زدن خود و ديگران را متوقف كنيد بخصوص وقتيكه خودتان را گول مي زنيد برخلاف طبيعت خود عمل
مي كنيد و اين چيزيست كه درون خودتان را نمي بخشيد.به ياد داشته باشيد كه هر بار عادت بد يا الگوي قديمي را دنبال مي كنيد،مجدد آن را تقويت مي كنيد.هم اكنون آن را متوقف كن . به ياد بياور اولين جمله ريكي را"فقط امروز" (kyodakawa)
2)همين كه هستي را گرامي بدار.خواهان اين و آن نباش .هم اكنون،در اين لحظه توقف كن و خودت را به همين صورت دوست بدار. به خطاها،كوتاهي ها و ندانستن ها اعتراف كن.و از آنها لذت ببر.چه آزادي به شما مي دهد.
3)الگوهاي منفي را رها كن.افكار و الگوهاي قديمي به ملاقات شما مي آيد.ابتدا به آنها آگاه شو و هرگز با آنها مقابله نكن.راحت باش و هرآن چه به مغزت مي آيد بپذير.زماني كه آگاهي به فكر يا احساسي كه دوست نداري مشغولت می كند،انرژي زا كردن آن را متوقف كن.بخاطر داشته باش كه اين شما هستيدكه به فكر مي انديشيد و هيجان را احساس ميكنيد. فقط نه بگو...هرچه را انرژي زا كني رشد مي كند و قوي ميشود.هر آنچه را كه انرژي ندهي از بين مي رود.
4)هم اكنون به موقعيت هاي ناسازگار بپرداز، آنها را به آينده ببر.اگر با كسي مشكل داري،در همان لحظه وقوع آن را حل كن ، بدون درگير شدن با ديگري .اين راه ،تجمع حركات آني شمارا مانع مي شود.چنانچه تاسف چيزي را در زندگي مي خوريد،تلاش كنيد و هم اكنون آن را رفع كنيد.همين حالا.
5)قضاوت را رها كن و جائي براي هرآنچه كه در زير آسمان است بوجود آور.خود را مورد قضاوت قرار دادن درون را خالي مي كند.عملي كه از خلا بيرون ميآيد متبرك است.
6)مسئول زندگي خودت باش و گناه،ترس و نگرش منفي خود را به ديگري نسبت نده.زماني كه مسئوليت كارهاي خودت را به عهده گرفتي ،فكر و احساس تو فروتن مي شود.در ملاقات ديگران فروتني را تمرين كن.
7)شكايت نكن.آنچه كه براي تو و در اطراف تو اتفاق مي افتد قسمتي از داستان زندگي توست.هرچه را كه تجربه مي كني تو هستي.آن را جشن بگير.
8)اجازه بده احساس گناه و ترس تو بروند.ترس و احساس گناه ذهن را مسموم مي كنند.اگر مي خواهي سالم بماني از آنها دوري كن.
9)با والدينت در صلح باش.چه زنده و چه غير زنده.آنها كليد خوشبختي تو هستند.اگر به درستي با آنها ارتباط داري و آنها را بعنوان والدين دوست مي داري ،با نيروي ماه و خورشيد تغذيه مي شوي و دايره انرژي كامل مي شود.با كامل شدن آن يك موجود تازه مي تواند متولد شود.
توصيه هاي عملي
1)خوبی هاي خود را بيدار كن. آگاه باش به آنچه كه هستي و هرآنچه كه در اطرافت اتفاق مي افتد. خوبی هايت را بكار گير.آگاهي كمك مي كند ارزش زندگي را بداني و دانستن ارزش به قلبي باز مي انجامد.
2)در مورد چيزهايي كه نمي داني صحبت نكن و تمرين كن كه بگويي"نمي دانم".
معلمي كه به دانستن همه چيز تظاهر ميكند نمونه یک بيمار است.بهترين دارو خود شما مي باشيد.
3)براي روابط اجتماعي خود ارزش قائل شو.به مربيان هميشه اين پيشنهاد را داشته ام که براي گنج دوستي ارزش نهند.يك شراكت سالم نيز بسيار مهم است.
بعد از اينكه معلمي در كارش به پختگي خاصي رسيد شاگردانش او را مورد انتقاد قرارنمي دهند.
تعداد بيشماري از معلمان شناخته شده را ديده ام كه به خارج از كشورمي روند.زيرا آنجا كسي آنها را ارزیابی نمي كند.دوستانتان به شما مي گويند كه چه موقع زياده روي كرده ايد.
4)در راه معنوياتتان همه چيز را شفاف نگه داريد وچندين كار را هم زمان انجام ندهيد.در زندگي ممكن است دانستن چگونگي انجام كارهاي متعدد كمك باشد ولي در دنياي درون شما فضاهاي با ارزش را با مقدار زيادي خرت و پرت هاي روشنفكرانه پر كرده ايد.خانه تان را تميز نگه داريد.آن وقت است كه ميهمان مي آيد.
نوشته:آرجا واپيتر
ترجمه:ژاله مخزني